باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 128 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ادراك از طريق تكنولوژى
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


دن آيدى را علاقه مندان ايرانى فلسفه تكنولوژى با شرحش بر مقاله مشهور هايدگر با عنوان «پرسش از ماهيت تكنولوژى» مى شناسند. آيدى يكى از پيشگامان فلسفه تكنولوژى در حوزه انگلوساكسون است و آثار متعددى را از دهه۱۹۷۰ تاكنون در اين زمينه منتشر كرده است. متن زير بخشى از مصاحبه اى است كه در سال۲۰۰۳ با وى انجام شده است.

 
   ● نام گفت و گو شونده: دن - آیدی

منبع: روزنامه - ایران

 
 

● قصد دارم از سؤال عمومى شروع كنم. شما رابطه ميان تكنولوژى و فلسفه را به طور كلى چگونه مى بينيد به نظر شما چرا تكنولوژى امروزه به يك موضوع فلسفى تبديل شده است؟

اين سؤال بسيار خوبى است. مى دانم كه فلسفه تكنولوژى بسيار دير به شاخه هاى فلسفه پيوست. من فكر مى كنم كه اين تأخير به واسطه اين تلقى قديمى است كه فلسفه بايد به امور نظرى و انتزاعى و كلى بپردازد. تكنولوژى امرى كاملاً مادى، انضمامى و جزئى است. اگرچه بحث از تكنولوژى در آثار قديمى تر حتى در آثار افلاطون به طور ضمنى مطرح شده است، اما تكنولوژى به خودى خود تا پيش از دوره معاصر هيچ گاه يك موضوع فلسفى به شمار نرفته بود. در قرن نوزدهم ماركس و برخى ديگر از نوهگليان به توليد و تكنولوژى علاقه مند شدند. من معتقدم كه اين توجه پاسخى به اهميت و توان تكنولوژى بود كه در دوره انقلاب صنعتى خود را به خوبى نشان مى داد.

اما فلسفه تكنولوژى آنچنان كه امروزه آن را به عنوان يك شاخه مجزا مى شناسيم، پديده اى مربوط به قرن بيستم است. اين حوزه بين دو جنگ جهانى شكل گرفت. جنگ جهانى اول اولين جنگى بود كه در آن از تكنولوژى در مقياس صنعتى استفاده مى شد، اسلحه هاى خودكار، تانك و هواپيما اولين بار در اين جنگ به طور گسترده به كار گرفته شدند. تأثير تكنولوژى در جنگ جهانى دوم به مراتب بيشتر ديده شد. اين امر باعث شد كه تكنولوژى بهتر مورد توجه قرار بگيرد. فيلسوفانى مانند نيكلاى بردبايف، اورتگاى گاست، هايدگر و ياسپرس نقش مهمى در شكل گيرى رويكرد فلسفى به تكنولوژى داشتند.

شما به هايدگر اشاره كرديد. به نظر مى رسد كه افكار او در مورد تكنولوژى را به سختى بتوان از پروژه او در فلسفه و افكارش در حوزه هنرى، شاعرى و وجود جدا كرد. در حالى كه در دهه هاى اخير شما و ديگر فلاسفه به تكنولوژى به عنوان يك امر مستقل مى پردازيد. اين رويكرد با رويكرد هايدگر متفاوت است.

نكته اى كه شما به آن اشاره كرديد، اخيراً توسط چندتن از فيلسوفان تكنولوژى هلندى در كتابى به نام «از ماشين بخار تا شهر الكترونيكى: فلسفه تكنولوژى در جهان جديد» مورد بررسى دقيق قرار گرفته است. مقصود از جهان جديد در اين كتاب ايالات متحده است. نويسندگان در اين كتاب نشان داده اند كه آثار فلسفه تكنولوژى در امريكا با آثار فلاسفه اروپايى در اين مورد متفاوت است؛ متفكران امريكايى رويكردى بيشتر تجربى دارند و بيشتر به تبعات عملگرايانه وانضمامى تكنولوژى مى پردازند. من با تحليل آنها موافقم. البته من فكر نمى كنم كه ما نسبت به اين تفاوت خودآگاه بوده باشيم، اما ما به نوعى به رويكرد بيش از حد انتزاعى استعلايى و حتى بدبينانه اسلاف اروپايى خويش واكنش نشان مى داده ايم. نكته جالب ديگرى هم در مورد فلسفه تكنولوژى در نيمه دوم قرن بيستم وجود دارد. اين شاخه برخلاف شاخه هايى مانند فمنيسم و ساختارشكنى كه به سرعت گسترش پيدا كردند و به مباحثات زيادى منجر شدند، توسعه بسيار آرامى داشته است. اين موضوع را به راحتى مى توان از مقايسه تعداد كتابهايى كه در اين حوزه ها منتشر شده است، تشخيص داد.

 

● اجازه دهيد كه پرسش جزئى ترى در مورد آثار اوليه تان بپرسم. ايده شما در مورد «ادراك از طريق تكنولوژى» يكى از مهمترين ايده هاى فلسفه معاصر تكنولوژى است. چگونه به فلسفه تكنولوژى علاقه مند شديد و چگونه شد كه كتاب «تكنيك و پراكسيس» را نگاشتيد؟

اين كتاب در ۱۹۷۹ منتشر شد، اما من از اوايل دهه۷۰ كار روى اين حوزه را آغاز كرده بودم. من در سال۱۹۶۹ به دانشگاه ايلى نويز جنوبى رفتم و پروژه اى را با عنوان «فلسفه كار» شروع كردم. من خصوصاً به موضوع ابزار در آزمايش علاقه مند بودم. من به اين موضوع فكر مى كردم كه علم چگونه معرفت خاص خود را شكل مى دهد و البته در علم مدرن، ابزار آزمايش اهميت خاصى دارند. به همين دليل من به ادراكاتى كه از طريق ابزار شكل مى گيرند، علاقه مند شدم. البته من با پشتوانه اى پديدارشناسانه به اين موضوع پرداختم. در سال۱۹۷۲ بود كه اولين مقالات كتاب تكنيك و پراكسيس نوشته شد.

اولين كتابهايى كه در آنها به فلسفه تكنولوژى پرداختم،  «شنيدن و صدا»  (۱۹۷۶) و «پديدارشناسى تجربى»  (۱۹۷۷) بود. واكنش هايى كه به كتابها نشان داده شد و همين طور گفت وگوهايى كه در كنفرانس ها داشتم، مشكلات كار را به من نشان داد. من سعى كرده بودم توضيح دهم كه چگونه هوسرل، هايدگر و مرلوپونتى جا افتادن تكنولوژى در زيست جهان را پيش بينى كرده اند. اما بسيارى از انديشمندان اروپايى با ايده من مشكل داشتند. آنها هنوز به نوعى فكر مى كردند كه من آن را نسخه ذهن گرايى پديدارشناسى مى نامم. از آنجا كه من ذهن گرايى را رد مى كردم، نوعى احساس نااميدى نسبت به اروپايى ها داشتم. در مقابل از انديشمندان انگلوساكسون هم نااميد بودم. به اين دليل كه فلسفه تحليلى در انگليس و آمريكا غلبه داشت و فلاسفه تحليلى نسبت به هرگونه بحث هاى انضمامى حتى اگر در مورد موضوع ادراك باشد، نوعى پيشداورى منفى دارند. تا وقتى كه با افرادى مانند هكينگ، لاتور و گاليسون آشنا نشده بودم، احساس مى كردم كه بسيار تنها هستم. آنها هم هر يك به روش خود به تكنولوژى فكر مى كردند. بويژه كتاب لاتور وولگار «زندگى آزمايشگاهى» در سال۱۹۷۹ يعنى همان سال انتشار تكنيك و پراكسيس منتشر شد. كداميك از ما اول بود، نمى دانم اما ما بسيار شبيه هم فكر مى كرديم.

 

● شما آينده فلسفه تكنولوژى را چگونه مى بينيد به نظر مى رسد كه رويكرد عملگرايانه در فلسفه تكنولوژى معاصر داراى قدرت زيادى است؟

قطعاً، من تصور مى كنم كه فلسفه تكنولوژى در سالهاى آينده خصلت بين رشته اى خود را بيشتر نشان خواهد داد. اين حوزه نمى تواند به صورت يك حوزه فلسفى محض توسعه پيدا كند. ما بايد با حوزه هايى مانند جامعه شناسى علم، مطالعات علم و دست كم برخى گرايش ها در فلسفه علم ارتباط برقرار كنيم. علاوه بر اين من تمايل دارم كه فلسفه تكنولوژى خصلت تجربى و عملگرايانه بيشترى داشته باشد، اگرچه اين تمايل ممكن است به سليقه من مرتبط باشد، اما احساس مى كنم كه فلسفه تكنولوژى به اين رويكرد نيازمند است.

 

    57 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه تكنولوژي (10)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:08/04/1387

تاريخ شمسی نشر:01/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب