باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 17 شهريور 1387 كاربران برخط 43 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خلقت انسان در انديشه دينى و نظريه تكامل
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: فائزه - خردمند

منبع: روزنامه - ایران

 
 

بى شك يكى از سؤالات اصلى ذهن بشر كه از بدو خلقت همراه او بود و هرگز او را رها نكرده است سؤال «از كجا آمده ام و به كجا مى روم» مى باشد و به كجا مى روم هيچ دانشمندى به اين معماى بزرگ ذهن انسان به درستى پاسخ نداده و هر كسى با توجه به فكر و ايده مختص خود پاسخى به اين سؤال داده است. عرفا به گونه اى راز خلقت را بيان كرده اند و شعرا به گونه اى ديگر. فلاسفه راز خلقت را از زاويه ديد خود شرح داده اند و عالمان نيز در تمام اعصار در پى حل مسئله خلقت با شيوه هاى علمى بوده اند. در جهان غرب مسئله خلقت انسان با نظريه داروين قرين شده است و تقريباً غربى ها تئورى انواع داروين را قبول كرده اند. داروين در نظريه خود مى گويد كه خلقت انسان از تك سلولى ها آغاز مى شود. موجودهاى تك سلولى اولين نشانه هاى حيات روى زمين هستند. آنان در لجن زارها مى زيستند. آهسته آهسته موجودات تك سلولى متكثر شدند و تكامل يافتند. در قانون تكامل داروين آن موجودى حق ادامه حيات را دارد كه قابليت بيشترى براى تطبيق با طبيعت داشته باشد. داروين در اين نظريه مى گويد: از آنجايى كه انسانها توان بيشترى براى تطبيق خود با طبيعت دارند لذا حاكم بلامنازع كره زمين شده اند. اما مشكل اساسى تئورى داروين مسئله شعور و روح انسانهاست كه هنوز مدافعان نظريه داروين پاسخى براى اين سؤال پيدا نكرده اند.

خداوند با فرستادن پيامبران، چراغ هدايتى را براى روشن شدن مسير صحيح زندگى انسانها فراهم آورده است كه در اين ميان پيامبران در قالب وحى الهى به دغدغه اصلى بشريت پاسخ مى دهند. اين مقاله در پى آن است تا با استخراج آيات مربوطه و بررسى نظريات مفسرين به اين سؤال پاسخ دهد.

روزها فكر من اين است و همه شب سخنم

كه چرا غافل از احوال دل خويشتم

زكجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود

به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم

مولوى

اميرالمؤمنين على (ع) مى فرمايند: رحم الله امرء اعدلنفسه و استعد لرمسه و علم من اين فى اين و الى اين (اعلام الدين، ص۳۴۴ به نقل از مقاله آفرينش انسان از ديدگاه فلسفه و عرفان اسلامى.: عبدالله حيدرى و محمد رضا متقيان) خداوند رحمت كند آن انسانى را كه آنچه لازم است، براى نفس خود تهيه و خويشتن را براى قبر مستعد و آماده سازد. آن انسانى كه بداند از كجا آمده و در كدام راه است و به سوى كدام مقصد بازمى گردد. مولوى كلام حضرت على (ع) را چه زيبا به نظم درآورده است: زكجا آمده ام (من اين)، آمدنم بهر چه بود (فى اين)، به كجا مى روم، آخر ننمايى وطنم (الى اين)، آفرينش انسان را مى توان در سه واژه خلقت، خلافت و هبوط مورد بررسى قرار داد: معناى لغوى خلقت در قرآن، آفرينش و ايجاد است. البته اين لفظ براى كل مخلوقات استفاده مى شود ليكن با توجه به اينكه انسان موجودى متمايز با ساير مخلوقات است، خلقت انسان بعد ارزشى و عقلى و تكامل گرايانه مى يابد و بر همين اساس است كه انسان را خليفة الله مى نامند. معناى لغوى خلافت نيز جانشينى است به نحوى كه تمام اختيارات فرد به جانشين اش منتقل شود و حق تنفيذ در تمام امور را داشته باشد. همچينن هبوط در لغت به معنى نزول، پائين قرار گرفتن، فرود آمدن و از بالا افتادن است.

در تفاسير موضوعى خلقت انسان از دو منظر مورد بررسى قرار گرفته است:

۱- آفرينش اولين انسان به چه صورت بوده است ۲- خلقت تمام انسانها به چه نحوى بوده است

با توجه به بررسى اى كه در آيات قرآن كريم انجام شد سه مرحله براى آفرينش انسان مطرح گرديده است:

۱- خاك متحول ۲- تصويرگرى ۳- دميدن روح

در مرحله اول ۶ حالت براى خاك ذكر شده است: ۱- خاك ۲- گل ۳- گل چسبنده ۴- گل تيره رنگ ۵- چكيده گل ۶- گل خشكيده

لازم به ذكر است كه ماده انسان در تمام حالات ششگانه تغييرات كيفى داشته و از نظر جوهرى هيچ تغييرى در آن رخ نداده است.

در مرحله دوم كه تصويرگرى است، خداوند در اين مرحله صورت انسان را شكل مى دهد و در مرحله سوم، نفخ روح دليل برترى انسان بر ديگر موجودات مى باشد. خداوند به خاطر اين روح الهى و استعدادهاى مختلفى كه در او نهفته است دستور مى دهد تا فرشتگان بر او سجده كنند.

آياتى كه خلقت انسان را بيان مى كند عبارت اند از: (سجده/ ۷ و ۸)، (حج۵/)، (مؤمن ۶۷/)، (فاطر۱۱/)، (فرقان۵۱/)، (اعراف۱۱/)، (مؤمنون۱۴/) كه مطالب بيان شده اكثراً شبيه به هم بوده لذا برخى از موارد به شرح زير بيان مى شود: آيه ۷ سوره سجده «الذى احسن كل شىء خلقه و بدأ خلق الانسان من طين» «او همان كسى است كه هرچه را آفريد نيكو آفريد و آغاز آفرينش انسان را از گل قرار داد.» اشاره اى به نظام احسن آفرينش به طور عموم دارد و سرآغازى براى خلقت انسان و مراحل تكامل او به طور مخصوص است.

ظاهر اين آيه بيانگر خلقت مستقل انسان است و فرضيه تكامل انواع را لااقل در مورد انسان نفى مى كند. بنا بر نظريه تكامل، همه انواع جانوران روى زمين، از گياه و حيوان، در طى روندى تدريجى، طولانى و مستمر از انواع و اشكال بسيار متفاوت اوليه به صورت كنونى درآمده اند.

 (چارلز داروين و ميراث او، ص۲۳ به نقل از مقاله تكامل از فصلنامه علمى تخصصى تكاپو شماره ۱۵ و ۱۶ سال، ۱۳۸۵ ص۴۵)

فرضيه تكامل انواع همان فرضيه تكامل داروينى است كه مى گويد موجودى بدون روح، كم كم داراى روح شده و به صورت حيوان، مراحل كمال را پشت سر گذاشته و به شكل بوزينه و ميمون درآمده سپس با تغييراتى ديگر و با از دست دادن عضوهايى از بدن به صورت انسان دوپا درآمده است.

در مقابل اين فرضيه، فرضيه ثبوت انواع است كه مى گويد انواع جانداران هركدام جداگانه از آغاز به همين شكل كنونى ظاهر گشتند و هيچ نوع به نوع ديگر تبديل نيافته است و طبعاً انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از ابتدا به همين صورت آفريده شده است.

طرفداران فرضيه تكامل انواع اين آيه را مطابق با نظريه خود مى دانند زيرا در اين آيه آفرينش انسان به انواع پست تر برمى گردد، به عبارت ديگر آفرينش انسان به آب و گل منتهى مى شود.

اما مفسرين اين آيه را بدين شكل بيان مى كنند كه «ميان آدم و گل انواع ديگرى - آن هم انواعى بى شمار - از موجودات زنده فاصله نبوده بلكه آفرينش انسان بدون واسطه از گل صورت گرفته است.» (ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج، ۱۷ ص۱۲۵)

اما درمورد خلقت تمام انسان ها كه وجه دوم آفرينش انسان است مقايسه اى بين آيات ۷ و ۸ سوره سجده انجام مى شود. در آيه ۸ سوره سجده آمده است: «ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهين»، (سپس خداوند نسل او را از عصاره اى از آب ناچيز و بى مقدار قرار داد).

از مقايسه دو آيه اين نتيجه حاصل مى شود كه خلقت حضرت آدم (ع) از خاك بوده اما خلقت نسل حضرت آدم (ع) به طور غيرمستقيم از خاك و به طور مستقيم از آب بى مقدار است. ولى با نگاهى به آيات ديگر قرآن كريم درمى يابيم كه نظر قطعى در مورد خلقت حضرت آدم از خاك و نسل حضرت آدم از آب وجود ندارد و در اين باره نظرات مختلفى بيان شده كه با رجوع به تفاسير مى توان آنها را مورد تأمل قرار داد. در آيه ۱۴ سوره مؤمنون و آيه ۵ سوره حج مراحل خلقت بيان شده كه تقريباً موارد بيان شده شبيه هم اند.

به عنوان مثال آيه ۱۴ سوره مؤمنون ۵ مرحله براى خلقت انسان نام مى برد. نطفه، علقه، مضغه، گوشت و استخوان. خداوند اين مراحل را تعبير به خلق كرده اما آخرين مرحله را تعبير به انشاء مى كند.

 «با انشاء يعنى ايجاد كردن چيزى توأم با تربيت آن كه در روايات اسلامى نفخ روح، همان مرحله است. اينجاست كه انسان با يك جهش بزرگ زندگى نباتى و گياهى را سپرى مى كند و گام به جهان حيوانات و از آن بالاتر به جهان انسان ها مى گذارد.» (ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج، ۱۴ ص۲۱۱ و ۲۱۲)

 

    267 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خلقت انسان (15)
●   نظريه تكامل تدريجي (19)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:13/04/1387

تاريخ شمسی نشر:05/04/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب