مقاله «دين، اخلاق و محيط زيست»، توسط «انشاءالله رحمتی»، دانشيار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مركزی نوشته شده و در آخرين شماره از ماهنامه «اطلاعات حكمت و معرفت» (شماره 3، خرداد 1387) منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در اين نوشتار نسبت ميان دين و محيط زيست مورد بحث قرار گرفته است و ضمن طرح اين پرسش كه رابطه ميان دين و محيط زيست چگونه رابطهای است، نشان داده شده است كه اين رابطه يك رابطه علی نيست، بلكه رابطه ميان اين دو از نوع رابطه روانشناختی است.
در همين راستا در اين مقاله بيين شده است كه موضع دينی فرد يا جامعه میتواند منشأ الهامهای درخوری در مورد رفتار فرد و جامعه با محيط زيست باشد. از اينرو به نظر میرسد كه برای برقراری ارتباط ميان دين و محيط زيست در دنيای معاصر به حلقه واسطی چون اخلاق زيستمحيطی نياز است.
نويسنده تأكيد میكند كه همچنين بايد به اين موضوع توجه داشت كه نه فقط خود اين اديان متفاوت و حتی متعارض باهماند، بلكه حتی از هر كدام از آنها نيز تفسير و تعبيرهای مختلف و حتی متعارض وجود دارد. اگر بتوان دين را به نحوی از انحا در قالب مقوله واحدی جای داد، در مورد مسأله رابطه ميان دين و محيط زيست، اين پرسش مطرح است كه آيا رابطه ميان اين دو يك رابطه علی است و يا اينكه موضوع از قرار ديگری است.
نويسنده معتقد است اگر نسبتی ميان دين و محيط زيست وجود داشته باشد، اين نسبت نمیتواند از نوع رابطه علی باشد. وی در اين باب میگويد: مراد از چنين رابطهای اين است كه ديدگاه دينی شخص لزوما در نوع رفتار و رويكرد او نسبت به محيط زيست تأثير بگذارد و رفتار و رويكرد افراد يا جوامع نسبت به محيط زيست بازتاب موضع دينی آنان باشد. واقعيتهای تاريخی گواه بر اين مدعا است.
در طول تاريخ بشر تا پيش از دوران مدرن، بشر در جای جای عالم در پرتو اعتقادات دينی زندگی كرده است، ولی تقريبا در همه موارد رابطه بشر با محيط زيست را رابطهای صلحآميز میيابيم. در حقيقت همانطور كه پيروان اديان ابتدايی طبيعت را تكريم و تقديس میكردهاند، پيروان اديان بزرگ نيز هريك به شيوه خاص خويش چنين رفتاری با طبيعت داشتهاند. به همان صورت كه دين هندو با تلقی مادرانهاش از خداوند، حرمت نهادن به طبيعت را به پيروانش میآموخته است، اديان يكتاپرست نيز با تلقی پدرانهشان از خداوند، تعليمی مغاير با دين برای پيروانشان به ارمغان نياوردهاند.
به هر تقدير تا پيش از دوران مدرن، حتی اگر هم اديان فعالانه در مسأله محيط زيست شركت نجسته باشند، ولی در كارنامه پيروان همه اديان عملكردهای ناصواب در قبال محيط زيست، به معنای بحران زيست محيطی كنونی كمتر ديده میشود و يا حتی اساسا ديده نمیشود. از سوی ديگر پيروان همان اديان در دوران معاصر بر بسيط زمين زندگی میكنند و كمابيش به تعاليم دينیشان باور دارند، گو اينكه در كشورهای مدرن حضور دين در زندگی بشر كمرنگ شده است، ولی تقريبا در همه جوامع خواه سنتی و خواه مدرن، نشانههای بحران زيستمحيطی مشهود است، گويی پيروان اديان مختلف با همه اختلافهايی كه دارند، با كمال تأسف برای تخريب محيطزيست طبيعی همپيمان شدهاند!
در طول تاريخ بشر تا پيش از دوران مدرن، بشر در جای جای عالم در پرتو اعتقادات دينی زندگی كرده است، ولی تقريبا در همه موارد رابطه بشر با محيط زيست را رابطهای صلحآميز میيابيم
بنابراين در مقام تعيين علت يا عللی برای اين بحران، بايد در جايی غير از دين و اعتقادات دينی به جستوجو پرداخت. بديهی است كه ريشه اين بحران را بايد در جايی يا چيزی جستوجو كرد كه از آن به دوران مدرن تعبير میشود. در اينجا دوران مدرن به عنوان يك واقعيت تاريخی مورد نظر است و اين بحث فارغ از هرگونه داوری درباره حقيقت آن برگزار میشود. تا آنجا كه به موضوع محيط زيست مربوط است، دوران مدرن با همه دورانهای پيشين تفاوت اساسی دارد.
كسانی مانند «سيدحسين نصر» ميان دو گونه انسان، با عنوان انسان «پاپی» يا «خليفةالله» و «انسان پرومتهای» يا «عاصی» فرق میگذارند. انسان پاپی شأن خويش به عنوان پاپ، واسطه ميان آسمان و زمين، را فراموش كرده است و پرومتهوار در مقابل اراده خداوند سر به شورش برداشته و به رقابت با خداوند برخاسته است. در حقيقت استفاده لجامگسيخته و بیقيد و شرط از علم و فنآوری، براساس الگوی انسان پرومتهای امكانپذير شده است.
ماهنامه اطلاعات حكمت و معرفت به صاحب امتيازی مؤسسه اطلاعات و مدير مسئولی و سردبيری «انشاءالله رحمتی» هر ماه منتشر میشود كه اين شماره ويژه «دين و محيط زيست» است.