آموزش و پرورش نهادى ارزشى محسوب مىشود که جامعه از آن انتظار دارد همواره يادگيرى را بهبود ببخشد. مدرسه بايد ارزشهاى اسلامى را به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش دهد و عشق به يادگيري، همکارى در ارتباطات روزانه، مهارت در کسب دانش و بينش و مهارتهاى زندگى و تفکر خلاق را مورد تاکيد قرار دهد. پيدا کردن راهکارهايى براى غنىسازى فرهنگ آموزش در مدارس و در کلاسهاى درس و افزايش ميزان تحقق هدفهاى آموزش و پرورش، سرمايهگذارى مهمى است که بايد بدان پرداخت.
تقويت آداب و مهارت زندگي، تقويت آموزههاى مربوط به فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، پژوهش محورى و سازماندهى امور پژوهشى و کاربست يافتههاى پژوهشى و پروژههاى غنىسازى فکرى از ديگر رويکردهاى کوتاهمدت در سطح آموزش و پرورش مىباشد. مدرسه بايد فضايى مناسب براى زندگى کردن دانشآموزان و لذت بردن از خود و زندگى باشد. دانشآموزان بايد بتوانند در آينده با هر مقام و مسئوليت و شان اجتماعى به يک زندگى فعال و با نشاط دست يابند.
يک معلم بايد علاوه بر دانش درسى با کسب مهارتهاى حرفهاى از جمله روشهاى آموزشى و يادگيري، ابزارهاى مفيد و فناورىهاى جديد نظام ارزشيابى خلاقيت و نوآورى را در دانشآموزان رشد دهد و با ارتقاى کيفيت يادگيري، کلاسهاى کارآمد و موثر در مدارس افزايش يابد.
آزادانديشى آغاز و اساس خلاقيت است. عصر حاضر به دليل ويژگى هاى خاص خود عصر خلاقيت و نوآورى است و لذا رهبر معظم انقلاب، سال 87 را سال شکوفايى و نوآورى ناميدهاند.
اين نامگذارى بدين معنا نيست که در گذشته هيچ اثرى از خلاقيت و نوآورى نبوده است. زيرا از واپسين روزهاى حيات (عصر سنگ) تا تمدن پيچيده امروزى همواره انسان مرهون خلاقيت و نوآورى است و تمامى کشفيات و نظريههاى علمي، اختراعات و ابداعات و آثار بديع هنرى و ادبى جلوههايى ا ز خلاقيت است.
امروزه بحث در مورد خلاقيت در کشور ما تازگى دارد و اين مقوله با رويکردهاى مختلف روانشناسي، زيستشناسى و جامعهشناسى و ... مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و آموزش و پرورش نيز باتوجه به نقش موثرش در ايجاد تفکر خلاق و انسان خلاق، نگاهى جامع به اين مقوله دارد زيرا معلمان باتوجه به نقش کليدى خود مىتوانند خلاقيت را در دانشآموزان شکوفا يا پژمرده کنند. يعنى اگر در کلاس فضا و شرايطى ايجاد و تفاوتهاى فردى شاگردان در نظر گرفته شود و شيوههاى ياددهى موثر استفاده گردد، حتما زمينه لازم جهت ظهور خلاقيت فراهم مىشود و خلاقيت رشد مىيابد.
در حالى که در سيستم سنتي، آموزش کودکى که در خلقت او خلاقيت لحاظ شده است و سوالات مکرر در خردسالى نشانه اين خلاقيت مىباشد، به فردى تبديل مىشود که نه تنها سوال ندارد بلکه به طور منفعل فقط مىپذيرد زيرا هدف در اين نوع آموزش فقط انتقال ساده دانش است و دانشآموز در اين انتقال هيچ فعاليت موثرى انجام نمىدهد و دانشآموز خوب کسى است که آنچه را به او مىگويند تکرار کند و سوال نکند و فقط اطاعت کند و از هرگونه تفکر خلاقانه به دور باشد.
پس حال که برآنيم شيوههاى سنتى را کنار بگذاريم اين سوال مطرح است که شيوههاى آموزش خلاق در محيطهاى آموزشى کدام است و آيا مىتوان خلاقيت و تفکر را به دانشآموزان آموزش داد؟ پس ناچاريم با خلاقيت بيشتر آشنا گرديم.
تعريف خلاقيت:
در لغتنامه دهخدا خلاقيت به معناى خلق کردن و به وجود آوردن است و خلاق ، شخصى است که داراى عقايد و ايدههاى نو مىباشد.
اکثر صاحب نظران، خلاقيت را خلق کردن چيزى تازه و نو مىدانند که موجب حل مسئله به گونهاى مناسب و مفيد گردد.
رشد خلاق در کودکان شامل موارد زير مىباشد:
يادگيرى اکتشافى در محيط، تشويق پرسشگري، خيالپردازى هدايت شده
روش تدريس خلاق:
آغازگري، مهندسى سوال، باور تفاوتها، چگونه فکر کردن ، فعال بودن کلاس
روش خلاق:
ارتباط موثر دانشآموز در آموزش، معناسازى و سمبلسازي، تنوعبخشي، آموزش از طريق بازي، جدول و مسابقه، طنزپردازي، آموزش از طريق تصويرسازى ذهنى و عينى در کلاس درس، آموزش مشارکتي، آموزش از طريق يادگيرى اکتشافي، درگير شدن با مسئله، ايجاد و ارتباط بين ذهن و مفهوم، توصيف وضعيت جديد، کارگروهي، انجام آزمايش، طبقهبندى و تعميم يافتهها.
پس مىتوان به مسئله جدايى يا فاصله افتادن پژوهش در عمل چيره شد و در نتيجه عمليات پژوهش در جهت بهبود کيفيت تعليم و تربيت (تدريس) را به خدمت گرفت. پس راهبرد مطلوب و اساسى در حليابى مشکل، ايجاد آشتى ميان پژوهش و کلاس درس است.
منابع:
- آموزش و پرورش اسلامي، عزتي، ناشر، نشريه نگاه
- شيوهنامه تشکيل گروههاى آموزشى دورههاى عمومى در سال تحصيلى 86-87
- همايش نوآورىهاى آموزشى، سال 87