باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 190 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
حق جهنمی شدن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اين مقاله توسط آقاي محمدجواد جاويد براي سايت باشگاه ارسال شده است/ با تشكر از ايشان

 
   ● نويسنده: محمد جواد - جاويد

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

در دنیای امروزی بسیاری از مرزهای سنتی کنار رفته اند؛ اموری که تا یک قرن پیش منکر بودند و برای آنان مجازات تعیین شده بود، امروزه مباح شده اند و حوزه حرامهای شرعی و اخلاقی کاهش یافته است. امروزه دولتهایی آزاد تر و مترقی تر تلقی می شوند، که از مرزهای محدودیتهای اخلاقی گذشته، عبور کرده باشند. بعنوان مثال عفاف و حیا از جمله ارزشهای اخلاقی و عرفی بود که امروزه هر چند هنوز از بین نرفته اما از محدوده حوزه اخلاق گریخته و قرائتهای دیگری به خود گرفته است.

یکی از سوالهای اساسی که در این بین ممکن است ذهن برخی از اندیشمندان را بخود معطوف دارد، حق جهنمی شدن است؟ یکی از پرسشهای مهم انسان امروز این است که آیا اساسا می توان به بهشت رفتن را حق آدمی دانست تا در آن صورت جهنمی شدن خلاف حقوق و انتظار او باشد؟ اینکه در بسیاری از روایتهای دینی شأن انسان را بهشت دانسته و تاکید شده تا به کمتر از آن خود را نفروشد، گزاره هایی بسیار پر ارزش بوده و نشان از کرامت انسان و جایگاه ویژه او در نظر آفریدگار اوست. اینکه طبق متون انجیلی و اسلامی انسان شبیه یا جانشین خداست، و اینکه اساسا چنین اوصافی از انسان تا چه میزان حق جهنمی شدن او را زیر سوال می برد، مقوله کلامی مفصلی خارج از حوصله این مختصر را می طلبد، اما این سوال که از منظر اجتماعی و عقلانی تا چه میزان بشر مجاز به جهنمی ساختن خود است تنها زمانی قابل ارزیابی است که در کانون اجتماع بشری مورد تفصیل قرار گیرد. چراکه جهنمی شدن فرد در جامعه قبل از جهنم رفتن خود او، ممکن است تمام مسافران کشتی بشریت را نیز غرق کند. در نتیجه در اولین برداشت می توان گفت که برای انسانی که در جمع و جامعه می زید، حق جهنمی شدن و در پی آن تدارک عملکردی برای رسیدن به این مقصود، خلاف عقل جمعی و آرمان انسانی است.

این مقدمه از آنروی اهمیت دارد تا ما را به تأمل در برخی محظورات اجتماعی جامعه امروزمان وادارد. همانگونه که نمی توان همگان و حتی برخی را به زور سر نیزه به بهشت برد، آیا می توان در جامعه همه را مجبور کرد تا مطابق قانون خلقت بسوی تکامل و تعامل و رشد حرکت کنند؟ چه بسیار افرادی که قائل به نوعی حقوق تامه برای خویشند و این حق را نه از متن جامعه که ناشی از آزادی مطلق انسانی خویش می دانند. آیا اینان مجازند تا هر آنچه زشت و حرام است در حق خود انجام دهند؟ مسلما اگر چنین حقی وجود داشته باشد در جامعه مقید و محدود می شود. و انسان ناچار است تا کشتی اجتماع را با همراهی و همکاری با دیگر شهروندان به سر منزل مقصود برساند. در این میان مساله ای بنام سانسور و فیلترینگ تا چه میزان قابل ارزشگذاری است؟

در پاسخ باید گفت که در گذشته جهنم بخشی از جهان اندیشه های ما بوده است. دانشنامه لاروس (Larousse 1966) فرانسه و روبرت (Le Robert) در مقابل ترجمه کلمه جهنم Enfer زبان به حکایت جالبی می گشایند: "جهنم بخشی از کتابخانه است، محلی است که در آن کتابهای ممنوعه و غیر مجاز نگهداری می شود." از قرن 17 تا قرن 20 میلادی بسیاری از کتابخانه های بزرگ اروپا از آن جمله کتابخانه ملی فرانسه دارای بخشی بودند که استفاده از آن صرفا محدود به برخی اهل فکر، روحانیون وروشنفکران بود و عموم مردم مجاز به ورود به این بخش و حتی اطلاع از وجود چنین کتابهایی نبودند. در بسیاری از گزارشها مدیران کتابخانه ها در لیست کتابهای خود صرفا کتب مجاز را می نگاشتند و در صورت سوال از وجود کتب ممنوعه، آنان اجازه جواب نداشتند. نگهبانان جهنم حتی می توانستند دروغ بگویند. دروغی که مصلحت جامعه در آن توجیه می شد. هر چند کتابخانه بزرگ واتیکان در روم هنوز هم بنا به مصالح کلامی، دینی و اخلاقی به نگهبانی از این جهنم می پردازد، جهان قرن 21 تمام هنجارهای گذشته را درهم ریخته و به آسانی کلید جهنم را بدست گرفته است. بسیاری از این کتابها امروزه با تمام محتوای خود در شکلها و فرمهای مختلف روی شبکه جهانی اینترنت برای همگان قابل دسترسی هستند. اما واقعیت آنست که هنوز هم ما در جهان فرامدرن درگیر قوانین ورود به جهنم هستیم. مثلا کتابی چون خودآموز خودکشی در فرانسه اجازه چاپ ندارد و اگر چاپ شود باید فورا از کتاب فروشی ها جمع آوری شود، اما از بین نمی رود. والری گام، مسئول سرویس حقوقی کتابخانه ملی فرانسه معتقد است که شاید تا مدت زمان دیگری بتوان این نوع کتاب ها را نیز از جهنم خارج و وارد بازار عمومی کرد.

سوال اینجاست که ما بعنوان کشوری مسلمان و در چارچوب اصول اسلامی تا چه میزان مجازیم از این سفره جهنمی بهره بگیریم؟ مشکل اصلی عصر حاضر، رسالت قضایی از یک طرف و حق تحقیق و تفحص علمی از سوی دیگر است. مشکلی که جامعه امروز ایران هم بشدت با آن گریبانگیر است. در اینکه سانسور بخشی از حقوق جمعی جامعه در برابر آزادی خواهی فردی افراد است و ضامن تامین این حق، حکومتها و از آن جمله حکومت اسلامیست، شکی در آن نیست، اما در اینکه متخصصین ومتکفلین چنین مسئولیتی چه کسانی باید باشند، جای سوال است. نویسنده این سطور در طی سه روز اخیر به نمونه های بسیار تامل برانگیزی در نظام فیلترینگ و سانسور شبکه اینترنتی برخورد کرده است که نه حکایت از تامین حق جمعی بلکه در بسیاری از موارد نشان از بی تجربگی، بی دقتی و یا احیانا فراموشی و اشتباه مسئولان این امر دارد. بالاخص بنظر می رسد که بعنوان مثال محدودیتهای جستجوی کلمه ای بشکل بسیار ناشیانه ای تدارک دیده شده است. برای نمونه اگر از پیش کلید جهنم را در اختیار ندارید، می توانید به جستجوی کلمات زیر در گوگل فارسی بپردازید:

کیرکگارد، مارکس، اشعه ایکس، پنیر لوشکیری، دیفراکسیون، استان هاتای، homo sapien و... پاسخ شما مشخص است: "مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد." نتیجه روشن است (اگر مقید به قانونید به ذبح علم بپردازید در غیر اینصورت از فیلتر شکن استفاده کرده و ساعتها وقت خود را تلف کنید !)

این پدیده برای آندسته از افرادی از جامعه که در جستجوی تحقیق و مطالعه علمی هستند یک فاجعه و البته برای برخی قانون شکنان فیلترشکن چیزی جز یک بازی ساده موش و گربه بیش نیست.

 

    72 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اینترنت (278)
●   فيلترينگ (5)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:08/03/1385

تاريخ شمسی نشر:08/02/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب