انقلاب اسلامی علی رغم مواجهه با توطئه های پی در پی مقابل چشمان بهت زده تحلیل گرانی كه ركود زودرس انقلاب اسلامی را پیش بینی می نمودند ضمن غلبه بر بحران های داخلی و مهار دسیسه های خارجی به كانون اصلی الهام بخشی آزادی خواهان خداجوی جهان تبدیل گردید. آنچه در این میان تحلیل گران و رهبران غرب را به شدت غافل گیر و نگران نموده جهش بلند حركت فرهنگی انقلاب اسلامی به سمت كانون ترویج الحاد و بی دینی در جهان معاصر است. پدیده ای كه ولی امر مسلمین، حضرت آیت الله خامنه ای، با عنوان جریان سازنده فرهنگ اسلامی به سمت غرب از آن یاد نمودند.
غرب سكولار و رهبران آن امروزه منفعلانه نظاره گر تاثیرات گسترده پیام های دینی و معنوی حضرت امام خمینی و انقلاب اسلامی بر شهروندان جوامع غربی می باشند. حیات مجدد كلیساها، افزیش بی سابقه مبلغان مذهبی، طرح گسترده مطالبات دینی مردم از سوی سیاست مداران و تحرك چشم گیر رهبران مذهبی، تمایل شدید آنها به تاثیرگذاری در صحنه های سیاسی، استقبال وسیع مردم از آثار صوتی و تصویری و مكتوب دینی و مذهبی افزایش مخالفت های مردمی با پرده دری های اخلاقی و واكنش های شدید آنها در قبال شكست شدن حرمت مقدسات مذهبی و... تنها بخشی از علائم تاثیرات فرهنگی انقلاب اسلامی و پیام های بیدار كننده دینی و معنوی حضرت امام خمینی(ص) در غرب می باشند.
الف- بنیادگرایی دینی در غرب (بازگشت به مذهب)
انقلاب اسلامی با احیای ارزش های دینی و آرمان های مذهبی در جهان و زمینه سازی حیات دوباره معتقدین و مذهبیون مسیحی و فعالیت سازمان یافته آنان در جوامع غربی غرب لیبرال را كه همواره در جهت به انزوا و حاشیه راندن دین و تعالیم آن حركت نموده است با تحولات شگرف و غیرمنتظره ای مواجه نموده است.
روزنامه دی ولت چاپ آلمان با بیان گوشه ای از تحولات جاری در این زمینه می نویسد:
گروه های بنیادگرای مسیحی با اقبال چشم گیری در كشورهای غربی مواجه شده اند و در هر صورت بنیادگرایی رایج در مسیحیت نیز مغایر با ارزش های لیبرالی فرهنگ اروپاست این روزنامه آلمانی در توضیح بازار گرم بنیادگرایی مسیحی در میان جوامع غربی اضافه می كند:
درمیان مسیحیان و یا به عبارت دیگر در جوامع غربی گروه های بنیادگرا مذهبی یكی پس از دیگری سربرمی آورند. به اعتقاد كارشناسان مسائل مذهبی از هر سه كشیش نسل جدید یك نفر تمایلات بنیادگرانه دارد...
پرفسور پیتركلارك، استاد تاریخ و جامعه شناسی مذهب، هم با تایید پدیده بنیادگرایی مسیحی در غرب می گوید:
موج بنیادگرایی در مذهب كه عموماً آن را در ارتباط با خاورمیانه تصور می كنند در واقع میان مسیحیان هم نضج گرفته است كه نمونه مشخص آن ایالات متحده می باشد.
وی می افزاید:
در طول پنج تا ده سال گذشته ما با یك موج مذهب بنیادگرایی مسیحی در غرب مواجه بوده ایم به ویژه در كشور انگلستان...
مسلماً بخشی از نگرانی و سردرگمی نظریه پردازان و سردمداران غرب در قبال انقلاب اسلامی ریشه در واقعیت تاثیر پذیری دنیای دیانت و مسیحیت از انقلاب اسلامی دارد و به نظر می رسد:
غرب نگران این مسئله است كه صف وسیع طالبین رسمیت دین در اروپا و آمریكا به تدریج به سرنگونی تمدن غربی بینجامد و بی تردید شخصیت امام(ره )در این ارتباط تاثیر عمیقی بر دنیای مدرن... داشته است.
ب- افزایش جاذبه انقلاب اسلامی در جوامع غربی و مسیحی
تعمق در اظهارات برخی از شهروندان جوامع غربی درباره انقلاب اسلامی و... می تواند ما را با واقعیتی كه مقام معظم رهبری از آن با عنوان توفیق شدید نظام اسلامی در تاثیرگذاری بر جهان معاصر یاد نمودند هرچه بیشتر و بهتر آشنا گرداند.
تجلیل و تحسین صریح برخی از شهروندان جوامع غربی مسیحی از الگوی جمهوری اسلامی، اهداف متعالی و رهبری روحانی و... آن علی رغم فضای مسموم تبلیغاتی كه رسانه های جمعی غرب علیه انقلاب اسلامی به وجود آورده اند نمونه ای بارز و غیرقابل انكار از توسعه دامنه نفوذ تاثیرات انقلاب اسلامی بر جهان معاصر محسوب می گردد.
اینان در اظهارات خود از جمهوری اسلامی ایران با عنوان آخرین نقطه امید جهان و یا نمونه آرمانی ای كه به ارزش های خود بازگشته است یاد نموده و از برتری فرهنگی آن برغرب سخن به میان می آورند و به تحسین رهبری استثنائی امام خمینی می پردازند و ما به جهت اهمیت موضوع به نقل بخشی از این اظهارات می پردازیم:
ب-1- بون تمپو نماینده گروه سیاسی اتحادیه ملی در پارلمان ایتالیا و عضو شورای شهر رم ضمن انتقاد از تقلید كوركورانه ایتالیا از آمریكا با تصریح به این مطلب كه برای بازگشت به اصالت و هویت خود ایتالیائی باید به ایران نگریست اظهار داشت:
ارزش های اخلاقی و اسلامی ناشی از انقلاب اسلامی ایران با وجود تبلیغات سوء رسانه های جمعی غرب حقیقتی است كه به ارزش های فرهنگی و اخلاقی خود بازگشته است و برای كشوری مانند ایتالیا كه از فرهنگ و تمدن و حقوق بشر خود برخوردار است تقلید از جامعه آمریكا وخیم است باید به ایران فكر كرد.
ب-2-جان فیلیچر یكی دیگر از شهروندان غربی از ایالات متحده آمریكا می باشد كه با نوشتن نامه ای به نماینده وقت جمهوری اسلامی در سازمان ملل به بیان احساسات خود در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
وی در این نامه كه رونوشت آن را به بیل كلینتون رئیس جمهوری آمریكا ارسال نموده است با تصریح با اینكه ما مردم آمریكا از آلودگی فرهنگی در ایالات متحده رنج می بریم می نویسد:
در میان ما آمریكایی ها تعداد بسیاری هستند كه نحوه مدیریت جمهوری اسلامی ایران در كنترل آزادی بی حدوحصر و مرز فردی را كه منشا فساد در ایالات متحده است مورد ستایش قرار می دهند . جمهوری اسلامی ایران در محافظت از جوانان خود در برابر بیماری های آمریكایی به طور یقین به اقدام درستی پرداخته است.
فیلیچر تاكید می كند: روحانیون در تهران می توانند با آگاهی از برتری فرهنگی خود بر آمریكا در زمینه ارزش های خانواده از آرامش كاملی برخوردار باشند.
ب-3- ای گول از اهالی ایرلند شمالی نیز با ارسال نامه آی به روزنامه جمهوری اسلامی ضمن تقدیر از سیاسی جمهوری اسلامی در برخورد با سلمان رشدی مرتد با تصریح به اینكه زهر سكولاریسم كه دنیای غرب را فراگرفته در عوض تامین آسایش مادی عبودیت و بندگی را تنزل داده است می نویسد:
حكومت اسلامی ایران آخرین نقطه امید جهان است و به همین علت هدف قرار گرفتن شما از سوی نیروهای الحادی دور از انتظار نمی باشد.
ب-4- یك یونانی نیز با ارسال نامه ای به نشریه یونانی نیءانتروپی برخورد قاطع امام (ص) با توطئه انتشار كتاب آیات شیطانی را مورد تمجید قرار داده و به جهت برخورداری ملت ایران از رهبری پرارزش امام خمینی به آنها تبریك گفته و آرزوی برخورداری ملت خود از رهبری همچون امام را به صراحت طرح می كند متن نامه فوتیس كاتیس به این نشریه یونانی به شرح ذیل است:
آقای سردبیر
همان طور كه می دانیم آیت الله خمینی رشدی را به مرگ محكوم كرده بود، زیرا كتاب آیات شیطانی وی توهین به مذهب ایران تشخیص داده شد و كشورهای دیگری كه كشور متمدن بودند علیه این تصمیم موضع گرفتند، چرا كه آنها ملیت و مذهب خود را نابود كرده و فكر می كنند كشورهای دیگر هم باید از آنها تقلید كنند.
خوشبختانه آیت الله خمینی یك رهبر پرارزش برای كشور و مذهبش می باشد و به این ترتیب زمانی كه تشخیص دهند عملی لازم و باید انجام دهد آن را انجام می دهد. در حال حاضر در همه جای دنیا همه دینداران برخاسته اند و سركرده صهیونیست ها یعنی رشدی را می خواهند.
اضافه می كنم: ای كاش رهبری نیز برای كشور ما پیدا شود كه احترام و مقام عالی ملت و مذهب را حفظ كند كه هر صهیونیستی مانند اسكورجزه كارگردان آمریكایی فیلم آخرین وسوسه های مسیح نتواند آن را خوار كند.
در پایان می خواهم به ملت ایران برای رهبرشان تبریك بگویم و همچنان برای عشقشان به او، زیرا آیت الله خمینی از رهبران نادری است كه در سال های اخیر در دنیا بوده اند.
ب-5- گزارشی از یك سفر: برای بررسی نفوذ روزافزون پیام های دینی و معنوی امام خمینی و افزایش جاذبه انقلاب اسلامی تاثیرات عمیق آن در جوامع غربی و مسیحی، گزیده ای از سخنان عالم گرانقدر حضرت آیت الله مصباح یزدی پیرامون سفرشان به اسپانیا و كشورهای مسیحی آمریكای لاتین و توضیحات مهم ایشان در زمینه نفوذ چشم گیر و متحیر كننده فكری و فرهنگی انقلاب اسلامی و رهبری قدسی آن در این نقطه از جهان را مطرح می نماییم.
حضرت آیت الله مصباح با اشاره به سفرخود به اسپانیا و مكزیك و آرژانتین و كلمبیا و برزیل و كوبا در آمریكای لاتین فرمودند:
پیش از اینكه به این كشورها پا بگذارم تصور نمی كردم چنین صحنه هایی برایمان پیش بیاید. نمی توان آن را مجسم كرد...! در این سفر معمولاً با رجال مذهبی كلیسا و دانشگاهیان و گاهی به صورت غیرمستقیم از طریق مصاحبه های رادیو تلویزیونی یا مطبوعاتی با دیگران ارتباط داشتیم استقبال واقعاً غیرقابل باور بود!
در شهر سن پابلو كاردینالی كه كنار من نشسته بود... دست من را گرفته بود و فشار می داد و یك دستش را روی قلبش گذاشته بود و می گفت: شما در قلب ما جای دارید!
اسقفی كه در جمع اسقف ها در گوادالپ سخنرانی كرد می گفت:
در غرب ایمان واقعی وجود ندارد مردم منطقه به ما اعتمادی ندارند. حرف ما را گوش نمی دهند مشا هستید كه هم ایمان واقعی دارید و هم توانسته اید ایمان را با كشور داری جمع كنید.
استاد مصباح اضافه نمودند: ایشان چه داعی دارد كه درجمع اسقف ها چنین صحبتی بكند جز اینكه احساس می كنند كلیسا شكست خورده است و نمی تواند برای دین مردم و جلوگیری از مفاسد اخلاقی كاری انجام دهد؟ آنها تمام امیدشان به اسلام است.
در گوادالپ وقتی می خواستیم از آنها جدا شویم یكی از كشیش ها آمد و گفت: اجازه بدهید شما را در آغوش بگیریم و در حالی كه دوربین تلویزیون هم در حال فیلم برداری بود مرا در آغوش گرفته و گفت:
ما كاری از دستمان بر نمی آید شما هستید كه باید پرچم دار مبارزه با مفاسد اخلاقی و انحراف باشید.
من باور نمی كردم كه چنین منطقه ای در دنیا وجود داشته باشد كه این قدر نسبت به اسلام و جمهوری اسلامی علاقه داشته باشند ولی به چشم خود دیدم ممكن است شما هم تا نبینید باور نكنید.
حضرت آیت الله مصباح افزودند:
در آخرین شبی كه در بوینس آیرس بودیم رئیس دیوان عالی استان كه قبلاً رئیس آن دانشگاه بود ولی اكنون در آنجا تدریس می كند از من دعوت كرده بود كه در آن دانشگاه درباره حقوق خانواده از دیدگاه اسلام صحبت كنم.
تالار مملو از جمعیت شده بود، بیش از 90% شركت كنندگان هم خانم بودند. بحث چنان در آنها اثر گذاشت كه تا چند دقیقه كف می زدند، حتی خود شخص رئیس دیوان عالی استان بوینس آیرس مرتب كف می زد. بعد هم مرا در آغوش گرفت و دیپلم افتخاری را به من هدیه كرد و گفت: آرزوی ما این است كه شما یكی دو جلسه دیگر برای سخنرانی به این جا بیایید.
گاهی بعضی از دانشجویان در محیط دانشگاه وقتی ما را می دیدند می خندیدند اما همان ها كه می خندیدند پس از این جلسه می آمدند و می خواستند دست مرا ببوسند ولی من با زحمت خود را كنار نگه می داشتم، دانشجویان و استادان زن و مرد {برای ابراز ارادت} به شدت هجوم می آوردند...!
ایشان اضافه نمودند:
در مدت كمی كه آن جا بودیم گاهی در یك نصف روز چهار یا پنج مصاحبه و سخنرانی برای من گذاشتند؛ مثلاً در كوبا كه یك كشور ماركسیستی است و ده ها سال تلاش كردند كه در آن جا دین را كنار بگذارند، استاد دانشگاه آمده بود جلو من زانو می زد كه دست مرا ببوسد می گفت: برای پدر و مادر من دعا كنید و خواهش می كنم یك قرآن به زبان اسپانیولی به من بدهید!
ایشان مقابل معاون دانشگاه و استادان ماركسیست آن جا به قدری از اسلام و ایران تعریف كرد كه شگفت آور بود وقتی نام امام را می برد به قدری احساساتی می شد كه نمی توانست خود را نگه دارد.
مقامات دانشگاهی و كلیسایی به امام عشق می ورزیدند و او را مظهر اخلاص می دانستند و در بین همه فرق اسلامی به تشیع علاقه مند شده اند.
و كشیش ها از این تعبیرها زیاد به كار می بردند كه خدا شما را برای احیای دینش به این جا فرستاده است... .
ج- گرایش های روزافزون اسلامی در غرب
آنچه بیش از هر عامل دیگری نگرانی سردمداران قدرت های سلطه جو را نسبت به جریان انقلاب اسلامی و رهبری مقتدرانه آن برانگیخته و حساسیت فوق العاده نظریه پردازان و تحلیل گران نظام های استكباری را در پی داشته است این است كه با گسترده تر شدن دایره تاثیرگذاری انقلاب عظیم اسلامی و نفوذ خیره كننده آن در جوامع غربی امروز شاهد اسلامی خواهی تعداد زیادی از غربیان در اروپا و آمریكا می باشیم تا آن جا كه:
به تعبیر مقام معظم رهبری امروز یك روند معكوس در همه دنیا محسوس است و به ویژه گرایش به اسلام در كشورهای مسیحی و اروپایی قابل مقایسه با دهه های گذشته نیست.
همین حالا مرتب در خبرها می خوانیم: در دنیای عرب و دنیای مادی گری گرایش به اسلام بیداد می كند، و اسلام از این كانون انقلاب اسلامی ایران در حال كمال فعالیت است.
رسانه های گروهی غرب با انعكاس بخشی از واقعیت مذكور به تحلیل آن پرداخته اند:
شبكه تلویزیونی سی ان ان (آمریكا) با بیان این مطلب كه دین اسلام با سرعتی فراتر از ادیان دیگر در حال گسترش است اعلام نمود:
رشد اسلام در جوامعی كه اكثریت آنان را مسیحیان تشكیل می دهند باعث شده تا صاحب نظران آن جوامع از نوعی رنسانس اسلامی سخن به میان آورند.
دكتر هیلی نیمارلیا استاد الهیات دانشگاه سارایو (بوسنی) با تایید ظهور گرایش های اسلامی در میان ملل غرب و با بیان اینكه:
خود غربی ها می دانند كه اسلام یك آلترناتیوی قوی برای خلأ موجود دنیاست این را خوب می دانند ولی نمی خواهند اعتراف كنند.
اظهار می دارد:
پس از ظهور انقلاب اسلامی در خود غرب با گرایش های روزافزون اسلامی مواجه هستیم .
اسقف اعظم كلیسای سوئد (christer stendni) هم با اعتراف به موج جدید و فزاینده نفوذ اسلام در كشورهای مسیحی و غربی (كه به تعبیر ولی امر مسلمین با دهه های گذشته قابل مقایسه نمی باشد) می گوید:
از انتقادهایی كه راجع به اوضاع اجتماعی ما كه در آن ارزش های انسانی به سهولت به دست فراموشی سپرده می شود با اطلاع هسیتم... و ممكن است كه اسلام یكی از عوامل بیدار كننده ما بشود.
وی می افزاید: همان طور كه مذهب مسیحیت به وسیله مسیونرها در جهان ارائه شده امروزه اسلام در غرب حضور پیدا كرده و مردم را به خود جذب می نماید.
این اسقف سوئدی تصریح می كند:
ما نمی توانیم با این ارزش های نامشخص و غیرواضح و التقاطی و مسیحی كه تصور می كنیم واضع و صحیح است بیش از این ادامه دهیم و من معتقد هستم كه اسلام یك عامل بیدار كننده ما خواهد شد.
نگرانی از گسترش اسلام در كشورهای غربی
نفوذ سریع و گسترده اسلام در جوامع غربی نگرانی شدید سردمداران نظام های سیاسی غرب و محافل صهیونیستی و قدرت های استكباری را به شدت برانگیخته است. فلیپ روند، نویسنده غربی، در مقاله خود تحت عنوان نقطه نظر غربی: مسلمانان بمب انفجاری هستند با بیان این مطلب كه: اسلام بسیاری از مردم، به ویژه مردم اروپا را به سوی خود جذب می كند نوشت: آنچه غرب را بیش از پیش نگران می سازد این است كه: حضور اسلام در غرب هر روز تقویت می شود و به قول بعضی از غربی ها اسلام به بمب ساعتی تبدیل می گردد .
تحلیل گر روزنامه اسپانیایی ا.ب.ث هم به گونه ای واضح تر نگرانی های موجود از گسترش اسلام درغرب را انعكاس داده می نویسد:
باید توجه داشت... اعتماد به نفسی كه ]اسلام[ به سیاهان می دهد عنصر پرارزش می باشد علاوه بر اینكه اسلام برای سیاهان یك نظام است، غرور و وحدت به همراه دارد، حتی در آمریكا منسجم ترین و منظم ترین طبقات مردم سیاهانی هستند كه به دین اسلام درآمده اند.
این تحلیل گر با هشدار در زمینه تبعات رویكرد گسترده سیاه پوستان غربی به اسلام می نویسد:
به هوش باشیم اگر بقیه سیاهان نیز اسلام را به عنوان راه خود برگزینند ما غربی ها باید خود را برای یك رویارویی بزرگ آماده كنیم چرا كه با توجه به خصوصیات سیاهان بنیادگرایی سیاهان بسیار فراتر از بنیادگرایی اعراب خواهد بود.
دیگر از نویسندگان و صاحب نظران غربی با نوشتن مقاله ای تحت عنوان اسلام در حال شكوفایی ضمن انتقاد از مبانی فكری غرب كه معنویت را از او سلب نموده است می نویسد:
امروزه غرب شگفت زده و نگران با قدرت تهاجمی و حركات مفتون ساز جدیدی كه از ناحیه اسلام صورت می پذیرد روبه رو شده است.
روژه گارودی اندیشمند و فیلسوف فرانسوی هم بر این اعتقاد است كه:
تمدن غرب از بیم حاكم شدن مفاهیم اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده است.
شواهد موجود نشان دهنده این واقعیت است كه:
غرب اكنون در برابر شمار زیادی از روشنفكران و اندیشمندان و هنرمندان و بازرگانانی كه اسلام را انتخاب نموده اند سرگردان شده است.
دورنمای تشكیل یك دولت اسلامی در قلب اروپا، غرب را با نگرانی فزاینده و جدیدی مواجه نمود، به طوری كه به مقابله جدی با این پدیده احتمالی برخاستند، به همین دلیل بسیاری از تحلیل گران وقایع بالكان بر این اعتقادند كه صرب های جنایت كار با چراغ سبز غرب و در سایه حكومت مرگبار آنها، به كشتار گسترده و فجیع مسلمانان بوسنی اقدام نمودند.
هفته نامه آمریكایی اسپات لایت طی مقاله ای با عنوان هدف واقعی كشتار در ناحیه بالكان به بررسی وقایع تلخ منطقه بالكان پرداخته و با بررسی تسامح بدون توجیه كشورهای غربی در برابر جنایت صرب ها و در توضیح علل آن می نویسد:
قدرت های بزرگ غربی از ظهور احتمالی كشور بوسنی هرزگوین به عنوان یك كشور اسلامی می ترسند.
البته برخی از سران اروپا مانند رئیس جمهور وقت فرانسه (میتران) با سفر به سارایوو در كوران جنگ بوسنی در دیدار با علی عزت بگویچ، رئیس جمهور بوسنی، ضمن ابراز نگرانی از ملاقات بگویچ با امام خمینی(ص) در ایران و تاثیرپذیری وی از انقلاب اسلامی، به صراحت به وی اعلام نمود كه اروپا از تشكیل یك دولت اسلامی در منطقه بالكان جلوگیری خواهد كرد.