يازدهم خرداد سالروز مبارزه با دخانيات است؛ مبارزه با پديدهاى که قرنهاست بشر و سلامتىاش را تهديد مىکند و اين روزها با اشکال نوين و مدرن نه تنها سلامتى شخص، بلکه سلامتى يک جامعه را تهديد مىکند. هرچند در اين بين توسط جوامع گوناگون مراکز و نهادهايى جهت مبارزه با اين پديده خانمانسوز ايجاد شده، اما حجم و گستردگى اين پديده شوم آنقدر وسيع است که قدر هرگونه فعاليت و مقاومت را گرفته.
گفته مىشود استعمال دخانيات به شکل اوليه و ابتدايى از چند قرن پيش و حتى هزاران سال قبل در ميان بوميان آمريکا متداول بوده و آنها با دود کردن برگهاى خشک که بعدها تنباکو ناميده شد، علاوه بر اجراى مراسم مذهبى خاص خودشان به ظاهر به نوعى لذت هم دست پيدا مىکنند. اما اين پديده نه چندان خوب از قرن يازدهم هجرى و توسط انگليسىها وارد ايران شد و آنقدر سريع رونق پيدا کرد که طبق نگارش بسيارى از مورخان در عهد صفويه استفاده از دخانيات، آن هم در شکل قليان گسترش روزافزونى يافت؛ چنانچه بنا بر قول يکى از همين مورخان استفاده از قليان و دخانيات يکى از ملزومات اوليه مردان آن دوره شد و جالب آنکه استفاده از اين ابزار مخرب نوعى مردانگى و اقتدار بهشمار مىرفت، آنطور که قليان کشيدن در محلهاى عمومى چون قهوهخانهها يک نوع تبختر به حساب مىآمد.البته ناگفته نماند که در دورههاى بعدى رفته رفته قليان کشيدن جاى خودش را به استعمال سيگار تغيير داد و اين وسيله به ظاهر راحت که نوعى تمدن و مدرنيته به حساب مىآمد، خيلى زود جاى خود را در بين افراد مختلف همچون جوانان باز کرداما آنچه در اين بين حائز اهميت است، آن مىباشد که کشيدن سيگار در برههاى از تاريخ نوعى تجددگرايى بود و افراد سيگارى به افرادى که چپق مىکشيدند، خرده مىگرفتند که چرا از تمدن عقب هستند و مثل اروپاييان سيگارى بر گوشه لب آنها نيست. جالبتر آنکه دربين طبقه مختلف جامعه آن دوران، استعمال دخانيات بخصوص سيگار در ميان هنرمندان، نويسندگان و شاعران از اهميت خاصى برخوردار بود؛ آن طور که اغلب قلم به دستان آن روزگاران کلمات و اشيايى چون روزنامه را در رديف سيگار و قوطى سيگار قرار دادهاند، فىالمثل کافى است نيمنگاهى به اشعار و نوشتههاى آن دوران بخصوص دوران مشروطه و پس از آن بيندازيم، آن وقت مىبينيم که کلماتى چون سيگار، کبريت، پيپ و... بهوفور نمايان است. از همه اينها جالبتر آنکه نگارش نوشته يا قطعه شعرى را بر روى کاغذ يا پاکت سيگار نوعى انقلاب ادبى به حساب مىآوردند!
از تمام اينها که بگذريم تاريخ دخانيات در ايران، تاريخى پرپيچ و خم دارد و مسئله استفاده از اين ماده مخرب به همين جا و به همين شکل به پايان نمىرسد چرا که به مرور زمان سروکله مواد مخدرى چون ترياک و به موازات آن هروئين پيدا مىشود و اين جاى بسى تاسف است که استفاده از هروئين در بين جوانان قبل از انقلاب و برخى روشنفکران آن دوران رونق عجيبى يافت.
بىترديد در دوران کنونى که کشورمان در ميان جاده مواد مخدر قرار گرفته و از سرزمينهاى شرقى به سمت سرزمينهاى غربى مواد مخدر حمل و نقل مىشود، خود به خود جامعه و بخصوص جوانان از اثرات مخرب انواع و اقسام مواد مخدر درامان نيستند. هرچند در اين بين عملکرد مسئولان، بخصوص ستاد مبارزه با مواد مخدر و نيروى انتظامى و ديگران قابل تقدير است و شمار شهداى اين نيروها در راه مبارزه با اين مواد خانمانسوز گوياى رشادت ايشان است، اما گستردگى معضل آن چنان است که در سطح کلان يک عزم ملى مىخواهد تا به هروسيله شده از ورود مواد مخدر بهطور کامل جلوگيرى شود و از آن طرف هم معتادان يا همان بيماران اجتماعى بهطور کامل مورد مداوا و درمان قرار گيرند تا رفته رفته جامعه از لوث اين مشکل و معضل جدى که در وهله اول کانون خانوادهها را تهديد مىکند، پاک شود.
هرچند بسيارى از کارشناسان و جامعهشناسان از شيوع و گسترش مواد مخدر وسيگار در بين جوانان سخن مىگويند اما در اين سالها اتفاقات خوبى هم افتاده است. بهعنوان مثال ديگر در مکانهاى عمومى چون اتوبوس کسى به خود حق نمىدهد که سيگارى روشن کند و يا در فيلمها و سريالهاى تلويزيونى خيلى کم اتفاق مىافتد که بازيگران از سيگار استفاده کنند اما بايد توجه داشت که مراقبت و فرهنگ سازى در اين باب از اهميت بسيارى برخوردار است.
به هرحال معضل و مشکل خانمانسوز اعتياد و استفاده از دخانيات اين روزها يک مشکل جهانى است و اکثر کشورها با برنامهريزى سعى درکاهش اين معضل در جامعه خود را دارند. ما هم با توجه به اينکه در منطقه ترانزيت مواد مخدر قرار داريم بايد برنامهاى خاص و ويژهاى داشته باشيم.در اين زمينه توجه به مسائل فرهنگى و فرهنگ سازى دقت ويژه مىطلبد که اميد است موردتوجه مسئولان قرار گيرد.