باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 38 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رسانه‌هاي آمريكا؛ ركن چهارم جنگ (2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
سناريوهاي جنگ‌طلبانه براي توجيه افكار عمومي


اين مقاله از زاويه‌اي ديگر به حوادث پس از 11 سپتامبر و جنگ‌هاي عراق و افغانستان پرداخته است. به زعم نگارنده، همانگونه كه رسانه‌ها، بويژه رسانه‌هاي نومحافظه‌كار آمريكا، نقش مهمي در هدايت افكار عمومي به سمت جنگ داشتند، به همان اندازه نيز در نزد افكار عمومي آسيب ديدند.

آنها هم زمان با از ميان رفتن محبوبيت دولت بوش و سقوط استراتژي نومحافظه‌كاري، اعتماد عمومي را از دست دادند و اين نبود مگر به دليل مشاركت در افروختن آتش جنگ در عراق و افغانستان.

 
   ● نويسنده: سليمان - حيدرپور

منبع: روزنامه - اطلاعات

 
 

ارتباط تروريست‌هاي ياد شده با القاعده و طالبان باعث شد تا آمريكا توجيه مناسبي براي حمله به ضعيف‌ترين و در عين‌حال منفورترين رژيم خاورميانه پيدا كند.

رهبران القاعده با پذيرش مسئوليت اين عمليات تروريستي2 دست آمريكا را براي انجام هرگونه حمله نظامي عليه افغانستان بازگذاشتند. رژيمي كه با كمك دستگاه‌هاي امنيتي پاكستان و سيا تأسيس شد، بدون كشته شدن حتي يكي از رهبران ارشد آن، پس از چند روز عمليات نظامي ساقط شد و تاكنون آمريكا بيش از 100 ميليارد دلار در افغانستان هزينه جنگ كرده است، اما نه تنها گروه طالبان نابود نشده، بلكه به نظر مي‌رسد بار ديگر درحال قدرت گرفتن است.

در پي سقوط دولت طالبان، طرح حمله نظامي به عراق نيز كه از ابتداي به قدرت رسيدن بوش در دستور كار دولت بوش بود، فعال‌تر شد. آمريكا و انگليس سعي كردند با افزايش بمباران عراق از اوايل سال 2002، اين كشور را تحريك به واكنش نظامي كنند تا بتوانند بدون داشتن مجوز شوراي امنيت، عراق را به جنگ بكشانند، اما عراق به اين دام نيافتاد تا اين كه سناريوها و اسنادسازي‌هاي مختلف از سوي آمريكا و انگليس براي توجيه افكار عمومي و جامعه بين‌الملل تكميل شد. خريد اورانيوم از نيجر و وجود سلاح‌هاي متحرك ميكروبي در عراق دو سند بسيار تعيين‌كننده بودند كه يكي را بوش و ديگري را «كالين پاول» براي توجيه جنگ استفاده كردند و پس از آغاز جنگ، نادرستي آنها به اثبات رسيد. در همين راستا، سفير پيشين آمريكا در گابن و شخص پاول، درستي آنها را تكذيب كردند. مقاله «ويلسون» سفير وقت آمريكا در گابن و رئيس سياست‌گذاري آفريقا در وزارت امورخارجه آمريكا در دوران كلينتون، طي مقاله‌اي در نيويورك تايمز نشان داد كه اسناد خريد اورانيوم از نيجر جعلي بوده و صرفاً براي توجيه عمليات جنگي طراحي شده بود.

دسترسي عراق به سلاح‌هاي كشتارجمعي از جمله سلاح‌هاي متحرك ميكروبي و اشاعه ميكروب سياه‌زخم توسط اين كشور در آمريكا توجيه مناسبي براي آغاز جنگ بود. «اشكرافت» دادستان فدرال آمريكا، در ايجاد ترس بين مردم آمريكا در رابطه با انتشار ميكروب سياه‌زخم، نقش اساسي داشت. ‌

 

* راهبرد جنگي انگليس‌

سياست انگليسي‌ها در پيشبرد جنگ نسبت به كل جهان متفاوت بود. تلاش دولت بلر در بسيج كشورهاي مستعمره به حدي بود كه جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق به جنگ ميان انگلوساكسون‌ها با جهان اسلام نام گرفت. هرچند كه وي با برگزاري نشست مبارزه با تروريسم كشورهاي اروپايي در لندن، سعي كرد كه چنين برداشتي از جنگ نشود. به هرحال حضور فعال انگليس در جنگ دلايل مختلف دارد: در چند قرن اخير انگليس نفوذ گسترده سياسي، فرهنگي و اقتصادي در كشورهاي منطقه خاورميانه از جمله كشورهاي عراق، ايران، مصر و شبه‌قاره داشت كه ناگهان رو به افول گذاشت. ‌

دوم: شكست ارتش اين كشور در افغانستان در اواخر قرن نوزدهم، ضربه نظامي سختي به ارتش سلطنتي بريتانيا وارد كرد.

سوم: پس از جنگ جهاني دوم، از بلامنازع بودن قدرت اين كشور در منطقه كاسته شد و آمريكا، هم از نظر سياسي و هم از نظر نظامي و اقتصادي قدرت بلامنازع خاورميانه به‌ويژه خليج فارس شد. برخي اوقات نفوذ آمريكا به حدي مي‌شد كه حتي با منافع انگليس در منطقه (ازجمله مورد ايران) در تضاد قرار مي‌گرفت.

چهارم: بيرون رانده شدن رضاشاه و جايگزيني او با فرزندش و سپس به قدرت رسيدن دكتر مصدق، جو را بيش از پيش به زيان انگليس كرد. اين‌كه انگليسي‌ها در كودتاي 28 مرداد2 سهم بيشتري نسبت به آمريكا داشتند، نشانگر تلاش اين كشور براي بازگشت دوباره به ايران بود، اما با قدرت گرفتن محمدرضا و گرايش دولت او به آمريكا، بار ديگر انگليس احساس كرد كه مغبون واقع شده است.

حادثه 11 سپتامبر اين امكان را به انگليس داد تا بار ديگر، موقعيت از دست رفته خود در افغانستان را احيا كند و بازگشت دوباره‌اي به افغانستان داشته باشد. اگر ديده مي‌شود كه انگليس پيش‌گام و بعضاً جلوتر از آمريكا در يورش نظامي به دو كشور يادشده بود، نشانگر اهداف بلندمدت اين كشور است. در حمله به عراق، دولت انگليس در تهيه اسناد جعلي نقش كليدي داشت و اسناد «خريد اورانيوم از نيجر و وجود سلاح‌هاي متحرك ميكروبي در عراق» از ساخته‌هاي سازمان جاسوسي انگليس و با هدايت رئيس دفتر توني‌بلر بوده است. جرج بوش براي متقاعد كردن افكار آمريكا در مورد سند خريد اورانيوم در سخنراني سال نو مسيحي 2003 و كالين پاول، وزير امور خارجه وقت نيز براي توجيه مجامع بين‌المللي درباره موضوع سلاح ميكروبي متحرك طي سخناني در سازمان ملل در اوايل سال 2003، بهره‌برداري كردند. جالب اينجاست كه در هردو مورد، قربانيان زيادي از مقامات آمريكا و انگليس گرفته شد. در انگليس، يك كارشناس ارشد بيولوژي كشته شد و مديرعامل «بي. بي. سي» و دو خبرنگار اين شبكه بركنار شدند. در آمريكا، هم آبروي رئيس جمهور رفت و هم تعدادي از كاركنان كاخ سفيد بركنار شدند. ‌

حادثه 11 سپتامبر باعث حاكميت جو سنگين امنيتي در آمريكا شد و رسانه‌هاي نومحافظه‌كار به تبعيت از دولتمردان، جو را به گونه‌اي هدايت كردند كه حتي رسانه‌هاي معتبر اين كشور نيز از حالت اعتدال و نقد خارج شدند و به مسائلي پرداختند كه صحت آن نه تنها در آن مقطع جنگ به اثبات نرسيد، بلكه پس از گذشت پنج سال از اين حادثه، هنوز روشن نشده است. در برخي مواقع مقامات ارشد آمريكا و حتي شخص بوش، اتهامات وارده به خود در مورد عراق را تكذيب كرده‌اند. ارتباط القاعده و صدام، خريد اورانيوم از نيجر، دخالت صدام در ماجراي 11 سپتامبر، وجود سلاح‌هاي متحرك ميكروبي و سلاح‌هاي كشتارجمعي در عراق نمونه بارز اين دروغ‌ها است.

 

*‌ رسانه‌ها و جنگ عراق‌

رسانه‌هاي آمريكا در جنگ عراق، نه تنها در انتشار اخبار درست جنگ پيشگام نبودند، بلكه در تحريف اخبار مربوطه فعال بودند و چه بسا در خودسانسوري گوي سبقت را حتي از برخي از كشورهاي جهان سوم ربودند.

مثلاً اخبار شكنجه در زندان «ابوغريب» بغداد، يك سال پس از انتشار آن از سوي عفو بين‌الملل، در هفته‌نامه «نيويوركر» و شبكه تلويزيوني «سي. بي. اس» منتشر شد. يا «نيوزويك» به خاطر انتشار اخبار مربوط به گوانتانامو از منابع دولتي، مجبور به عذرخواهي شد.

به‌طور كلي در برخورد با جنگ عراق، برخورد رسانه‌هاي غرب را مي‌توان به سه دسته و سه منطقه جغرافيايي؛ آمريكا، انگليس و اروپا گروه‌بندي كرد. همين‌طور رسانه‌هاي آمريكا را نيز مي‌توان به دو دسته و دو دوره يعني آستانه حمله و پس از آن تقسيم كرد. در اين ميان رسانه‌هاي ايتاليا به هيچ‌كدام از رسانه‌هاي اروپا شباهت ندارد و فاكتور تعيين‌كننده آن بيشتر پول است تا چيز ديگر. ‌

 

پي نويس:

2. در دهه‌هاي 70 و 80 دو حادثه امنيتي رخ داد و دو مقام بلندپايه تبعيدي عراق و ليبي به ترتيب در تهران و قاهره ترور شدند. در هر دو حادثه، هم دولت صدام و هم دولت قذافي مسئوليت ترور اين دو شخصيت را پذيرفتند. اما پس از استفاده‌هاي حقوقي در ديوان لاهه عليه عراق و ليبي از سوي دو دولت ايران و مصر، سر و كله اين دو شخصيت تبعيدي پيدا شد و پس از آن روشن شد كه ترور دو شخصيت ليبي و مصر صرفاً نمايشي و از سوي نيروهاي امنيتي ايران و مصر براي به دام انداختن عراق و ليبي بود كه موفق هم شدند.

 

 

    85 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ (164)
●   رسانه (319)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (725)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:05/04/1387

تاريخ شمسی نشر:26/03/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب