باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 109 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خودکشى فرزندان سامري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - رسالت

 
 

اظهارات تهديد آميز اخير “شائول موفاز”معاون نخست وزير رژيم صهيونيستى عليه جمهورى اسلامى ايران، آن هم در زمانى که تل آويو از فقدان استراتژى و قوه عاقله مرکزى رنج مى برد در نوع خود جالب توجه است. اين جلب توجه زمانى بيشتر مى شود که اين سخنان را در کنار اظهارات اخير باراک اوباما در آيپاک قرار دهيم. به زعم برخى تحليلگران مسائل جهان و خاورميانه، لابى صهيونيسم در آستانه برگزارى انتخابات سال 2008 آمريکا و برکنارى احتمالى ايهود اولمرت از قدرت، بازى تبليغاتى جديدى را عليه تهران آغاز نموده است. مختصات زمينى که اسرائيل و آمريکا بازى جديد خود را در آن آغاز نموده اند چگونه قابل محاسبه است؟آيا موفاز يا هريک از مقامات صهيونيستى مى توانند در مسند يک کارگردان خبره يا حتى بازيگرانى ماهر اين بازى را به سرانجام برسانند؟در اين خصوص لازم است به سه نکته مهم اشاره نماييم:

 

1- ”برگ برنده”، ”ضعف جريان مخالف”و”قوت بازيگردان “سه فاکتورى هستند که از آنها با عنوان پيش زمينه هاى آغاز يک بازى بين المللى نام مى بريم. به عنوان مثال روسيه در ابتداى سال 2006 ميلادى بازى سياسى خود عليه اوکراين و اتحاديه اروپا را با استناد به برگ برنده انرژى، ضعف سياستمداران اروپايى و قوت استراتژيستهاى کاخ کرملين آغاز نمود، هرچند که مسکو در محاسبه عامل سوم، يعنى قدرت استراتژيستهاى خود خوشبينانه عمل نمود و همين مسئله بازى روسها را ناتمام گذاشت. در هر صورتتل آويو و واشنگتن نيز جهت آغاز بازى خود عليه ايران بايد برگ برنده اى در اختيار داشته باشند. اما آيا در سفره درهم ريخته فرزندان جرج واشنگتن و نسل سوخته سامرى نانى براى خوردن و آبى جهت فرار از مرگ تدريجى پيدا مى شود؟به راستى تل آويو و واشنگتن با استناد به کدام قدرت سخت يا نرم خود مى خواهند تهران را به استيصال وادار سازند؟توان نظامى آمريکا در عراق و اسرائيل در جريان جنگ 33 روزه به اندازه اى فرسوده شده است که مطابق اظهارات ژنرال کيسى، فرمانده ارتش آمريکا تا صدسال ديگر نمى توان به ترميم آنها اميدوار بود. به لحاظ سياسى توان احزاب اصلى آمريکا و اسرائيل در منازعات داخلى و حزبى به شدت تضعيف شده است. از بعد استراتژيک نيز کمبود دکترينهاى ميان مدت و کوتاه مدت در ميان افراط گرايان صهيونيسم بيداد مى کند. اين در حاليست که تاريخ مصرف الفاظ آرمانى مانند “سرزمين موعود”، ”شکست ناپذيرى صهيونيسم “و... نيز به دنبال شکست اخير اسرائيل در برابر حزب الله عملا به اتمام رسيده است و هيچ يک از احزاب ليکود و کارگر نيز قدرت مسخ دوباره افکار عمومى طرفداران نااميد و بخت برگشته خود، با استناد به واژه سازى دوباره را ندارند. در چنين شرايطى دشمنان ايران چگونه مى توانند نسبت به انزواى تهران اميدوار باشند؟آن هم در شرايطى که جمهورى اسلامى ايران در سايه سياست خارجى تهاجمى به قدرت برتر خاورميانه تبديل شده است.

 

2- واهمه ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستى از تشکيل يک قدرت هسته اى اسلامى ريشه در ايدئولوژى پوياى نهفته در بطن اين انقلاب است. اگرنه براساس يکى از اسناد ساواک، در دوران سياه حاکميت محمدرضا پهلوي، دولت اسرائيل از تجهيز ايران به سلاحهاى اتمى دفاع کرده است. به موجب اين سند که مربوط به دوران نخست‌وزيرى اسحاق رابين (1353 ش. تا 1356 ش. ) است، «لوبراني» سفير رژيم صهيونيستى در تهران در اظهاراتى خواستار همکارى اتمى دولت متبوعش با ايران و مجهز کردن اين کشور به سلاحهاى اتمى شده است. اين حقيقتى است که جان بولتون سفير سابق ايالات متحده آمريکا در سازمان ملل متحد و يکى از اصلى ترين افراد تعريف شده در حلقه نومحافظه کاران نيز آن را تائيد نموده است. از اين رو شالوده و بنيانى که ما را در برابر تهديدات واشنگتن و تل آويو بيمه مى کند، حرکت بر اساس آرمانهاى انقلاب اسلامى است. اتخاذ سياست خارجى تهاجمى که بارها توسط رهبر معظم انقلاب اسلامى و رئيس جمهور کشورمان مورد تاکيد قرار گرفته است نمونه اى عينى از حرکت آرمان محور حکومت و ملت ما محسوب مى شود. تاکنون، تحت تاثير آرمانخواهى ملت ايران شاهد تعظيم و شکست بسيارى از دشمنان خود بوده ايم، چنانچه بسيارى از تئورى پردازان غرب از لزوم شناسايى ايران قدرتمند و زندگى در کنار آن سخن مى گويند

 

3- پشت پرده بازيهاى بين المللى از خود آنها پيچيده تر است!معمولا در ماوراى هر بازى مى تواند چهار دغدغه “افزايش قدرت مانور”، ”رسيدن به سقف خواسته هاى توسعه طلبانه”، ”بقاى حداقلي”و ”جلوگيرى از فناى يکباره” نهفته باشد. هر يک از اين دغدغه ها مولد نوع خاصى از رفتار و عملکرد جريان بازيگر خواهد بود. هرچند در فراسوى بازى اخيرى که واشنگتن و تل آويو عليه تهران آغاز کرده اند دغدغه سوم يعنى “بقاى حداقلى اسرائيل در برابر تهران”به چشم مى خورد، اما به اعتقاد نگارنده اظهارات شائول موفاز نقطه آغاز پروسه “خودکشى اسرائيل “در برابر تهران است.. واقعيت امر اين است که “دغدغه بقاى حداقلي”يا “جلوگيرى از فناى يکباره” با گذشت زمان در تل آويو رنگ باخته است و صهيونيستها در انديشه خلق دغدغه اى ديگر در ماوراى بازيهاى خود عليه ايران هستند. بهترين دغدغه اى که در اين خصوص مى تواند راهگشاى تل آويو باشد، همان انتحار يا خودکشى صهيونيسم در برابر ديدگان ايران است. نه تنها ايران از خودکشى فرزندان سامرى استقبال مى کند، بلکه حاضر است ابزارهاى تئورى و عملى اين خودکشى را در اختيار تل آويو قرار دهد. !مسلما در اين صورت روياى برخى مقامات موساد مبنى بر ايجاد رابطه با ايران تعبير خواهد شد، منتهى رابطه اى که در لحظه مرگ خفت بار تل آويو شکل خواهد گرفت!

 

    94 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   اسراييل (795)
●   ایران (749)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:29/03/1387

تاريخ شمسی نشر:23/03/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب