باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 21 مهر 1387 كاربران برخط 100 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
گونه¬های جدید خانواده در غرب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


زوال خانواده­هایی که والدین و فرزندان با هم زندگی می­نمودند، انواع جدیدی از زندگی و خانواده را در غرب پدید آورده است. الگوی خانواده تک والدینی که امروزه به حدود یک سوم خانواده­های آمریکایی و درصد زیادی از خانواده­های غربی تسری یافته، جامعه شناسان، روان شناسان و جمعیت شناسان را با پرسش­های زیادی رو به رو نموده است. مشکلات ناشی از استرس­های احساسی، تحصیل و آینده فرزندان به همراه بحران­های روحی و جسمی والدین و آسیب­های مختلف اجتماعی و فرهنگی می­تواند خانواده­های تک والدینی را به عنوان یک از چالش­های مهم جوامع غربی تبدیل نماید. در این مقاله پس از ارائه­ی ویژگی­های این تغییرات در بنیان خانواده­های غربی، بخشی از آمار و گزارشات مربوط به آن ارائه می­شود.

 

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1385 - شماره 34

 
 

امروزه خانواده­های تک والدینی به یکي از جنبه­های دائمی و قابل توجه جوامع تبدیل شده است. تغییر الگوی مرسوم زن و شوهر و فرزندان به الگوهایی دیگر نظیر خانواده­های بدون پدر و یا مادر، فرزندان بدون سرپرست و یا فرزندانی که با پدربزرگ­ها و مادربزرگ­هایشان زندگی می­کنند و یا زندگی مشترکی بدون پیوند ازدواج، شده است که جمعیت­شناسان و جامعه­شناسان را با پرسش­های زیادی رو به رو نموده است.

«سیمون دانکن» و «دوزالیندادو اردز» دو استاد جامعه­شناسی معتقدند که تغییرات طولانی مدتی در الگوهای خانواده و ارتباط­های میان زنان و مردان در حال وقوع است.

علت این تغییرات چیست؟ تعدادی از کارشناسان معتقدند که این شیوه­های جدید زندگی، نتیجه انتخاب روش مطلوب افراد جامعه برای زندگی است که براساس شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و تغییرات آن بوجود می­آید. البته عوامل دیگری نظیر فشارهای زندگی و دسترسی به رسانه­های ارتباط جمعی نیز می­تواند در این امر مؤثر باشند.

همچنین فشارهای اقتصادی و لزوم کار بیشتر زوجین نیز باید مدنظر قرار گیرد. اشتغال زنان و استقلال اقتصادی نیز که رفاه بیشتری را برای آنان فراهم می‌کند، ازدواج و تشکیل خانواده‌های مرسوم را با چالش­هایی جدی روبرو نموده است.

به هر حال، خانواده­های تک والدینی به دلیل وجود نگرانی از امکان ایجاد آسیب­هایی نظیر استرس­های احساسی، نیازهای اقتصادی و ضررهای اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد. به علاوه افرادی ممکن است با این پرسش روبرو شوند که آیا یکی از والدین می­تواند به تنهایی فرزند یا فرزندانش را تربیت و بزرگ نماید؟ چه چالش­هایی ممکن است خانواده­های تک والدینی را تحت تأثیر قرار دهد؟

در ادامه به تعدادی از آمارهای منتشره در مورد وضعیت رو به  رشد خانواده­های تک والدینی و گونه­های جدید خانواده در غرب اشاره می­شود:

- در سال 2000 میلادی، 5/13 میلیون نفر از والدین آمریکایی، سرپرستی 7/21 میلیون کودک و نوجوان زیر 21 سال را بر عهده داشته­اند، در حالی که یکی از والدین آن­ها در جایی دیگر زندگی می­کرده است.

- در آمریکا نسبت جمعیت بوجود آمده به وسیله زوج­های ازدواج نموده­ای که فرزند نیز دارند از 40 درصد کل جمعیت در سال 1970 به 24 درصد کل جمعیت در سال 200 کاهش یافته است.

- تعداد خانواده­های تک والدینی در سال 200 میلادی به 12 میلیون خانواده رسیده است.

- خانوارهای تک والدینی آمریکایی در دوره­ی 1990 تا 2000 میلادی، از 9 درصد کل خانواده­ها به 16 درصد افزایش یافته­اند.

- از مجموع والدین زندانی، 85 درصد آنان مادر و 15 درصد آنان پدرذ بوده­اند.

- سال­های اخیر میزان تولد فرزند در میان زنان ازدواج نکرده و همچنین نسبت والدینی که هرگز ازدواج ننموده­اند، رشد پیدا نموده است.

 - تقریباً یک سوم زنان قیم فرزند در آمریکا هرگز ازدواج ننموده­اند.

- خانواده­های بدون پدر از 7 میلیون در سال 1990 به 10 میلیون خانواده در سال 2000 میلادی افزایش یافته­اند. امروزه 8/13 میلیون فرزند در آمریکا (23 درصد از کل فرزندان آمریکایی) که زیر 15 سال سن دارند، با مادرانشان زندگی می­کنند. 7/2 میلیون فرزند نیز (5 درصد از کل فرزندان) با پدرانشان زندگی می­کنند.

- در آمریکا نسبت خانواده­هایی با مادران مجرد به 26 درصد و نسبت خانواده­هایی با پدران مجرد به 5 درصد افزایش پیدا نموده است.

- 46 درصد خانواده­های بدون پدر، بیش از یک فرزند داشته­اند.

- پدران مجرد (33 درصد) با احتمال بيشتري نسبت به مادران مجرد (11 درصد) با يك غيرهمجنس خود بدون ازدواج زندگي خواهند كرد.

- مادران سرپرست فرزند، با احتمال بيشتري كار پاره‌وقت خواهند داشت.

- در مجموع، حدود 2/26 درصد کل بچه­های زیر 21 سالی که خانواده­های تک والدینی دارند، در خانه زندگی خواهند کرد.

- طلاق زوج­های دارای فرزند رشد یافته است.

- 48 درصد پدران مجرد و 44 درصد مادران مجرد در ناطق حاشیه­ای شهرها زندگی می­کنند.

 - 58 درصد پدران بدون همسر و 49 درصد مادران فاقد شوهر، صاحب خانه هستند.

- نسبت والدین قیم فرزندانی که شغل تمام وقت و دائم دارند از 6/45 درصد به 7/53 درصد رسیده است. 30 درصد این افراد نیز شغل پاره­وقت دارند.

- 89 درصد پدران مجرد شاغلند، همچنین 77 درصد مادران مجرد شاغل هستند.

- در طی سال­های 1993 تا 1999 میلادی، نسبت والدین مجرد سرپرست فرزند که زیر خط فقر زندگی می­کردند، از 33 درصد به 1/26 درصد کاهش یافته است.

- درصد خانواده­هایی با سرپرست زن که زیر خط فقر هستند، در طی دوره 7 ساله 1993 تا 1999 میلادی از 8/36 درصد به 7/28 درصد کاهش یافته است. این ارقام هنوز هم 5/2 برابر خانواده­هایی با سرپرست مرد است که تنها 1/11 درصد این خانواده­ها زیر خط فقر هستند. همچنین تعداد خانوارهای زیر خط فقر تنها 3/6 درصد می­باشد.

- نرخ مشارکت خانواده­های تک والدینی سرپرست فرزند در برنامه­های مشارکت­های اجتماعی از 7/40 درصد به 30 درصد تقلیل یافته است.

 59 درصد والدین مجرد سرپرست فرزند به توافقنامه­های اجتماعی حمایت از فرزندان پیوسته­اند. 2/62 درصد مادران سرپرست فرزندان و 2/39 پدارن سرپرست فرزندان به این توافقنامه­ها پیوسته­اند.

- 6/5 میلیون فرزند آمریکایی هم اینک با پدر بزرگ­ها و مادر بزرگ­هایشان زندگی می­کنند.

- در آمریکا تعداد مادران مجرد در سال­های 1970 تا 2000 میلادی از 3 میلیون نفر به 10 میلیون نفر افزایش یافتنه است. همچنین در همین مدت تعداد پدارن مجرد از 393000 نفر به 2000000 نفر افزایش یافته است.

- در مکزیک، مادران نوجوان بین 13 تا 19 ساله، 27 درصد کل حاملگی­های این کشور را تشکیل داده­اند.

- در ایرلند و در طی سال­های 1981 تا 1991 میلادی، نرخ خانواده­های تک والدینی از 7/5 درصد به 9/7 درصد کل خانواده­ها رسیده است. طلاق مهمترین دلیل رشد تعداد این خانواده­ها معرفی می­شود.

- در فرانسه از اواخر دهه 70 میلادی تا سال 2000 خانواده تک والدینی با رشدی بیش از 50 درصد روبرو شده است.

- همچنین در یونان، از سال 1980 میلادی، تعداد مادران ازدواج نکرده، 8/29 درصد افزایش یافته است. همچنین در انگلیس نیز نسبت خانواده­های تک والدینی به حدود 25 درصد کل خانواده­ها افزایش یافته است که رشد زیادی را در تعداد مادرانی که هرگز ازداوج نکرده­اند و نرخ طلاق در 30 سال گذشته نشان می­دهد.

- در آلمان و در طول دو دهه اخیر، تعداد این خانوارها دو برابر شده است که تقریباً همه این خانواده­ها با سرپرستی مادران اداره می­شود.

- در ژاپن، خانواده­هایی با سرپرستی مادران در طول سال­های دهه 70 میلادی با رشد روبرو شده­اند. در سال 1997 میلادی، 17 درصد کل خانواده­ها با سرپرستی زنان اداره می­شده­اند.

- از هر 4 کودک استرالیایی، یک کودک تنها با یکی از والدین واقعی (فیزیولوژیکی) خود زندگی می­کند. این امر نتیجه طلاق­های خانوادگی در این کشور است. نتایج یک پژوهش در استرالیا نشان می­دهد که در 25 سال آینده، تعداد این خانواده­ها بین 30 تا 66 درصد رشد پیدا می­کند.

 

تهیه شده از سوی پایگاه Paventswithout Partners  

منبع: www.Watchtower.org

 

    33 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن غرب (171)
●   خانواده (61)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/04/1385

تاريخ شمسی نشر:00/00/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب