باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 105 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نخبگان و جامعه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین

 
 

نخبگان افرادي هستند که به شيوه اي خاص مي انديشند يا به صورت ويژه اي عمل مي کنند يا هنجارها و ارزش هاي آنها از هنجارهاي ديگران متمايز است.

سه حوزه تفکر، عمل و ارزش البته مستقل از هم نيستند و نخبگان مي توانند به هر سه صفت تفکر ممتاز، عمل منحصر به فرد و ارزش ويژه متصف باشند؛ هرچند که نخبگان نيز ميان خود تفاوت ها و تمايزهايي با يکديگر دارند و ما شاهد طيف و گستره وسيعي از نخبگان و انسان هاي ويژه هستيم اما مي توان خصايص اين طيف را در 3 ساحت انگيزه ها، ماهيت کار و غايات اعمال طيف نخبگان بررسي کرد. ابتدا انگيزه هاي ويژه اي نخبگان را به حرکت وامي دارد. اگر بخواهيم با زبان و مفاهيم آبراهام مازلو سخن بگوييم، نخبگان افرادي هستند که نيازهاي اوليه زندگي خويش، نياز به غذا و پوشاک و استراحت و تفريح و نيازهاي ثانويه به زيستن، نياز به محبت ديدن و مهم بودن و دوست داشتن را پشت سر گذاشته اند و پا به ساحت نيازهايي چون تعجب کردن، مستقل بودن، بي تکلفي، صلابت و سماجت در کار و کمال جويي گذاشته اند. واضح است که نيازهاي گوناگون، نقشي در آفريدن شخصيت هاي گوناگون و متفاوت دارند و از اين روست که عبارت بگو چه مي خواهي تا بگويم چه هستي مصداق پيدا مي کند. نخبگان نيز وجهي مهم از ويژه و نخبه بودن خود را مديون نيازهاي ويژه و خاص خود هستند.

نيازهاي منحصر به فرد، آرمان هاي ويژه اي را مي آفرينند و اين خود، مقدمه بسط اعمال و افکار و ارزش هايي خاص است، حوزه هايي (افکار، اعمال و ارزش ها) که نخبگان با توجه به آنها از ديگران جدا مي شوند. در طول تاريخ، خواص - چه پيامبران باشند، چه حکيمان، چه دانشمندان، چه مصلحان اجتماعي و چه روشنفکران - همه با توجه به اين آرزوها، نيازها و آرمان هاي ديگرگون متمايز و متفاوت مي شوند. انقلاب هاي بزرگ بشري در حوزه هاي متفاوت علمي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي همه پس از اين واگرا انديشيدن و ديگرگون عمل کردن حادث شده اند؛ به طور مثال عظمت کار مارتين هايديگر و رنه دکارت در تاريخ انديشه و تفکر به اين دليل نيست که باري بر معرفت فلسفي افزوده اند، بلکه بدين است که با تشکيک در ماهيت سنت و تاريخ انديشه، رويکرد، چشم انداز و چارچوب جديدي را فراروي انديشه ورزان معاصر و پس از خويش گشوده اند. به معنايي، آنها صاحب تفکر واگرا بوده اند. بزرگترين ابزار اين بزرگان و ديگر برجستگان تاريخ بشر همه در اين خلاصه مي شود که با انديشه اي نقاد و واگرا، در اساسي ترين پيش فرض هاي سنت کاري خويش، شک و ترديد روا داشته اند و به پاسخهاي سطحي در قبال پرسشهاي عميق و مهم راضي و قانع نشده اند. عاقبت آن که غايت و مقصود کار نخبگان نيز با ديگران متفاوت است. غايت عمل نخبگان مسبوق و معطوف به خودشکوفايي است. شعار هر نخبه مانند شعار کي يرکه گور آن است که فرد حقيقت است. تکثر و تنوع، ماهيت جهان ما را در بر مي گيرد و به صرف اين که عده اي زياد به گونه اي مي انديشند و طوري عمل مي کنند، حقانيت و صداقت عمل و انديشه را اثبات نمي کند. از آن بابت که نخبه به خود و شکوفايي نيروهاي نهفته در درونش مي انديشد و از براي خويشتن و مولفه هايش، بسي ارج و قرب قائل است نقادي و شکاکيت را آغاز مي کند. حساسيت، کنجکاوي، خلاقيت، شکاکيت، آزادانديشي و صلابت همه خصايصي هستند که در پرتوي اين الگو، با توجه به آن آرمان و غايت - خودشکوفايي - معنا پيدا مي کند. آفرينش نيز با توجه به اين غايت قابل توجه است. نخبگان که همه را معمولا_ با توجه به آفرينشي در حوزه هاي متفاوت مي شناسيم به دليل آن شکوفايي دست به اين آفريدن و زايش مي زنند.جامعه و تاريخ آن هرچند آفريننده نخبگان و خواص است، اما رابطه - و البته چالش - فراواني با آنها دارد.

اساس جامعه بر هنجارها و عرفها و قوانين قراردادي بنا شده است که نخبگان مانند هر کار ديگر، پرسشگري ازآنها را نيز مي آغازند و اين پرسشگري البته خالي از چالش و کشمکش نيست. اينجاست که در ميان معيارهاي فراواني که براي جامعه سالم ابراز شده است مي بايد مواجهه آن با نخبگان را نيز سرلوحه سنجش جامعه قرار دارد. بعضي جوامعند که در پرورش نخبگان موفق عمل مي کنند و مي توانند گفتگو و مکالمه اي جدي نيز با آنها شروع کنند. بعضي جوامع اصلا قدرت زايش نخبگان را ندارند و پاره اي ديگر هرچند نخبه مي آفرينند، چالشي فراوان را با اين دگرانديشان آغاز مي کنند. واضح است که دگرانديشان در قبال جامعه مواضع گوناگوني را اتخاذ مي کنند. گاهي سعي مي کنند جامعه را به گفتگو و مراوده ناگزير کنند و به اين وسيله تغييراتي را در آن حادث شوند. پاره اي اوقات هم که نخبگان و دگرانديشان توان و ياراي ايجاد شرايط جديد را ندارند، انزوا يا مهاجرت را بر مي گزينند. از اين رو، مهاجرت و انزوا دو وضعيت ساري و جاري جوامعي هستند که نمي توانند با نخبگان مکالمه و مراوده اي انجام دهند. موضوعي که بوفور و بوضوح در کشورهاي جنوب - در حال توسعه - به چشم مي خورد و ما شاهد مهاجرت روزافزون نخبگان به مغرب زمين هستيم. تعديل و تصحيح اين وضعيت - مهاجرت و انزواي نخبگان و دگرانديشان - البته منوط به توجه به مولفه هاي فراواني است.

ارزش هاي موجود در جامعه، تفکر و تصوير سياستمداران و دولتمردان نسبت به نخبگان و عاقبت ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه، تغيير همه اين مشخصه ها يعني تغيير يک جامعه که همه ما به نامطلوب و نامقدور بودن آن اذعان داريم، اما مي توان با اتخاذ راهکارهايي، راه را براي مکالمه جامعه و دگرانديشان - بدون آن که مشي جامعه خدشه دار شود و يا نخبگان فرديت خويش را از دست دهند - باز کرد. اين مساله با پذيرش تنوع و تکثر تفکر نقاد، ميسور و مقدور مي شود. پذيرفتن تفکر يعني تن در دادن به همه لوازم و مقدمات و نتايج آن. تفکر و انديشه حوزه اي آزاد است که هرچند پيش فرض هاي آن بديهي ترين اصول منطقي هستند که مورد پذيرش همه جوامع بشري قرار گرفته است، نتايج و تبعات حوزه انديشه با توجه با آزاد بودن آن نامعلوم هستند.

آزاد بودن حوزه انديشه اين نتايج مجهول و نامکشوف را مشروع و موجه مي نمايد. از اين رو، مبنا قرار دادن حوزه معرفت مي تواند در کاهش تعارضات مفيد واقع شود. مشکل انزوا يا مهاجرت نخبگان و دگرانديشان را که متاسفانه دولتمردان به آن توجه روا نمي دارند بايد جدي گرفت تا با حل آن، اين بزرگترين سرمايه هاي فرهنگي بتوانند در دامان سنت خويش به شکوفايي و خلاقيت مشغول باشند. بايد اين پيش فرض مهم را پذيرفت: جامعه اي که نتواند با نخبگان خود گفتگو کند، بيمار است.

 

    83 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جامعه (33)
●   دانش (122)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:28/05/1385

تاريخ شمسی نشر:28/05/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب