ایدئولوژی ناپخته
تعدادی نقشه راه به پیروی از خط سیر دیجیتالی توسط طبقه مجازی در سراسر دورنمای موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد اتخاذ گردیده که در ذیل به شرح هریک می پردازم:
نقشه اول: شاهراه دیجیتالی در نقش یک استعاره غالب
شاهراه دیجیتالی سریع السیر همانا استعاره ی غالب طبقه مجازی است. نظر به اینکه طبقه به تبادلات مجازی اختصاص می یابد، شاهراه اطلاعاتی به طبقه مجازی این اجازه را می دهد که به زبان رمزی سخن گفته، از طریق مویرگهای دیجیتالی گسترش یافته، با فضای الکتریکی نوری ترکیب شده، و با مافوق سرعت در جایی شناور شود که داده ها در ناواقعیتی صرف محو شوند. شاهراه اطلاعاتی همانا در حکم تفریح گاه طبقه مجازی است. تا زمانی که قصد ارایه تعریفی از طبقه مجازی داشته باشیم می بایستی این نکته را مد نظر قرار دهیم که آن همچنین از حق انحصاری دارای امتیاز ارتباط داده ای جهانی برخوردار است. مانند زبان طبقه مجازی، شاهراه اطلاعاتی جایی است که طبقه در آن حیات می یابد، رویاپردازی می کند، فعالیت می کند، و همچنین توطئه چینی می کند.
دسترسی به شاهراه مجازی با ابزار انتقالی پرشتاب خود اعم از داده، صوت و تصویر، برای همه امکان پذیر نبوده و تنها از آن افرادی است که حایز رمزگان انحصاری با امتیاز ویژه اند
این شاهراه همچنین برای همه آشکار و هویدا نیست.
شاهراه اطلاعاتی همچنین موضعی از قدرت جهانی است چرا که در فضای الکترونیکی شناور، لامکان، و نامعلوم سکنی گزیده و جزیی از طبقه غیر واقعی شده اند که از پرواز در آسمان فضای مجازی به سوی آینده تلماتیک محروم اند.
در اینحال، نیروی معنویت درحال ناپدیدی است و اسارت اجباری انسان در دنیای بی سیمی از زمان، پیشینه، و جسمانیت او در بطن جسمی الکترونیکی ادامه دارد.
شاهراه اطلاعاتی، به عنوان عامل تکنولوژیکی فضا مدار دنیای ارتباطات، به سرمایه گذاری بر روی جسم الکترونیکی طبقه مجازی با زبانی خاص پرداخته، و خود را با مقتضیات جسم قرن بیست و یکمی همراه با بافتی عصبی برخوردار از ریشه های ظریف مهیا می سازد.
شاهراه اطلاعاتی، نه به زبان قرن بیستمی فضای مجازی با طلب استمداد غریبش از فضای الکترونیکی صرف، به عنوان جایگاه اغفال رضایتی و نه به زبان آزمایشگاهی پیدایش و تکوین موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد، که به زبان دیجیتالی متعلق به نخستین بشر پساجسم ساکن جهان سخن می گوید.
پسا جسم؟ که همانا جسم الکترونیکی متعلق به طبقه مجازی است، درقالب آرایش های زنجیره ای مجاری رسانگر ناقل تجلی یافته، با عوامل میانجی گرافیکی تری دی حیات یافته، در بطن شبکه توسط یو آر ال های مشخص رمزگذاری شده، به رویای تلماتیک ماشین های قابل عرضه سکس فضایی قوت بخشیده، و تا سرحد حرکات فیزیکی ناشی از انقباضات انگشتان دست بر روی صفحه شماره گیر فضایی تقلیل می یابد.
جسم الکترونیکی با حس آگاهی توام گشته و به واسطه ناپدیدی اش در لختی از شتاب بالا، مورد اذیت و آزار قرار می گیرد.
بر خلاف واقعیت صرف، جسم الکترونیکی همواره در فرار از خویشتن خویش است.
به نحوی که طیفی از میادین نیروی رسانه ای را به کمک ماهواره های ارتباطی قرار گرفته در خط سیر اربیتالی فضاى سه بعدى تشکیل می دهد.
یقیناً نه یک جسم فضایی، که مجازیت صرف، همان حالتی است که جسم الکترونیک بعنوان موجودی زنده دوباره حیات یافته، بواسطه تلاقى از راه دور و پردازش خودکار اطلاعات تنفس کرده و بعنوان نمونه ای از انفجار تکاملی تکنولوژی با بیولوژی ظهور می یابد که در نتیجه چیزی جز بشر پساجسم متعلق به طبقه مجازی نیست.
جسم الکترونیک نه محصول طراحی شده منتج از بی ارادگی در پیدایش موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد که مجازیت صرفی است که از پیوندگاه عصبی کدگذاری شده توسط غریزه برخوردار بوده و به طبقات ژنتیکی همزاد با فرهنگ رسانه ای جدید تغییر می یابد.
آن جا که رسانه های گروهی در قالب اتصالات فضایی و بواسطه اضطرار وسواس فکری بشر در شاهراه اطلاعاتی ناپدید می شوند، جسم الکترونیکی طبقه مجازی نخستین نمونه جسم تغییر پذیری خواهد بود که تنها با اسکنرهای دور برد قرن بیستم قابل رویت خواهد بود.
نقشه دوم: شاهراه اطلاعاتی وجود ندارد
آیا ممکن است که درست مخالف این موضوع صحت داشته باشد؟
اگر چنانچه شاهراه اطلاعاتی به عنوان نماد رایج طبقه مجازی مطرح باشد، این درست به این دلیل است که طبقه مجازی وجود خارجی جز استعاره نوگرای قدیمی در حال اخفای ناپدیدی تکنولوژی در واقعیت مجازی، اطلاعات در داده های کامپیوتری، و شاهراه در مدارات الکترونیکی فضایی نیست.
در چنین حالتی، مفهوم شاهراه اطلاعاتی به طور همزمان با معطوف داشتن توجه به عملکرد آشکار و پنهانی طبقه مجازی مشخص می گردد.
با وجودی که شاهراه اطلاعاتی پیوستگی عمیق طبقه مجازی با تبادل مجازی پرشتاب را نشان می دهد اما به واقع، گرایش خود در اتصال به نیروی جهانی در ناحیه طبقه مجازی در قالب اسطوره سفر غیرقانونی به مرزهای الکترونیکی را پنهان می سازد.
با پیاده سازی تجسم انبوه شاهراه اطلاعاتی، برای مشاهده آنچه در اوست، تمامی تاکتیک های سیاسی طبقه مجازی به ناگاه بر ملا می شود:
لفاظی های تبلیغاتی اش، شیوه های سیاست گذاری اش، راهبرد دوگانه ایدئولوژی تسهیل و مجازی سازی اش، التزام وابستگی اش به آرمان گرایی تکنولوژیک.
در چنین حالتی است که مخالفت با طبقه مجازی رخ نموده و انتقادات رو به رشد مبتنی بر حسرت خوردن بسیار بر گذشته به واسطه روگردانی زیبایی شناختی از طبقه مجازی مبتنی بر شناسایی و ارزیابی بیش از اندازه جسم الکترونیک و پسماندهای اطلاعاتی مطرح می گردد.
نقشه سوم: اغواگری و مجازی سازی
با عمل کردن به ایدئولوژی سیاسی طبقه مجازی، شاهراه اطلاعاتی جسم انسان را به سمت مجازی سازی پرتاب می کند. در حالیکه زیبایی شناختی پیشرو شاهراه اطلاعاتی در قالب ایدئولوژی اغواگر تسهیل امور سهل الوصول است اما در واقعیت امر،استعاره رایج شاهراه اطلاعاتی همانا مکانیسمی نظارتی است که جسم بشر را در آرواره های فضایی دنیای مجازی به دندان می کشد.
ایدئولوژی تسهیل؟ که همانا فرهنگ رو به گسترش طبقه مجازی است، با فصاحت و بلاغت از این که چگونه توسعه شبکه داده های پرشتاب به تسهیل تمامی جنبه های جامعه معاصر منتهی می گردد، سخن به میان می آورد.
تعاملات گسترش یافته، گسترش اشتغالات مبتنی بر توسعه تکنولوژی در بازار رقابتی جهانی و تسریع کلان دسترسی آدمی به دانش.
ایدئولوژی تسهیل نه تنها در قالب گفتمان دموکراتیک بلکه گفتمانی به شدت قدرت طلبانه، همواره در قالب بافت جبرگرای تکنولوژیکی قابل ارایه بوده است.
این همان چیزی است که کمپانی های پیشتاز کامپیوتری نظیر کمپانی مایکروسافت و مشاوران و کارشناسان آنان دوست دارند که از آن بگویند:
ما گزیری جز توافق و هماهنگی و یا هلاکت و نابودی خود در ارتباط با تکنولوژی همراه با آرمان گرایی تکنولوژیکی نداریم.
از دیگر سو نخبگان حقیقی نیز چنین اذعان می دارند که اگر چنانچه از دستورات تکنولوژی دیجیتالی تمکین نکنیم، به فایل نسخه برداری شده ای از تاریخ مبدل خواهیم شد.
نقشه چهارم: گلچین اطلاعات
در نقش یک حاکم قلمرو پادشاهی الکترونیک، برگزیدگان و نخبگان اطلاعاتی بر شاهراه اطلاعاتی حکمرانی می کنند. آن ها هیچ قلمرویی جز سرزمین دیجیتالی نداشته، از هیچ تاریخی جز نشانه های الکترونیکی زودگذر برخوردار نبوده، و از آرمانی نه فراتر از تسلط بر تمدن فضایی بهره مند اند.
نخبگان اطلاعاتی، اتحادیه ای جهانی با اعضای عمدتاً مذکر از صدها داده ی پرنده در آسمان فضای مجازی است که از جدیت حمایت مبلغین تکنولوژی های مبرم آرمان شهر تکنولوژیکی بهره مند است، در واقع نهادی تهی از نیروی معنوی و معنویت است.
اما شاید همانند اغلب مجتهدین عالی رتبه پیش از آنان، از کشیشان مصری و کاردینال های مسیحی گرفته تا کمیسونرهای شوروی سابق، نخبگان اطلاعاتی جادوگرانی برخوردار از نیرویی مرده اند. این نخبگان از یک پیش شرط برای عمل کردن در مرکز هر نیرویی، یعنی دانش مقدسی مبنی بر آن که نیرو مرده است برخوردارند.
از جمله نشانه های نخبگان اطلاعاتی، بدگمانی به درستى و نيکوکارى بشر و عدم ارزش قایل شدن برای برملاشدن این راز و حتی مرگ اوست.
نخبگان اطلاعاتی زیر سایه نشانه ای از پیروان مکتب کلبیون و شریعت و قانون ایست بی حرکت به حیات خود ادامه می دهند. اگر چنانچه فلسفه مکتب کلبیون راز نیروی سکون را فاش کند، عضو متخلف سریعاً به دار مجازات آویخته خواهد شد. اطلاعات تنها علامت مشخصه ی سکون و بی حرکتی است و نخبگان اطلاعاتی، محافظان در لباس کشیشان با شور و اشتیاق لایزال برای ابراز ناچیزی درونی انسان اند.