ژنرال «پرويز مشرف» رئيس جمهور پاكستان صراحتاً اتهام هاى دولت افغانستان را رد مى كند. دولت افغانستان اعلام كرده است كه پاكستان از باقى مانده گروه طالبان درخاك كشور خود حمايت مى كند. با وجود آنكه ژنرال از اين اتهامات به عنوان ادعاهايى پوچ و بى معنى ياد كرد اما از قرار معلوم چندان موفق به متقاعد كردن دولت همسايه در اين مورد نشده است. البته تنها دولتمردان افغانستان نيستند كه انكار و قسم هاى ژنرال را باور ندارند، بلكه ديپلمات هاى اروپايى مقيم اسلام آباد نيز كم و بيش اين اتهام ها را باور دارند و درست به مانند وزير خارجه جديد افغانستان يعنى «رنگين دادفرسپنتا»،تكذيب هاى مشرف را قابل باور نمى دانند.شواهد حكايت از اين دارد كه بخشى از نهادهاى امنيتى پاكستان به ويژه واحد موسوم به Isi همانند گذشته رابطه خود با شورشيانى را حفظ كرده اند كه سال ها پيش با كمك هاى نهادهاى امنيتى غرب از آنها پشتيبانى مى كردند. چندى پيش يكى از كارشناسان ارشد امور افغانستان به نام «بارنت آ. رابين» از سوى «شوراى روابط خارجى ايالات متحده» ماموريت يافت تا گزارشى تحقيقى در مورد روابط احتمالى دولت پاكستان با شورشيان افغان و به ويژه طالبان تهيه كند. در گزارش رابين آمده است كه بخش هايى از دولت پاكستان در ارتباط با مبارزه با طالبان هيچ فعاليتى ندارند. مشرف نه تنها بايد كشورهاى خارجى- و در راس آنها متحدش آمريكا _ را نسبت به نقش و تعهدش به «جنگ بر عليه ترور» قانع كند بلكه همزمان بايد نيروهاى اپوزيسيون در داخل كشور را نيز در اين مورد به باور برساند، نيروهايى كه اتهامات عنوان شده از سوى كابل را دستاويزى براى حمله و انتقاد به پرويز مشرف قرار داده اند. «حزب مردم پاكستان» كه به نخست وزير سابق و در تبعيد يعنى «بى نظير بوتو» تعلق دارد، مشرف را متهم به اتخاذ «سياستى بى هدف» كرده است، سياستى كه به هيچ وجه قادر به امنيت و كنترل مرزها نيست. ائتلاف مسلمانان مخالف دولت پاكستان هم با به كارگيرى لحنى ضدآمريكايى، عقيده دارد كه مشرف همه اقداماتش را كاملاً دست بسته انجام مى دهد زيرا به عقيده اين گروه رئيس جمهور پاكستان تنها به پشتيبانى هاى آمريكا اتكا دارد و اين مسئله موجب اقدامات نظامى ضدحقوق بشرى اين دولت شده است. اسلام گرايان پاكستان نه تنها حمله هوايى ارتش آمريكا به دهكده«دامادولا» را در ژانويه گذشته كه موجب كشته شدن ۱۸ نظامى و غيرنظامى شد، فراموش نكرده اند بلكه اين عمليات را نشانه اى از كم تحركى ارتش پاكستان عنوان مى كنند. حمله به مناطق قبيله نشين كه در سال ۲۰۰۴ مايه افتخار مشرف بود، در حال حاضر به طور كامل متوقف شده است.بنا به گفته مقامات دولتى در اسلام آباد، طى دو سال و نيم گذشته در ايالت وزيرستان پاكستان، هزاران شورشى و هفتصد سرباز ارتش كشته شده اند. آمارى كه چندان معتبر به نظر نمى آيد. بر اساس تحقيقات روزنامه نگاران در مناطق تحت كنترل پشتون ها، خبر از «دولت طالبان» در اين مناطق به گوش مى رسد و از قرار معلوم اين به اصطلاح دولت در مناطق دورافتاده مرزى در حال شكل گرفتن است و در حال حاضر چهل هزار عضو و هوادار دارد. از ظواهر امر چنين بر مى آيد كه اسلام آباد نسبت به اين به اصطلاح دولت كه بخش اعظم اعضا و هواداران آن در داخل مرزهاى پاكستان به سر مى برند، واكنشى نشان نداده و در واقع تسليم اين وضعيت شده است. يكى از ناظران امور پاكستان مى گويد:« اقدامات دولت در وزيرستان تا اندازه اى است كه از نظر سياسى مجاز به آن باشد.»پرويز مشرف در حال حاضر از چند جهت تحت فشار قرار دارد. مردم مناطق قبيله نشين پاكستان چندان تمايلى به حمله و اقدام نظامى بر عليه هم مسلكان خود در مناطق كوهستانى ندارند. احزاب مذهبى پاكستان هم كه دولت هاى محلى شمال غرب اين كشور را در اختيار دارند، به نوعى در سراسر پاكستان قدرت خود را گسترانيده اند. و مشرف با همه وجود خود، نفرت توأم با خطر اين گروه ها و احزاب را حس مى كند. مشرف پس از رسيدن به قدرت در سال ۱۹۹۹ بارها هدف حملات تروريستى قرار گرفته است و علاوه بر آن نخست وزيرش يعنى «شوكت عزيز» نيز كوتاه زمانى قبل از نشستن بر صندلى نخست وزيرى به طرزى معجزه آسا از يك حمله انتحارى جان سالم به در برد. به تازگى بر عليه چهار نفر از عوامل آن ترور، احكام مرگ صادر شده است. مخالفت ها و تحريك هاى بنيادگرايان راديكال پاكستان تنها متوجه ايالات متحده آمريكا و به قول آنها عروسك خيمه شب بازى اش پرويز مشرف نيست بلكه اين گروه نسبت به اروپا هم احساس تنفر دارند. به عنوان شاهدى بر اين مسئله مى توان از تظاهرات اعتراض آميز آنان به خاطر چاپ آن كاريكاتورهاى توهين آميز ياد كرد، تظاهراتى كه در نوع خود از خشونت بارترين حركات اعتراضى در اين مورد به شمار مى آيد.تهديدهاى گروه هاى افراطى و راديكال در پاكستان به امرى روزمره و سراسرى تبديل شده است ، اما شايد كمتر كارشناس و ناظرى به توانمندتر شدن سياسى نيروهاى مذهبى راديكال پاكستان باور داشته باشد. اما بد نيست بدانيم كه در حال حاضر يك پنجم كرسى هاى پارلمان در اختيار اين گروه ها (و به ويژه پشتون ها) است و آنها از همه پتانسيل انتخاباتى خود استفاده كرده اند. پرويز مشرف در حال حاضر بيشترين فشارها را از ناحيه اپوزيسيون قانونى احساس مى كند. چهره هاى برجسته و اصلى اين اپوزيسيون يعنى «نواز شريف» و «بى نظير بوتو» نخست وزيران سابق پاكستان هستند كه در تبعيد به سر مى برند اما ظاهراً هر لحظه آماده بازگشت و شركت در انتخابات پارلمانى هستند كه در پاييز سال آينده برگزار مى شود. به تازگى اين دو نفر در لندن پيمانى موسوم به «برنامه زمان بندى شده براى دمكراسى در پاكستان» را امضا كرده اند. مسئله جالب توجه در اين مورد اينكه اين دو رهبر اپوزيسيون كه پيش از اين به عنوان دشمن سياسى يكديگر لقب گرفته بودند، حال به صورت مشترك آمادگى خود براى بازگشت به پاكستان را اعلام كرده اند. ناظران سياسى در اسلام آباد بر اين عقيده اند كه بوتو و شريف در مورد اين بازگشت مشترك، كاملاً جدى هستند. دستگيرى احتمالى اين دو نفر نيز پيامدى جز افزايش فشارها و تنش ها نخواهد داشت و شانس آنها را در انتخابات بيشتر خواهد كرد. بوتو و شريف ظاهراً تاكتيكى را انتخاب كرده اند كه اساس آن بهره گيرى از اسلام گرايان افراطى (و نه از احزاب خود) براى تحت فشار قرار دادن مشرف و در نتيجه اتخاذ موضع دفاعى از سوى رئيس جمهور است. با اين حال هنوز هم ژنرال مشرف از متحدان قدرتمندى برخوردار است كه رشته اين اتحاد هم به قوت خود باقى است. البته يكى از متحدان وى يعنى وزير كشور پاكستان به تازگى گفته است كه در مورد همكارى در كابينه آينده به رهبرى بوتو، نظر منفى ندارد! با اين حال در حال حاضر هيچ كس در عرصه سايسى پاكستان نه مى خواهد و نه مى تواند در اين بازى سياسى پردسيسه اين ژنرال حيله گر وارد شود، زيرا پرونده اعمال بسيارى از سياستمداران پاكستان در دست پرويز مشرف است. رئيس جمهور پاكستان در حال حاضر در اين انديشه است كه با احتياط كامل و قبل از انتخابات، مقدمات انتخاب دوباره اش توسط پارلمان فعلى را فراهم كند. اما قضات قانون اساسى پاكستان اعلام كرده اند كه اين مجلس نمى تواند بيش از يك بار رئيس جمهور را انتخاب كند. البته از زمان به قدرت رسيدن مشرف ثابت شده است كه قانون اساسى پاكستان انعطاف پذيرتر از آن است كه تصور مى شود و مى توان تفسيرهاى متعدد و جديدى از آن ارائه داد.
• دولت جديد طالبان در پاكستان
با ديدن تصاويرى از يك فيلم تبليغاتى تهيه شده توسط گروه هاى تروريست در افغانستان كه در اينترنت منتشر شده است، اين احساس دست مى دهد كه گويى همه چيز به دوران طالبان بازگشته است، سرهاى بريده شده، جنازه هاى در حال تجزيه در ميان زباله ها و... اما جالب آنكه به اصطلاح لوكيشن اين فيلم ايالتوزيرستان پاكستان است كه در كنار مرزهاى غربى اين كشور قرار دارد. اين ايالت بزرگ و قبيله اى پاكستان، در عمل هيچ ارتباطى با دولت مركزى ندارد و به صورت خودمختار عمل مى كند و از آنجايى كه ورود خارجيان هم به اين ايالت ممنوع است، اطلاعات چندانى از داخل آن وجود ندارد. با اين حال گزارش مى رسد كه وزيرستان تبديل به دژ مستحكم به اصطلاح آن «جنگجويان الهى» شده است. بر اساس همين گزارش ها در شمال وزيرستان يك دولت به اصطلاح اسلامى تشكيل شده و تلاش براى گسترش اين دولت به وزيرستان جنوبى ادامه دارد. به گزارش يكى از سايت هاى اينترنتى، گروه طالبان در اين ميان دست به تشكيل «جنبشى مردمى با حمايت هاى اقوام محلى» زده است.القاعده و ديگر گروه هاى تندرو، در اين منطقه پناهگاهى امن و راحت پيدا كرده اند و هر روز احتمال اينكه «اسامه بن لادن» در وزيرستان باشد، بيشتر قوت مى گيرد. بى ترديد اين منطقه كوهستانى همچون ديگر ايالت هاى مرزى پاكستان (به عنوان مثال بلوچستان) به عنوان منطقه اى مناسب براى طراحى و لجستيك حمله هاى تروريستى بر عليه افغانستان به كار مى آيد. به گزارش سايت هاى اينترنتى به احتمال قوى تنها در شمال وزيرستان ۲۷هزار شورشى در حال تمرين و آموزش هستند و سيزده هزار نفر ديگر از آنها نيز در جنوب اين ايالت به سر مى برند. تا ماه فوريه گذشته در مجموع گروه طالبان يكصد حمله انتحارى را طراحى و به اجرا درآورد، حملاتى كه همگى با هدف گسترش قدرت طالبان در ايالت هاى ديگر افغانستان از جمله پكتيا، خوست، هلمند و زابل انجام گرفته است. همان سايت هاى اينترنتى در اواسط ماه مارس حملات جديدى را از سوى به اصطلاح آن جنگجويان الهى پيش بينى كردند و درگيرى هاى اخير در افغانستان ظاهراً آن پيش بينى را تاييد مى كند. در جنوب افغانستان موج جديدى از خشونت جريان دارد كه از ديگر مناطق گسترده تر به نظر مى آيد. نبايد فراموش كرد كه در خلال حمله آمريكا به افغانستان در سال ،۲۰۰۱ شمار زيادى از پيكارجويان طالبان از طريق مرزهاى پاكستان به سوى ايالت وزيرستان گريختند. اين ايالت كوهستانى با آن راه هاى به شدت صعب العبور،چندان قابل دسترسى نيست و به همين دليل مى تواند به عنوان پناهگاهى امن مورد استفاده قرار گيرد. علاوه بر آن، ايالت وزيرستان همواره به عنوان ايالتى محافظه كار و به شدت متعصب معروف بوده است. شورشيان افغانستان از راه هاى صعب العبور اين ايالت (كه غالباً براى قاچاق كالا و مواد مخدر مورد استفاده قرار مى گيرد) براى ورود به پاكستان استفاده مى كنند و تقريباً بدون هيچ مانعى وارد اين كشور مى شوند و ارتش هم معمولاً نمى تواند اقدامى بر عليه آنها انجام دهد. عدم توفيق دولت مركزى پاكستان در كنترل افراطيون تندرو اين كشور، باعث شده است تا طالبان به راحتى در خاك پاكستان به تجديد سازمان و قوا بپردازند. با وجود حملات تقريباً هميشگى ارتش پاكستان به پناهگاه هاى احتمالى تروريست ها در مناطق مرزى، تا به امروز موفقيت چندانى نصيب دولت و ارتش اين كشور نشده است. گروه طالبان با مردم غيرنظامى اين منطقه همبستگى هاى زيادى دارد و به نوعى در ميان آنان به اصطلاح حل شده است و همين امر باعث مى شود كه دولت مشرف براى پرهيز از قيام مردمى در كنار مرزها، دست به حملاتى شديدتر بر عليه اين گروه نزند. اما آنچه در اينجا به عنوان يك پرسش باقى مى ماند اينكه دولتمردان نظامى پاكستان تا چه اندازه مى توانند به نيروهاى ارتش و ماموران امنيتى Isi اعتماد كنند، اين درحالى است كه دولت پاكستان هر روز گزارش هايى مبنى بر ارتباط نيروهاى امنيتى و ارتش با تندروهاى افراطى دريافت مى كند. واقعيت اين است كه دولت پاكستان تا پيش از حملات يازده سپتامبر، با پول و نفرات از گروه طالبان حمايت مى كرد و ارتباط عميق ميان نيروهاى امنيتى و ارتش اين كشور با گروه طالبان ريشه در آن دوران دارد. البته از نظر القاعده و طالبان، ژنرال مشرف كه با كودتاى نظامى در سال ۱۹۹۹ روى كار آمد، يك خيانت كار محسوب مى شود. يكى از رهبران القاعده به تازگى در فيلمى ويديويى از مردم پاكستان خواسته تا دولت مشرف را سرنگون كنند و به ويژه ارتشيان پاكستان را تشويق به نافرمانى از اين ديكتاتور نظامى كرده است.