از ویژگی های ممتاز تفكر آدمی آفرینندگی یا خلاقیت است. و از همین روست كه امروزه یكی از مهمترین هدفهای آموزش و پرورش مترقی و پیشرفته جهان «پرورش خلاقیت» دانش آموزان و دانشجویان است.
در حل مسئله فرد با موقعیتی روبرو میشود كه باید برای آن یك راه حل بیابد، اما در آفرینندگی فرد هم موقعیت مسئله و هم راه حل آن را خود میآفریند. تاكید آفرینندگی براثر یا بازده فكری تازه است. آفرینندگی به راههای تازه، اصیل، مستقل، و تحلیلی اندیشیدن درباره انجام كارها میانجامد (وولفولك1987، به نقل از سیف۱۳۸۱)
در موضوع آفرینندگی گیلفورد دو مفهوم عمده «تفكر همگرا» و «تفكر واگرا» را مورد توجه قرار داده است. از نظر او تفكر همگرا با هوش رابطه دارد و تفكر واگرا ویژگی مهم آفرینندگی است. تفكر همگرا و واگرا دو وجه عمده تفكر انسان هستند. تفاوت در این است كه در تفكر همگرا نتیجه از قبل معلوم است، یعنی همیشه یك جواب درست یا غلط وجود دارد؛ اما در تفكر واگرا جواب قطعی وجود ندارد، و تعداد زیادی جواب احتمالی ممكن است موجود باشند كه از نظر منطقی هر یك از آنها درست است.
پاول تورنس (1962- 1966 – 1998) در جدیدترین اظهار نظرش درباره آفرینندگی از آن سه تعریف را ارائه كرده است:
در تعریف وابسته به بقاء آفرینندگی یعنی كنار آمدن فرد با موقعیت های دشوار است.
در تعریف پژوهشی فرایندهایی از قبیل فرایند حس كردن مشكلات، شكاف در اطلاعات، عناصر گم شده، چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدسها و فرضیه ها؛ تجدید نظر كردن و دوباره آزمودن آنهاو بالاخره انتقال نتایج مدنظر است.
در تعریف هنری آفرینندگی:
مانند خواستن دانستن است.
مانند رفتن به آبهای عمیق است.
مانند خط زدن خطاهاست.
مانند ایجاد سوراخ برای دیدن است.
مانند خواندن به سبك خود است.
مانند ساختن قصرهای شنی است.
آفرینندگی مانند دست دادن با فرداست.