باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 87 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
همه آنچه را كه من در دوره حكومت جورج بوش آموختم
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


در دوره حكومت جورج بوش، مردم آمريكا با موضوعات جديد و غيرمنتظره‏اي روبه‏رو شدند كه در گذشته كمتر سخني در مورد آنها شنيده بودند. حمايت از يهوديان ساكن در اسراييل، حمايت از ثروتمندان و تشكر از آنان، بي‏اهميت بودن دروغگويي رييس‏جمهور و همكارانش، بي‏اعتنايي به نظرات دانشمندان، كم‏اهميت بودن جاسوسي در ارتباطات اجتماعي شهروندان، بدشانس بودن مردم نيواورلئان، حسادت تروريست‏ها به داشته‏هاي زندگي آمريكايي، عدم نياز به پوشش سراسري بيمه‏هاي درماني و در نهايت، صحبت كردن خداوند با بوش، بخشي از اين موارد است. در اين مقاله، با همه آنچه كه نويسنده در دوره حكومت بوش آموخته، آشنا خواهيد شد.

 
   ● نويسنده: نل - استاركمن

منبع: ماهنامه - سياحت غرب - شماره 58 - تاريخ شمسی نشر 02/04/1387 - به نقل از سایت www.Seattlepi.nwsource.com

 
 

من آموختم كه مسيحي بودن، بهترين گزينه است. همچنين يهودي بودن چندان اميدواركننده نيست، مگر اينكه شما در اسراييل، اين سرزمين موعود زندگي كنيد. مورمون‏ها[يكي از شاخه‏هاي مسيحيت كه در سال 1830 ميلادي به وجود آمد] هم بايد ياد بگيرند كه چگونه مسيحي بهتري باشند. بقيه ساكنان زمين يا بايد دين خود را تغيير دهند و يا اينكه بميرند!


من آموختم كه ايالات متحده به دليل اعطاي حق انجام هر كار دلخواه خود به ابرشركت‏هاي غول‏پيكرش، راهبرد مناسبي را برگزيده است و ما هر چه كه ثروتمندان را ثروتمندتر كنيم، براي همه مردم بهتر است. چرا كه آنان با استخدام ديگران، اقتصاد ما را به سوي رشد و پيشرفت هدايت مي‏نمايند.


ثروتمندان به اين دليل ثروتمند مي‏شوند كه سيستم بازار آزاد و تلاش‏هاي شخصي آنان، از آنها حمايت مي‏كند و ما بايد از آنان سپاسگزار باشيم. و افرادي كه ثروتمند نيستند، تنها بايد خودشان را سرزنش كنند.


افراد داراي مناصب كليدي (نظير رئيس‏جمهور و معاونش) وظايف پيچيده و مشكلي بر دوش دارند. آنان اگر فراموش نمايند كه وظايف خود را انجام دهند و يا اينكه اينجا و آنجا به چپاول بپردازند و يا در هر زماني يك دروغ كوچك بگويند، كاري صحيح انجام داده‏اند، چرا كه وظيفه اصلي آنها، حفاظت از چيزهايي بد و حتي فكر كردن به چيزهاي بد است، البته در صورتي كه آنها احساس ‏كنند، ما نيازمند چنين چيزهايي هستيم و البته تنها چيزي كه يك رييس‏جمهور نبايد انجام دهد، همبستري با زني است كه همسرش نيست، چرا كه اين كار خيانت به اعتماد ملي مردم آمريكاست.


به علاوه، من آموختم كه نظرات دانشمندان، نسبت به نظرات افراد عادي، نه بهتر و نه بدتر است! من در اين سال‏ها آموختم كه اگر مردم با شما مخالف باشند، تنها توضيح عقلايي براي رفتار آنها، خائن بودن آنهاست. در پاره‏اي موارد، آنها اين موضوع را مي‏دانند و در پاره‏اي از موارد، خير.


من آموختم كه اگر شما چيزي را براي مخفي كردن نداريد، گوش كردن فردي ديگر به صحبت‏هاي تلفني شما و يا كنترل حساب‏هاي بانكي‏تان و يا حتي تعقيب خودروي شما با يك ون و يا پرس و جو از همسايه‏هايتان در مورد مهمانان چند شب پيش شما، هيچ اهميتي ندارد. تنها افراد مجرم و مسأله‏دار نسبت به چنين كنترل‏هايي حساس هستند.


من آموختم، اگر شما در منطقه‏اي زندگي مي‏كنيد كه در معرض فجايعي طبيعي نظير آتش‏سوزي و يا سيل و يا زلزله و يا توفان است، نبايد در صورت وقوع چنين حوادثي، منتظر كمك‏هاي دولتي باشيد.؛ پس بار ديگر كه فرصت انديشيدن داشتيد، در انتخاب محل سكونتتان بيشتر دقت كنيد.


من آموختم كه تعدادي از افراد دنيا نسبت به داشته‏هاي ما حسادت مي‏كنند (نظير كامپيوترها و تلويزيون كابلي و لباس‏هاي شيك و مسابقات ليگ فوتبال آمريكايي و به ويژه آزادي‏هاي مدني ما). آنها از هيچ اقدامي براي ويران كردن اين داشته‏ها روي گردان نيستند، چرا كه اگر آنها نمي‏توانند به اين چيزها دسترسي داشته باشند، بايد ديگران هم از آنها محروم باشند. البته اين افراد احتمالاً، رنگين‏پوست و يا سياه‏پوست هستند. البته هنوز اين گفته‏ها به اين معنا نيست كه ما بايد نسبت به همه سياه‏پوستان بدبين باشيم. هنوز نه!


من در اين 7 سال آموختم كه مشكل مهاجرت، مهم ترين مسأله فراروي آمريكايي‏هاي امروز است. در اين ميان، تروريست‏هايي كه دور و بر ما هستند، از اين مسأله چندان نگران نيستند. بدين ترتيب مهاجران غيرقانوني و تروريست‏ها، بيش از آنچه كه مردم ما فكر مي‏كنند، يك تهديد هستند.


سقوط نظام كمونيسم، بهترين دليلي است كه نشان مي‏دهد، ايده پوشش سراسري و رايگان خدمات درماني را بايد نيازمندان آمريكايي به گور ببرند. به علاوه، برنامه‏هاي درمان معتادان و الكلي‏هاي ما نيز هيچ گاه به نتيجه‏اي قابل قبول نخواهد رسيد.


سرانجام اينكه من در دوره رياست‏جمهوري 7 ساله جورج بوش آموختم كه خداوند با رئيس‏جمهور ما صحبت مي‏كند، كه واقعاً حاكي از اقبال بلند اوست! چرا كه در غير اين صورت، مردم ممكن است مخالفت‏هاي بيشتر و سرسختانه‏تري در برابر وي انجام دهند.



 

    148 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد و مشاهير
●  بوش   جورج

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب