مقاله «احقاف، نمونهای از افزايش وضوح در روند تاريخی تفسير»، نوشته «احمد پاكتچی» در آخرين شماره فصلنامه «صحيفه مبين» منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، واژهها يا نامههای ذكر شده در قرآن كريم، در دورههای مختلف تاريخی، در مقام تعيين مرجع از وضوح بيشتر يا كمتری برخوردار باشند. به عنوان مبنايی كلی در رويارويی با متون، انتظار بدوی آن است كه برخی از واژهها يا نامهای ياد شده در قرآن كريم كه در صدر اسلام دارای مرجعی واضح بودهاند، به تدريج با دور شدن از آن عصر، با ابهام در مرجعيابی مواجه شده باشند.
به زعم نگارنده، هيچ بعيد نيست كه صحابه و تابعين درباره تعيين معنای يك واژه يا مسمای يك نام آگاه بوده باشند، اما به تدريج با دور شدن از عصر آغازين، با از دست رفتن بافت پيرامتنی از وضوح واژه يا نام كاسته شده باشد. آنچه دور از انتظار مینمايد، حالت وارونه است؛ يعنی واژهای يا نامی در عصر آغازين اسلام، با ابهام در مرجعيابی روبهرو بوده باشد و در زمانی متأخر، درباره مرجع آن وضوح احساس شود.
استاديار دانشگاه امام صادق(ع) مینويسد: به نظر میرسد كه اين افزايش وضوح درباره واژه «احقاف» روی داده باشد. نزد نخستين مفسران، درباره احقاف ديدگاهها دور از وضوح و پر اختلاف است، در حالیكه در سدههای بعدی بر وضوح اين نام افزوده شده و از احساس ابهام درباره مرجع آن كاسته شده است. بر اين پايه، مطالعه احقاف، میتواند زمينه دستيابی به شاخص مناسبی برای مطالعه چنين رخدادی در روند تاريخی تفسير باشد.
در بخشی از اين جستار در رابطه با مرجع احقاف نزد مفسران متقدم، مینويسد: مروری بر اقوال و آثار تفسيری حكايت از آن دارد كه در عصر صحابه و تابعين ـ دسته كم آنگونه كه در منابع روايی بازتاب يافته ـ در تعيين مرجع احقاف ابهام و اختلاف نظری جدی وجود داشته است. نخستين مفسر كه تفسيری در خصوص احقاف از او نقل شده، ابنعباس از صحابه است، اما به شماره اقوال مفسران پسين در باب احقاف، اقوال منتسب به ابنعباس وجود دارد. در يكی از اقوال منقول از وی، احقاف اشاره به يك وادی ميان عمان و سرزمين «مهره» دانسته شده است.
پاكتچی در رابطه با مرجع احقاف در اخبار و قصص معتقد است كه: در آثار مورخان و اهل اخبار، با وجود پرداخت گسترده به داستان قوم عاد، بر خلاف انتظار كمتر پرداختی به موضوع احقاف ديده میشود. در سخنی منقول از «وهببنمنبه» در خلال داستان قوم عاد، گفته میشود آنگاه كه خداوند بر هلاك آنها اراده كرد، ريگهايی انباشت تا آنكه عظيمتر از كوه شدند... آنگاه هود(ع) آنان را بيم داد كه اگر ايمان نياوريد اين ريگهای انباشته مبدل به عذابی بر شما خواهند شد.
پاكتچی مینويسد:
به نظر میرسد كه اين افزايش وضوح درباره واژه «احقاف» روی داده باشد. نزد نخستين مفسران، درباره احقاف ديدگاهها دور از وضوح و پر اختلاف است، در حالیكه در سدههای بعدی بر وضوح اين نام افزوده شده و از احساس ابهام درباره مرجع آن كاسته شده است. بر اين پايه، مطالعه احقاف، میتواند زمينه دستيابی به شاخص مناسبی برای مطالعه چنين رخدادی در روند تاريخی تفسير باشد
وی مینويسد: اين عبارت به نوعی تفسير آيه قرآن كريم درباره انذار هود(ع) «بالاحقاف» است و نشان میدهد كه وهب احقاف را تنها دارای ارزش واژگانی و ظاهرا به معنای «ريگ انباشته» میدانسته، بدون آنكه آن را به مرجعی جغرافيايی بازگرداند.
وی در رابطه با اين موضوع كه مرجع احقاف در منابع جغرافيايی چه جايی است مینويسد: نخستين منابع جغرافيای اسلامی كه در سده 3 قمری، يادی از احقاف به ميان نياوردهاند، به طوری كه نامی از آن در نوشتههای اين سده از جمله آثار «يعقوبی» و «ابنرسته» ديده نمیشود. اين خود تأييدی ضمنی بر اين نكته است كه احقاف نزد آنان جای نام شناخته شدهای نبوده است.
وی در بخش پايانی اين نوشتار اينگونه نتيجه میگيرد كه: بايد گفت كم آشنا بودن احقاف به عنوان واژه، در طی سه سده نخستين، عالمان مسلمان را دچار اختلاف نظر كرده است. به نظر میرسد شايستهترين قول، گرفتن احقاف به معنای كوهستان از حيث لغوی، و تعيين مكان احقاف عاد در همان سرزمين ثمود در شمال حجاز و نزديك شام است، قولی كه برآيند سخن مجاهد و ضحاك از مفسران متقدم و يكی از دو قول اصلی منقول از ابنعباس است.
آخرين شماره از فصلنامه «صحيفه مبين» به صاحب امتيازی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی، مدير مسئولی دكتر «محمدمهدی مظاهری» و سر دبيری دكتر «سيدبابك فرزانه» روانه بازار نشر شده است.