باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 173 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مشارکت آلمان در برنامه هسته ای ایران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد - امیرمحمدی بهراسمان

ارسال كننده: محمد امیرمحمدی بهراسمان

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 
سير فعاليت هسته اي ايران و درگيري آلمان در آن
آمريکايي ها پيش از آلماني ها در سال 1959 اولين گام ساخت تاسيسات هسته اي در ايران برداشتند و در سال 1967 اولين مرکز تحقيقات هسته اي را با همکاري سازمان انرژي اتمي‌ايران بناکردند. تهران در آن زمان پيشگام اجراي سياستهاي واشنگتن در خاورميانه بود و آلمان نيز نقش مهمي‌در ارائه کمک هاي سياسي و نظامي‌به ايران ايفا مي‌نمود. در اين قسمت سعي بر اين است تا سير فعاليت هسته اي ايران به طور مختصر از ابتدا تا حال حاضر بيان شود. اولين تلاش هاي ايران براي دستيابي به فناوري هستهاي به دهه 50 ميلادي باز ميگردد. شاه ايران در اين دوره به برنامه هاي هسته اي توجه زيادي داشت و تاکيد فراواني بر ايده " اتم براي صلح " داشت و با توجه به تعريف ايران در بلوک غرب و همسايگي با اتحاد شوروي اتمي‌شدن ايران اهميت زيادي داشت.
آيزنهاور، رئيس جمهور وقت آمريکا، بارها در ديدار سران انگلستان، فرانسه و آلمان غربي، وحشت خود را از حمله ناگهاني اتحاد جماهير شوروي به مرزهاي شمالي ايراني و افتادن ايران به دام کمونيسم و در نتيجه از دست رفتن پايگاه مهم غرب و از هم گسستن کمربند بازدارندگي کمونيسم در جنوب مرزهاي شوروي اعلام کرده بود. آيزنهاور اذعان ميداشت براي حفظ منافع آمريکا لازم است ايران اتمي‌شود و لذا شاه مورد حمايت هستهاي آمريکا و ديگر متحدان غربي گرديد.
ايران در سال ۱۹۵۸، به عضويت آژانس بين المللي انرژي اتمي‌(I.A.E.A) و در سال 1968 به عضويت ان پي تي درآمد. قبل از انقلاب مطالعات تأسيسات هستهاي در چارچوب برنامه ريزي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي قرار داشت و جزء برنامههاي ۵ ساله، براي آن بودجه در نظر گرفته مي‌شد. مشارکت آلماني ها در مسئله هسته اي ايران به دهه 70 ميلادي و در ارتباط با ساخت نيروگاه هاي هسته اي بر مي‌گردد. سازمان انرژي هستهاي ايران، مذاکره با شرکت هاي آمريکايي، فرانسوي و آلماني از اوايل دهه ۷۰ براي احداث نيروگاههاي اتمي ‌آغاز نمود.
سياست آلمان در اين دوره تابع منافع تجاري و انرژي بود، شرکت هاي آلماني در صدور تکنولوزي دوگانه به کشورهاي نظير برزيل، عراق فعال بودند. در سال1974 توافق نامه اي بين دو کشور براي ساختن نيروگاه اتمي‌بوشهر صورت گرفت. اما به دنبال وقوع انقلاب اکتبر 1979 با توافق دو طرف ساخت نيروگاه متوقف شد، که یکی تا 95 درصد و دیگری تا 75 درصد به اتمام رسیده بود.
سال ۱۹۷۴، نقطه عطفي در تحقيقات هستهاي ايران در زمان پهلوي محسوب ميشود، چرا که در اين سال ايران قراردادي با بنياد پژوهشي استنفورد آمريکا SRI منعقد کرد که طي آن اين مرکز پژوهشي وابسته به دانشگاه استنفورد، مجري تحقيق و ارائه چشم اندازي ميان مدت در ابعاد اجتماعي، اقتصادي و صنعتي براي توسعه ايران شد .بنياد استنفورد نهايتاً در يک مطالعه ۲۰ جلدي که تحت عنوان SIRI REPORT به ايران ارائه کرد، پيشرفت صنعتي و اقتصادي ايران را متکي به توليد ۲۰ هزار مگاوات برق تا سال ۱۹۹۵ و راه اساسي توليد اين مقدار برق را از طريق تأسيس نيروگاههاي هستهاي در ايران قلمداد کرد.
بر اساس گزارش استنفورد، ايران در نوامبر 1974 درست ۵ سال قبل از انقلاب اسلامي، قرارداد احداث دو رآکتور آب سبک۱۳۰۰ مگاواتي در بوشهر با شرکت آلماني زيمنس به امضاء رساند و بيش از ۲ هزار متخصص آلماني و کارشناس ايراني اجراي اين طرح را آغاز کردند و پيش بيني ميشد اين پروژه عظيم تا پايان سال ۱۹۸۰ تکميل شود که وقوع انقلاب ايران و آغاز جنگ تحميلي ادامه آن را متوقف ساخت. با وقوع انقلاب اسلامي ‌با توقف طرفين مسئله ساخت نيروگاه بوشهر متوقف شد. از مسائل عمده که در برنامه هاي هسته اي ايران قبل از انقلاب بحث چرخه سوخت هسته اي بود که توسط کشورهاي فرانسه، آلمان غربي و آمريکا اين چرخه کنترل مي‌شد و عمده اورانيوم مورد نياز ايران توسط کشورهاي غربي تامين مي‌شد. در اين راستا در سال 1979 قراداد چرخه سوخت هسته اي با دولتهاي فرانسه، آمريکا و آلمان غربي منعقد شد.
در ماه اوت ۱۹۷۵ شرکت کرافتورک يونيون آلمان غربي، کار روي نيروگاه هاي هستهاي ايران را طبق قرارداد آغاز کرد و جالب اينکه کنگره آمريکا در اواخر سال 1۹۷۵، مصوبهاي را تصويب کرد بر اساس آن به دولت آمريکا اجازه ميداد با ايران وارد معاملات تجاري در زمينه هستهاي شود، اين مصوبه همچنين فعاليتهاي هستهاي ايران را طبيعي قلمداد مي‌کرد. بخشي از اورانيوم غني شده مورد نياز نيروگاه هاي اتمي‌ايران با خريد10 درصد از سهام کنسرسيوم فرانسو ي، بلژيکي، اسپانياي و ايتاليايي تامين مي‌شد. ايران حدود 2 ميليارد دلار در اين مجتمع سرمايه گزاري کرد.
دسامبر1997، آلمان غربي در ازاي دريافت ۸/۴ ميليارد دلار مجوز ساخت ۴ رآکتور هستهاي را مجددا به شرکت کرافت ورک يونيون KWU داده با وقوع انقلاب اسلامي‌اين قراردادها به ضرر ايران فسخ شدند.
شاه درصدد بود تا پيش از نيمه دهه ۱۹۹۰، ۲۳ رآکتور هستهاي در ايران احداث نمايد و خواستار خريد مجتمع هاي قدرت هستهاي از آلمان و فرانسه شد در اين راستا غير از ۶ رآکتوري که تحت ساخت بودند، شاه در آخرين سالهاي حکومتش در پي خريد ۱۲ رآکتور جديد از ايالات متحده، فرانسه و آلمان برآمد. اما با وقوع انقلاب اسلامي، حکومت جديد در عين حفظ تعهد و عضويت خود درNPT، قراداد پادمان و اساسنامه آژانس قراردادهاي ساخت نيروگاه هاي اتمي‌به طور يکجانبه فسخ نمود. تا وقوع انقلاب اسلامي‌در فوريه ۱۹۷۹، رآکتور شماره يک بوشهرحدود ۸۵ درصد و رآکتور شماره دو حدود ۶۵ درصد پيشرفت فيزيکي داشتند، اما با پيروزي انقلاب، دولت موقت عمليات ساخت نيروگاه بوشهر را متوقف و بسياري از برنامه هاي هسته اي ايران به حالت تعطيل درآورد.
پس از انقلاب، شرکت آلماني زيمنس حاضر به تکميل نيروگاه هستهاي بوشهر نشد و پيشنهاد تکميل طرح با رآکتورهايي گاز طبيعي را داد، که با مخالفت ايران مواجه شد و از آنجايي که در اين برهه ايران نميتوانست فشار بين المللي چنداني به آلمان غربي وارد کند، لذا مشاجره حقوقي بر سر اين طرح ناتمام تا سال ۱۹۸۸ ادامه يافت و ايران درخواست غرامت کرد. نهايتا شرکت زيمنس از مشاجره حقوقي بيرون آمد و هيچ غرامتي به ايران پرداخت نشد.
با توجه به اينکه ايران حدود 2ميليارد دلار در مجتمع غني سازي يوروديف (کنسرسيوم غني سازي) سرمايه گذاري کرده بود به علت فسخ يکجانبه توسط دولت موقت مبلغي به عنوان غرامت کسر شد و بقيه سهم ايران در قالب فروش کالا به ايران توسط فرانسه تسويه شد.
جنگ ايران – عراق منجر به عدم فعاليت در تحقيقات هسته اي و تخريب برخي از تاسيسات هسته اي نيمه کاره شد تا اينکه پس از جنگ قرارداد تکميل نيروگاه بوشهر با روسها امضاء شد.پس از انقلاب همواره کشورهاي غربي خصوصا آمريکا، ايران را به تلاش در راستاي دستيابي به سلاح هاي کشتار جمعي متهم مي‌کردند. در نهايت با گزارش آژانس در سال 2003 کشورهاي اروپایي خصوصا آلمان به طور مستقيم وارد مذاکره و گفتگو با ايران شدند.
 
نقش آلمان در فعاليت هاي هسته اي ايران
آلمان از هنگام مطرح شدن بحران ايران از مخالفان عمده دستيابي ايران به فرايند چرخه سوخت بومي‌بوده است. زيرا اين اقدام را يک گام در جهت ساخت سلاح هسته اي ارزيابي مي‌نمايد. و تا امروز نيز مصصم بر اين سياست بوده است .بر اين اساس قائدتا ما تفاوتي در سياست خارجي مرکل و شرودر نسبت به ايران مشاهده نمي‌کنيم. بلکه سياست مرکل در تداوم سياست شرودر مي‌باشد. دوره شرودر هنوز اميدواري به حل ديپلماتيک مسئله وجود داشت و در ايران حکومت دموکراتيک روي کار بود در حالي که دوره مرکل با روي کارآمدن احمدي نژاد و به چالش کشيدن خط قرمز هاي غرب اميدواري به حل ديپلماتيک مسئله پايين آمده است. به طور عمده هر دو صدراعظم بر مشورت با متحدانشان و حرکت در چارچوب نهادهاي چندجانبه تاکيد داشتند و سعي نموده اند تا از جايگاه و طرف مذاکره با ايران خارج نشوند. مسئله اساسي ديگر در مورد پرونده ايران مربوط به نقش بين المللي آلمان است. اين کشور پس از اتحاد بر مبناي انتظارات داخلي و خارجي خواهان حضور فعال در امنيت و ثبات بين الملل بوده است. براي رسيدن به جايگاه مهم و واقعي در سياست بين الملل خصوصا عضويت شوراي امنيت نيازمند جلب حمايت متحدان ديگر و اتحاد نزديک با آمريکا مي‌باشد. اين کشور از جنگ جهاني تا جنگ عراق در همه بحران هاي امنيتي رهبري آمريکا را پذيرفته بود و از لحاظ تاريخي وابستگي سياسي شديدي با ايالات متحده دارد. در دوره شرودر، تاکيد بر استقلال ديپلماسي متحمل هزينه هاي زيادي براي اين کشور شد. بر اين مبنا و با توجه به تجربه جنگ عراق 2003 سياست آلمان در مورد ايران حالتي بين ديپلماسي مستقل و وابستگي تاريخي به آمريکا در نوسان بوده است.
متغير اساسي دوره مرکل روي کارآمدن آقاي احمدي نژاد و اتخاذ رويکرد ضداسرائيلي و نقد هولوکاستي وي است. اين مساله منجر به موضع گيري تند صدر اعظم عليه ايران شد، تا جایي که ايران حاضر را با هيتلر قبل از جنگ جهاني دوم مقايسه مي‌کند که نيازمند تساهل و تسامح جهاني نيست.
علاوه بر آن مرکل يکسري اقدامات داخلي نيز در راستاي کنترل برنامه ايران اتخاذ نموده است، از جمله به دو مورد زير مي‌توان اشاره نمود:
1- نظارت سخت بر شرکت هاي آلماني خصوصا در زمينه صادرات مواد هسته اي و تجهيزات مربوطه
2 - بر بعد انساني علم هسته اي تاکيد نموده است. بر اين اساس محدوديت هاي زيادي بر دانشجويان ايراني مرتبط با انرژي هسته اي و تکنولوژي هسته اي اعمال نموده است.
يکي از ابزارهاي مهم مورد تاکيد آلمان " ديالوگ" است. در اين زمينه آلمان از گفتگوي انتقادي با ايران که توسط اتحاديه اروپا پيشنهاد شده بود، حمايت کرد. به علاوه مکررا رايزني هايي با حکومت ايران در زمينه مسائل امنيتي داشته است. مشارکت کنندگان آلماني در اين ديالوگ ها سعي بر اين داشتند تا نگراني ها و منافع امنيتي آلمان را بزرگ جلوه دهند.
نقش آلمان در مسائل هسته اي ايران به دو دوره متفاوت قبل از انقلاب اسلامي‌و پس از آن تقسيم مي‌شود. در هر دو دوره در چارچوب هنجارهاي غربي عمل نموده است. قبل از انقلاب در کنار کشورهاي غربي ديگر نظير فرانسه و آمريکا در ارائه کمک ها ي نظامي‌و دفاعي به ايران فعال بود، حتي چندين قرارداد با ايران در زمينه غني سازي اورانيوم، ساخت نيروگاه هاي اتمي ‌منعقد نموده بود. عمده اين فعاليت ها در چارچوب بلوک غرب براي کنترل و مهار کمونيسم صورت مي‌گرفت. اما با پيروزي انقلاب و خارج شدن ايران از بلوک غرب تا مدتي روابط ايران و آلمان غربي به سردي گراييد. به هر حال آلمان اولين کشور غربي بود که حمله عراق را به ايران متجاوزانه معرفي نمود و به طرف عادي کردن روابط با ايران حرکت نمود. با فروپاشي کمونيسم درک از تهديدات نيز تغيير نمود و کشورهاي غربي منابع خود را در راستاي شناسايي خطرات جديد متمرکز نمودند. اين تمرکز پس از 11 سيپتامبر با مطرح شدن تروريسم و احتمال دستيابي آنها به سلاح هاي کشتار جمعي بيشتر شد. نقش آلمان پس از جنگ سرد تلاش زيادي در اتخاذ رويکرد مشترک اروپايي و به موفقيت رسيدن آن انجام داده است.
 
فهرست منابع:
- علي رحماني، آل‍م‍ان‌؛ م‍ن‍اف‍ع‌ م‍ل‍ي‌ و ام‍ن‍ي‍ت‌ ج‍م‍ه‍وري‌ اس‍لامي‌اي‍ران، چاپ اول، تهران : ابرار معاصر، 1384، 56.
- Merkel: Iran nuke policy like Nazism, Associated Press. http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1138622545511&pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull (Feb, 2006)
- Harald Muller, Germany and WMD proliferation. http://cns.miis.edu/pubs/npr/vol10/102/102mull.pdf
- روابط ايران و آلمان، روزنامه جام جم، 25 تير 1379.
- مرکز اسناد و تاريخ ديپلماسي، تاريخچه انرژي هسته‌اي در ايران و جهان، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1386، ص 29.
- نوروز حمزي، نقش آلمان در پرونده هسته اي ايران، خبرگزاري آفتاب.
Robert J. Einborn,” A Transatlantic Strategy on Iran’s Nuclear Program “, The Washington Quarterly, vol. 27, no.4 (2004), pp. 21-32.
 

    221 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژي هسته اي ايران (367)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (765)
●   آلمان (54)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:22/03/1387

تاريخ شمسی نشر:22/03/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب