اين بار همه طرف ها و بازيگران جنگ افغانستان اختلاف دو شهر كابل و اسلام آباد را جدى گرفته اند. تضاد دولت هاى اسلام آباد و كابل بخشى از واقعيت جنگ ۷ ساله امريكا بوده است اما تا قبل از وقوع حمله بزرگ طالبان به زندان قندهار هيچ كس آن را جدى نمى گرفت. بعد از اين حادثه كه ضربه اى تاريخى بر موقعيت دولت كرزاى بود براى نخستين بار، كابل با زبان تهديد نظامى با همسايه اش سخن گفت.
سران افغانستان پشت شورش هاى سركش طالبان دست افسران كارآزموده اطلاعات پاكستان را مى بينند اگر اين موضوع به صورت يك گلايه محرمانه قبلاً در ديدارهاى حامد كرزاى با طرف هاى امريكايى مطرح مى شد اكنون مبناى يك جنگ سرد ميان دو همسايه شده است.
اكنون خط ديوراند به عنوان نماد يك مرز پر اختلاف ميان دو كشور آبستن همه نوع حوادث خشونت بار است. اگرچه هيچ يك از ناظران تصور يك درگيرى گسترده ميان ارتش حرفه اى پاكستان و نظاميان نوپاى افغانستان را نمى دهند اما در حدفاصل دو ارتش نيروهاى غيرقابل كنترلى به نام ميليشاهاى طالبان قرار دارند كه دست بر قضا برخى هويت افغان و برخى ديگر كارت تابعيت پاكستانى در جيب دارند. اين نيروها اكنون از شكاف موجود ميان دولت مشرف وكرزاى بيشترين بهره را براى كوبيدن ارتش دو كشور مى برند.
آنچه ما به عنوان موج فزاينده بدبينى در روابط كرزاى و مشرف مى بينيم بازتاب عمليات هاى تعقيب و گريزى است كه اين شبه نظاميان اكنون در ايالت هاى مرزى دو كشور شروع كرده اند.
اما فقط ميليشاهاى طالبان نيستند كه از فضاى غبار آلود مرز ديوراند براى تضعيف دولت مركزى كابل و اسلام آباد بهره مى جويند اين فضا زمينه بسيار مستعدى براى پياده شدن راهبرد مهم امريكا و ناتو براى رخنه در عمق مناطق قبيله اى پاكستان را فراهم كرده است.
عصبانيت دولت گيلانى در پاكستان نيز به همين جا بر مى گردد.
امريكا و ناتو عمليات تهاجمى خويش به مناطق مرزى پاكستان را پشت سر نيروهاى افغانستان سازمان داده اند.
به گفته منابع پاكستانى نيروهاى افغان با پشتيبانى نيروهاى ناتو قصد دارند وارد مناطق پاكستانى كه افغانستان آن را متعلق به خود مى داند شوند حتى آخرين بار يك هواپيما كه گمان مى رود بدون خلبان بوده است پايگاه نيروهاى پاكستانى را بمباران كرد كه به كشته شدن ۱۱ تن از نيروهاى امنيتى انجاميد. به اين صورت مرز ديوراند كه تاكنون فقط شاهد درگيرى طالبان و ناتو بود اكنون به طور همزمان چند رشته جنگ پيچيده را تجربه مى كند. اين تعدد نزاع را همان روزى كه هواپيماهاى بدون سرنشين امريكا مقر افسران پاكستان را بمباران كردند مى شد احساس كرد. درست ساعتى پس از اين بمباران نيروهاى طالبان پاكستان به سوى پايگاه هاى نظامى ارتش افغانستان پيشروى كردند و توانستند هفت تن از نظاميان افغان را به اسارت در آورند و به داخل خاك پاكستان منتقل كنند. آنان همچنين يك فروند هلى كوپتر ارتش افغانستان را سرنگون كردند.
اين اتفاقات براى پرويز مشرف كه در هفت سال جنگ افغانستان همه تلاش خويش را بر دور كردن خط آتش جنگ از پاكستان صرف كرد بسيار دردناك خواهد بود. پاكستان بى آنكه بخواهد امروز بخشى از جنگ افغانستان شده است و روزى نيست كه مردم اين كشور خبر حمله ويورش تازه هواپيماهاى امريكا و ناتو يا تعرض شبه نظاميان طالبان را نشنوند.
شايد اين روزها بيش از همه افسران پاكستانى بر بخت بد خويش بنالند كه هر چه در اين منطقه كاشتند ثمره آن توفان و تنش بوده است. همكارى پاكستان با امريكا در مبارزه با تروريسم موجب شده است اين كشور آسيايى با موج شديدى از حملات و انفجارهاى تروريستى روبه رو شود. به گفته مقامات اسلام آباد از زمانى كه امريكا و متحدانش در اواخر سال ۲۰۰۱ افغانستان را به اشغال خود در آوردند و شبه نظاميان طالبان و عناصر القاعده را به طرف مرزهاى پاكستان فرارى دادند، بيش از يك هزار تن از نظاميان پاكستان در درگيرى با اعضاى اين دو گروه به قتل رسيده اند.
از هنگامى كه پاكستان جنگ با تروريسم را به همراه امريكا آغاز كرده است ۸۰ هزار تا ۱۰۰ هزار سرباز را در مرز با افغانستان مستقر كرده است. مناطق مرزى اين كشور با افغانستان بسيار گسترده و نفوذپذير است. دو طرف مرز دوكشور، قوميت هايى زندگى مى كنند كه اغلب از طايفه پشتون هستند كه هرگونه قانون تفكيك مرزها را ناديده مى گيرند. آنها در طول تاريخ به صورت خود مختار زندگى كرده اند. اين وضع در سمت پاكستان حالت وخيم ترى دارد. هر ۴ قبيله اى كه در ناحيه موسوم به سرحدات زندگى مى كنند يعنى قبايل باجور، مهمند، خيبر، وزيرستان با سه ميليون جمعيت اكنون عملاً يك ارتش محلى دارند و به صورت عقبه حمايتى طالبان در جنگ اخير ايفاى نقش مى كنند. بنابراين قدرت پاكستان براى آنكه اقتدار واقعى در اين مناطق اعمال كند بسيار محدود است. تلاش مشرف نيز در ۸ سال زمامدارى او براى مهار نظامى اين مناطق راه به جايى نبرد و به همين دليل دولت جانشين او يعنى گيلانى راه مصالحه و مماشات با اين گروه ها را پيش گرفت.
به هر حال پاكستان و افغانستان در مناطق قبيله اى خويش با چنين وضع دشوارى درگيرشده اند و هر طرف ديگرى را متهم مى كند در حالى كه مسئله اصلى قدرت يابى قبايل و شبه نظاميان بومى دو طرف مرزها است.
هنوز معلوم نيست آتش جنگى كه دردو سوى خط ديوراند شعله ور شده تا كجا پيش خواهد رفت.
بى ثباتى مرز ميان افغانستان و پاكستان پيش از اين دامنه ناآرامى را تا كابل پيش برد و اكنون به نظر مى آيد در حال بى ثبات سازى ساير مناطق پاكستان بويژه به هم ريختن دوستى هاى اين كشور با غرب است. پاكستان نيروهاى تازه به منطقه اعزام كرده است اما به باور اغلب ناظران اين نيروها كارايى لازم را ندارند.
نكته مهم ديگر در پيامد سياسى اين جنگ اين است كه هر دو متحد امريكا كه مأموريت آرام سازى اين مرز بحرانى را داشتند اكنون دست به گريبان يك نزاع حزبى با رقيبانشان هستند. مشرف در آستانه استيضاح قرار دارد ودر افغانستان زنگ انتخابات به صدا در آمده، يك سال ديگر حامد كرزاى رئيس جمهور افغانستان نامزد انتخابات رياست جمهورى مى شود و مدعى است كه احتمال پيروزى وى زياد است. كرزاى براى موفقيت خود و بهره بردن از حمايت امريكا مجبور به يك توفيق دراين نبرد است اما شعار پيروزى قريب الوقوع او بر شورشيان با عمل همراه نخواهد بود. در برهه كنونى كرزاى كه از پشتون هاى افغان است بيش از همه مورد اعتراض قوميت هاى افغان است همه طرف ها او را به سوءمديريت و دنباله روى بى حساب از سياست هاى امريكايى متهم مى كنند. همچنين وى متهم است نقش خود را در سراسر كشور به خوبى ايفا نمى كند و فقط در كابل قدرت دارد.
به اين صورت اكنون اين سؤال به طور جدى در محافل سياسى كابل و اسلام آباد مطرح شده كه آيا با رفتن بوش دو شريك او نيز در جنگ ترور موقعيتشان را از دست خواهند داد.