باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 192 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
الگوي زن اسلامي و غربي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتدال

 
 

با فرارسيدن روز زن مي بايست اين نکته را در ذهن داشته باشيم که اين روز به چه مناسبت روز زن نامگذاري شده است. همه چيز مديون شخصيت فاطمه (س) است. او برترين شخصيت زن در عالم امکان است واقعيتي که از آن غفلت کرده ايم و الگوهايي از زن را دنبال مي کنيم که اگر چه از جنس زن هستند ولي تنها جنسيت را يدک مي کشند و نه شخصيت والا و ارزشمند زن را.

در دهه هاي اخير غرب از آزادي زن بعنوان حربه اي براي نفوذ و تهاجم فرهنگي و البته مقدمتاً تحت فشار قرار دادن کشورهاي اسلامي استفاده مي کند. در اين مقاله مي خواهيم به جايگاه زن در فرهنگ غرب پرداخته و آنرا با خاستگاه زن مسلمان مقايسه کرده و بدينگونه تناقضات رفتاري سياستمداران غربي را آشکار نمايم.

قبل از پرداختن به مقوله زن بهتر است با ديدگاه صاحبان زر و زور که جامعه غرب را در پنجه قدرت خود دارند آشنا شويم.

بيکر تو "ماسون بزرگ صهيونيستي" در سخنراني که در سال 1921 ايراد کرده راه حل تسلط بر جوامع را اينگونه بيان مي کند.

" براي اينکه بتوانيم تشکيلات خانواده را بر هم زنيم، لازم است به اصول اخلاقي لگد زده و يک نسل کاملاً بي دين، بي ناموس و بي اخلاق تربيت کنيم و البته اين کار در نظر اول مشکل به نظر مي رسد ولي چون ميل به شهوات و لااباليگري فطري و طبيعي بشر است از اين جهت شايد چندان هم مشکل نباشد... طبيعت انسان، ميل زيادي به محرمات و شهوت راني دارد، اين وظيفه ماست که درجه حرارت را بالا ببريم تا يک مرتبه آتش گرفته و به تمام مقدسات کافر گردد. "

نيات پليد صهيونيسم جهاني را به خوبي مي توان در بيان سردمداران آن ديد. آنان براي نيل به اهداف استکباري - اسعماري خود و تسلط بر ملتها راه بس پيچيده اي را در پيش گرفته اند. تهي کردن بشريت از ايمان و اعتقادات و سوق دادن آنها به سوي شهوات و لااباليگري و استفاده ابزاري از زن در اين راستا، برنامه اي از پيش تعيين شده است و نبايد به سادگي از کنار آن گذشت. در واقع اين روش بخشي از نمودار ناتوي فرهنگي است که زن و جنسيت او نقش بسيار مهمي را بازي مي کند.

اصرار غربيها بر آزادي زن البته بمعناي عريان کردن و بي مقدار کردن او براي اين بوده که قشر عظيم زنان و بواسطه آنها مردان را نيز از معنويت به سوي رذيلت سوق دهند و بدين ترتيب:

1- از نيروي کار وي به عنوان يک ابزار ضعيف و ناتوان در اعتراض حداکثر بهره را ببرند.

2- راه را براي سوء استفاده ي اخلاقي باز کنند.

3- ملت ها را از مسايل اصلي و بنيادين خود غافل کنند. (همانند تجربه ي اندلس)

4- از طريق زن بنياد خانواده را نابود و خود وارد جريان تربيت کردن نسل هاي آينده شوند. در اينصورت آنها مي توانند همانند يک کلوني حشرات از ابتدا يک سري از نسل آينده را براي تروريست بودن، يک سري را براي سرباز بودن، يک سري را براي کارگر بودن و يک گروه را براي مباشر بودن... تربيت کنند.

 شايد باور نکنيد که تا چند دهه پيش زنان در غرب حتي از حقوق ابتدايي انساني هم برخوردار نبودند. اساسا زن تا قرن هفدهم ميلادي شهروند محسوب نمي شد در نتيجه داراي هيچ يک از حقوق سياسي - اجتماعي نبود.

 آنان بر اموال خود تسلط نداشته و حق راي و اظهار وجود در مسائل جامعه و حتي خانواده را هم نداشتند. زن غربي وقتي ازدواج مي کرد نام خانوادگي اش را تغيير مي داد. او بدون اجازه همسرش حق دخل و تصرف بر اموال شخصي و موروثي اش را نداشت. بدتر از آن مرد مي توانست بدون منع قانوني همسرش را به قتل برساند.

شعارهاي فريبنده غرب محک خوبي براي ارزيابي عملکرد فرهنگ و جوامع غربي در باره زنان نيست. براي ديدن واقعيتهاي جامعه غربي بايد به ادبيات داستاني و شعر رجوع کرد. در داستانهاي مشهور غربي فلاکت زن غربي را به خوبي مي توانيم ببينيم. جريان فيمينيست سازي در جهان به عنوان حمايت از جنس زن در همين پاراديم توصيف مي شود.

براي مثال کساني چون تهمينه ميلاني يا شيرين عبادي که خود را فيمينيست ليبرال مي دانند و در واقع يک فيمينيست راديکال هستند. يک ساز همنوا با قدرت هاي استکباري و صهيونيستي سر مي دهند. آنها ضمن اينکه از نقض گسترده حقوق بشر در عراق و فلسطين و ايالات متحده آمريکا و برخي کشور هاي اروپايي اطلاع دارند نظام حقوق بشر غربي را آمال و آرزوي خود قرار مي دهنمد و به نفي آشکار ارزشهاي اسلامي - ايراني و حتي انساني دست مي زنند.

 ولي اسلام 1400 سال پيش براي زن حقوقي معادل مرد و در مواقعي بالاتر از آن قائل شده است. زن مسلمان در سرنوشت جامعه خود دخالت دارد (بيعت زنان با حضرت امير (ع) در غدير خم) او بر اموال شخصي خود مسلط است و حتي بر بخشي از اموال همسرش و از همان صدر اسلام در جامعه نفوذ و ظهور داشته و دارد گرچه در مقاطعي به علت برداشتهاي نادرست از دين در تنگنا بوده ولي هميشه عزت او حفظ شده و همانند زن غربي بازيچه سياستمداران زور مدار قرار نگرفته است (نقش زنان در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي شاهد خوبي بر اين مدعي است)

حال اين پرسش مطرح مي شود که چرا يکباره غرب رويکردش را به زن عوض کرده و او را از کنج غربت خانه بيرون کشيده و وارد عرصه هاي اجتماعي مي کند؟

پس از انقلاب صنعتي و نياز مبرم کارخانه داران و کارتلهاي اقتصادي به نيروي کار ارزان قيمت و فراوان شعار آزادي زن و حقوق!منکوب شده او مطرح گرديد. کارخانه ها از زناني که نصف مردان حقوق دريافت مي کردند پر شد و در ظاهر وابستگي زن غربي به شوهرش کمتر شد. او مي توانست براي خودش درآمدي داشته باشد و از نظر مالي آينده اش تامين مي شد. ولي او را از چاله در اورده و در چاه انداختند. با اختلاط زن و مرد و نبودن حريمي براي آن، معنويت در ميان جوامع غربي افت کرد. خانواده مرکزيت خود را از دست داد. وفاداري زن نسبت به همسرش تحت الشعاع تحولات اجتماعي قرار گرفت.

اينک با اينهمه پيشرفت در عرصه هاي علوم مختلف هنوز مسئله اي بنام زن و به تبع آن مرد لاينحل مانده و هنوز بشريت تحت سيطره صهيونيسم به يک راه حل درست در رابطه با زن و مرد نرسيده است. زيادروي ها، کج روي ها، بد فهمي ها و به تبع آن تعدي ها، ظلم ها و نارسايي هاي رواني، مشکلات مربوط به خانواده و مشکلات مربوط به نحوه اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس هنوز جزوء مسائل حل نشده بشريت است.

الان در غرب با تزلزل خانواده تعداد زيادي زندگي مجردي دارند، خانواده ها از هم متلاشي شده و عمر خانواده ها کم شده، مردان و زنان همسر مورد علاقه خود را نمي توانند پيدا کنند.

در جوامع غربي هرکس از خانواده و توجه به کانون خانواده حرف بزند محبوب همه مي شود چرا که فرهنگ غرب به بمبست رسيده و به دنبال گمشده ايست که فداي مطامع صاحبان قدرت گشته است.

وضع اسفناک جامعه غربي انديشمندان آن ديار را هم نگران ساخته. آنان به دنبال راه حلي براي بحران گريبانگير جامعه شان هستند. ولي در کشورهاي مسلمان کساني که شيفته ظواهر زيباي فرهنگ غرب هستند چشم خود را بر واقعيت ها بسته و مي خواهند آنچه را که بر غرب رفته در اينجا هم بيازمايند، غافل از آنکه اسلام براي زن هم همانند ديگر مسائل برنامه دارد ولي بايد رفت و از دل قوانين و احکام اسلامي استخراج کرد.

برخي از برنامه هاي اسلام براي زنان به ترتيب زير است:

1- ايجاد نگرش صحيح به نقش زنان و ترسيم دقيق هندسه قرار گرفتن دو جنس در کنار هم.

2- ايجاد مرز مشخص بين زنان و مردان در جامعه، از جمله حجاب و ترويج فرهنگ خويشتنداري جنسي.

3- توجه به نيازهاي حقيقي و فطرت زنان و قرار دادن آن در محيط خانواده براي استحکام بنياد خانواده.

4- نقش طراز اول در تعليم و تربيت فرزندان و ساختن همسران ايثارگر و فداکار براي جامعه و آرمانها.

5- ممانعت از تبرج و خودنمايي و اشرافيگري و مصرف زدگي و مدپرستي بانوان و سرگرم شدن آنان بر امور پست و شهواني.

6- برابر دانستن زن و مرد در مقامات معنوي و درجات انساني و برتر دانستن زنان بر مردان در برخي موارد.

7- تعيين وضعيت زنان در عرصه هاي اجتماعي، رشد و تعالي معنوي و خانوادگي و ترسيم حقوق انساني آنان در اين عرصه.

 

    162 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   زنان (241)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/04/1387

تاريخ شمسی نشر:04/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب