باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 166 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مجموعه های امنیتی منطقه ای
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حجت الله - همتی گل سفیدی

ارسال كننده: حجت اله همتی گل سفیدی

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://h-hemmati.blogfa.com

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://h-hemmati.blogfa.com

 
 
مفهوم «مجموعه امنیتی منطقه ای (Regional security complex) برای نخستین بار توسط باری بوزان درکتاب مردم، دولتها و هراس مطرح گردید. وی بر این باور است که از آنجا که سطوح تحلیلی ملی و بین المللی نمی توانند برای تجزیه و تحلیل مسایل مربوط به مناطق مناسب باشند، لذا وجود یک سطح تحلیل میانه برای این منظور ضروری خواهد بود. خود وی منظور از ارئه سطح تحلیل میانه را تلاشی در جهت پر نمودن شکاف میان سطح دولت و سیستم(نظام بین الملل) می داند. (1)
بوزان در جایی دیگر ذکر می کند که اعطای هویتی مشخص به شبه سیستم های منطقه ای باعث قرار گرفتن آنها به عنوان سطح میانی از تحلیل مابین سطح سیستم و دولت می گردد. وی تنها شکل نزدیک به شبه سیستم منطقه ای را نظام توازن قدرت محلی یا منطقه ای می داند اما میان سطح تحلیل منطقه ای خود با شکل سنتی آن یعنی ایده توازن قدرت محلی یا منطقه ای تفاوت قایل است زیرا آنرا ایده ای تک بعدی و محدود به قدرت می داند که از نظر او باعث ابهام در وضعیتهای منطقه ای می گردد. (2)
اما بوزان برای تعریف و مشخص نمودن مجموعه امنیتی منطقه ای ویژگیهایی را برای آن متصور است. در این رابطه وی اشاره دارد که «از لحاظ امنیتی منطقه به معنای شبه سیستم مشخص و مشهوری از روابط امنیتی بین مجموعه ای از دولتهاست که از لحاظ جغرافیایی نزدیک یکدیگر باشند». (3)در این تعریف، دو نکته مهم و برجسته وجود دارد. نخست وجود شبکه ای از روابط امنیتی میان واحدهای سیاسی و دیگری وجود نزدیکی جغرافیایی میان اعضای مجموعه. نکته مهمتر همانگونه که اشاره گردید وجود الگویی از روابط امنیتی میان اعضاء می باشد که در واقع زیربنای اصلی شکل گیری یک مجموعه امنیتی منطقه ای را تشکیل می دهد و از طرف دیگر باعث تمایز این مجموعه ها از سایر اشکال گروهها و احتمالاً مجموعه های اقتصادی، فرهنگی و... می شود.
اما عامل مجاورت و نزدیکی جغرافیایی برای تشکیل یک مجموعه امنیتی منطقه ای هر چند لازم می باشد لیکن این عامل نمی تواند به عنوان یک ویژگی اساسی و قطعی برای شناخت مجموعه ها مد نظر قرار گیرد. مورگان استدلال می کند که کاربرد مجاورت جغرافیایی برای تعیین مجموعه امنیتی منطقه ای تعریفی دقیق بدست نمی دهد. این تعریف نمی تواند حضور کشورهای خارج از منطقه جغرافیایی که در عین حال نقشی تعیین کننده در تعاملات امنیتی مجموعه ایفا می نمایند را تبیین نماید. وی شرح می دهد که دو کشور روسیه و آمریکا چه در دوران جنگ سرد و چه پس از آن نقشی فعالانه در تعاملات امنیتی اروپا ایفا می نمایند در حالیکه از لحاظ جغرافیایی متعلق به این منطقه نمی باشند. بنابراین وی خواستار اصلاح در این ویژگی می گردد و پیشنهاد می کند که: یک مجموعه امنیتی منطقه ای دارای مکان و فضای جغرافیایی است و فضا و مکان جایی است که در آن روابط امنیتی متوالی وجود دارد و اعضای مجموعه نیز کشورهایی هستند که به طورگسترده در این روابط حضور دارند. (4) بدین ترتیب این تعریف به ما اجازه خواهد داد تا ایالات متحده را آشکارا جزو مجموعه منطقه ای اروپا بدانیم اما برعکس اروپا را جزئی از مجموعه امنیتی منطقه ای آمریکای شمالی به حساب نیاوریم.
دیگر ویژگی تشکیل دهنده یک مجموعه امنیتی منطقه ای از نظر بوزان، وجود "الگوی دوستی و دشمنی میان دولتها" می باشد. منظور وی از دوستی بیان این مطلب است که در روابط میان دولتها طیف وسیعی از دوستی واقعی تا انتظار حمایت و حفاظت را شامل می گردد و منظور او از دشمنی اشاره به روابطی میان واحدهاست که در آن سوءظن و ترس حاکم باشد. (5) بنابراین وجود الگوی دوستی و دشمنی شرطی اساسی برای تشکیل یک مجموعه امنیتی منطقه ای در دیدگاه بوزان می باشد. به خصوص وجود سوءظن و ترس در روابط و تعاملات امنیتی میان اعضای مجموعه مهم خواهد بود. زیرا با توجه به تعریفی که در ادامه از مجموعه امنیتی خواهد آمد وجود در واقع وجود ترس و هراس است که باعث می شود تا اقدامات هر یک از اعضای مجموعه موقعیت سایرین را به خطر اندازد.
در جایی دیگر بوزان در توضیح الگوی دوستی و دشمنی اظهار می دارد که این الگوها از موضوعات دیگری جدا از مسئله توزیع قدرت ناشی می گردند که عبارتند از: اختلافات مرزی، علاقه به جمعیتهای مرتبط از لحاظ قومی، همسویی ایدئولوژیک و ارتباطات تاریخی. وی همچنین عقیده داردکه با افزودن الگوی دوستی و دشمنی می توان درک بهتری از الگوی منطقه ای امنیت بدست آورد و برای اشاره به اشکال مختلف این الگوهای منطقه ای وی«مجموعه امنیتی» یا «مجتمع امنیتی»(Security complex)را بر می گزیند. مجموعه امنیتی نیز از نظر وی به «گروهی از واحدهای سیاسی اطلاق می گردد که علائق امنیتی اصلی آنها به حدی زیاد است که امنیت ملی آنها را نمی توان جدا از یکدیگر ملاحظه نمود». به عقیده وی این عنوان هم شامل ماهیت تشکیل دهنده مجموعه یعنی امنیت و هم شامل ایده وابستگی متقابل جدی میان اعضا می باشد و این مجموعه امنیتی بر وابستگی متقابل در رقابت و نیز علایق مشترک اعضا هم دلالت دارد. وی بیان می دارد که با استفاده از مجموعه های امنیتی می توان چهارچوبی تحلیلی برای شناخت مستقلانه هر یک از مناطق به دست آورد که در مقایسه با سطوح ملی بهتر عمل می نماید. (6)
شرط دیگر در شکل گیری یک مجموعه امنیتی منطقه ای از نظر بوزان، وجود "وابستگی متقابل شدید" میان گروهی از کشورهاست که اعضای این مجموعه را تشکیل می دهند. وی بیان می دارد که مجموعه امنیتی در جایی وجود دارد که شبکه ای از روابط امنیتی شدید میان برخی از کشورها امنیت آنها را به هم پیوند زده و امنیت آنها را از سایرین جدا نموده باشد. بطوریکه شدت وابستگی متقابل امنیتی در میان اعضای مجموعه در مقایسه با واحدهای خارج از مجموعه بیشتر باشد. (7)منظور از وابستگی متقابل امنیتی نیز تاٴثیر و تاٴثر اعضای تشکیل دهنده مجموعه می باشد به طوریکه هر گونه تغییر و تحول در موقعیت یک بازیگر در مجموعه باعث ایجاد تغییر و تحول در موقعیت سایر اعضای مجموعه گردد. (8)بدین ترتیب می توان یک خصیصه مهم برای شناسایی مجموعه های منطقه ای را مورد شناسایی قرار داد که مانع از تعریف و تشخیص گسترده مجموعه های منطقه ای می گردد. بدین گونه و با توجه به اولین معیار یعنی قرابت جغرافیایی، وجود الگوی دوستی و دشمنی و به خصوص این مورد اخیر یعنی وابستگی متقابل امنیتی وجود شبکه ای از روابط امنیتی میان اعضا سبب می شود تا در بسیاری از نواحی عدم شکل گیری مجموعه های امنیتی منطقه ای را شاهد باشیم. به عنوان مثال میان کشورهای واقع در آفریقای مرکزی با وجود قرابت جغرافیایی، به دلیل نبود الگوهای مستحکم دوستی و دشمنی و نیز فقدان وابستگی متقابل شدید میان کشورهای این ناحیه نمی توان شکل گیری یک مجموعه امنیتی منطقه ای را انتظار داشت.
با اینحال در زمینه وابستگی متقابل نظریات مختلفی ارائه شده و توافق کاملی وجود ندارد. به طور مثال ریچارد روزکرانس وابستگی متقابل را وضعیتی میداند که در آن پیوند مستقیم و مثبت منافع دولتها به گونه ای است که هر گونه تغییر در موقعیت یک کشور، باعث می گردد تا جایگاه سایر کشورها نیز در جهت آن تغییر یابد. وی وابستگی متقابل را در دو نوع افقی و عمودی می داند. مراد وی از وابستگی متقابل افقی آن است که هر چه حجم مبادلات تجاری و سرمایه گذاری افزایش یابد، وابستگی متقابل میان کشورها نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین در این نوع وابستگی صرفاً میزان مبادلات اقتصادی مورد توجه قرار می گیرد. (9)ریچارد کوپر تمرکز عمده خود را بر وابستگی متقابل اقتصادی استوار نموده است. وی اعتقاد دارد که رشد سریع اقتصادی و انتقال تکنولوژیهای مربوط به آن به اقصی نقاط جهان باعث گردیده تا تولید جهانی گردد و وابستگی جهانی را بهمراه آورد. وی وابستگی متقابل را« حساسیت تعاملات اقتصادی میان دو یا چند دولت به تحولات اقتصادی درون آن دولتها» تعریف می نماید و لازمه آنرا « دوجانبه بودن حساسیت » می داند. (10)
جیمز روزنا نیز ایده خود در مورد وابستگی متقابل را تحت عنوان « وابستگی متقابل فزاینده » مطرح می کند. روزنا سطح تحلیل خود را از دو سطح کشوری و بین المللی به سطح فردی و جمعی انسانی انتقال می دهد. وی بر این باور است که «کمبود منابع، گرایش به سوی خرده گروهها،کارآیی حکومتها، موضوعات فرامرزی و شایستگی توده مردم» الگوی فزاینده حرکت و نیاز به سوی واحدهای بزرگتر را در وابستگی متقابل ایجاد کرده است. (11)
کوهین و نای بر این اعتقادند که وابستگی متقابل وضعیتی است که « نیروهای خارجی تعیین کننده آنند، یا تا حد زیادی تحت تاٴثیر خود قرار می دهند و آنرا یک وابستگی دو جانبه می دانند که به وضعیتهایی اشاره دارد که وجه شاخص آنها آثار متقابل میان کشورها یا میان بازیگران در کشورهای مختلف است». تنوع بازیگران نیز باعث شده تا علاوه بر مسایل امنیتی و نظامی، مسایل اقتصادی و رفاهی نیز اهمیت یابند و بنابراین ماهیت قدرت نیز دچار تغییر گردیده است. بعلاوه آنها مطرح می نمایند که میزان برخورداری از قدرت در نزد بازیگران مختلف، متفاوت می باشد و بدین صورت نابرابری قدرت میان بازیگران باعث ایجاد وابستگی متقابل نا متقارن میان آنان شده است و در نتیجه میزان آسیب پذیری بازیگران از هم متفاوت می باشد. (12)
اما در مورد وابستگی متقابل نیز انتقاداتی وارد شده که موٴثرترین آنها را کنت والتز ارائه می دهد. وی بیان می دارد وابستگی متقابل در عین حال که میتواند باعث ایجاد صلح گردد، همچنین در ذات خود می تواند زمینه های بروز جنگ و نزاع را بپروراند زیرا در اینصورت هر حرکتی از سوی یک واحد می تواند منجر به ایجاد تغییر در موقعیت سایر واحدها گردد بنابراین کشورها می کوشند تا اقدامات سایرین را کنترل کنند. به عقیده والتز حتی کشورها می کوشند تا از میزان و شدت وابستگی متقابل بکاهند زیرا وابستگی می تواند مثلاً امنیت آنها را در مواقع جنگ به خطر اندازد. وی همچنین علاقه کشورها به حفظ هویت ملی را نیز از جمله موانع بر سر راه شکل گیری وابستگی متقابل می داند. بعلاوه والتز اعلام می دارد که مفهوم وابستگی متقابل نا متقارن نیز عاملی برای سلطه جویی و بهره کشی دولت قوی تر از دولت ضعیفتر خواهد بود. (13)
با این بررسی مختصر مشخص گردید که نظریات مربوط به وابستگی متقابل عموماً به کاهش نقش دولت و انتقال بخشی از حاکمیت آنها به نهادهای فراملی اشاره دارد و وابستگی متقابل را عاملی برای ایجاد و گسترش همکاریها می دانند و ازسوی دیگر در می یابیم که محور اصلی بیشتر این نظریات وابستگی اقتصادی می باشد. در حالیکه در نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای بوزان بازیگر اصلی هنوز دولتها هستند. اما در زمینه وابستگی متقابل امنیتی می توان نتیجه گرفت که مراد بوزان با توجه به تعریفی چند بعدی که از امنیت ارائه می دهد، شامل تمام انواع وابستگیها اعم از اقتصادی و غیره می باشد زیرا با توجه به نقش مسایل نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی در تاٴمین یا تهدید امنیت و گستردگی منابع و تهدیدات امنیتی، مسلماً برداشت بوزان از وابستگی متقابل آن نوع وابستگی ای می باشد که باعث ایجاد شبکه ای از روابط امنیتی در تمامی زمینه های یاد شده گردد.
در جایی دیگر بوزان بر این عقیده است که عامل اساسی و تعیین کننده موجودیت مجموعه، حضور یا "احساس تهدید و ترس متقابل"میان دو یا چند کشور قدرتمند درون مجموعه می باشد. منظور از کاربرد "متقابل بودن" در تعریف مجموعه امنیتی منطقه ای، به ارتباطات امنیتی دو بازیگر قدرتمند محلی یا اصلی در آن اشاره دارد. در واقع وجود ترس و نگرانی هر دو طرف از یکدیگر است که از جمله ملزومات مجموعه های امنیتی منطقه ای می باشد. این مسئله نیز گویای وجود مجموعه هایی در سطوح پایین تا سطوح بالایی می باشد که بسته به قدرت اعضای مجموعه تنها در سطح منطقه ای یا در سطح فراتر از آن تاثیر گذار خواهد بود. (14) با توجه به ویژگی فوق به طور مثال به دلیل فقدان ترس و احساس تهدید میان کشورهای واقع در آمریکای شمالی نمی توان یک مجموعه امنیتی منطقه ای را برای آن فرض نمود.
بوزان همچنین مسئله همبستگی های نژادی و فرهنگی را نیز از جمله عوامل تاٴثیر گذار بر تعیین شکل و ساختار مجموعه های امنیتی می داند اما این همبستگیها را در زمینه تصورات امنیتی در مرتبه بعدی اهمیت قرار می دهد. بر این اساس وی وجود عوامل فرهنگی، قومی مانند وجود قومیت واحد و مذهب واحد را در شکل گیری همکاریها و همگرایی میان برخی از دول عرب خاورمیانه موٴثر می داند. اما معتقد است این مسئله از لحاظ امنیتی در مراتب بعد قرار می گیرد. زیرا به عنوان عاملی اثر بخش ایفای نقش نمی کند. (15)
بوزان آخرین مساله در مورد تعریف مجموعه امنیتی را نقش عوامل اقتصادی می داند. وی بیان می دارد که توجه به ابعاد نظامی، سیاسی و اجتماعی امنیت در مورد کشورهای تشکیل دهنده مجموعه امنیتی مهم است. اما بررسی الگوهای تهدید و مساٴله دوستی و دشمنی نشان دهنده این مطلب است که روابط اقتصادی به اندازه روابط نظامی و سیاسی تحت تاٴثیر قرابت جغرافیایی قرار ندارد. بدین ترتیب روابط اقتصادی به طور جداگانه می تواند میان اعضای مجموعه قوی باشد یا ضعیف و تاثیر چندانی نگذارد. (16) بوزان اظهار می دارد که عوامل اقتصادی می تواند در چشم انداز همگرایی منطقه ای اثر گذار باشند و می باید در تحلیل مجموعه امنیتی مورد توجه قرار بگیرند اما در چهارچوب مورد استفاده ما برای بررسی خود امنیت اقتصادی مناسب نمی باشد. (17)
بدین ترتیب بوزان بیان می کند که بدین صورت می توانیم شبکه تحلیلی مناسبی را ترسیم نماییم که شامل محیط امنیتی داخلی، سطح محلی یا مجموعه های امنیتی و در آخر نیز مجموعه های بالاتر و یا مجموعه قدرتهای بزرگتر قرار می گیرند که وی اینها را همان سطح سیستمی می داند که به دنبال طرح آنها می باشد. (18)با توجه به نظر بوزان و همکارانش در باره مجموعه های امنیتی منطقه ای می توان معیارهای وابستگی شدید امنیتی، الگوهای دوستی و دشمنی، مجاورت، وجود حداقل دو بازیگر موثر و استقلال نسبی را به عنوان ویژگیهای تشکیل دهنده یک مجموعه امنیتی منطقه ای برشمرد.
با این حال با توجه به آنچه در مورد مجموعه های امنیتی منطقه ای ذکر گردید، نباید تصور نمود که این مجموعه ها دارای ساختاری ثابت و ایستا هستند بلکه همانطور که خود بوزان اشاره می نماید بروز برخی تغییرات می تواند باعث ایجاد تغییر در مجموعه ها گردد. از نظر وی تغییر در دو عنصر اصلی می تواند باعث تغییر در ساختار بنیادی مجموعه امنیتی شود که عبارتند از الگوهای دوستی و دشمنی و توزیع قدرت بین دول اصلی. (19)بنابراین می توان انتظار داشت که هر گونه تغییر در این الگوها باعث نیاز به تعریف جدیدی از مجموعه میگردد. در مطالعات بعدی بوزان به همراه ویور(Waver) برای تحلیل تغییرات در مجموعه های امنیتی منطقه ای از مفهوم ساختارهای اساسی بهره می برند که شامل: ترتیب واحد ها و تمایز میان آنها، تغییر در الگوهای دوستی و دشمنی و نهایتاً باز توزیع قدرت در بین واحدهای اصلی می باشد. (20) بدین لحاظ در صورت بروز هر گونه تغییر در این سه موٴلفه نیاز به بازنگری در تعریف مجموعه ها ضروری خواهدبود.
از سوی دیگر با توجه به گونه شناسی که از مجموعه های امنیتی منطقه ای ارائه گردید نباید تصور نمود که این مجموعه ها به مانند هم عمل می نمایند یا از متغیرهای یکسانی برخوردارند بلکه برعکس می توان بر اساس برخی از متغیرها میان آنان تمایز قایل شد. برای تمایز میان مجموعه های امنیتی منطقه ای می توان وجوهی را بر شمرد: درجه و میزان انزوا از نظام جهانی، سطح و میزان توسعه یافتگی اعضا، ماهیت و سرشت نظامهای سیاسی اعضاء. (21)بنابراین با توجه به پویایی و متحرک بودن ساختار مجموعه های امنیتی منطقه ای که قبلاً نیز اشاره گردید هر گونه تغییر در این متغیرها نیز می تواند به تغییر در ساختارها و نهایتاً بازتعریف مجموعه منطقه ای کمک نماید.
 
منابع:
1. باری بوزان. مردم، دولتها و هراس. ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1378، ص212.
2. باری بوزان، پیشین، ص 214.
3. باری بوزان، پیشین، ص 213.
4. دیوید.ای لیک و پاتریک.ام. مورگان. نظمهای منطقه ای؛ امنیت سازی در جهانی نوین. ترجمه سید جلال دهقانی فیروز آبادی.تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381: ص 53.
5. باری بوزان، پیشین، ص 215.
6. باری بوزان، پیشین، ص 216.
7. باری بوزان، پیشین، ص 219.
8. علی عبداله خانی. نظریه های امنیت. تهران: موٌسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران،1383، ص279.
9. سید حسین سیف زاده. نظریه پردازی در روابط بین الملل: مبانی و قالبهای فکری. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، 1381،صص 331-330.
10. حمیرا مشیرزاده. تحول در نظریه های روابط بین الملل. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، 1385،ص 49.
11. سید حسین سیف زاده، پیشین، ص 332.
12. سید حسین سیف زاده. نظریه ها و تئوریهای مختلف در روابط بین الملل فردی- جهانی شده: مناسبت و کارآمدی. تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1384،صص418-416.
13. علی عبداله خانی. پیشین، صص 129- 127.
14. باری بوزان، پیشین، صص 220- 219.
15. باری بوزان، پیشین،ص 223.
16. باری بوزان، پیشین، ص 227.
17. باری بوزان، پیشین، ص 229.
18. باری بوزان، پیشین، صص 227- 226.
19. باری بوزان، پیشین، ص 237.
20. علی عبداله خانی، پیشین، ص 283.
21. دیوید.ا ی لیک و پاتریک.ام مورگان، پیشین، ص 55.
 

    244 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   امنیت (77)
●   روابط بین الملل (164)

عناوين مرتبط
●   

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/04/1387

تاريخ شمسی نشر:30/01/1387
تاريخ میلادی نشر:18/04/2008



   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب