با توجه به تاثيرگذارى شگرف روحانيت درجامعه، توجه به وظايف ومسئوليتهاى اين قشر بسيار مهم است. تبيين اين وظايف از طرف چهرهاى برجسته و درخشان که تمام عمر خود را در راه احياى دين و نگاهبانى از آن مصروف داشته قطعا مقبول واقع خواهد شد، چهرهاى که با فهم حقيقت دين وصفاى باطن خود دلهاى فراوانى را ربوده منشا تحولى شگفت انگيز شد که ساليان سال علماى اسلام انتظار آن را مىکشيدند. امام خميني(ره) بهعنوان انديشمندى زمان شناس و روشنبين در انديشه و عمل الگوى يک عالم دينى بود الگويى که انگيزه مردمىترين قيام آزاديبخش وعدالتخواه شد و وظيفه خود را به شايستگى به پايان رساند. بر ماست که بيانات قدسى او را بر ديده منت نهاده و آنها را در جاى جاى زندگى خود پياده کنيم و روح او را - که در اعلى عليين است - ازخود راضى نگه داريم.
1- تزکيه نفس
اصلاح نفس و تربيت باطن وظيفه قشر خاصى نيست بلکه وظيفه آحاد افراد جامعه مسلمان است. امام خميني(ره) در نامهاى که به فرزند خويش مىنويسد تهذيب و اصلاح درون را وظيفه همگانى مىشمارد و مىفرمايد: “پسرم! فرصت را از دست مده و در جوانى خود را اصلاح کن. پيران نيز بايد بدانند که تا در اين عالم هستند مىتوانند جبران تبهکارىها و مصيبتها را بکنند واگراز اينجا منتقل شوند کار از دست آنها خارج است.”(1)
لذا بر هر فرد متدين است که به سلوک معنوى خويش بينديشد و به اصلاح نفس اهتمام بورزد ؛ اما به جهات مختلف، سنگينى اين وظيفه بر دوش روحانى بيشتر احساس مىشود. مبلغ اگر خود را اصلاح نکرده باشد نخواهد توانست از عهده رفع رذايل اخلاقى مردم برآيد و سلوک معنويشان را به اصلاح بگرواند به همين جهت است که آن بزرگ مرد عرصه تهذيب مىفرمايند:” تزکيه مقدم است بر همه چيز طلبهاى که در مدرسه درس مىخواند همدوش با درس،هم قدم با درس،”تزکيه”لازم است.”(2) و در همين جستار اهميت تهذيب را از ديدگاه ايشان که در کتاب گرانسنگ جهاد اکبر نگاشته شده است - مورد توجه قرار مىدهيم: “تا فرصت از دست نرفته، تا دشمن برهمه شئون دينى وعلمى شما دست نيافته فکرى کنيد بيدارشويد، به پا خيزيد در مرحله اول در مقام تهذيب و تزکيه نفس و اصلاح خود برآييد.”(3)
2- ساده زيستي
زندگى ساده، قانعانه و به دور ازاسراف و تجملگرايى زيبنده روحانيت است. نماد بى تعلقى به مظاهر دنيا با بافت حوزه و روحانيت شيعه گره خورده است واين مهمترين عاملى است که مکان و منزلت ايشان را در بين مردم حفظ نموده و اگر روزى از اين علقه دست بکشد و به دام زرق و برق وتجملگرايى بيفتند از منزلت طبيعى خود در ميان مردم هبوط خواهند کرد. “ هيچ چيزى به زشتى دنياگرايى روحانيت نيست وهيچ وسيلهاى هم نمىتواند بدتر ازدنياگرايى روحانيت را آلوده کند.”(4) ايشان در مجالى ديگر در جمع روحانيون و طلاب فرمودند:”آن چيزى که روحانيت را پيش برده تا حالا و حفظ کرده اين است که ساده زندگى کردند. آنهايى که منشاءآثار بزرگ بودند در زندگى ساده زندگى کردند.”(5)
ايشان نه تنها عظمت انسان را به تعلقات دنيوى نمىدانستند بلکه اعتقادشان بر اين بود که بىآلايشى و دورى از دنياگرايى است که به انسان ارزش مىدهد.”ارزش انسان به خانه نيست،به باغ نيست، به اتومبيل نيست. اگر ارزش انسان به اينها بود انبيا بايد همين کار را بکنند...ارزش روحانيت به اين نيست که يک بساطى داشته باشد و يک دفترى و يک دستکى داشته باشد. فکر کنيد ارزش را به دست بياوريد ارزش روحانيت را از دست ندهيد.”(6)
3- مرزبانى شريعت
ايشان در کتاب شريف ولايت فقيه مىنگارد:” فقها حصون اسلامند يعنى مکلفند اسلام را حفظ کنند و زمينهاى را فراهم آورند که بتوانند حافظان اسلام باشند واين از اهم واجبات مطلق مىباشد نه مشروط.”(7)
“بارعلم، بار سنگينى است که بر عهده شماست آن طور نيست که تنها وظيفه شما تحصيل مشتى الفاظ و مفاهيم باشد بلکه حفظ اسلام واحکام اسلام است که به شما سپرده شده و شما امين وحى الهى هستيد.”(8)
4- اشاعه فرهنگ دينى
ايشان مىفرمايند: ”در خلال تحصيلات خود در فکر باشيد که اسلام را به مردم معرفى کنيد. فعلا اسلام غريب است و کسى اسلام را نمىشناسد ولى لازم است که شما اسلام واحکام اسلام را به مردم برسانيد تا مردم بفهمند اسلام چيست؟... اصلا اسلام براى چه آمده وچه مىخواهد؟”(9)
امام خمينى (ره) بهعنوان انديشمندى زمانشناس و روشنبين به اين اصل اشاره مىکند و مىفرمايد:” ما امروز نمىتوانيم مثل سابق فکر کنيم. ما سابق تبليغاتمان منحصر به ايران بود... تبليغات آن قدرى که براى خارج لازم است براى داخل کمتر از او لازم است... پيشتر احتياج به زبان، زبانهاى خارجى نبود. امروز احتياج است به اين يعنى جزء برنامه تبليغاتى مدارس بايد زبان باشد. زبانهاى زنده دنيا آنهايى که در همه دنيا شايعتر است.”(10)
5- بدعت زدايى ازدين
امام عظيمالشان وظيفه عالم دينى را در مقابل بدعت و بدعت گزاران اين طور بيان مىدارد:” اگر بدعتها در دين ظاهر بشود برعلماست که دانش خود را آشکار کنند ونگذارند فريبها و نيرنگها و دروغهاى بدعت گزاران در دين و در مردم اثر کند و باعث انحراف شود.”(11)
6- حفظ وحدت
“خطباى محترم و اهل منبر مردم را به وحدت کلمه و ادامه نهضت و تقوا و صبر انقلابى دعوت کنند و از اختلاف و تفرقه که اساس شکست وعقب ماندگى است بترسانند.”(12)
امام(ره) که هوشيارانه تمامى مخاطرات را مدنظر داشتند در جمع اعضاى دفتر تبليغات اسلامى مىفرمايند:” من به شما و تمام نسلهايى که بعد از شما و ما خواهند آمد هشدار مىدهم که ملت و روحانيت،دانشگاه و روحانيت از هم جدا نشوند که جدا شدن اينها از هم هلاکت ملت،هلاکت اسلام و هلاکت کشور است.”(13)
7- بصيرت سياسى و اجتماعي
آن بزرگوار در نامهاى خطاب به فرزندخويش مىفرمايند:” و تو اى فرزندم! از جوانى خود استفاده کن و با ياد او (جل وعلا) ومحبت به او و رجوع به فطرت الله بزيست و عمر را بگذران واين ياد محبوب هيچ منافاتى با فعاليتهاى سياسى واجتماعى در خدمت به دين او و بندگان او ندارد.”(14)
و در مجالى ديگر نه تنها جدايى دين از سياست را باطل مىدانند بلکه تکليف طلاب را دخالت درامور سياسى برمىشمارند.
“روحانيون حق دارند در سياست دخالت بکنند تکليفشان اين است.دين اسلام يک دين سياسى است که همه چيزش سياسى است حتى عبادتش.”(15) و در کتاب گرانقدر ولايت فقيه مىنگارند: ”اين را که ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام درامور اجتماعى و سياسى دخالت نکنند استعمارگران گفته و شايعه کردهاند اينها رابىدينها مىگويند.”(16)
8- حمايت از محرومان
امام خميني(ره) مىفرمايند:”آن چيزى که روحانيون نبايد هرگز از آن عدول کنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان در بروند حمايت از محرومين و پابرهنههاست... در تحقق آن اگر کوتاهى کنيم خيانت به اسلام و مسلمين کردهايم.”(17)
رهبر کبير انقلاب مىفرمايند:”صدها سال است که روحانيت اسلام تکيهگاه محرومان بوده است هميشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شدهاند.”(18)
“... روحانيت عزيز بايد به اين اصل توجه عميق داشته باشند وافتخار تاريخى و بيش از هزار ساله پناهگاهى محرومان را براى خود حفظ کنند و به سايرمسئولين و مردم توصيه نمايند که ما نبايد گرايش و توجه بىشائبه محرومين را به انقلاب و حمايت بىدريغ آنان را از اسلام فراموش کنيم و بدون جواب بگذاريم.”(19)
9- دفاع از انقلاب
امام خميني(ره) در بيانات خود به روشنى لزوم حمايت و دفاع از انقلاب را بيان داشتهاند:” بر روحانيون محترم... لازم است که در فرصتهاى مناسب و درمحضرمسلمانان به جبران تبليغات مسموم که از وسايل ارتباط جمعى وابسته به آمريکا واسرائيل به شايعه پراکنى و دروغپردازى بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران اشتغال دارد از اسلام وانقلاب اسلامى ايران دفاع نمايند و چهره واقى آن را به جهانيان معرفى نمايند.”(20)
* پىنوشتها در دفتر روزنامه موجود است.