باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 182 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
لاله هاى سرخ انقلاب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
به مناسبت سالروز شهادت سربازان دليراسلام (بخارايى ، امانى ، صفارهرندى ، نيک نژاد)


 

منبع: روزنامه - رسالت

 
 

پس از حادثه فيضيه و قيام خونين پانزده خرداد 1342، عده‌اى از متدينين و چهره‌هاى موجه بازار تهران به اين نتيجه رسيدند که مبارزه سياسى با رژيم شاه بى ‌فايده است و بايد براى براندازى آن اقدام مسلحانه عليه رژيم و عناصر اصلى آن کرد. “ هيئت موتلفه اسلامي” تنيجه ترکيب شش هيئت مذهبى بود که اکثرآنها ازمقلدان امام خمينى بودند. در پى اعتراض حضرت امام به تصويب لايحه کاپيتولاسيون در 21 مهر 43 در مجلس، که اعتراضات مردم و بسيارى از روحانيون معروف را به همراه داشت، ايشان به ترکيه و سپس نجف، تبعيد شدند و ياران موتلفه، پس از کسب اجازه از شوراى روحانيت مراجع جهت اقدام به اجراى حکم شرع، تصميم به ترور انقلابى حسنعلى منصور نخست وزير سر سپرده شاه گرفتند.

پنجشنبه اول بهمن 1343، ساعت ده صبح حسنعلى منصور توسط محمد بخارايى از اعضاى موتلفه اسلامى هدف پنج گلوله قرار گرفت و کشته شد. با اعدام انقلابى منصور، محمد بخارايى عامل اعدام به دست ماموران ساواک افتاد و سپس ديگر يارانش نيز دستگير شدند. پس از مدتي، رژيم پهلوى در يک دادگاه فرمايشى اعضاى اين گروه را به اعدام و زندان طولانى مدت محکوم کرد: محمد بخارايى ( اعدام - ) مرتضى نيکخواه ( اعدام - ) رضا صفار هرندى ( اعدام - ) حاج صادق امانى ( اعدام - ) حاج مهدى عراقى ( حبس ابد ) و حاج حبيب الله عسکر اولادى (حبس ابد) و نيز سيد على اندرزگو به طور غيابى به اعدام محکوم شد ولى متوارى گشت تا 2 شهريور 57 که در يک درگيرى مسلحانه با نيروههاى ساواک در تهران به شهادت رسيد.

شهيد صادق امانى در دادگاه، دلاورانه از خود و راهى که در پيش گرفته بود دفاع کرد و با اشاره به حوادث خونين 15 خرداد 42 گفت: «ما با بررسى اوضاع به اين نتيجه رسيديم که پاسخ به اين مسئله از لوله تفنگ مى‌تواند خارج شود.» سرانجام در سحرگاه 26 خرداد 1344 ش، حاج صادق اماني، محمد بخارايي، مرتضى نيک‌ نژاد و رضا صفارهرندي، چهار فرزند شجاع و برومند اسلام در راه پاسدارى از ارزشهاى متعالى اسلام و در مسير پر برکت نهضت امام خمينى (ره) جهت برپايى حکومت اسلامى در ايران، عاشقانه شربت شهادت نوشيدند و به لقاءالله نائل آمدند.

 

زندگينامه 4 شهيد فدائيان اسلام

 

1. محمد صادق اماني

شهيد محمد صادق امانى همدانى در سال 1309 در تهران متولد شد. وى که از کسبه بازار تهران بود. بنابر بر نقل حاج مهدى عراقي؛ «خودش يک مجتهد بود و قريب 6 هزار حديث از حفظ بود و مربى اخلاق بود، درس اخلاق داشت، بچه هاى زيادى از شاگردانش بودند که روزهاى جمعه بخصوص به آنها درس اخلاق مى داد.» شهيد صادق امانى در گروه شيعيان فعاليت داشت و پس از آن با نظر حضرت امام(ره) به همراه جمعى از ياران اقدام به تاسيس موتلفه اسلامى کرد و پس از مدتى رهبرى شاخه نظامى موتلفه را عهده دار شد و طراح عمليات بدر در اجراى حکم الهى درباره حسنعلى منصور بود. وى پس از واقعه کشته شدن منصور، تحت تعقيب قرار گرفت و پس از ده روز يعنى روز يازدهم بهمن ماه 1343 در منزل ابوالقاسم رضوى فرد دستگير و به دنبال حکم دادگاه نظامى شاه به همراه همسنگران خود بخارايي، نيک نژاد، صفار هرندى در 1344/3/26به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. وى نقش اساسى در رهبرى موتلفه بر عهده داشت و در تربيت شاگردانى کوشيد که از جمله ايشان شهيدان اندرزگو، بخارايي، نيک نژاد و صفار هرندى را مى توان نام برد.

 

2. محمد بخارايي

شهيد محمد بخارايى فرزند على اکبر در سال 1323هـ.ش در جنوب شهر تهران به دنيا آمد او پس از پايان دوره مدرسه با شهيد رضا صفار هرندى دوست صميمى شد و در جلسات حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ على اصغر هرندى با اسلام و افکار روشنفکرانه در نهضت امام آشنا گرديد. با آغاز نهضت امام خميني، شهيد بخارايى و شهيد هرندى با موتلفه اسلامى آشنا شدند و شهيد عراقي، آنها را براى جهاد مسلحانه شايسته يافت و آنان را با شهيد امانى مرتبط ساخت. شهيد امانى تحولى نو در روحيه آنها پديد آورد و شرکت در دوره هاى تمرين مسلحانه روابط آنها را مستحکم کرد. او در عمليات بدر براى به هلاکت رساندن حسنعلى منصور نقش ويژه اى داشت و پس از شليک دو گلوله به طرف منصور، از صحنه بيرون آمد ولى با لغزيدن پاى او روى يخ خيابان در جلوى مسجد سپهسالار سابق (مدرسه شهيد مطهرى فعلي) به زمين افتاد و دستگير شد ولى در کلانترى بهارستان به نصيرى معدوم با شجاعت و صراحت پاسخ هايى داد که او برآشفت و با عصاى مارشالى به دهانش زد و آن را غرق خون کرد. شهيد بخارايى با اينکه نوجوانى 20 ساله بود ولى در باز جويى ها و بيدادگاه، همگان را از بلاغت و فصاحت و شجاعت خود به تحسين واداشت. شهيد بخارايى در سحرگاه 26 خرداد 1344 همراه سه شهيد ديگر با نشاطى کامل و با فرياد الله اکبر شهادت را پذيرا شد.

 

3. رضا صفار هرندي

شهيد رضا صفار هرندى فرزند على اکبر در سال 1325 در خانواده اى اهل علم و تبليغ دين به دنيا آمد. برادرش حجت الاسلام حاج شيخ على اصغر هرندى روحانى آزاده خدوم و مردمى بود که علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد دروازه غار تهران و منبر و تعلميات ديني، مغازه پارچه فروشى داشت و از اين راه زندگانى را اداره مى نمود و نمونه اى از کسب پاکيزه اسلامى را در عمل آشکار مى‌کرد. شهيد رضا صفار هرندى در اين خانواده پرورش يافت. پس از دوره ابتدايي، دروس دينى را نزد برادرش خواند و در مغازه او به کار مشغول شد. وى در مسجد برادرش در امر تبليغ دين و ارتباط با نوجوانان و کشاندن آنها به راه دين فعال بود. در همين رابطه با شهيد محمد بخارايى و شهيد نيک نژاد آشنا شد و با آنها درباره مسائل اسلامى و امر به معروف و نهى از منکر کار مى کرد. با شروع نهضت امام خميني(ره)، او و يارانش، به انجام وظيفه انقلابى رو آوردند و بالاخره در مسير اين نهضت خدايي، با موتلفه اسلامى آشنا شدند و به طرف جهاد مسلحانه رو آوردند. شهيد هرندى روز عمليات اعدام انقلابى منصور پشتيبان شهيد بخارايى بود و توانست پس از پايان عمليات از صحنه بيرون آيد ولى وقتى که مى خواست وسايلش را از خانه بردارد و به اتفاق شهيد نيک نژاد زندگى مخفى را آغاز کند دستگير شد. وى در سحرگاه 26 خرداد 1344 به همراه همرزمانش توسط مزدوران شاه تيرباران و شهد شيرين شهادت را نوشيدند.

 

4. مرتضى نيک نژاد

شهيد مرتضى نيک نژاد در سال 1321 در جنوب شهر تهران در خانواده اى مذهبى به دنيا آمد. از نوجوانى تدين و تعهد وى همه را تحت تاثير قرار مى داد. وى پس از پايان دوره ابتدائى در بازار تهران به شغل گالش فروشى اشتغال داشت. او با آشنايى با شهيد رضا صفار هرندى در جلسات دينى حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ على اصغر هرندى شرکت کرد و با آشنايى با شهيد بخارايي، جمعى صميمى تشکيل دادند و از همين جمع با موتلفه اسلامى آشنا گشتند. وى در جريان عمليات بدر نفر دوم عمليات و پشتيبانى کننده شهيد بخارايى بود که پس از اينکه شهيد بخارايى منصور را به سزاى خيانتهايش رساند چند تير شليک کرد که مامورين طاغوت را از توجه به بخارايى منصرف سازد. اين گلوله ها به ناودان مجلس و شيشه اتومبيل بنزى که منصور را در آن انداخته و به بيمارستان مى بردند اصابت کرد و شيشه جلوى بنز را خرد کرد. وى از صحنه عمليات خارج شد ولى به همراه شهيد صفار هرندى دستگير شد. در دادگاه تجديد نظر طاغوت با اينکه مريض و قادر به حرکت نبود اما به دستور رئيس دادگاه نظامي، او را با برانکارد به جلسه آوردند و در حالى که روى نيمکت دراز کشيده بود، او را محاکمه کردند.

وى در سحرگاه 26 خرداد 44 در حالى که با چهره اى خندان به سوى چوبه هاى تيرباران مى دويد تکبير گويان و سپاسگزار از خداوند به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

ياد و نام نامى شان گرامى باد!

 

    47 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (360)
●   فدائيان اسلام (16)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:30/03/1387

تاريخ شمسی نشر:23/03/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب