راهجويي و راهيابي در بستر زندگي خصيصههاي است كه انسانها همواره درچالشهاي زندگي با آن سروكار دارند دراين وادي آنهايي موفق به راهيابي صحيح ميشوند كه بدانند چرا، كجا و چگونه بايد تحقيق، گردآوري اطلاعات، استدلال و استنباط كنند. نقش بسزاي تحقيق در امر توسعه و رشد زندگي فردي و اجتماعي جوامع بشري امروزه باعث شده است كه در تمام سطوح آموزشي به تعليم آن توجه نمايند.
دين اسلام به عنوان كاملترين دين الهي در آموزههاي خود به صورتهاي مختلف از روزي كه بر قلب مبارك پيامبر اسلام (ص) نازل شده است به امر تحقيق توجه نموده است در همين راستا كلمه “تعقلون” 24 بار كلمه“يعقلون” 22 بار و “ نعقل” و “يعقلها ” هركدام يكبار در قرآن تكرار شده است. مفهوم اساسي اين كلمات توجه به آيات و نشانههاي الهي و راه يابي درست است ولي متأسفانه توجه به ظواهر و راهتطلبي و يا عدم استفاده صحيح از ابزارهاي شناخت باعث شده است كه اكثر مردم به اين امر مهم توجه نكنند “ و ما تأتيهم من آيه من آيات ربهم الا كانوا عنها معرضين” و با تأسف اعلام كنند “ و قالوا لو كنا نسمع او نعقل ماكنا في اصحاب السعير ”. در اين مقاله سعي شده است مقوله تحقيق در آموزههاي ديني اسلام بازخواني دوباره گردد و بخشي از ابعاد مختلف آن نمايان گردد.
ماهيت تحقيق
تحقيق مصدر باب تفعيل از ماده فعل حق ميباشد. در زبان عربي فعلي كه به باب تفعيل رفته باشد معنايش اين است كه ماده فعل به تدريج بوجود ميآيد. بنابر اين تحقيق به مفهوم لغوي يعني به تدريج به حق رسيدن. حق در لغت به معاني ثابت، موجود ثابت ويا ثابتيكه انكار آن روا نباشد آمده است و در علوم مختلف بر اساس اصول و مباني ثابتي كه هركدام دارند تعريف خاصي از حق ميكنند ولي همه اين تعريفها متضمن مفهوم وجودي هستند و اينكه وجودش ضروري است از اين رو در تعريف حق دو معني مندرج است كه در حكم جنس و فصل ميباشند:
1 - وجود داشته باشد. 2 - و بايد وجود داشته باشد.
بر اين اساس حقيقت به امري اطلاق ميگردد كه اولاً وجود داشته باشد و اينكه هستي اش مطابق با واقع باشد و مقابل آن كذب و دروغ است. و بر اين اساس باطل به چيزي گفته ميشود كه وجود نداشته باشد و به دروغ ادّعا كنند كه واقعيت دارد و هست.
بنابراين تحقيق يك رفتار منطقي و عقلاني است كه به تدريج صورت ميگيرد و هدف غايي آن دست يافتن به اطلاعاتي است كه وجود دارند و بايد وجود داشته باشند تا مشكلي حل گردد و يا زمينه را براي حل مشكلات فراهم نمايد
بنابراين واژه تحقيق گويايي نكات زير است:
1 - حق و دست يافتن به آن هدف غايي تحقيقات است،
2 - تحقيق به تدريج صورت ميگيرد و زمان بردار است،
3 - تلاش و كوشش لازمه تحقيق بوده و براي رسيدن به نتيجه مطلوب بايد شكيبا بود،
4 - تلاش و كوشش براي دست يابي به حقيقت ابزار لازم ميطلبد و استفاده نادرست از ابزار انسان را از دستيابي به حقايق محروم ميسازد،
5 - تحقيق دلالت برحاصل كار دارد از اين رو نيازمند فاعلي است كه آن را انجام دهد يعني محقق.
جايگاه تحقيق در آموزههاي ديني اسلام
در فرهنگ اسلامي انسان تنها موجودي است كه در نظام آفرينش، خلقت او به صورتي نگاشته شده است كه نظام آفرينش او در پنچ مرحلهي ذر، رَحِم، دنيا، برزخ و قيامت شكل ميگيرد در طول اين سفر تكويني نفس و واقعيت انسان براساس ميزان فعاليتها سعهي وجودي يافته و درجات كمالي طي ميكند و در هر دوره با توجه به شرايط فيزيكي كه در آن قرار ميگيرد ابزار فيزيكي لازم را براي آن ميسازد اين فرآيند ابزارسازي يا ماهيتگيري در دورهي رحم ـ انعقاد نطفه تا تولد ـ با توجه به تغذيه معنوي و مادي پدر و مادر شكل ميگيرد و در دورهي دنيوي ـ تولد تا وفات ـ با تجسم رفتارهاي انسان شكل ميگيرد (بدن مثالي)، بنابراين در نظام آفرينش ابزار ماهوي هر دورهي زيستي انسان در مرحله قبلي ساخته ميشود و كيفيت آن بستگي به نوع ساختار فيزيكي دارد كه درآن شكل گرفته است، در اين سفر تكويني چگونگي و كيفيت زندگي انسان وابسته به ابزاري است كه در مرحله قبلي ساخته و با خود ميآورد“ كل نفس بما كسبت رهينه” و “ كل امري بما كسبت رهين” كيفيت بدن انسان در دنيا بستگي به نوع رفتارها و تغذيههاي پدر و مادر دارد كه در دورهي رحم مادر شكل گرفته است به عبارت ديگر سلامتي جسمي و رواني كودك در موقع تولد تابعي از كيفيت تغذيههاي مادي و غيرمادي پدر و مادر است. مادر اختيار و توان اين را ندارد كه از تأثير غذاي كه ميخورد يا فيلمي كه نگاه ميكند بر بچهاي كه در شكم دارد جلوگيري كند ولي اين اختيار و توان را به او دادهاند كه از طريق مطالعه و آشنايي با اثرات جسمي و رواني آنها بهترين مورد را انتخاب نمايد تا بچهاش در سلامتي كامل متولد گردد.
بنابراين آموزههاي ديني اسلام گوياي اين حقيقت است كه قانون خلقت قلم ترسيم چهرة انسان را به دست خودش سپرده است كه هرطور كه ميخواهد ترسيم نمايد. و آنچه در آثار اسلامي رسيده است مبني براينكه انسانها در قيامت بر طبق خصلتهاي اكتسابي روحي، نه اندام ظاهري جسماني، محشور ميگردد و تنها افرادي به شكل و صورت انساني محشور ميگردند كه اخلاق و خويهاي اكتسابي و ابعاد ثانوي روح آنها متناسب با شأن و كمالات انساني باشد، بيان ديگري از اين واقعيت نظام تكوين انسان است.
از نظر قرآن انسان موقع تولد چيزي نميداند ولي ابزارهاي در اختيار او قرار گرفته است كه با بكارگيري صحيح آنها ميتواند بهترين شيوه و چگونه زيستن را براي خود انتخاب نمايد “ والله اخرجكم من بطون امهاتكم لاتعلمون شيئاً و جعل لكم السمع و الابصار و الافئده لعلكم تشكرون” انسان در دنيا با استفاده درست ابزارهاي تحقيق يعني چشم، گوش، و عقل، ثواب را از ناسره تشخيص ميدهد هويت و شخصيت خود را ميسازد و كيفيت زندگي امروز و فرداي خود را رقم ميزند.
قرآن كريم ايمان را برپايه تعقل و تفكر گذاشته است، قران همواره از مردم ميخواهد از تحقيق و انديشه به ايمان برسند. از اين رو در آموزه هاي اسلام جمود بدتر از جهالت است چرا كه ضد روح تحقيق است و اين روح مقدس را از مردم ميگيرد و شايد گفت همانطوريكه جمود از جهل زشتر است، حس تحقيق از خود علم مقدس تر است. علم آنگاه مقدس و قابل احترام است كه با روح تحقيق توأم باشد. روح تحقيق آنگاه وجود دارد كه بشر به نفس علم و اطلاعات خود معترف باشد
و از طرفي يكي از مسائل مستخرجه از آموزههاي ديني اين اصل است كه: (اصول دين تحقيقي است و تقليدي نيست و به همه مسلمانان واجب است كه از روي تحقيق به اصول دين يقين پيدا نمايند) و در مسئله اول تمام رسالههاي عملي فقهاء و مجتهدين به اين موضوع اشاره ميشود. بنابراين آموزههاي اسلام تقليد در اصول دين را جايز نميداند و ضرورتاً تحقيق را لازم ميشمارند به عبارت ديگر همه مسلمانان بايد محقق باشند و بدون تحقيق نميتوانند اسلام را بپذيرند يعني پذيرش اسلام، دليل ميطلبد كه بايد از طريق تحقيق به آن دست يافت.
و در بستر تحولات اجتماعي به قول شهيد مطهري: پيدايش فلسفه در عالم اسلام كه به نوبه خود شكوك و شبهاتي برميانگيخت، موجب شد كه بيش از بيش ضرورت تحقيق در مباني ايماني اسلام و دفاع از آنها در ميان مسلمين احساس شود.
محقق در آموزههاي ديني اسلام
چنانكه ميدانيم گردآوري، تركيب، تجزيه و تحليل اطلاعات اقدام هاي اساسي يك محقق است. و اينكه ميزان اعتبار و مفيد بودن تحقيق بستگي به ميزان واقعنگري محقق و عدم دخالت تمايلات شخصي محقق در استدلالها و نتيجهگيري دارد.
در فرهنگ اسلامي شناخت و آگاهي از حقايق، تنها دليلي است كه انسان ميتواند از ديگران تبعيت و پيروي كند و اين يك امر فطري است؛ آيه“ ولاتقف ماليس لك به علم” به گفته علامه طباطبايي انسان به چيزي كه بدان علم ندارد نبايد معتقد باشد و چيزي را كه نميداند نبايد بگويد و كاري كه علم به آن ندارد نبايد انجام دهد، زيرا همه اينها پيروي از علم است. چراكه آموزههاي ديني پيروي از اطلاعات مبهم و غير واقع را نهي كرده است؛ براي اينكه پيروي از علم و حقيقت حكمي است كه فطرت بشر آن را امضا ميكند فطرت انسان در مسير زندگي جزء رسيدن به واقع و متن خارج، هدفي ندارد او ميخواهد به حقايق چنان دسترسي پيدا كند كه بتواند قاطعانه بگويد واقع و حقيقت همين است و بس. واين همان فطرت سالم انساني انسان است كه او را به تقليد از علم عالم و متخصص وا ميدارد و علم ِعالِم را علم خود ميداند و پيروي از او را در حقيقت پيروي از علم خود ميشمارد و شاهد اين مدعي همان اعمال ارتكازي و فطري مردم است؛ فرد ناآشنا به راه به راهنما، فرد مريض به تجويز دكتر و ارباب حاجت به اهل صنعت اعتماد ميكند.
موانع تحقيق
به عبارت ديگر در آموزههاي ديني اسلام همه مردم ذاتاً محقق هستند و دنبال حقيقت ميباشند تا با استفاده از ابزارهاي كه در اختيار او قرار داده شده است هويت خود را شكل دهد ولي مردم به دلايل زير توان استفاده صحيح از آنها را از دست مي دهند و به ناچار از دست يابي به اطلاعات صحيح و درست محروم ميشوند و طبيعتاً به نتايجي ميرسند كه واقعيت ندارد:
الف ـ سطحي نگري: يكي از عواملي كه باعث ميشود محقق نتواند به اطلاعات درست و صحيح دسترسي پيدا كند اكتفا به اطلاعاتي است كه به راحتي در دسترس قرار ميگيرد، اين عارضه باعث ميشود از كنار بسياري از اطلاعات براحتي عبور كند بدون اينكه به اهميت و دلالت اطلاعاتي كه از دست ميدهد متوجه باشد “ و ما تأتيهم من آيه من آيات ربهم الا كانوا عنها معرضين ” سطحي نگري باعث ميشود تحقيق به نتايجي منتهي شود كه توان حل ريشهاي مشكلات را نداشته باشد و تنها به صورت موقت عوارض را پنهان سازد.
ب ـ ظاهر نگري: مهمترين عاملي كه باعث ميشود انسان به ظواهر توجه نموده و آنها را به جايي اصل و واقعيت بگيرد نداشتن شاخصها و ملاكها است به عبارت ديگر وقتي محقق نتواند گويههاي متغيرهاي مستقل و وابسته تحقيق را به درستي شناسايي و احصاء نمايد و روايي و اعتبار آنها را بسنجد در گردآوري اطلاعات به اشتباه سراغ اطلاعاتي ميرود كه در راستايي تحقيق او نيست و همين دادهها در تجزيه و تحليل باعث انحراف ميگردد.
آموزههاي ديني اسلام براي جلوگيري از اين انحراف ميزان و معياري براي پذيرش اطلاعات در اختيار پيروان خود قرار ميدهد براي مثال اگر محقق از ابزار مصاحبه و بررسي اسناد به جمع آوري اطلاعات ميپردازد به او تاكيد دارد “ انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال ” و آيه “ فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ”حقانيت و درستي داده ها، محتواي سخن و كلام گوينده است نه شخصيت گوينده. شخصيت حقوقي گوينده و صاحب سند هرچند از نظر اجتماعي در جايگاه معتبري قرار داشته باشد ولي نميتواند دليل حقانيت سخنان او باشد.
ج ـ شخصيت زدگي: مقهور شخصيت ديگران شدن آفتي است كه پرده بر روي حقايق مياندازد و اجازه نميدهد محقق به اطلاعات صحيح دسترسي پيدا كرده و از آنها استفاده كند نگاهي گذرا به تاريخ مؤيد اين واقعيت تلخ است كه يكي عامل مهمي كه باعث انحراف مردم از دستيابي به اطلاعات صحيح و درست شده است و او را به جبههگيري در مقابل حقيقت و واقعيتها واداشته همين عامل بوده است. نتيجه چنين برخوردي با دادهها منجر به اين ميشود كه انسان امورات كاذب و دروغين را حقيقت پنداشته و در استدلالها از آنها استفاده نمايد و براساس استنتاجهاي تحقيقي، سبك و شيوه زندگي و كيفيت مراودات اجتماعي را انتخاب كند “ يا ويلتي ليتني لم أتخذ فلاناً خليلاً ” و متأسفانه ناثوابي انتخابها زماني رخ از پرده بيرون مياندازد كه ديگرفرصتها از دست رفته است و نميتوان گذشته را اصلاح نمود و يا به سختي و با هزينه گزاف صورت گيرد و اين جاست كه جزء نداي پشيماني و حسرت از وضع ديگران و يا انگشت حسرت به دندان نتوان گرفت. “ كلما القي فيها فوج سألهم خزنتها الم يأتكم نذير قالو بلي قد جاءنا نذير فكذبنا و قلنا ما نزّل الله من شي ان انتم الا في ضلال كبير و قالوا لو كنّا نسمع او نعقل ما كنّا في اصحاب السعير ”
د ـ وابستگي: كيفيت گزينش دادهها و پردازش آنها در تركيب اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها از عوامل مهم اثرگذار در ارزيابي تحقيق است. از آفت عمدهاي كه محققين را در اين مراحل تهديد كرده و او را به انحراف ميكشاند جهت گيري ذهني محقق است. اصل علاقه مندي انسان به داشتههاي ذهني “ كل حزب بما لديهم فرحون ” و يا عادت به امور عاملي است كه در صورت عدم كنترل باعث قالب بندي ذهني و برداشتهاي يك جانبه ميگردد، از اين رو در طول تحقيق بايد كنترل شود تا امكان گزينش اطلاعات در راستاي محتواي ذهني محقق از بين رود؛ چراكه آدمي وقتي به ايدهاي، شخصي، يا چيزي علاقه داشته باشد باعث ايجاد فيلتر پذيرش موردي در گوش، چشم و ذهن او ميگردد و فرد را ناخودآگاه به پذيرش دادهها و اطلاعاتي سوق دهد كه در راستاي آنها است چنانكه اميرالمومنين علي (ع) ميفرمايد: “ و من عشق شيئاً اعشي بصره و امرض قلبه فهو ينظر بعين غير صحيحه” كسي كه به چيزي عشق مي ورزد و او را دوست ميدارد باعث ميشود كه چشمش كور شود و قلبش مريض گردد و در نتيجه با چشمي به مسائل نگاه كند كه درست نميبيند و تنها چيزهاي ببيند كه مؤيد معشوقش باشد و تنها چيزي را بپذيرد كه در توصيف او بر آيد. از اين رو در آموزه هاي ديني اسلام براي رسيدن به واقعيت و قضاوت صحيح، محقق بايد خود را از وابستگيهاي ذهني و فكري و عادتها دور نگهدارد و آنها را به عنوان متغيرهاي مزاحم و مداخله گر تحت كنترل درآورد يا حذف نمايد.
هـ ـ جمود فكري: ذهني كه باورهاي خاصي اعتقاد پيدا كرده است و يا در اثر مداومت معاشرت با افراد و اشياء تصوير خاصي در ذهن او شكل گرفته باشد و در مقابل اطلاعات مغاير با محتواي ذهني مقاومت نشان دهد، فردي است كه از جمود فكري برخوردار است. جمود فكري اصولا مخالف روح تحقيق است و به سختي ميتواند محقق باشد چراكه كه اصل بديهي در تحقيق، پذيرش دادههاي مختلف و چه بسا متضاد و انعطاف در مقابل پديدههاي است كه جامعه آماري و جامعه نمونه تحقيق را ميسازد.
تاريخ زندگي بشر مؤيد اين است كه افراد متحجر زماني به حقيقت جمود فكري و وضع نامناسب فكري خود پي ميبرند كه از فضاي قبلي خارج شده و در شرايط زيستي ديگري قرار گيرند و يا تحول چشمگيري در آنها بوجود آيد؛ اميرالمومنين (ع) در دوره زمامداري با تعدادي از اينها هم عصر بود حضرت (ع) براي ارشاد اينها خطبههاي متعددي ايراد كرده است و از آنها ميخواست براي مشخص شدن حقانيت او تحقيق كنند ولي مردم توجه نميكردند و ايشان علت را در جمود فكري آنها ميدانست و ميفرمود: “ غدا ترون ايامي، و يكشف لكم عن سرائري، تعرفونني بعد خلو مكاني و قيام غيري مقامي” فردا كه مرا از دست داديد و فرد ديگري آمد و حكومت را به دست گرفت متوجه حقانيت من ميشويد و اسرار براي شما هويدا ميگردد. پديدة زشت تاريخي كه جهان بشريت را از سريان علم لدني محروم ساخت و به جايي دست يابي به سرچشمههاي علوم و كشف حقايق هستي به اموري پرداخت كه بازگويي آنها نشان از حماقت تاريخي انسان است؛ تصور كنيد اگر از منبع علمي كه مدعي واقعي “ سلوني قبل ان تفقدوني” و به راههاي آسماني عالم تر از زميني بود “ فلأنا بطرق السماء أعلم مني بطرق الارض ” مجهولات زندگي بشري سئوال ميشد و حقايق رخ از پرده پنهان آشكار ميكرد قافله زندگي در چه مسيري قرار ميگرفت و بايد گفت اف بر كساني كه قدر نعمت ندانسته و براحتي از آن گذشتند.
و ـ عناد فكري: چه بسا اتفاق ميافتدكه محقق در تحقيق به نتايجي برسد كه مطايق با خواستها و تمايلات فكري و رفتاري او نيست و براي سرپوش گذاشتن حقيقت نتايج را تغيير دهد و براي توجيه اقدام به مهندسي معكوس كند يعني اطلاعات را به صورتي در كنار هم قرار دهند كه همان نتايج تأييد شود و بعضي وقتها بخاطر عناد و دشمني از اول بنا را بر محكوميت گذاشته و محدودة نتايج را تعيين ميكنند و اصولا افرادي كه عناد فكري دارند مثل متحجرين فكري شايستگي برخورداري از عنوان محقق را ندارند چراكه محقق به كشف حقايق مي پردازد نه سرپوش گذاشتن بر آنها. آموزههاي اسلام نيز به نكوهش جدي اين افراد پرداخته است “ و لا تلبسوا الحقّ بالباطل و تكتموا الحقّ و انتم تعلمون”
ز ـ جزئي نگري يا عدم توجه به تمام ابعاد متغيرهاي موضوع تحقيق؛ اگر محقق در مطالعه تمام ابعاد متغيرهاي مسئله را مورد مطالعه و بازبيني قرار ندهد بطور طبيعي در مقام تجزيه و تحليل دچار اشتباه ميشود و به نتايجي ميرسد كه جوابگويي همه مسائل نيست چرا كه ابعاد متغير وقتي باهم مورد توجه قرار گيرند يك مفهوم تداعي ميكند و زماني كه بُعدي از آن مورد توجه قرار گيرد مفهوم ديگري و چه بسا مغاير با حالت كلي تبادر نمايد (أ فتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض) به فردي گفتند: چرا نماز نميخواني گفت به خاطر اينكه به قرآن عمل ميكنم چرا كه در قرآن گفته است به نماز نزديك نشويد (ولا تقربوا الصلوه) گويند چرا تنها همين قسمت را پذيرفتي و ادامه آيه را نخواندي و به آن توجه نكردي (وانتم سكاري) گفت: فعلاً به اين قسمت عمل ميكنيم و در آينده به هردو قسمت عمل خواهيم كرد. اين جك يا داستان جقدر درست است نميدانم ولي بيانگر حقيقت مهمي در مباحث معرفت شناسي و تحقيق است و اين همان است كه گفتيم يعني جزئي نگري باعث برداشت اشتباه و غلط ميگردد. جدا كردن عنصر و بعُد مذهبي از نهاد بشري يكي از اين اشتباههاي تاريخي است كه در بستر زندگي بشر از طرف غرب رخ داده است كه با گذشت سالها آثار زشت آن خود را هويدا ساخته است كه مجال پرداختن به آن در اين مقال نيست.
ويژگيهاي محقق
در آموزه هاي ديني اسلام محققيني كه داراي اوصاف و ويژگيهاي زير باشند ميتوان مطمئن بود كه در گردآوري اطلاعات همه موارد را بدون توجه به تمايلات نفساني و باورهاي ذهني مورد مطالعه قرار داده و جمع آوري ميكنند و در مرحله تجزيه و تحليل نيز از آنها استفاده ميكنند و به نتايج تحقيق آنها ميتوان اعتقاد داشته و بدان پايبند بود:
1 - پشتكار و جديت، گردآوري اطلاعات كاري است كه از طريق مطالعه كتابها، مصاحبه با نخبگان و كار ميداني صورت مي گيرد هريك از اينها مستلزم اين است كه محقق تلاش جدي براي دستيابي به منابع و مطالعه آنها انجام دهد و اين تلاش جند برابر ميشود وقتي كه منابع در دست رس نباشد و يا به زبان ديگري باشد. اين معني را به زيبايي ميتوان در كلام اميرالمومنين علي (ع) در نهجالبلاغه ديد كه ميفرمايد: حق به دست نميآيد مگر با تلاش و جديت (ولا يدرك الحق الا بالجد)
2 - شكيبايي در برابر سختيهاي ناشي از برخورد با ناملايمات و محدوديت هاي تحقيق؛ از عوامل مهمي است كه باعث ميشود محقق بتواند تحقيق را به پايان برساند. چالشهاي كه تحقيق در عرصههاي مختلف گردآوري اطلاعات، دسترسي به منابع، كنترل متغيرهاي مزاحم و مداخله گر تمايلات نفساني، مشكلات زمان و شرايط محيطي در مقابل محقق قرار ميدهد، نيازمند صبر، بردباري و حوصله است تا بتواند با سرافرازي و بدون تآثيرپذيري منفي در مقابل آنها دادههاي مورد نياز را گردآوري نمايد. اين اهميت باعث شده است در آموزههاي اسلام افرادي كه در مقابل مشكلات و ناملايمات از خود صبر و شكيبايي نشان دهند بهترينهاي مردم شناسانده شوند (نعم الخلق التصبر في الحق) و بندگان صالح همديگر را بدان سفارش دهند (و تواصوا بالحق و تواصو ا بالصبر)
3 - شجاعت: وقتي تحقيقي صورت ميگيرد انتظار اين است كه محقق بعد از اتمام تحقيق نتايج آن را منتشر نموده و در اختيار مردم و يا سازمانهاي زيرربط قرار دهد. گاهي تنافر و يا عدم تناسب نتايج تحقيق با وضع موجود، عدم رضايت مسئولين به تغييرات، به خطر افتادن منافع گروهي و يا به خطر افتادن جايگاه فردي و اجتماعي محقق باعث ميشود محقق توان انتشار و بيان واقعيات و نتايج تحقيق را از دست بدهد؛ در اين عرصه محققيني كه از صفت شجاعت برخوردار هستند تنشهاي اجتماعي را به جان و دل ميپذيرند و حقايقي كه به آنها رسيدهاند اعلام مي كنند (قل الحقّ و اِن كان مُرّاً) گرچه به ضرر خودشان باشد.
4 - مقابله با تمايلات نفساني: جلوگيري از اثرگذاري تمايلات نفساني در مراحل مختلف تحقيق و يا كنترل آنها از عوامل مهم اعتبار و ارزش دهي يك تحقيق است چراكه گردآوري اطلاعات با جهت معين، تركيب، تجزيه و تحليل آنها نتايجي به همراه خواهد داشت كه در راستاي منويات محقق است به عبارت ديگر خروجي تحقيق نتايجي خواهد بود كه جنبه شخصي دارد بنابر اين مخالفت و مقابله با اين تمايلات از ضروريات يك تحقيق علمي است. در نگاه آموزه هاي ديني اسلام نفس آدمي به جهت راحت طلبي، همواره انسان را به پذيرش اموري سوق ميدهد كه به آساني در دست رس باشند به همين دليل با كارهاي كه سختي شرط انجام آنهاست به مخالفت برميخيزد و طبيعتاً پيروي انسان از خواهشهاي نفساني باعث ميشود كه از دست رسي به حقايق باز ماند.“ فاما اتباع الهوي فيصد عن الحق”
5 - توكل بر خدا و تنها از او كمك و ياري خواستن: محدوديتهاي جسمي و روحي انسان همواره او را در بستر زندگي مجبور ميكند براي انجام كارها به قدرت و نيروي تكيه كند و از او حمايت نمايد و از طرفي به دنبال اين است كه حامي او كسي باشد كه از اوصاف خاصي برخوردار باشد مثل: برخورداري از قدرت و توان بالاتر، در قبال كاري كه انجام ميدهد منت نگذارد، حمايتش ارزان باشد، حمايتش دائمي باشد، بي حد و بي قيد باشد و هميشه در دست رس باشد.
به همين دليل مراسم افتتاحيه پروژههاي تحقيقاتي و صنعتي با دعوت از مسئولين صورت ميگيرد چراكه بتوان از توانمندي آنها استفاده نمود. ولي از آنجاكه قدرت و توان مسئولين منوط به جايگاههاي خدمتي و تابع شرايط اجتماعي و سازماني است از اين رو چه بسيار اتفاق افتاده است كه با تغيير شرايط، مسئول عوض شده و اختيارات مسئوليتي خود را از دست ميدهد و در نتيجه هيچ كمكي به پروژه ياد شده نميگردد
مجازي بودن قدرت و اختيارات مسئولين و بطوركلي انسانها باعث شده است كه در آموزههاي ديني اسلام توصيه و تاكيد شود كه در تمام كارها تنها از خداوند متعال ياري جويم چراكه تنها او است كه بر همه چيز تواناست “ انك علي كل شئي قدير” صادقتر از او در سخن و عمل به وعدهها نميتوان يافت“من اصدق من الله حديثاً وعد الله حقا و من اصدق من الله قولاً ” و تنها اوست كه توان ياري انسان را داشته و او را به سرمنزل مقصود ميرساند. “ ان الله بالغ أمره ” و كسي كه به خدا توكل كند ديگر نيازي به ديگران نيست و خدا او را كفايت ميكند (و علي الله فليتوكل المومنون … و من يتوكل علي الله و هو حسبه) و خدا از خود انسان به او نزديكتر بوده و همواره با او است “ يحول بين المرء و قلبه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد ”
6 - دقت در گردآوري اطلاعات: چنانكه ميدانيم عدم توجه به روايي و اعتبار تحقيق از موضوعات جدي و مهمي است كه باعث انحراف تحقيق و نتايج آن ميگردد. نگاه اجمالي به آموزههاي ديني ما را با اين واقعيت روبرو ميسازد كه از ويژگيهاي بارز محققين اين است كه در موقع برخورد با اطلاعات بدون توجه به شخصيت گوينده به محتواي سخن توجه نموده و ارتباط منطقي دادهها با متغيرها را ملاك پذيرش آنها قرار ميدهد“ فبشر عبادي الذين يستمعون القول و فيتبعون احسنه”
ابزار هاي تحقيق در آموزههاي ديني اسلام
براساس آموزههاي ديني اسلام انسان در وضعيتي متولد ميشود كه علم بالفعل به چيزي ندارد “ لاتعلم شيئاً ” بلكه نهاد او آكنده از استعدادهاي است كه استحقاق و ظرفيت شكل گيري هاي مختلف را دارد و از طرفي حس جستجوگري در نهان او و ابزارهاي چشم و گوش و.. و عقل در نهاد او امكان دستيابي به حقايق و تسلط بر جهان را در اختيار او قرار داده است. براي خلاصه گويي به طور اجمال به بخشي از ابزارهاي تحقيق از نگاه آموزههاي ديني در ذيل اشاره ميگردد.
1 - عقل: مجموعه اطلاعات و دادههاي گردآوري شده زماني به نتيجه ميرسد و يا امكان استفاده از آنها به محقق داده ميشود كه بتوان آطلاعات را بر اساس مدل و چارچوب منطقي در كنار هم قرار داد و الا جزء انباشتي از فيشهاي تحقيق محقق نخواهد داشت چنانكه حروف در چاپخانه و يا انباشتي از مصالح ساختماني روي زمين در صورتي كارايي خود را نشان ميدهند كه با اسلوب و قواعد خاصي به شكل كتاب و ساختمان درآيند؛ يافتهها و دادههاي تحقيق نيز در صورتي اثر و نمود علمي پيدا مينمايند كه با الگوي مدل مفهومي ادبيات تحقيق در كنار هم قرار گيرند و مورد تجزيه و تحليل واقع شوند. تنها ابزار شناختي كه اين توانايي از عهده آن برميآيد عقل است. و براين اساس تحقيق از كسي انتظار ميرود كه عقل داشته باشد. و كسي مورد بازخواست و تنبيه قرار ميگيرد كه علي رغم برخورداري از اين نعمت از آن استفاده ننمايد.
در آموزههاي ديني اسلام عقل مهمترين ابزار تحقيقي است كه در اختيار انسان قرار گرفته است، به فرموده امام باقر (ع) زمانيكه خدا وند عقل را آفريد از او بازپرسي كرد. به او گفت پيش آي، پيش آمد، گفت باز گرد، باز گشت، فرمود به عزت و جلالم سوگند مخلوقي كه از تو بپيشم محبوتر باشد نيافريدم و ترا تنها به كساني كه دوستشان دارم بطور كامل دادم و امر و نهي من تنها با تو خواهد بود و پاداش و تنبيه من نيز تنها براي تو خواهد بود.
2 - حس حقيقت جويي: نهان انسان داراي داراي چهار بعد اساسي است كه رفتارها و عملكردهاي او را تجويز و توجيه ميكند؛ انسان به مدد حس زيبا دوستي هنر را ميآفريند و تابلوهاي اعجاب انگيزي از هنر و مدلهاي مختلف را به تماشا ميگذارد. به مدد حس كمالجويي علوم را بوجود آورد و برآن پرو بال داد و تخصصهاي متعدد را ميسر ساخت و حس حقيقت جويي به او امكان رشد و تعالي را بخشيد تا بتواند در عرصههاي حس كمال جويي و زيبا دوستي و خدا پرستي به تحقيق بپردازد و صحنههاي شگفت انگيزي از دستاوردهاي علمي را در معرض ديد بشريت قرار داده و وارد زندگي سازد. حال شما تصور نمائيد فردي را كه حس حقيقت جويي را نداشته باشد آيا به دنبال حقايق ميرود و سختيهاي آن را به جان ميخرد؟ بطور يقين جواب منفي است چراكه اين حس حقيقت جويي و كشف حقايق است كه به انسان جرأت داده و او را براي يافتن حقايق به تحرك وا ميدارد.
3 - چشم و گوش: روش مشاهده و مطالعه جامعه آماري به مدد چشم وگوش صورت ميگيرد دو ابزار مهمي كه خداوند بعد از آفرينش و تولد انسان در اختيار او قرار ميدهد “ و جعل لكم سمع و الابصار و الافئده لعلكم تشكرون” چشم دريچهاي است كه امكان مطالعه حالات و ابعاد مختلف يك پديده را براي محقق ميسر ميسازد و بدون اين ابزارها دست يابي به بخش عظيمي از حقايق غيرممكن ميشد “ من فقد حسا فقد فقد علما” و گوش امكان ورود انسان به دنياي مسموعات و آهنگ ها را فراهم ميسازد آيا بدون اين عضو ميتوان از صداي خوش قاري قرآن و موسيقي طبيعت و سخن گوينده و مصاحبه شونده استفاده نمود؟ به عبارت ديگر مصاحبه با جامعه آماري به كمك اين عضو كامل ميگردد
4 - بيان و گفتار: بيان و گفتار نعمت ديگري است كه خداوند متعال در اختيار انسان قرار داده است كه به كمك آن مردم ميتوانند به آساني با هم ارتباط ايجاد نمايند “ خلق الانسان و علمه البيان” انسان به كمك اين نعمت الهي توان سخن گفتن پيدا ميكند و با ديگران حرف ميزند و ديدگاههاي خود را در اختيار ديگران قرار ميدهد و استفاده از ابزار مصاحبه به همان اندازه كه به گوش وابسته است به بيان و گفتار نيز وابسته است چرا كه به كمك گفتار انسان سئوال ميكند و به كمك گوش پاسخ ميشنود به عبارت ديگر افرادي كه از نعمت گفتار محروم هستند مثل افرادي كه از نعمت گوش محروم هستند نميتوانند ابزار مصاحبه را ابزار تحقيق اعلام نموده و از آن استفاده نمايند.
5 - نوشتن: آموختههاي انسان در صورت مكتوب نشدن سريعا به فراموشي سپرده ميشود “ العلم وحشي يقيده بالقرطاس ” چراكه ساختار ذهني انسان به صورتي است كه محفوظاتش براي مدت كوتاهي در بخش خودآگاهش باقي ميماند و بعد از چند ثانيه به بخش ناخودآگاه منتقل ميگردد بنابراين در اين مدت اگر آموختهها مكتوب، ثبت و ضبط نشوند دسترسي دوباره به آنها خيلي مشكل و شايد محال باشد. علاوه برآن انتقال تجربيات علمي به نسلهاي ديگر تنها با ثبت و ضبط ميسر ميشود. خداي متعال اين توان را با قرار دادن قلم و توان نوشتن در اختيار انسان قرار داده است. “ الذي علم بالقلم” و به خاطر اهميت و نقشي مهمي كه در رشد و توسعه تمدنهاي بشري دارد در قرآن به آن قسم خورده است “ ن و القلم و مايسطرون”
حوزههاي تحقيق در آموزههاي ديني اسلام
از نگاه آموزههاي اسلام به طور كلي صرف انرژي فكري در مسائلي كه نتيجهاي جز خسته كردن فكر ندارد غير مجاز و بيهوده شناخته شده است يعني راه تحقيق براي انسان در آنها باز نيست و همچنين مسائلي كه راه تحقيق در آنها باز است ولي فائدهاي به حال انسان ندارد مخالفت شده است اما حوزههاي كه راه تحقيق در آنها باز است و به علاوه سودمند ميباشند مورد تاييد و تشويق واقع شده است.
قرآن سه حوزة كلي براي تحقيق معرفي ميكند:
1 - طبيعت: نظام آفرينش آسمانها و زمين و بطوركلي طبيعت، عرصهاي است كه امكان زيست را براي موجودات و انسان فراهم نموده است از اين رو آشنايي با قوانين زيست محيطي و عوامل اثرگذار بر آن باعث ميشود كه انسان با بكارگيري آنها زندگي سالم و بهتري براي خود فراهم نمايد. اهميت و نقش به سزاي اين حوزه در زندگي باعث تخصصي شدن آن در رشتههاي متعدد شده است مثل علوم تغذيه، علوم جنگلداري و مرتع داري، علوم كشاورزي، آب، هواشناسي، نجوم و... “قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ”
2 - تاريخ: بستر ديگري كه انسان با مطالعه آن ميتواند به كشف قوانين و سنتها دست يابد و اطلاعات سودمند براي ماهيتدهي زندگي استخراج نمايد؛ بستر زندگي انسان در بستر زمان است بستري كه در آن كيفيت زندگي، گزينشها و انتخابهاي انسان و نتايج آنها به نمايش گذاشته شده است، كه از آن به تاريخ ياد ميشود؛ چرا كه براساس آموزههاي اسلام قوانين يا سنتهاي خاصي بر نظام زيستي انسان حاكم است كه گذشت زمان در آن تغييري ايجاد نميكند “ سنه الله التي قدخلت من قبل و لن تجد لسنته الله تبديلا ” قوانين و سنتهاي كه زمان و مكاني نيستند به عبارت ديگر گذشت زمان چهرة آنها را تغيير نميدهد و در هويت آنها آثار كهنگي و بيارزشي ملاحظه نمي گردد بلكه در هر مكان و زماني توسط هر انساني بكارگيري شوند نتايج يكساني خواهند داشت. ثبات اين سنتها و قوانين تكوين باعث شده است كه بستر تاريخ به مثابه آزمايشگاهي به نمايش رفتار حكومتها، سازمانها و انسانها تبديل گردد كه در آن به وضوح ميتوان نتايج رفتارها را مشاهده نمود اين ويژگي تكويني، توان و امكان مطالعه آنها را براي انسان فراهم نموده است كه ميتواند با تحقيق در حوادث گذشته و كشف علل وقوع آنها وآشنايي با كيفيت زندگي گذشتگان و تحولاتي كه در آنها رخ داده است مسير و شيوة زندگياي انتخاب نمايد كه خوش عاقبتي را براي او رقم زند. “قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ” انسان عاقبت انديش و منطقي با مطالعه درآثار پيشينيان كه از او بسيار تواناتر بودند و بيش از او در زمين كشتزار و كاخ و عمارت برافراشتند ولي سر انجام به كيفر گناهانشان دچار عذاب الهي شدند و از قهر و انتقام خدا هيچ كس نگهدارشان نبود و آنچه اندوختند آنها را از مرگ و هلاكت حفظ و حمايت نكرد بايد عبرت آموزد و راه اشتباه آنها را تكرار نكند و الا دچار همان عذاب الهي خواهد شد. “ أ وَ لَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ” “ أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ”
اين حوزه نيز به رشتههاي مختلف علمي تقسيم شده است مثل: جامعه شناسي، رشتههاي مختلف تاريخ و… كه تحقيق در هريك از آنها از نظر آموزههاي ديني اسلام مورد تشويق واقع شده است.
3 - انسان: انسان شناسي حوزه ديگري است كه اسلام تحقيق در آن را مورد تشويق قرار داده است “ سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق” انسان براي اينكه بتواند خوب زندگي كند در مرحله اول خودش و سپس محيطي كه در آن زندگي خواهد كرد بايد بشناسد تا بتواند براساس آن برنامه ريزي نمايد. مطالعه حوزه طبيعت، شرايط فضاي زندگي دنيوي و حوزه تاريخ قوانين حاكم برنظام زيستي را در اختيار انسان قرار مي دهد اما اين اطلاعات زماني به نفع انسان تمام مي شود كه با ارائه شناخت صحيح از ابعاد وجودي انسان بتواند از يافتههاي دو حوزه طبيعي و تاريخي در جاي مناسب استفاده نمايد. اهميت اين حوزه به خاطر تأثير شگرفي كه در زندگي انسان به جا ميگذارد به رشتههاي متعدد در دو عرصه روانشناختي و فيزيولوژيكي تقسيم شده است كه تحقيق در هريك از آنها نه تنها مورد توجه آموزههاي ديني است بلكه نسبت به آموزش وتعليم آنها سفارشهاي متعددي شده است كه اختصار مقاله اجازه اشارت به آنها را از مولف گرفته است.
خلاصه:
تحقيق تجسم عيني و بيروني حس حقيقت جويي انسان است. انسان به كمك تحقيق در كنار دستيابي به نيازمنديهاي زندگي و ايجاد بستر زندگي خوب در دنيا، ميتواند بهترين چهرة ملكوتي بر اندام مثالي ترسيم نمايد. آموزههاي ديني اسلام با تأكيد به اهميت تحقيق و نقش به سزاي كه در زندگي دنيوي و اخروي انسان دارد انسان را به اين واقعيت رهنمون ساخته است كه استفاده درست از اين ابزار با توجه به مسايل زير ممكن است:
1 - تحقيق به مفهوم دستيابي تدريجي به امور وجودي است كه در عالم واقع وجود دارند و بايد وجود داشته باشند؛
2 - انسان تنها زماني به حقايق دست خواهد يافت كه براي آن تلاش كند و نسبت به مشكلات آن از خود صبر نشان دهد؛
3 - همه انسانها بدون استثناء محقق هستند ولي موانعي مثل: سطحي نگري، ظاهرنگري، شخصيت زدگي، وابستگي، جمود فكري، عناد فكري و جزئي نگري او را از دست يابي به حقايق محروم ميسازد؛
4 - محقق راستين به كسي اطلاق ميشود كه داراي پشتكار در كار تحقيق، شكيبايي در برابر ناملايمات تحقيق، شجاعت در بيان يافتههاي تحقيق، مقابله با تمايلات نفساني، توكل و نصرت جويي تنها از خدا و دقت لازم در گردآوري اطلاعات داشته باشد؛
5 - ابزارهاي كه به وسيله آنها تحقيق صورت ميگيرد عبارت است از: عقل، حس حقيقت جويي، چشم و گوش، بيان و گفتار و كتابت يا توان نوشتن؛
6 - حوزههاي كه آموزه هاي ديني اسلام تحقيق در آنها را مورد تشويق و تأكيد قرار داده است عبارت از طبيعت، تاريخ و انسان ميباشد.