باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 104 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
شریعتی مقوم بنیادگرایی یا تعدیل‌كننده آن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: هاله - میرمیری

منبع: روزنامه - کارگزاران

 
 

در جامعه در حال گذار (اگر بشود در حال گذار نامیدش) همه چیز در حال گذار است. همه چیز بی‌سامان است؛ از تفكر و اندیشه گرفته تا سیاست، دین و اقتصاد. همه اینها در حالتی پارادوكسیكال آن هم به صورت انضمام‌یافته‌ای مشاهده می‌شود. تقصیر هیچ كس نیست كه ما نمی‌دانیم بالاخره اندیشمندانمان صاحب مكتب یا دكترین خاصی هستند یا كه تنها می‌خواهند تئوری‌های غربی را به صورت ایرانیزه شده‌ای به ما حقنه كنند. چنین مسئله‌ای برمی‌گردد به همان شرایط بی‌سامانه‌ای كه در آن هر كسی حق دارد از ظن خود یار یك پدیده شود. بله... سی‌ویكمین سالروز درگذشت «دكتر علی شریعتی» هم در بیست‌وهشتمین روز خردادماه، در جبهه مشاركت، در همین شرایط بی‌سامانه برگزار شد. در حالی كه هنوز سوالات بسیاری از این دست وجود دارد كه اندیشه شریعتی مقوم مفهوم بنیادگرایی اسلامی در ایران بوده است یا خیر؟! حسن یوسفی‌اشكوری، شریعتی‌پژوه بنام نیز، این بار در جبهه مشاركت حاضر شد، تا از ظن خود یار اندیشه علی شریعتی شود و نسبت مفهوم بنیادگرایی با اندیشه شریعتی را برای اذهان مبهم حاضر در جبهه مشاركت شرح دهد. آنچه می‌خوانید گزارشی است از سخنرانی این پژوهشگر در پاسخ به دو پرسش زیر:

1- مفهوم بنیادگرایی چیست؟

2- آیا اندیشه شریعتی مقوم این مفهوم بوده است یا خیر؟

 

مولفه‌های اساسی در بنیادگرایی

 «یكی از واقعیت‌های جاری در جهان اسلام بنیادگرایی و شقوق متعدد آن است. جریان‌های اسلامی یا بهتر است بگویم جنبش‌های اسلامی در سطح كلان به سه قسم منقسم‌اند: 1) سنت‌گرایی، 2) بنیادگرایی و 3) نوگرایی.

آنچه در واقعیت جهان اسلام وجود دارد، بنیادگرایی به صورت انضمام‌یافته است.

بنیادگرایی (اصطلاحی كه اولین‌بار توسط ژورنالیست‌های غربی به كار گرفته شد)، اصطلاحی است كه به كارگیری آن اولین‌بار از سوی پروتستان‌ها و عمدتا كارهای مارتین لوتر در قرن شانزدهم، متداول شد. بدین‌وسیله پروتستان‌ها نسبت به آیین مذهبی زمانه خود معترض شدند و ادعا كردند كه برای دسترسی به منشأ دین باید به كتاب مقدس رجوع كرد و حضور هرگونه واسطه‌ای چون كلیسا كه تاویل شخصی را منكر می‌شود به مثابه مانعی است كه دسترسی به دین اصیل را باعث می‌شود. به نظر می‌رسد كه می‌توان با اندكی اغماض، این اصطلاح را با اصطلاح به كار رفته در ایران امروز- اصولگرایان- مترادف دانست. به عبارتی دیگر بنیادگرایان همان اصولگرایان هستند. » اما مولفه‌های اساسی در بنیادگرایی به‌زعم اشكوری چیست؟

«الف: مرجعیت متون مقدس: متون دینی تنها منشأ قابل اطمینان تفسیر دین هستند. لذا كتاب و سنت یا به تعبیر دیگر قرآن و حدیث، تنها مرجع مستحكم گفتمان دینی هستند.

ب: با گذشت به گذشته (گذشته‌‌گرایی) بنیادگراها عزت و قدرت را در گذشته می‌یابند و درصددند كه با رویكرد گذشته، حال را تغییر دهند. به عبارت دیگر آنان معتقدند كه فهم اسلام در گرو فهم «سلف صالح» است كه درست‌ترین فهم را از اسلام داشته‌اند.

ج: شریعتمداری: زمان باید تحت قیمومیت شریعت باشد و اجرای كامل و بی‌چون و چرای شریعت و احكام فقهی در حكم وظیفه یك مسلمان است. در اینجا شریعت در حكم یك ایدئولوژی و به‌مثابه یك قانون رهبری واحد است.

د: اقتدارگرایی: بنیادگراها قدرت سیاسی را به هر چیز دیگری ترجیح می‌‌دهند؛ چرا كه معتقدند تا زمانی كه قدرت به دست نیاورند، نمی‌توانند عزت از دست رفته مسلمانان را به آنها بازگردانند.

ه: آمیختگی دین و دولت: اگر قدرت را از دولت و دولت را از دین جدا كنیم، دیگر دینی وجود ندارد.

ط: تحقق حاكمیت «الله» روی زمین: در نظرگاه بنیادگرایان، هرم حاكمیت به گونه‌ای است كه در راس آن الله و سپس رسول‌ خدا و خلیفه یا امام جای می‌گیرند. آنها معتقدند كه با حكمت خلیفه روی زمین بایستی یك امپراتوری اسلامی به وجود بیاید تا قدرت هماره وجود داشته باشد.

ظ: باور به وجود رهبر كاریزماتیك: وجود یك رهبر فرهمند به مثابه الگویی از یك انسان كامل، می‌تواند مركز ثقل اندیشه اسلامی برای افراد موجود در جامعه اسلامی باشد.

ف: نفی مدرنیته و غرب‌ستیزی: مدرنیته و محصولاتش به صورت عدیده‌ای از جانب بنیادگراها نفی می‌شود. آنها همچنین معتقدند كه باید بر ضد «ضدمسلمان» و استعمارگران كه قصد تخریب قدرت مسلمانان را دارند، شورید و جهاد كرد.»

 

آیا میان مفهوم بنیادگرایی و اندیشه شریعتی قرابتی وجود دارد؟

یوسفی اشكوری برای پاسخگویی به این سوال از پرسشی بدیل وام می‌گیرد: «در ابتدا باید به این پرسش پاسخ بگویم كه اساسا بنیادگرایی به چه چیزی می‌خواهد پاسخ بگوید؟

بنیادگرایی درصدد است تا به ریشه‌های عقب‌ماندگی جوامع پاسخ بگوید. آنچنان كه مسلم است، در متون پیش بسیاری از كشورها، زیر یوغ استعمارگران بوده است و همین امر باعث آن شده تا كشورهای مذكور درصدد ریشه‌یابی عقب‌ماندگی‌شان باشند. بنابراین بنیادگرایی و سایر جنبش‌های اسلامی به وجود آمدند تا با چنین معضلی مقابله كنند كه البته تمهیدات این مقابله كردن‌ها متفاوت بود تا آنجا كه عده‌ای سنت‌گرا، برخی بنیادگرا و بعضی دیگر نوگرا شدند. اما كاركرد نهایی این حلقه‌ها یك مسئله بود؛ آن هم كوتاه كردن دست استعمار و عقب نماندن. » با این وجود چرا امروزه بنیادگرایی- اگر در ذات خود سودمند است- تبدیل به فحش شده است؟

اشكوری می‌گوید: «فضایی كه ما امروز به عنوان یك فرد در آن زیست می‌كنیم، به گونه‌ای است كه گویی می‌خواهند همه چیز را بر ما حقنه كنند. اسلام هویت‌بخش است. بخشی از حرف‌های بنیادگراها هم صحیح است. دلیلی ندارد این گونه در برابر بنیادگرایی جبهه بگیریم. در عوض بهتر است كه با فحوای آن دست و پنجه نرم كنیم. با این دیدگاه اگر بخواهیم از قرابت اندیشه شریعتی با مفهوم بنیادگرایی سخن برانیم، باید به مسئله چندبعدی بنگریم. شریعتی را باید با مجموع آرایش دید و نه تنها با یك اثر؛ چرا كه اندیشه وی اساسا چند گونه است. بخشی از آرای او نشان می‌دهد كه او غرب‌ستیز است و عبارات افراطی در مورد غرب دارد. اما نكته در همین جاست. باید منظومه آثار شریعتی را مدنظر قرار داد. مگر می‌شود تاثیری كه پاریس و تحصیل پاریس بر نوشتن كتاب «كویریات» شریعتی گذاشته است، كتمان كرد؟! پس بهتر است آرای وی را مثله نكنیم. اگر به مجموع آرای وی برگردیم، بنیادگرایی از آنها استنباط نمی‌شود. اما برخی از اندیشه‌ها و تفكرات وی جملگی مقوم مفهوم بنیادگرایی هست. اما به عقیده من شریعتی به سه دلیل عمده بنیادگرا به مفهوم دقیق كلمه، نیست:

1- شریعتی معتقد بر تقدم ایدئولوژی بر فرهنگ یا بهتر است بگوییم آگاهی بر فرهنگ بود.

2- وی هماره با جدیدترین تفكرات مدرن به نقد زوایای اسلام می‌رفت و بازسازی اندیشه دینی را غایت كار خود قرار داده بود.

3- شریعتی عقب‌ماندگی مسلمانان را در درون خود مسلمانان و نه جای دیگری، می‌دید و معتقد بود مسلمانان خود باید در درون خود تحول ایجاد كنند. بنابراین شریعتی یك بنیادگرای تام نبود.

 

    80 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   بنیادگرایی (29)

افراد مرتبط
●  شريعتي   علي(46)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:13/04/1387

تاريخ شمسی نشر:04/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب