باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 190 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ساختمان ذهني و زمينه، از نگاه «بورديو»
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


«بورديو» از جمله متفكراني است كه سعي دارد از مخمصه گزينش ميان ذهنيت گرايي و عينيت گرايي وارهد. وي به اين منظور ساختمان ذهن و توليدات آن، يعني جهان اجتماعي و ساختارهاي آن را به بررسي مي نشيند. ساختمان ذهن موجود در هرزمان طي فراگرد تاريخ جمعي ساخته وپرداخته مي شود. همين مفهوم ساختمان ذهن است كه به بورديو قدرت فراروي ازمباحث اصالت ذهن واصالت عين را مي دهد. مقاله حاضر با چنين رويكردي تنظيم شده است.

 
   ● نويسنده: مهرعلي - ناييجي

منبع: روزنامه - همشهری

 
 

ساختمان ذهني به ساختارهاي ذهني يا شناختي اطلاق مي شود كه انسان ها از طريق آن ها با جهان اجتماعي برخورد مي كنند. انسا ن ها مجهزبه يك رشته طرح هاي ملكه ذهن شده اند كه با آن ها جهان اجتماعي شان را ادراك، فهم، ارزيابي و ارزشگذاري مي كنند. از طريق همين طرح هاي ذهني است كه آدم ها عملكردشان را توليد كرده وآن ها را ادراك و ارزشگذاري مي كنند. ازجهت تكنيكي، ساختمان ذهني محصول ملكه ذهن شده است. اين ساختارها تقسيم بندي عيني در ساختارهاي طبقاتي مانند گروه هاي سني، جنسيت و طبقات اجتماعي را منعكس مي سازند. ساختمان ذهني بر وفق ماهيت جايگاه افراد درجهان اجتماعي تغيير مي پذيرد وبراي همين است كه افراد گوناگون ساختمان ذهني واحدي در جامعه ندارند. به هر روي آن هايي كه جايگاه واحدي درجهان اجتماعي دارند از ساختمان ذهني مشابهي نيز برخوردارند، به اين معنا ساختمان ذهني را مي توان يك پديده جمعي به حساب آورد. ساختمان ذهني به انسان ها اجازه مي دهد كه جهان اجتماعي شان را درك كنند. ولي وجود انواع ساختمان ذهني نشان مي دهد كه جهان اجتماعي و ساختارهاي آن به گونه يكنواخت برهمه كنشگران تحميل نمي شود. ساختمان ذهني موجود در هر زمان طي فراگرد تاريخ جمعي ساخته و پرداخته مي شود. ساختمان ذهني كه فرآورده تاريخ است، عملكرد فردهاي فردي و جمعي را بر وفق طرح هاي ايجاد شده به وسيله تاريخ توليد مي كند، ساختمان ذهني كه هر فرد معيني از خود نشان مي دهد، طي يك تاريخ فردي به دست مي آيد وكاركرد مقطع خاصي در تاريخ اجتماعي زمينه آن است. ساختمان ذهني هم ماندگار و هم انتقال پذير است، به اين معنا كه ازيك محيط به محيط ديگر قابل انتقال است. به هرروي اين امكان وجود دارد كه انسان ها ساختمان ذهني نامناسبي كسب كنند و از آنچه كه «بورديو» كاستي اش(hyeteresis) مي خواند، رنج مي برند. مثال خوب اين قضيه كسي است كه از يك محيط روستايي دريك جامعه ما قبل سرمايه داري معاصر كنده شده و در «وال استريت»مشغول كار مي شود. ساختمان ذهني كسب شده دريك جامعه ماقبل سرمايه داري به اين شخص اجازه نمي دهد كه خودش را با زندگي در «وال استريت» به خوبي تطبيق دهد. ساختمان ذهني، هم جهان اجتماعي را توليد مي كند و هم خودش توليد شده جهان اجتماعي است. ازيك سو ساختمان ذهني يك ساختار ساختار دهنده است، يعني ساختاري است كه جهان اجتماعي را ساختار مي بخشد، از سوي ديگر ساختمان ذهني يك ساختار ساختاربندي شده است، يعني ساختاري است كه جهان اجتماعي به آن ساختار داده است. به عبارت ديگر «بورديو»، ساختمان ذهني را به صورت ديالكتيكي ملكه ذهن شدن عوامل خارجي وخارجي شدن عوامل درون ذهني توصيف مي كند. بدين سان مفهوم ساختمان ذهني به «بورديو»اجازه مي دهد تا ازمخمصه گزينش ميان ذهنيت گرايي و عينيت گرايي وا رهد وتحت عنوان فلسفه ذهن، عوامل انساني را درنظر گيرد وتحت عنوان فلسفه ساختار وتاثيرهايي راكه ساختار برعوامل انساني وازطريق اين عوامل مي گذارد نشان دهد. (ريتزر، 722)

مفهوم ساختمان ذهني آن چه را كه انسان ها بايد بينديشند وبايد بكنند تنها پيشنهاد مي كند، انسان ها راه هاي خاص را آگاهانه برمي گزينند، گرچه اين فراگرد تصميم گيري عملكرد ساختمان ذهني را منعكس مي سازد، ساختمان ذهني اصولي را فراهم مي سازد كه آدم ها بر پايه آن ها گزينش مي كنند وتمهيداتي را كه در جهان اجتماعي به كار مي برند، انتخاب مي كنند، به گفته «بورديو» و «واكوان» انسان ها خرفت نيستند با اين همه آدم ها كاملا هم عقلاني نيستند. (بورديواز نظريه گزينش عقلاني بيزار است)، بلكه به شيوه خردمندانه اي عمل مي كنند و ادراكي عملي دارند. انسان ها منطقي براي عمل كردن دارند كه اين منطق همان منطق «عملكرد»است. (ريتزر، 723)

«رابينز »بر اين نكته انگشت مي گذارد كه منطق عملي خاصيتي التقاطي دارد، يعني همزمان مي تواند انواع معناها يا نظرهاي درهم وبرهم ومطلقا متناقض (البته از جهت منطق صوري) را درنظر بگيرد ؛زيرا زمينه حاكم براعمالش زمينه اي عملي است. اين عبارت نه تنها به اين دليل مهم است كه تفاوت ميان منطق عملي وعقلانيت را نشان مي دهد، بلكه «رابطه گرايي» بورديو را نيز به ما يادآوري مي كند. اين گرايش بورديو از اين جهت مهم است كه به ما يادآور مي شود كه ساختمان ذهني يك ساختار غير متغير و ثابت نيست، بلكه با افرادي كه دربرخورد با موقعيت هاي متناقض زندگي شان پيوسته تغيير مي كنند، انطباق دارد. ساختمان ذهني زير سطح آگاهي و زبان و فراسوي دسترس باريك بيني هاي درونگرايانه و نظارت اراده كاركرد دارد، هرچند كه ما به ساختمان ذهن وعملكرد آن آگاه نيستيم، اما همين ساختمان ذهني در بيشتر فعاليت هاي محلي مان مانند شيوه غذا خوردن، راه رفتن، صحبت كردن، پاك كردن بيني ما خود را نشان مي دهد. ساختمان ذهني مانند يك ساختار عمل مي كند، اما انسان ها در برابر اين ساختارها يا ساختارهاي خارجي كه بر انسان ها تاثير مي گذارند به گونه اي مكانيكي واكنش نشان نمي دهند.

بورديو در كاربرد مفاهيم ساختمان ذهني وزمينه مي گويد:ترجيح هاي فرهنگي گروه هاي گوناگون جامعه به دليل عوامل ثابت ساختارهاي به ويژه ساختمان ذهن وزمينه نظام هاي منسجمي را مي سازند، بورديو بيشتر به تنوع ذايقه زيبايي شناختي توجه دارد، ذايقه نيز يك عملكرد است كه يكي ازكاركردهايش اين است كه به افراد ادراكي ازجايگاهشان و در نظام اجتماعي مي دهد. ذايقه آنهايي را كه ترجيح هاي ارزش همساني دارند به هم نزديك مي سازد و اين اشخاص را از اشخاص ديگري كه ذايقه هاي متفاوت با آنها دارند متمايز مي سازد. بدين سان آدم ها از طريق كاربردها و دلالت ها ي عملي ذايقه چيزها را طبقه بندي مي كنند و در اين فراگرد خودشان را نيز طبقه بندي مي كنند. براي مثال آدم ها را برحسب ذايقه هايي كه از خود نشان مي دهند وبا ترجيحاتشان براي انواع متفاوت موسيقي يا فيلم (يا ارزش ها) مي توان دسته بندي كرد. اين عملكردها را نيز مانند عملكردهاي ديگري بايد در زمينه روابط متقابل يعني در جامعيت شان در نظر گرفت. بدين سان ذايقه هاي به ظاهر جداگانه براي هنر يا سينما را در ارتباط با ترجيح هاي خوراك، ورزش و يا سبك آرايش مو بايد در نظرگرفت. مثلا مي توان زمينه ارزش هاي موفقيت، استقلال و برانگيختگي را در روابط متقابل با زمينه و اهميت به خانواده، اهميت به دوستان و اهميت به رسانه هاي تصويري در نظرگرفت.

دوزمينه متقابلا مرتبط دربررسي بورديو از ذايقه، دخالت دارند :يكي روابط طبقاتي به ويژه درون جناح هاي طبقه مسلط و ديگري روابط فرهنگي. او اين دو زمينه را متشكل ازيك رشته جايگاه هايي مي داند كه درآن ها انواع بازي ها انجام مي گيرند. كنش هايي كه عوامل فردي يا جمعي اشغال كننده جايگاه هاي خاص انجام مي دهند تحت تسلط ساختار زمينه، ماهيت جايگاه ها و منابع وابسته به آن ها تعيين مي شوند. ذايقه فرصتي را براي تجربه كردن جايگاه اجتماعي و ابراز آن در زمينه فراهم مي سازد. اما زمينه طبقه اجتماعي تاثير ژرفي برتوانايي بازي كردن فرد مي گذارد. نيازي به گفتن نيست كه بورديو ذايقه را با ديگر مفهوم عمده اش كه همان ساختمان ذهني است پيوند مي زند. درشكل دادن ذايقه ها، گرايش هاي ريشه دار و ديرپاي مبتني برساختمان ذهني از اظهار عقيده ها و لفاظي هاي ظاهري، بسيار مهم ترند. ترجيح هاي مردم در مورد مادي ترين جنبه هاي فرهنگ، مانند خوراك، پوشاك يا اثاث منزل، برمبناي ساختمان ذهني شان انجام مي گيرد. پس واضح است كه در انديشه بورديو وقتي كه چنين جنبه هاي مادي فرهنگ را براساس ساختمان ذهني افراد اولويت بندي مي كند، ترجيح جنبه هاي غير مادي فرهنگ مانند ارزش ها بايد درساختمان ذهني افراد اولويت بندي و ترجيح بندي شود و همين تمايلات است كه وحدت ناآگاهانه يك طبقه را قوام مي بخشد. بورديو بعدها اين قضيه را به صورت بهتري بيان مي كند: ذايقه واسطه اي است كه ساختمان ذهني به وسيله آن قرابت خود را با ساختمان ذهني ديگران تصديق مي كند.

               

 

 

 

    79 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه ذهن (18)

افراد مرتبط
●  بورديو   پير(6)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:05/06/1385

تاريخ شمسی نشر:05/06/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب