بنابر اظهار قرآن كريم در روز نخست آفرينش آدم ابوالبشر (ع)، همه اسماء به وسيله آفريدگار دانا و توانا به آدم (ع) آموخته شد. طبق نظر مشهور مفسرين بدين وسيله فضيلت آدم (ع) اثبات شد. شايد آن كلاس درس، بيانگر اين باشد كه علم و تعليم و تربيت جزو خمير مايهي وجود آدمياست و اوج تمدنها با حضور علم ميسر شده و افت علم با افت همهي خوبيها همراه خواهد بود.
اسلام با كلمهي «اقراء» از آسمان نازل شد تا بشر را در جهت «باسم رب» در وادي علم پيش برد. مسلمين با دريافت اين سروش الهي، بزودي به اوج تمدن آن عصر دست يافتند.
متاسفانه پس از جنگهاي صليبي، در يك دگرديسي عجيب، مسلمانان پيش تاز علم، در غفلت و خمودي فرو رفته و اروپاي غوطه ور در جهل قرون وسطايي با آغاز رنسانس، پرچم علم و تحقيق را بر دوش گرفت. آنها به طور ظالمانهاي توليد علم و دانش را در انحصار خود گرفته و با لطايف الحيل ديگران را به«راحتي» و «تحمل نكردن دردسر تحقيق» تشويق كردند.
اينك در عصر بيداري و احياء هويت و عظمت اسلامي، پرورش يافتگان مكتب «اقراء باسم ربك الذي خلق»، «علم الانسان ما لم يعلم»، «الرحمن علم القرآن»، «علم آدم الاسماء كلها»، «يعلمهم الكتاب و الحكمه» بايد در همه عرصهها به توليد علم بپردازند. علميكه طبق آيات نوراني قرآن مجيد، هديه و عطيهي الهي بر همه بشر است.
توليد علم جز از طريق تحقيق نتواند بود. پس لازم است راه و رسم تحقيق بر مبتديان و علاقه مندان ارائه شود. از طرفي ديگر تعليمات دانشگاهي در همه ي رشتههاي علوم هرگز دانشجو را به جواب كليه ي سوالاتش نميرساند و هميشه سوالات فراواني بي جواب ميماند. پس بهتر است نهضت نرم افزاري را با نهادينه كردن تحقيق آغاز كنيم و اين مسير پيمودني را خود بپيماييم. به عبارت ديگر به جاي اينكه منتظر باشيم تا ديگران هر روز به ما يك ماهي بدهند، بايد خودمان يك بار ماهي گرفتن را بياموزيم.
هدف اصلي يا فرضيه ي اين مقاله، عبارت است از اينكه«در اصيل ترين منبع اسلامي يعني قرآن، تحقيق جايگاه والايي دارد و مي توان صدها آيه ي قرآن مجيد را از بُعد تحقيق مورد بررسي قرار داد.». بدين منظور، در فصل اول، تحقيق را از نظر لغوي و اصطلاحي تعريف كرده و روش هاي مختلف تحقيق و مراحل آن را به طور خيلي خلاصه بحث نموده و سپس در فصل دوم آيات چندي را از قرآن مجيد كه درباره تحقيق هستند، مطرح و در انتها به جمع بندي آن ها پرداخته ايم.
يادآوري اين نكته لازم است كه آيات قرآني مرتبط با تحقيق بسيار فراوان مي باشد و موارد ذكر شده در اين مقاله تنها بخشي از آن مي باشد.
فصل اول: كليات
1ـ 1ـ معناي لغوي و اصطلاحي تحقيق
تحقيق در لغت به معناي وارسي كردن، كشف كردن حقيقت، جستجو و به كنه حقيقت امري رسيدن است؛ و در اصطلاح به عبارتهاي مختلفي تعريف شده است كه مي توان حاصل و خلاصه چند تعريف را چنين بيان كرد: تحقيق عبارت است از كشف حقيقي مجهول يا مجمل با روشهاي متناسب، منظم و معتبر علمي از طريق تامل و جستجو پيرامون آن.
از تعريف فوق چنين برميآيد كه اولاً: موضوع مورد تحقيق، گاهي امري بيسابقه و كاملاً مجهول است و گاهي امري مجمل و خلاصه. ثانياً: تحقيق بايد منظم و روشمند باشد. سوم اينكه: روشهاي تحقيق بايد با موضوع و اهداف تحقيق متناسب باشد. چهارم اينكه: تحقيق بايد به نتيجهاي برسد؛ خواه اثبات فرضيهي قبلي باشد، خواه رد آن. برخي معتقدند كه اين نتيجه بايد كاملاً ابتكاري و بيسابقه باشد؛ اين امر در مورد پايانامههاي كارشناسي ارشد و دكتري و مقالات علمي و پژوهشي صحيح است ولي چنين چيزي الزاماً در مورد همه تحقيقات و مقالات نميتواند عموميت داشته باشد. بلكه ما نيز مانند برخي از صاحب نظران معتقديم كه هر تحقيقي متناسب با موضوع خود، ميتواند يك يا چند خصلت از خصلتهاي زير را در خود منعكس كند: تحليل، مقايسه، تعريف، توصيف، نقد و داوري، استشهاد، اثبات.
در آثار پيشينيان، نوشتههايي تحت عنوان روش تحقيق به چشم نميخورد. ـ حداقل نگارنده از آن بياطلاع است. – ولي مباحثي از قبيل «فكر كردن» و انواع «خطاهاي فكر» و راههاي پيشگيري از آن خطاها را در علمي بنام منطق و بنوعي در علم اصول فقه به بحث گذاردهاند كه ميتوان همهي آن تعاليم گران سنگ را در مرحلة «تنظيم فيشها» و «نتيجهگيري» از مراحل كنوني روش تحقيق بكار برد.
شايد منظور علماي منطق و اصول فقه از فكر كردن، همان تحقيق به زبان امروزي بوده زيرا در منطق، فكر كردن و انديشيدن چنين تعريف شده است: فكر حركت و تلاشي است ذهني به سوي معلومات و مرتب كردن آنها به نحوي كه منجر به كشف مجهول گردد. شرح شمسيه در اين باره مي فرمايد: «فكر، مرتب كردن دانستههاست بطوري كه به كشف مجهولي بيانجامد.» و مرحوم حاج ملاهادي سبزواري فرمود:
الفكر حركهاليالمباديو من مبادي الي المراد
علماي منطق خطاي در فكر را نيز دو گونه دانستهاند: يا مقدمهي غلطي را صحيح فرض ميكنيم و يا در ترتيب معلومات، دچار اشتباه ميشويم. براي جلوگيري از هر دو خطا، مباحث معرف و حجت را مطرح كردهاند.
دانشمندان امروزي در مباحث روش تحقيق، همين دو كار را انجام ميدهند: 1ـ جمعآوري دانستهها 2ـ تحليل و تنظيم آنها به نحوي كه موجب كشف مجهول شود. و تمام تلاش بر اين است كه محقق خطا نرود. تفاوت در اين است كه در مباحث امروزي دربارهي كشف مجهول مطالب عمليتر و عينيتري بيان شده و ابزارهاي جمعآوري دانستهها و راههاي تفسير، تحليل و تنظيم آنها بطور مشروح و جزئي به بحث گذاشته شده است.
تذكر:تبليغ در لغت به معناي رساندن ميباشد. «بلغالرجل المكان» يعني مرد به فلان مكان رسيد. تبليغ در اصطلاح يعني رساندن پيام مبثت درباره كسي يا چيزي يا فكر و آييني. معمولاً در تبليغ فقط جنبههاي مثبت، اعلام و سعي ميشود كه معايب و نكات منفي احتمالي پوشيده نگه داشته شود.
محقق بايد تلاش كند كه در تحقيق دچار تبيلغ نگردد. يك محقق موفق بايد نسبت به نكات مثبت و منفي شيء مورد تحقيق، حساس بوده و تلاش كند كه به كنه حقيقت همهي ابعاد آن برسد. يكي از آفتهاي تحقيق اين است كه فرد محقق، صحنهي تحقيق را با صحنهي تبليغ عوض و نكات منفي را كتمان كند.
آري پس از تحقيق صحيح و درست، ممكن است در عرصهي تبليغات، بر روي نكات مثبت شيء مورد تحقيق تاكيد شود. اين مطلب قابل پذيرش است.
1ـ 2ـ ويژگيهاي تحقيق علمي
براي تحقيقهاي علمي ويژگيهايي برشمردهاند؛ از جمله:
1ـ افزايشي بودن. (افزودن به دانش بشري و توليد علم)
2ـ تجربي بودن.(يعني در محيطهاي آزمايشگاهي قابل تجربه مجدد باشد.)
3ـ نظم داشتن.
4ـ تعميمپذيري. (يعني نتيجه تحقيق فقط به مورد آزمايش محدود نميشود و بر كليه مصاديق مشابه قابل تعميم است.)
5ـ تخصص طلبي.
6ـ دقت و صحت در مشاهده و توصيف.
7ـ منطقي و عيني بودن (در تحقيق بايد تعصبات را كنار گذاشت و مطيع نتيجه تحقيق شد.)
8ـ صبر طلبي.
9ـ جرأت طلبي. (اگر نتيجهي تحقيق بر خلاف روال عادي جامعه بود، محقق جرأت ابراز نتيجهي تحقيق خود را داشته باشد.)
10ـ دقت طلبي در تحقيق.
ولي از آن جائي كه اكثر تحقيقات علوم انساني، آزمايشگاهي و تجربي نيستند و متكي بر مشاهده (به تعبير علوم تربيتي) نيز نميباشند، شمارههاي 2و6 را الزاماً از ويژگيهاي تحقيقات كتابخانهاي نميدانيم. ولي بقيه موارد بايد در تحقيقات كتابخانه اي وجود داشته باشد. اضافه ميكنيم كه همه ي تحقيقات بايد مستند باشند؛ يعني مقدمات استدلال ما بايد از اسناد معتبر اخذ شده و فرآيند استدلال، بر طبق قواعد و قوانين منطق و اصول فقه استوار باشد.
1ـ 3 ـ روشهاي تحقيق
روش تحقيق عبارت است از اعمالي منظم و هدفدار كه يك تحقيق براي يافتن جواب تحقيق، آنها را انجام ميدهد.
با بررسي اقسام و روشهاي مختلف تحقيق ميتوان دريافت كه چهارچوب و يا چرخهي همه تحقيقها، كم و بيش يكسان ميباشد كه عبارت است از: تعيين موضوع، طرح فرضيه، جمعآوري اطلاعات، پردازش و تحليل آنها، نتيجهگيري (تاييد يا رد فرضيه)، نگارش يا گزارش تحقيق.
مرحله ي چگونگي «جمع آوري اطلاعات و پردازش آن ها» متناسب با مسائل و محتواي مختلف هر موضوع تحقيقي، متنوع ميباشد و همين تنوع موجب ميشود كه تصور كنيم روشهاي تحقيق كاملاً با هم متفاوت هستند. با توجه به تنوع و تفاوت چگونگي جمعآوري اطلاعات و پردازش آنها، تحقيقهاي علمي را به سه دسته تقسيم ميكنيم.
الف) تحقيقهاي كتابخانهاي.
ب) تحقيقهاي ميداني.
ج) تحقيقهاي آزمايشگاهي.
قبل از توضيح روشهاي فوق، گفتني است كه برخي از اساتيد، روشهاي زيادي براي تحقيق بر شمردهاند. از جمله دو تن از اساتيد محترم دانشگاه به نقل از برخي صاحبنظران، روشهاي تحقيق را هشت مورد ذكر كردهاند كه عبارتند از:
1ـ تحقيق تاريخي
2ـ تحقيق توصيفي
3ـ تحقيقتداومي و مقطعي
4ـ تحقيق موردي و زمينهاي
5 ـ تحقيق همبستگي يا همخواني
6 ـ تحقيق علي يا پس از وقوع
7 ـ تحقيق تجربي حقيقي
8 ـ تحقيق نيمه تجربي
وقتي مشروح توضيحات اساتيد محترم ياد شده را در زير اين عنوانها مطالعه ميكنيم، در مييابيم كه اولاً چرخه و مراحل تحقيق در همهي هشت روش فوق، يكسان است و ثانياً اختلاف برخي روش ها فقط به خاطر تفاوت در ابزارهاي جمعآوري اطلاعات و جامعهي نمونه آماري است؛ براي مثال:
1ـ روش تحقيقات تداومي و مقطعي عين هم ميباشد فقط زمان اجراي تحقيق مقطعي (بخاطر كمي زمان يا امكانات) كمتر از زمان اجراي تحقيق تداومي است. دقت كنيد اختلاف اين دو تحقيق در روش نيست بلكه در مدت زمان اجراي آنها و كمي يا زيادي نمونههاي مورد مطالعه است.
2ـ روش تحقيق موردي و توصيفي (در تعيين موضوع و...) عين هم ميباشد فقط تفاوت اين دو روش، در ميزان و حجم متيغرهاي مورد مطالعه است. به مثال اين دو استاد محترم توجه فرمائيد:
الف) مثال براي تحقيق توصيفي: بررسي نظرات مردم به منظور ارزيابي موقعيت كانديداهاي نمايندگي شوراي شهر در حوزهاي خاص و قبل از انتخابات.
ب) مثال براي تحقيق موردي: بررسي نظرات آقاي x دربارهي مسائل اجتماعي، سياسي، اقتصادي و مانند اين ها.
تحقيق اول نظرات مردم يك شهر را (تعداد زيادي از نمونهها را) در بارهي يك موضوع خاص يا يك عامل (در اين مثال: موقعيت نامزد هاي نمايندگي شوراي شهر) مطالعه ميكند ولي مثال دوم نظرات يك فرد (فقط يك نمونه) را در موارد گوناگون (چند عامل يا متغير) بررسي ميكند.
همينطور بقيه...
حال سوال ميكنيم كه آيا تفاوت تعداد نمونهها، موجب تفاوت روش ميگردد؟ اگر چنين باشد بايد دهها روش تحقيق، فهرست شود.
(توجه كنيد نميگوييم نتيجه اين دو تحقيق، يكي است بحث ما در صحت نامگذاري و تقسيم روش است.) آري اهداف و نتايج و حجم كار در دو تحقيق، متفاوت است اما روش هر دو يكي است.
به همين خاطر نگارنده معتقد است كه همهي هشت روش ياد شده، اقسام مختلفي از روش تحقيق ميداني هستند. اصول طبقهبندي به ما ميآموزد كه مواردي را كه شباهت زيادي به هم دارند در يك طبقه قرار داده، سپس گونههاي مختلف يك طبقه را با توجه به شباهتها و اختلافات آنها، در درون همان طبقه به اقسام مختلفي تقسيم كنيم؛ مانند تقسيم موجودات عالم به جاندار و بيجان و تقسيم جانداران به گياهان و حيوانات و تقسيم حيوانات به مهرهداران و بيمهرگان و … صحيح نيست كه بگوييم موجودات عالم تقسيم مي شود به بي جان ها و مهره داران و بي مهرگان و … و يا در علم نحو الفاظ را ابتدا به مهمل و مستعمل و سپس الفاظ مستعمل را به اسم و فعل و حرف تقسيم مي كنيم و در مرحله ي بعدي مثلاً اسم را به معرب و مبني، معرفه و نكره و … تقسيم مي كنيم. نه اين كه از اول بگوييم الفاظ چهار گونه اند: مهمل، اسم، فعل و حرف. به همين خاطر فكر ميكنيم هشت روش ياد شده و روش نهمي كه اين دو استاد محترم در كتابشان از آن ياد كردهاند، همگي تحقيقات ميداني هستند كه روش هاي جمع آوري اطلاعات و پردازش آن ها با تحقيقات كتابخانهاي و آزمايشگاهي متفاوت ميباشند. اصرار ما بر استقلال روش تحقيق كتابخانهاي به اين خاطر است كه در اين نوع تحقيقات، مصاحبه، پرسشنامه، مشاهده، نمونههاي آماري و … معمولاً جايي ندارند و عمده ترين وسيله ي جمع آوري اطلاعات، فيش برداري از كتب و مقالات مي باشد.
بنابراين ما تحقيق را با توجه به تفاوتهاي اساسي در شيوه ي جمعآوري اطلاعات و پردازش و تفسير آنها به سه شاخه يا روش عمده تقسيم ميكنيم:
الف) تحقيقهاي كتابخانهاي. ب) تحقيقهاي ميداني. ج) تحقيقهاي آزمايشگاهي
ما معتقديم كه هر يك از اين روشها ميتوانند اقسام مختلفي داشته باشند؛ براي مثال: روش تحقيق كتابخانهاي تاريخي يا توصيفي يا مقطعي و… همينطور روش تحقيق ميداني تاريخي يا توصيفي يا مقطعي و… همينطور روش تحقيق آزمايشگاهي مقطعي، تداومي، براي تعيين علت يا فقط توصيف و … به عبارت ديگر روش تحقيق كتابخانهاي و آزمايشگاهي را به لحاظ روش جمعآوري مطالب و چگونگي تفسير متغيرها، جدا از تحقيقات ميداني ميدانيم و روشهاي هشتگانه ياد شده را در يك ديد كلي اقسام مختلف تحقيقات ميداني تفسير ميكنيم كه بسياري از آن هشت روش مي توانند از اقسام تحقيقات كتابخانهاي و آزمايشگاهي نيز باشند.
1ـ4ـ مراحل تحقيق
در كتاب «روش هاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني» مراحل يك تحقيق، چنين بيان شده است:
1 - انتخاب موضوع
2 - انتخاب روش تحقيق
3 - انتخاب جامعه آماري يا محيط پژوهش
4 - انتخاب نمونه و نحوه گزينش آن
5 - انتخاب ابزار يا روش جمع آوري اطلاعات
6 - انتخاب شيوه ي تلخيص و جمع بندي اطلاعات يا انتخاب روش آماري
با توجه به اينكه، تحقيق را به سه روش «كتابخانه اي، ميداني و تجربي يا آزمايشگاهي» تقسيم كرديم، مراحل فوق مربوط به تحقيق هاي ميداني است. بديهي است كه در تحقيق هاي كتابخانه اي، انتخاب جامعه آماري و نمونه ي آماري و روش هاي آماري معنايي ندارد. بنابراين بايد براي تحقيق هاي كتابخانه اي مراحل متناسب و مخصوص به خود را بيان كرد. نگارنده معتقد است كه مراحل تحقيق هاي كتابخانه اي عبارت است از:
1 - انتخاب موضوع و بيان آن و تعيين سوالات اصلي و فرضيه
2 - تعيين منابع تحقيق (كتب و مقالات) و تعيين ميزان اعتبار آن ها
3 - جمع آوري اطلاعات (فيش برداري)
4 - تنظيم اطلاعات جمع آوري شده (تنظيم فيش ها)
5 - آزمودن فرضيه (رد يا اثبات آن)
6 - تحرير متن تحقيق بطور مستند با ارائه پاورقي ها و فهرست منابع و با مراعات قواعد ويراستاري، آئين نگارش، رسم الخط.(گزارش تحقيق)
قطعاً تحقيق هاي تجربي و آزمايشگاهي نيز ضمن حفظ كليت و چهارچوب مراحل ياد شده، مراحل خاص و ويژه اي مانند تعيين محيط هاي كشت يا تعريف شرايط خاص آزمايشگاهي و.. را دارند كه نگارنده به علت عدم تخصص در آن زمينه، از پرداختن به آن خوداري مي كند.
پس از آشنايي مختصر با «تحقيق» به محضر كلامالله مجيد ميرويم تا لحظاتي اين مهم را در آينهي وحي الهي نظارهگر باشيم.
فصل دوم: تحقيق در قرآن مجيد
2ـ تحقيق در قرآن مجيد
كلمة تحقيق در قرآن استعمال نشده ولي ريشهي آن يعني كلمه ي «حق» با مشتقاتش بيش از 270 بار در قرآن مجيد به كار رفته است. كلمه ي حق در قرآن به قولي در دوازده وجه«الله، قرآن، اسلام، عدل، توحيد، صدق، وجوب، ضد باطل، مال، سزاوارتر، بهره و حظ، نياز» و به قولي در چهار وجه «پديد آورندهي چيزي به مقتضاي حكمت، چيزي كه طبق مقتضاي حكمت بوجود آمده، اعتقاد به چيزي كه طبق واقعيات باشد، سخن يا عملي كه طبق نياز و ضرورت و به اندازه و به موقع باشد.» استعمال شده است.
با اندكي دقت ميتوان دريافت كه بين دو دسته ي ياد شده از وجوه استعمال كلمه ي حق در قرآن مجيد، تعارضي وجود ندارد؛ زيرا علامه راغب اصفهاني، دوازده وجه ياد شده را در چهار معناي كليتر دستهبندي كرده است.
الفاظي مانند تفكر، تعقل، تدبر مترادف تحقيق و به تعبيري ابزار تحقيق هستند، كه در قرآن فراوان استعمال شدهاند. همين طور آياتي كه پيروي كوركورانه از راه و روش پدران را محكوم كرده و آياتي كه معجزات پيامبران را بر ميشمرد، همه در باره ي تحقيق هستند. از سوي ديگر، در قرآن حوادث يا رويدادهايي نقل شده است. كه ميتوان آنها را با تحقيق مرتبط دانست. به عبارت ديگر به آن حوادث ميتوان از زوايه ي تحقيق نيز نگريست. تعدادي از آن آيات نوراني به عنوان نمونه نقل و سپس به جمعبندي آنها خواهيم پرداخت.
2ـ1ـ آياتي از قرآن مجيد دربارهي تحقيق:
2ـ1ـ الف) قصه ي عزير:
قرآن كريم مي فرمايد:«يا مانند آن كسي (حضرت عزير) كه از روستايي مي گذشت، مشاهده كرد كه سقف (خانه اي) بر پايه هاي آن فرو ريخته است. (و اهل آن مرده اند.) گفت چگونه و كي خداوند اين ها را زنده خواهد كرد؟ (وقتي در غاري براي صرف غذا و استراحت اتراق كرد) خدا او را صد سال ميراند؛ سپس او را زنده كرد و از او پرسيد: چقدر در اين جا مانده اي؟عرض كرد: يك روز يا قسمتي از آن. فرمود: چنين نيست؛ بلكه صد سال مانده اي. به غذا و نوشيدني ات بنگر كه تازه اند و فاسد نشده اند. اما به درازگوش خود بنگر(كه چگونه پوسيده و فقط استخواني از آن باقي مانده است.) (ما اين كار را كرديم) تا تو را براي مردم نشانه قرار دهيم.به استخوان ها بنگر كه چگونه آن ها را زنده مي كنيم، سپس لباس گوشت بر آن ها مي پوشانيم …» در اين آيه ي شريفه، خداوند متعال دراز گوش و منهدم شدن جسد آن را «گروه تجربي» و غذا و نوشيدني عزير را «گروه شاهد» قرار داده و با مقايسه ي آن دو و زنده كردن دراز گوش در پيش چشمان حضرت عزير، به پيامبر خود فهماند كه قدرت خدا در ميراندن و زنده كردن مردگان چقدر است.
2ـ1ـ ب) حضرت ابراهيم (ع) و ذبح چهار مرغ:
«وقتي ابراهيم گفت: پروردگارا مردگان را چگونه زنده ميكني؟ فرمود: آيا ايمان نداري؟ عرض كرد: چرا و لكن ميخواهم دلم اطمينان يابد. خدا فرمود: چهار پرنده تهيه كن آنها را سر بريده (درهم بكوب) سپس قسمتي از آن گوشت له شده را بر سر كوهها بگذار، پس از آن صدايشان كن كه شتابان به سوي تو خواهند آمد و بدان كه خدا شكستناپذير و حكيم است.»
در اين آيهي شريفه، حضرت ابراهيم ميخواهد با دانستن بيشتر، دلش آرام گيرد. خداي متعال صحنهي يك تحقيق عملي و ميداني را براي آن حضرت فراهم كرد و در پايان به او فرمود كه «بدان...» يعني اين عمل، تحقيقي است كه بايد علمترا زياد كند.
گفتني است كه درباره ي اين آيه ي شريفه، تفاسير مختلف عرفاني و اخلاقي انجام شده كه همه در جاي خود صحيح ولي از محل بحث ما خارج است.
آيات 78 از سوره ي يس و 243 از سوره ي بقره به نحو ديگري ميتواند به نوعي تحقيق تفسير شود.از آية 259 و 260 بقره، ميتوان تحقيق در شرايط آزمايشگاهي را نيز استنباط كرد.
2ـ1ـ ج) سؤال فرشتگان براي يافتن حقيقت:
«و زماني كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در روي زمين خليفهاي ميگذارم. گفتند: آيا كسي را در آن ميگذاري كه فساد كرده و خونريزي كند؟ ما تو را تسبيح و تقديس ميكنيم. خدا فرمود: من چيزي ميدانم كه شما نميدانيد. خداوند همهي اسامي را به آدم(ع) ياد داد و سپس آن ها را به ملائكه عرضه كرد و فرمود: اگر راست ميگوييد مرا از اين اسماء خبر دهيد. عرض كردند...» در اين آيات شريفه، فرشتگان با پيشداوري به آفرينش آدم اعتراض كردند. طي سوال و جواب و گفتگو با حضرت باري تعالي، به حقيقت رسيده و با امتثال امر خدا، آفرينش آدم را پذيرفتند و در قبال آن به سجده افتادند. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه اين مصاحبه و سوال و جواب، فرشتگان را به حقيقتي رساند كه قبلاً نميدانستند و تحقيق چيزي غير از اين نيست.
با توجه به اينكه سوال و جواب، مصاحبه و توزيع پرسشنامه، از روشهاي جمعآوري اطلاعات در تحقيقهاي ميداني ميباشند، ميتوان اين روشها را از اين آيات استنباط كرد. از جمله آيات ديگري كه براي رسيدن به حقيقت، روش سوال و جواب را مطرح كرده است، داستان گاو بنياسرائيل در همين سوره است.
2ـ1ـ د) سوال و جواب براي تعيين گاوي كه بايد ذبح شود:
از امام رضا (ع) نقل شده است كه مردي از بنياسرائيل، يكي از اقوام خود را كشت و آنرا در راه يكي از سبطهاي دوازدهگانه قرار داد و سپس خود آن مرد، آن سبط را متهم به قتل كرد. اين امر موجب اغتشاتش و ناراحتي در جامعه شد و آن را در آستانهي بحران قرار داد. براي غلبه بر اين بحران، بر حضرت موسي (ع) وحي شد كه گاوي بكشيد و قسمتي از بدن آن را به بدن مقتول بزنيد (مثلاً رگ گردن گاو را به رگهاي قلب مقتول پيوند بزنيد) تا لحظاتي زنده شود و قاتل خود را معر في كند.وقتي حضرت موسي(ع) اين امر را اعلام كرد، بنياسرائيل در عين ناباوري «گفتند: از پروردگارت تقاضا كن تا مشخصات آن گاو را كه ميتواند حل معما كند، بيان دارد. موسي گفت: پروردگار من ميگويد: گاوي كه بايد ذبح شود، نه پير وامانده است و نه گوسالهاي نوپا...مردم گفتند: از پروردگارت تقاضا كن تا رنگ آن گاو را هم مشخص كند. موسي گفت: آن گاو ميان سال، رنگ زرد روشن دارد... مردم گفتند: از پروردگارت تقاضا كن تا مشخصة گاو را بگويد... موسي گفت: پروردگار من ميگويد: آن گاو زرد ميان سال گاوي است سركش كه نه حاضر است زمين را شخم كند و نه چرخ آبكش را بچرخاند. يك رنگ و يك دست كه يك خال هم بر پوست زرد گونش ندارد. مردم گفتند: اكنون مشخصة قاطع را بيان كردي...»
به اين آيات شريفه، ميتوان از زواياي مختلفي نگريست. يكي از آن ابعاد، مسالهي تحقيق است. بنياسرائيل در اين آيات با سوال و جواب، تحقيق كرده و به مطلوب رسيدند؛ زيرا بنياسرائيل ابتدا گفتند«انالبقر تشابه علينا.» و پس از بيان تمام ويژگيها، گفتند: «الآن جئت بالحق»
يك نكته: در تفاسير، اين سوال و جوابها، بر بهانهجويي و فرار از اجراي فرمان الهي تفسير شده است و گفتهاند كه اگر بنياسرائيل در آغاز امر، هر گاوي را ميكشتند، به مطلوب خود ميرسيدند و...
ضمن تأييد اين نظريه ي صحيح مفسرين، بايد توجه داشت كه اولاً اين تفسير با زاويه ديد اين مقاله نسبت به آيات شريفهي فوق منافاتي ندارد. ثانياً از اين نكته، يك امر ديگري نيز روشن ميشود و آن اينكه در تحقيق نبايد انگيزههاي منفي و بهانه جويانه داشت. هدف تحقيق فقط كشف حقيقت است و بس.
2ـ1ـ هـ) تحقيق در خريد غذا:
اصحاب كهف پس از بيداري از خواب، احساس گرسنگي كردند و گفتند كه«يكي از خودمان را با اين اسكناس به شهر بفرستيم تا بنگرد كدام غذا خوب است. از همان، مقداري خريد كرده و بياورد..»
كلمة «فلينظر» در اين آيهي شريفه هم بيانگر نفس تحقيق و هم بيانگر يكي از راههاي آن، يعني «مشاهده» است. اين كلمه در جاهاي ديگر قرآن نيز به معناي تحقيق بكار رفته است.
2ـ1ـ و) آيه ي نبأ:
«اي مؤمنان اگر شخص فاسقي، خبري براي شما آورد، در آن خبر تحقيق كنيد مبادا از روي جهالت، به قومي ضربهاي بزنيد و سپس از عملكرد خود پشيمان شويد.»
اين آيهي شريفه در علم اصول، در باب تعادل و تراجيح و حجيت خبر واحد مطرح است. ما در اينجا به كلمهي «فتبينوا» بيشتر توجه ميكنيم كه بيانگر تحقيق در اخبار است. دلالت اين كلمه بر مقصود واضح و بينياز از توضيح است.
2ـ1ـ ز) شناخت منافق از طريق تحقيق در گفتار آنان:
خداوند متعال در چندين مورد از قرآن كريم، منافقان و خطرات و ويژگيهاي آنها را بيان فرموده است؛ از جمله در سوره ي شريفهي محمد (ص) پس از بيان ويژگيها و مشخصات آنها ميفرمايد:
«اگر ميخواستيم، آن ها را به تو نشان ميداديم و تو سيما و چهره ي آنها را ميشناختي. (لكن به خاطر مصالحي اين كار را نميكنيم. اما اگر (دقت كني) آنها را از لحن گفتارشان ميشناسي. خداوند بر اعمال همه ي شما آگاهي دارد.»
خداوند در اين آيه، پيامبر خود را راهنمايي ميكند كه منافقين را از لحن گفتار و كلامشان بشناسد. اين امر به نوبه ي خود، نوعي تحقيق بشمار ميرود. در اين آيهي شريفه، مطالب بسيار ظريفي مطرح شده كه از منظر بحث ما خارج است. علاقهمندان را به مطالعهي تفاسير و تدبر در آيه شريفه فرا ميخوانيم.
2ـ1ـ ح) جلوههاي تحقيق در قصه ي حضرت سليمان (ع):
داستان حضرت سليمان(ع)و هدهد و بلقيس، يكي از مطالب پر رمز و راز قرآن كريم ميباشد. وقتي هدهد به حضرت سليمان(ع) خبر دادكه قومي تحت ولايت يكي زن، خورشيد پرست هستند و كشوري آباد دارند؛ حضرت سليمان فرمود: «خواهيم ديد كه آيا راست ميگويي يا از دروغگويان هستي؟» سپس براي تحقيق ادعاي هدهد، ميفرمايد: اين نامهي مرا به نزد آنها ببر و برگرد و منتظر باش تا ببينيم كه چه عكسالعملي نشان ميدهند؟»
اين دو آيه ي شريفه، بيانگر تحقيق و يكي از روشهاي آن است. در ادامه ي اين داستان، بلقيس نيز سليمان (ع) را با ارسال هديهاي ميآزمايد و ميگويد:«من هديهاي به سوي او ميفرستم تا ببينم كه فرستادگان چه چيزي بر ميگردانند؟» در واقع ملكهي سباء، با اين كار در امور حضرت سليمان (ع) تحقيق به عمل آورد و پس از پي بردن به صدق ادعاي نبوت حضرت سليمان (ع)، به خدا ايمان آورد.
يكي ديگر از جلوههاي تحقيق در اين داستان، تحقيق حضرت سليمان براي يافتن فردي است كه بتواند در كوتاهترين مدت، تخت پادشاهي بلقيس را از سباء تا بيتالمقدس بياورد. آن حضرت با سوال و جواب اين تحقيق را انجام داد و جني را يافت كه در يك چشم به هم زدن، اين عمل را انجام داد. از همين آيه مي توان فهميد كه يكي از ابزار تحقيق ميداني، مصاحبه است.
2ـ1ـ ط) تحقيق براي يافتن ريشه و علت اختلافات خانوادگي:
خداوند در قرآن كريم پس از طرح اختلافات زن و شوهر در زندگي ميفرمايد: «اگر احتمال داديد كه اين دو از همديگر جدا شوند، يك داور از خانواده ي مرد و يك داور از خانوادهي زن انتخاب كنيد [ تا علت اصلي اختلاف را از نزديك پيدا كرده و برطرف نمايند.] اگر آن دو خواهان اصلاح روابط زن و شوهر باشند، خدا آن دو را موفق ميكند. خداوند دانا و آگاه است.»
نكات، احكام و مطالب فراواني در اين آيهي شريفه وجود دارد. اين نوشته از ديد تحقيق براين آيهي كريمه مينگرد. فلسفهي انتخاب دو حكم و داور از هر دو طرف و اعزام آن دو به خانوادهي زن و شوهري كه با هم اختلاف دارند، به خاطر يافتن علت نزاع و اقدامات عملي مفيد براي از بين بردن ريشهي اختلافات است. در واقع آن دو داور بايد رفتارها و حركات و سكنات و گفتارهاي آن زوج را بررسي و با روش مشاهده و تفكر و تحليل، علت اختلافات را پيدا كنند. در اين آيهي كريمه علاوه بر اشاره ي تلويحي به تحقيق، انگيزه و هدف آن را نيز بيان ميكند كه همان اصلاح زندگي و بهبود روابط زوج ناسازگار ميباشد.
2ـ1ـ ي) تعليم تحقيق ميداني براي يافتن الله:
علاوه بر آيات فراواني كه بر انجام تحقيق دلالت ميكند، آياتي از قرآن مجيد بيانگر تعليم تحقيق از سوي خدا به پيامبر و از جانب پيامبر به مردم است. يك دسته از اين آيات شريفه عبارت است از اينكه خداوند در سوره ي انعام ميفرمايد: «و بدين صورت كه ما برايت حكايت ميكنيم، ملكوت آسمان و زمين را به ابراهيم نمايان كرديم تا فطرت او را بيدار سازيم و راه احتجاج و جدل را بر روي او بگشائيم و براي آنكه در شمار صاحبان يقين قرار گيرد. از اين رو شبانگاه كه تاريكي پردههاي خود را براندام او گسترد، [ در عالم رؤيا ديد: مردماني مشرك گرد او را گرفتهاند و ميپرسند: خداي تو كيست؟] ابراهيم ستاره ي تاباني در آسمان ديد و گفت: پروردگار من همين است و لحظهاي نگذشت كه ستاره فرو نشست و ابراهيم [به آنان] گفت: من خدايي را كه فرو نشيند و از من نهان شود، دوست ندارم. و چون لحظهاي بعد ماه تمام را سپيد و تابان در آسمان ديد، [ به مردم] گفت: اين يك پروردگار من است. لحظهاي نگذشت كه ماه هم فرو نشست. و ابراهيم به مردم گفت: اگر پروردگار من خودش مرا رهنمون نگردد، بيشك من نيز در رديف مردم گمراه قرار خواهم گرفت و لحظهاي بعد خورشيد عالمتاب را برفراز آسمان ديد و گفت: پروردگار من اين است. اين از ماه و ستاره بزرگتر و پرنورتر است و چون خورشيد هم فرو نشست و ناپديد شد، ابراهيم به آنان گفت: اي مردم من، من از همهي خدايان شما بيزارم. من روي خود را به سوي آن خدايي مواجه ميسازم كه آسمانها و زمين را از هم شكافت...»
در نگاه اول به اين آيات شريفه، انسان فكر ميكند كه حضرت ابراهيم (ع) خودش گمان كرده بود كه ستاره و ماه و خورشيد خدا هستند. لذا برخي از مفسران اين افكار را به درون قبل از بلوغ آن حضرت نسبت دادهاند. اما با اندكي تأمل در آيات شريفه و دقت در الفاظي مثل «قال لئن لم يهدني ربي» و «قال يا قوم اني...» و نيز با توجه به محاجه و استدلال آن حضرت با عمويش آزر و قوم خود در قبل و بعد اين آيات، ميتوان دريافت كه آن حضرت اين روش تحقيق را در عالم رؤيا از خداوند آموخته و به قوم خود ياد داده است. طبيعي است كه در اين تعليم و تعلم بر يقين حضرت ابراهيم(ع)نيز افزوده شده است.لذا قرآن كريم فرمود:«و ليكون من الموقنين»
2ـ1ـ يا) معجزات پيامبران، مقدمهاي براي تحقيق:
در كتب كلامي، يكي از راههاي اثبات صدق ادعاي انبياي الهي، آوردن معجزه بوسيله آنان بيان شده است. با ملاحظه آيات مربوط به معجزاتي مثل ناقهي صالح، يد بيضاء و عصاي موسي (ع)، زنده كردن مردگان و شفاي كورهاي مادرزادي و بيماريهايي مثل جزام و … بوسيله ي عيسي (ع) و قرآن پيامبر اسلام (ص) استنباط ميشود كه خداي متعادل اين آيات را بر انبياء خود عطا فروده تا مردم بتوانند با تحقيقات عيني، به صدق ادعاي انبياء الهي پي ببرند.
2ـ1ـ يب)آياتي از قران مجيد به سبك فيش برداري از مطالب متناسب.
قبلاً در بيان مراحل تحقيق كتابخانه اي، گفتيم كه مرحله ي جمع آوري اطلاعات در تحقيقات كتابخانه اي، فيش برداري از مطالب مورد نياز و متناسب با موضوع تحقيق، از كتب و مقالات مي باشد. اين فيش ها مطالب يكساني را در زمينه هاي مختلف جمع آوري مي كنند كه پس از اتمام، بايد آن ها را تنظيم و در متن تحقيق قيد كرد. براي مثال اگر مي خواهيم قوانين جزايي يا اقتصادي و يا … را در قرآن و انجيل و تورات و اوستا مقايسه كنيم، بايد موارد قوانين ياد شده را از كتب فوق، گردآوري و سپس به تنظيم و نقل آنها بپردازيم؛ يا اگر مي خواهيم مثلاً درباره موضع گيري و نظرات مقامات ارشد جمهوري اسلامي ايران درباره ي لزوم دست يابي به فن آوري صلح آميز انرژي هسته اي و استفاده از آن، تحقيق كنيم؛ بايد سخنان هر يك از مقامات را در فيش هايي استخراج و سپس آن ها را تنظيم كرده و تحليل خود را بر پايه آن مستندات ارائه دهيم.
در قرآن كريم آيات زيادي به اين سبك وجود دارد، يعني در آيات زيادي از قرآن، فرمايشات مشابه و خاصي از سخنان پيامبران الهي جمع آوري و بطور منظم و هدف دار نقل شده و يا در سوره هايي از قرآن مجيد، گوشه هاي خاصي از زندگي انبياء الهي به منظور بيان اهداف خاصي ذكر شده كه مي توان آن ها را نوعي فيش برداي و تنظيم فيش ها و تحليل و نتيجه گيري از آن ها دانست.
يكي از بارزترين اين موارد، سوره ي مباركه ي شعرا مي باشد كه در آن، گوشه هايي از زندگي هفت پيامبر بيان شده و در آخر هر قسمت، جملات شريفه زير تكرار شده است كه«ان في ذلك لآيه و ما كان اكثرهم مومنين ان ربك هو العزيز الرحيم.»
خداوند در اين سوره ي مبارك، پيام اصلي 5 پيامبر را عيناً نقل كرده و يكسان بودن پيام آنها را 5 مرتبه اين چنين تكرار كرده است:
اذ قال لهم اخوهم.... الا تتقون. اني لكم رسول امين. فاتقوالله و اطيعون. و مااسئلكم عليه من اجر. ان اجري الا علي رب العالمين. فاتقواالله و اطيعون.
در جاي خالي آيه ي اول به ترتيب كلمات نوح، هود، صالح، لوط و شعيب را را قرار دهيد. با اين تفاوت كه كه در كنار نام حضرت شعيب كلمه ي اخوهم وجود ندارد و آخرين آيه در فرمايشات حضرت هود و صالح با فاصله نقل شده ودر فرمايشات حضرت لوط نقل نشده و در بيانات حضرت شعيب به صورت واتقوالذي خلقكم … آمده است. اين تفاوت اندك در آيات شريفه، به اصل برداشت ما لطمه اي نمي زند. مي توانيم ادعا كنيم كه قرآن بيانات آن حضرات را فيش كرده و براي دلداري پيامبر عيناً نقل كرده است. نكته ي جالب ديگر اين است كه در آيات فوق، هر 5 پيامبر، خود را امين معرفي كرده اند يعني اصلي ترين لقب پيامبر قبل از بعثت و اين امر تشابه صفاتي پيامبران را هم اثبات مي كند.
موارد مشابه در سوره ي مريم آيات 1 – 15 و 16 – 33 كه چگونگي به وجود آمدن معجزه آساي حضرت يحيي (ع) و عيسي(ع)را بيان مي كند و تشابه سخنان اين دو حضرت در مورد نيكي به والدين در اين دو دسته از آيات نيز مؤيد ديگري بر ادعاي ماست. همين طور آيات 40 – 50 از همين سوره و داستان حضرت ابراهيم و فرزندش و آيات 51 – 53 از همين سوره كه با آيه ي«و وهبنا له من رحمتنا اخاه هارون نبيا»خاتمه مي يابد و ياد اجمالي چند پيامبر ديگر كه ظاهراً همه ي اين مطالب مشابه و يكدست، زمينه و مقدمه ي نفي ولد از ساحت الله تبارك و تعالي در آيات 88 – 93 همين سوره مي باشد و موارد بسيار فراوان ديگر در سراسر قران.
موارد ياد شده در صفحات قبل، تنها بخش كوچكي از آيات بسيار زياد قرآن است كه ميتوان آنها را به تحقيق تفسير كرد. بيان نمونهها را به همين جا ختم كرده و به جمعبندي مطالب ياد شده ميپردازيم.
2ـ2ـ جمعبندي اجمالي آيات مربوط به تحقيق در قرآن كريم:
با ملاحظهي آيات نقل شده در صفحات قبل و آيات بسيار زيادي كه مجال بررسي آن ها نيست، ميتوان دريافت كه:
1ـ2ـ2ـ الف) آيات بسيار زيادي، انسان را به تحقيق و مطالعه فرا ميخواند؛از جمله آياتي كه انسان را به تدبير در قرآن، تعقل، تفكر، پرهيز از سخن و رفتار بيعلم، گفتن قول سديد، سؤال از اهل ذكر، رسوخ در علم تشويق ميكند و آياتي كه انسان را از پيروي كوركورانهي افكار و سنتهاي غلط پدران منع ميكند و...
1ـ2ـ2ـ ب) تاكيد بيشتر آيات قرآن كريم بر تحقيق ميداني است تا كتابخانهاي و آزمايشگاهي.
اين امر احتمالاً بخاطر اين است كه در زمانهاي قديم، كتابخواني و تحقيق از كتب، بسيار محدود بود و هيچ گونه آزمايشگاه و…ولي تحقيق بوسيلهي سؤال و جواب و مشاهده و... از پديدههاي طبيعي و اجتماعي در دسترس عموم قرار داشت. به نظر ميرسد آيه ي زير اشارهاي به تحقيق كتابخانهاي دارد كه ميفرمايد:
«اي پيامبر اگر در قرآني كه به تو نازل كردهايم شككردي، از افرادي كه قبل از تو كتاب ميخوانند، سوال كن. حق از سوي پروردگارت به سوي تو آمده پس از شك كنندگان نباشد.»
دليل ادعاي ما اين است كه در وسط آيهي شريفه، امر به سؤال از افراد كتابخوان شده است؛ يعني آن افراد در كتب مقدس قبلي (تورات و انجيل) تحقيق كرده و از آمدن پيامبر اسلام به صورت قطعي خبر داشتند. پس اين آيهي شريفه تلويحاً به تحقيق كتابخانهاي اشاره ميكند.
1ـ2ـ2ـ ج) قرآن كريم روشهاي متنوعي براي تحقيق، مطرح كرده است؛ از جمله: سؤال، مشاهده، پرس و جو يا تبيين، مطالعه ي پديدههاي طبيعي مطالعهي آثار گذشتگان در نقاط مختلف جهان، دقت در گفتار و رفتار افراد و اقدامات موردي متناسب با موضوع تحقيق از جمله ارسال نامه يا ارسال هديه و...
1ـ2ـ2ـ د)محقق بايد نسبت به نتيجهي تحقيق خاليالذهن باشد. از آيات زيادي از قرآن، (براي نمونه آياتي كه برخورد حضرت سليمان نسبت به ادعاي هدهد را مطرح كرده است؛) ميتوان دريافت كه بايد محقق نسبت به نتيجهي تحقيق از قبل موضعگيري و جهتگيري نداشته باشد و نتيجهي تحقيق را بپذيرد. از جمله آيات ديگري كه تلويحاً خاليالذهن بودن محقق نسبت به نتيجهي تحقيق و عدم لجاجت در قبال آن را طرح كرده و موضعگيري لجوجانه ي كفار نسبت به نتيجهي تحقيق در آيات روشن الهي را محكوم كرده، آيهي شريفهي زير است كه ميفرمايد: «اي پيامبر اگر كتابي از كاغذ براي تو بفرستيم و آنها (كفار) آن را با دستهايشان لمس كنند، باز هم خواهند گفت: اين سحري آشكار است...»
1ـ2ـ2ـ هـ) تحقيق بايد دقيق و مكرر باشد. خداوند متعال در سوره ي ملك ميفرمايد: «اي انسان در آفريده هاي خدا و مخلوقات او تفاوتي نميبيني چشم بگردان.آيا ضعفي ميبيني؟ سپس دوباره چشم خود را بچرخان. چشمت خسته و بينور به سويت برخواهد گشت.»
اصليترين پيام اين آيهي شريفه، استحكام خلقت خدا و عجز بشر از يافتن سستي در دستگاه آفرينش است. در ضمن اين پيام، از لفظ «كرتين» در آيهي شريفه ميتوان تكرار تحقيق را فهميد؛ يعني در هر تحقيق تجربي، پس از رسيدن به نتيجهي اوليه، بايد نتيجه را دوباره و بلكه براي چندمين بار آزمود. اگر در همهي موارد، نتيجهي به دست آمده عيناً تكرار شد، همان نتيجه اثبات ميشود. يكي از ويژگيهاي تحقيقات تجربي، تكرارپذيري آنها است.
علاوه بر آيهي فوق، گاهي خداوند براي اثبات وجود خود يا قيامت دلائل متعددي اقامه ميكند كه از تعدد دلايل، ميتوان به تكرار تحقيق و آزمايش در عرصههاي مختلف استدلال كرد.
1ـ2ـ2ـ و) گاهي تحقيق براي تقويت امور اعتقادي و پاسخگويي به شبهات نظري است. در داستان حضرت ابراهيم، ذبح چهار مرغ براي اطمينان دل از چگونگي برانگيختن اموات، در حقيقت تحقيقي براي تقويت مباني اعتقادي بود.
1ـ2ـ2ـ ز) گاهي تحقيق براي انجام سريع و خوب امور زندگي و حكومتي است.
تحقيق حضرت سليمان براي يافتن فردي كه بتواند در سريعترين زمان ممكن تخت ملكهي سباء را بياورد، براي بهتر انجام دادن يك امر حكومتي و دنيوي بود. بنابراين در كنار تحقيقات بنيادي، بايد تحقيقات كاربردي نيز تقويت شود. تحقيق دو داور براي يافتن عل