زاكارپاتيا كه در آن روس - اوكرايني ها زندگي مي كردند، طی قرون متمادی تحت حاکمیت کشورهای دیگر قرار می گرفت. از آن میان، پس از فروپاشي امپراطوري اتريش- مجارستان، مطابق با قرارداد صلح سِن- جِرمِنسك سال 1919 زاكارپاتيا بخشی از جمهوري چكوسلواكي به نام "روس پيدكارپاتيا" به عنوان ناحیه خودمختار با حقوق وسيع شد. به دليل عدم امكان اتحاد زاكارپاتيا با اوكراين كه خواست اكثر جمعيت زاکارپاتیا بود، نمايندگان قدرت هاي سياسي منطقه با توجه به وجود پتانسیل بالای این امر، مهاجرين زاكارپاتيا در ايالات متحده امريكا و اهداف آنتانتا، تصميم به الحاق زاکارپاتیا به جمهوري چكوسلواكي گرفتند که گرفتاری های کمتری را به دنبال داشت. اين تصميم بهترين راه براي حل مسئله زاكارپاتيا بود. بدین ترتیب، سياست قروني- مجاري كردن جمعيت محلي به پايان مي رسید و امكانات براي توسعه اجتماعي- اقتصادي و فرهنگي- ملي اين منطقه در تركيب با یک جمهوري پيشرفته از لحاظ اقتصادي، دموكراتيك و اسلاوي فراهم مي شد.
مبارزه زاكارپاتي ها براي خودمختاري و مشخص كردن عادلانه مرزهاي غربي زاكارپاتيا (با اسلواكي) در تمام طول دوران وجود جمهوري چكوسلواكي ادامه داشت. اين جنبش روس- اوكرايني ها در هر دو طرف رودخانه اوژ واقعا خلقی بود: در آن عملا همه احزاب سياسي، اتحادهاي اجتماعي و مجموعه هاي ملي- فرهنگي زاكارپاتيا شركت مي كردند اما اختلافات سياسي و ملي- فرهنگي، عاملی بود كه به کادر رهبري جمهوري چكوسلواكي در جهت کنترل طولانی مدت این جنبش سراسری میهن پرستانه کمک می کرد.
وضعيت در نیمه دوم سال هاي 30 عوض شد: هنگامی كه از يك طرف در زاكارپاتيا راديكاليسم زندگي اجتماعي- سياسي با محوریت مسایل توسعه ملي- فرهنگي و در راستای عملي كردن حقوق خودمختاری منطقه شکل گرفت و از طرف ديگر در اروپا بحران سياسي با مرکزیت چکسلواکی تشديد شد. همه کشورهای همسایه و در راس آنها آلمان که فعالیت گسترده ای را در راستای بی ثبات سازی داخلی و خارجی چکسلواکی شروع کرده بود، این کشور را متهم می کردند. تمامی تلاش های رهبران جمهوري چكوسلواكي نتوانست این کشور را از انزوای سیاست خارجی که به طور خطرناکی رو به رشد بود، خارج کند. كشورهاي بزرگ، كه قبلا از جمهوري چكوسلواكي دموكراتيك حمايت مي كردند، بيشتر با سياست توسعه طلبي آلمان همكاري مي كردند، كشوري كه با شعار حق ملل براي تعيين سرنوشت خود اعمال خود را پرده پوشي مي كرد. اين توسعه طلبی در زمان تصرف اتريش در تاريخ 12 مارچ سال 1938 خيلي واضح شد. در تاریخ زاكارپاتيا، اين دوره كوتاه به عنوان توسعه فعال حكومت اوكراينيِ كارپات معروف شد.
تشكيل دولت اوكرايني كارپات را پیش از هر چيز می توان نتيجه مبارزه طولاني و فعاليت همه جانبه نیروهای میهن پرست منطقه در همه حوزه هاي زندگي اجتماعي- سياسي دانست. در همان زمان، اتفاقات جهانی اثرات مهمی بر جریان های اجتماعي- سياسي اروپا و به خصوص، جمهوري چكوسلواكي و اوكراين كارپات به جا می گذاشتند. وجود كوتاه مدت اوكراينِ كارپاتي با بحران شديد سياسي در اروپاي مركزي و شرقيِ قبل از جنگ جهاني دوم همزمان بود به طوری که می توان آن را نتیجه حتمی اين بحران و يكي از نتايج آن به شمار آورد اما همان طور كه تاريخدان اوكراين كارپاتي آقاي وِگِش به درستی تاكيد مي كند: "بدون توجه به وضعيت دشوار و موقعيت بين المللي آن زمان، زاكارپاتيا، یعنی جايي كه جمعيت اوكرايني متراكمی را در خود جای داده بود، تنها منطقه ای شد كه حق خودمختاری به دست آورد و دولت خود را در اتحاد با چك ها و اسلواكيها ساخت".
بلاخره در 11 اكتبر سال 1938 در پراگ، تشکیل اولين حكومت خودمختار زاكارپاتيا تحت رهبری شوراي وزراي روس- كارپات (اسم رسمي) تصويب شد. پيش از اين واقعه مهم در تاريخ زاكارپاتیا نه تنها اتفاقات مهمی در عرصه بين الملل، كه قبلا در خصوص آن توضیح داده شد به وقوع پیوستند بلكه تغييراتی اساسي در زندگي اجتماعي- سياسي منطقه شکل گرفت. به علاوه، توافقات مصالحه آميزی بين نمايندگان احزاب سياسي اصلي كه شامل دو بلوك روسوفيل (شوراي ملي روسي مركزي، اتحاد خودمختار- كشاورزي، حزب روسي ملي- مختار) و اوكرايني (اولين شوراي ملي اوكرايني، حزب اجتماعي- دموكراتيك) بودند، شکل می گرفت.
21 سپتامبر سال 1938 نمايندگان هر دو گرايش، بيانيه مشتركی در خصوص تشكيل دستگاه اداري خودمختار در زاكارپاتيا امضا كردند كه به دولت جمهوري چكوسلواكي و نمايندگان ديپلماتيك كشورهاي غربي در پراگ تسلیم شد. در 8 اكتبر، در شهر اوژگاراد جلسه مشورتی نمايندگان دو گرايش با مشاركت پارلمان پراگ و مجلس سنا از طرف زاكارپاتيا برگزار شد، كه در آن مقرر گردید: "بايد براي روس پيدكارپاتيا، همان حقوقی كه اسلواكي گرفته و خواهد گرفت، برقرار شود". برای تعیین تركيب اعضای دولت خودمختار، موافقت شد شوراي ملي روسي پيدكارپات تشكيل شود. به جز شورای نمايندگان، تقريبا همه ارکان اصلی سياسي تعیین شدند.
در راس اولين دولت خودمختار روسي پيدكارپات آقاي براديي، رهبر گرايش روسافيلي در منطقه و ریيس اتحاد خودمختار كشاورزي قرار گرفت. دولت خودمختار براديي فقط 15 روز، یعنی از 11 تا 26 اكتبر سال 1938 دوام آورد. براي او، مسئله اصلی تعیین تکلیف مسايل سرزمینی، از جمله حل مسئله مرزی بين روسي پيدكارپات و اسلاواكي بود.
در 26 اكتبر، دولت جمهوري چكوسلواكي آقاي والاشين را که رهبر گرايش اوكرايني در منطقه بود، به عنوان نخست وزير روسي پيدكارپاتسك، و اعضای اولين دولت خودمختار یعنی آقاي رِواي و آقاي بچينسكيي را به عنوان وزرا تعيين كرد. برکناری وزراي برادييا، یعنی فِنتسيكا و پيِشاكا که توسط دولت پراگ صورت گرفت و دادن اختيارات آنان به نخست وزير جديد، دولت خودمختار را به دولتی كاملا اوكرايني تبديل ميكرد. در راستای اهداف مشخصِ اوكراينيِ حكومت والاشين، بيانيه شوراي ملي اوكرايني "براي همه اوكراينيها در تمام جهان! به همه احزاب، سازمان ها، گروه ها، مجموعه هاي اوكرايني در گاليچينا، بوكاوينا، بِسارابيا، اوكراين ناددنيپرَنسكا، كانادا، ايالات متحد امريكا و همه اوکرایینی ها در همه جای جهان" در تاریخ 27 اكتبر سال 1938 در روزنامه "آزادي جديد" به چاپ رسید. در بيانيه آمده بود: "ما باور داریم، كه ملت بزرگ پنجاه ميليوني اوكراين، در آینده، نام بزرگ خود را بلند آوازه خواهد کرد و اجازه نميدهد كه دشمنان هميشگيمان ما را دستگير کرده و بار دیگر به زندان بیاندازند". اين بيانيه را اوكراينيها، در گَليچينا به عنوان دعوت به كمك براي برادرهای اوكرايني در آنسوی كارپات تلقی کردند. تظاهرات همگاني براي حمايت از حكومت والاشين در لويو، استانيسلاو (امروز ايوَنا-فرَنكيوسك) و كالاميا (امروز ناحيه ايونا-فرَنكيوسك) شروع شد.
حكومت والاشين در مدت زمان نسبتا كوتاهی توانست مردم را در خصوص لزوم دفاع همگاني از مرزهاي منطقه قانع كند. در اول نوامبر سازمان دفاع ملي – سيچ كارپات تشكيل شد. اين سازمان نیمه نظامي (اعضای آن مسلح نبودند) بمنظور ایجاد آمادگي نظامي شرکت کنندگان در جنبش ملي اوكراين و سازماندهی دفاعی كشور كارپات اوكرايني تشکیل شده بود.
بعد از اين خط مشي سياست حكومت والاشين فعاليت حقوقي شد. در وضعيت دشوار سياست خارجي و داخلي در شهر خوست اولين و آخرين دوره اجلاسيه "سايم" اوكراين كارپات شروع به کار كرد. در طول سه ساعت، شش جلسه جداگانه تشکیل شد. با راي مخفي " سايم" ریيس جمهور دولت اوكرايني تازه تشكيل شده- پدر والاشين را انتخاب، و دو قانون تصويب كرد كه شكل دولت جدید را مشخص مي كردند. مطابق با آن، اوكراين كارپات دولت مستقلِ جمهوري با یک ریيس جمهور در راس تعریف شد كه توسط سايم انتخاب مي شود. زبان دولتي اوكراين كارپات زبان اوكرايني اعلام شد. پرچم دولتي، پرچم ملي آبي و زرد رنگ و نشان دولتي، تركيب نشان منطقه اي (خرس در دايره سمت چپ قرمز و چهار خط آبي و سه خط زرد در نيم دايره سمت راست) با نشان ملي (سه دنده والاديمير كبير مقدس با صليب روي دنده وسطي) تعیین شد. سرود ملي اوكراين كارپات سرود ملي " اوكراين هنوز نمرده است " اعلام شد. همچنين سايم با موافقت رئيس جمهور اوكراين كارپات به دولت اختيار داد كه فرامینی كه وجهه قانونی داشته باشند، وضع كند.
اما حكومت جمهوري مستقل كارپات اوكرايني تازه تشكيل شده بلاخره نتوانست به انجام اين تصميم سايم بپردازد. در 15 مارچ، ارتش مجارستان حمله همه جانبه ای را در تمامی جبهه ها به سرزمين دولت اوكرايني تازه اعلام شده شروع كرد. آن حمله در تاريخ 18 مارچ به الحاق به مجارستان منجر شد. دولت با رئيس جمهور تازه انتخاب شده والاشينيم مجبور بود قلمروي كشور را ترك كند. ارتش کوچک "سيچ كارپات" فداكارانه در برابر قدرت بزرگ تجاوزكار مقاومت ميكرد: حدود هزار "سيچاويك" در نبردی نابرابر کشته شدند، همين تعداد از ميهن پرستان نیز قربانی ترور فاشيستي، بعداز شكست اوكراين كارپات شدند. ديگران، محدوده اشغال شده سرزمین پدری را ترك كردند و يا به مبارزه چريكي پيوستند.
بنابرين در نیمی از سال در كارپات، دولت اوكرايني دو گانه ای وجود داشت. از تاريخ 11 اكتبر سال 1938 تا 14 مارچ سال 1939 روسي پيدكارپات- اوكراين كارپاتي بخش خودمختار جمهوري چكوسلواكي فدراتيو بود. در تاريخ 14-18 مارچ سال 1939 اوكراين كارپات خود را به عنوان كشوری مستقل به دنیا معرفی کرد. هنگام ارزيابي اين واقعه تاريخي مشکل می توان با نظریه های محققين مخالفت كرد: اعلام اوكراين كارپات به عنوان كشوری مستقل، " بيشتر نتيجه فرآیندی خودبخودی است كه در تعامل با بعضي عوامل امکانپذیر شد: بحران سياسي در اروپا، فروپاشي چكوسلواكي، اعلام استقلال اسلواكي و غيره". بعلاوه، به دلیل تجاوز و اشغالگري توسط مجارستان، كه با موافقت ضمنی حامی قبلی اوكراين كرپات- يعني آلمان، كشور جوان تازه استقلال یافته، پیش از آغاز فعالیت مستقل خود، به موجودیت خود خاتمه داد. اما، با همه اینها، اثر خودش را در تاريخ مبارزه ملت اوكرايني به خاطر حكومت ملي، بر جای گذاشت. ظهور اوكراين كارپات به عنوان دولت يك بار ديگر به تمام دنيا نشان ميدهد، كه زاكارپاتيا – سرزمين اوكرايني است، كه در آن اوكراينيهايي كه آرزو دارند دولت متحد با برادرهاي خود در سرزمين هاي ديگر اوكرايني داشته باشند، زندگي مي كنند.