باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 18 شهريور 1387 كاربران برخط 50 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چقدر اتيکت کم داريم(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
بحثي پيرامون تشريفات در روابط ديپلماتيک


 
   ● نويسنده: رضا - حقيقي

منبع: روزنامه - اعتماد

 
 

مجموعه آداب، قواعد و فنون مربوط به ارتباطات، مذاکره و همزيستي ميان مقامات دولتي يا نمايندگان رسمي دولت ها را آيين تشريفات ديپلماتيک مي نامند. امروزه التزام به آيين تشريفات، چه در مناسبات درون ساختاري دولت ها و چه در روابط بين الملل از اهميت خاصي برخوردار بوده و نقش مهمي را در کم و کيف مناسبات ميان ملت ها ايفا مي کند. از آنجا که در حال حاضر بسياري از هنجارهاي مشترکي که در قالب آيين تشريفات در ميان دولت ها رسميت دارند، اغلب، مبناي عرفي داشته و به تدريج و در بستر تحولات تاريخي روابط بين الملل به تکامل رسيده اند، لذا رعايت دقيق آنها از سوي مقامات دولتي هر کشوري مي تواند به طور ضمني گوياي پيشينه تمدني آن کشور نيز باشد. هم از اين روست که از قول آندره مالرو نويسنده شهير فرانسوي نقل است که؛ «تمدن بدون تشريفات وجود ندارد. » از طرفي به دليل آنکه اغلب رژيم هاي سياسي در سده هاي گذشته، پادشاهي بوده و بخش قابل توجهي از آداب تشريفات در بطن اين ساختارها نضج گرفته و رفته رفته نهادينه شده اند، طبيعتاً از بايسته هاي زائد و غيرضرور نيز مصون و مبري نمانده اند. با اين وجود هم اکنون بيشتر تشريفات دست و پاگير و زائد، به مرور زمان منسوخ شده و عمدتاً آدابي که با رويکردهاي فاخر و معنا محور تناسب بيشتري دارند، در ميان دستگاه ديپلماسي کشورها عموميت يافته و رواج پيدا کرده اند. اين ويژگي پديدار شناختي آيين تشريفات، يعني شکل گيري بر بستر ملزومات نظام هاي سلطنتي گذشته، يک نتيجه مهم ديگر نيز به دنبال داشته است و آن اينکه؛ با وقوع انقلاب ها و براندازي حکومت هاي سلطنتي، نوعي تشريفات ستيزي و نفي سنن تشريفاتي نيز مقارن با استقرار دولت هاي انقلابي در دستور کار قرار گرفته اما پس از طي يک دوره انکار ايدئولوژيک و به دليل ضرورت توجه به نرم ها و تبعيت از قواعد مشترک و متعارف ديپلماتيک و تعامل صحيح با جهان پيرامون، مجدداً آيين تشريفات جايگاه خود را در ميان اين کشورها بازيافته است. به عنوان مثال با وقوع انقلاب پرولتاريا در شوروي سابق، ديپلمات ها موظف به تبعيت از دستورات خاصي شده بودند و به آنان موکداً توصيه شده بود به عنوان نمايندگان يک کشور کارگري، بسيار ساده و بي تکلف زندگي کنند و از تشريفات به دور باشند. همچنين ديپلمات هاي چين کمونيست، مدت ها به لباس هايي که به مدل مائو معروف بود، ملبس بودند تا اينکه با تغيير سيستم حکومتي چين و چرخش در سياست خارجي، در اين نوع لباس ها نيز تجديد نظر شده و پوشش هاي متعارف بين المللي جايگزين آن شدند. در سال هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيز مخالفت با تشريفات در مقطعي در دستور کار قرار گرفت تا جايي که حتي يکي از مسوولان پست هاي کنسولي ايران در خارج از کشور در تاريخ 16/5/58 طي نامه يي به وزارت امور خارجه پيشنهاد کرده بود که به منظور مبارزه با رسوم و ارزش هاي دروغين نظام گذشته که هنوز در سطوح مختلف نمايندگي هاي خارج از کشور معمول است، اداره کل تشريفات وزارت امور خارجه به اداره کل مبارزه با تشريفات تغيير نام دهد،، بديهي است چنين تلقي هايي ناشي از عدم درک صحيح از فلسفه وجودي آيين تشريفات است. اهميت تشريفات در روابط سياسي از آن روست که دروازه ورود به ديپلماسي و زمينه ساز تحقق مذاکرات سازنده است. با رعايت تشريفات، مقدمات انجام مذاکره در محيطي رسمي و آرام فراهم مي شود. در نطق هاي مطبوعاتي، ميهماني ها و ديدارهاي رسمي، که نمايندگان سياسي مقيد به رعايت پاره يي از اصول و هنجارهاي از پيش پذيرفته شده هستند، اصل ادب و نزاکت حاکم است. تقيد به اصل ادب و نزاکت، خود، چارچوبي را فراهم مي آورد تا تاثيرات پارامتر قدرت در چند و چون تعاملات به حداقل برسد. به عبارت روشن تر، گفتمان ها در محيطي فارغ از وزن کشي هاي سياسي و به دور از حاکميت مولفه قدرت بر فضاي مذاکرات انجام مي شود. اگر چه برخي از صاحب نظران برآنند که پروسه مذاکرات نيز بدون وجود پشتوانه قوي نظامي يا اقتصادي چندان موفق نخواهد بود (چه اينکه به گفته فردريک کبير ديپلماسي بدون زور همانند موسيقي بدون ساز مي ماند)، اما اين نکته را نيز نبايد از نظر دور داشت که در اجراي قواعد مذاکرات و آيين تشريفات، ظرافت هايي وجود دارد که تنها آن دسته از اهل فن که به اين ظرافت ها اشراف کامل دارند مي توانند معادلات را ولو در موقعيت هاي نابرابر به نفع خود و دولت متبوع شان تغيير داده و به اهداف و خواسته هاي خويش جامه عمل بپوشانند. گاهي، مقدمات تحقق اين اهداف، در ميهماني ها و پذيرايي هاي ديپلماتيک مهيا مي شود. استفاده از تکنيک ژرفايابي يا گمانه زني از ذهنيت ها و عقايد طر ف مقابل توسط ديپلمات ها از ارزش زيادي بر خوردار است چرا که داده هاي اوليه و مواد خام لازم براي تصميم سازي ها در سطوح بالا دستي دستگاه هاي سياستگذار را فراهم مي آورد. برخي از اين اطلاعات ممکن است در خصوص کشورهاي ثالث باشند همچنين مذاکرات و رايزني هاي غيررسمي در اين نوع جلسات مي تواند زمينه ساز ارتقاي روابط و مقدمه يي براي ملاقات ها و مذاکرات رسمي ميان مسوولان بلندپايه کشورها شود و در نهايت منافع طرفين را تأمين کند.

گفته مي شود ديپلمات ها سربازان زمان صلحند. سربازان زمان صلح نيز براي دولت هايشان هزينه بر هستند. گاه برخي با ديدگاهي تنگ نظرانه از آمدوشدها و ميهماني هاي ديپلماتيک به عنوان تشريفات زائد و جلسات ريخت و پاش ياد مي کنند غافل از آنکه مخارجي که در جهت کارآمدتر کردن دستگاه ديپلماسي و بهبود مناسبات هزينه مي شود، اگر با درايت دولتمردان قرين باشد به مراتب هزينه هاي سرسام آور تسليحاتي و رفع تهديدهاي امنيتي را کاهش مي دهد. البته بايد پذيرفت که پاره يي از تشريفات مرسوم، صرفاً جنبه نمادين و سمبليک داشته و مبناي عقلايي ندارند اما از آن جهت که بيانگر نزاکت ملي و بين المللي هستند يا به نوعي تکريم فرهنگ ها و تمدن بشري را تداعي مي کنند، مي توانند قابل توجيه باشند. مثلاً هنگامي که در سال 1976دولت مصر جسد موميايي شده يکي از فراعنه مصر (رامسس دوم) را که ظاهراً مورد حمله نوعي باکتري فاسدکننده قرار گرفته بود، جهت مرمت به کشور فرانسه فرستاد، به دستور دولت وقت فرانسه، افراد گارد جمهوري در فرودگاه از آن استقبال رسمي به عمل آوردند، طبعاً چنين اقداماتي براي کساني که به اهميت تشريفات نزد اروپاييان به خصوص فرانسويان واقف هستند، چندان عجيب نمي نمايد.

مساله ديگري که ذکر آن در اينجا ضروري به نظر مي رسد، اين است که اغلب رفتارهاي ديپلماتيک به مثابه نمادها و نشانه هايي هستند که ارزش ها و حقايقي را به صورت تلويحي عنوان مي کنند. به عبارتي ظرافت هاي موجود در آيين تشريفات از آن روست که هريک حاوي سيگنال يا پيامي است که به شکلي غيرمستقيم در مناسبات ديپلماتيک، نيات بازيگران را به مخاطبان عرضه مي دارند. در واقع دولت ها به واسطه رفتارهايي خاص، جايگاه خود را در ارتباطات بين المللي به ديگر کنشگران تفهيم مي کنند. به علاوه بخشي از اين رفتارهاي تکرارپذير به تدريج به صورت رويه ها و حقوق ديپلماتيک درآمده و اکنون در اغلب کشورها شناخته شده هستند (نظير کنوانسيون 1961 وين در مورد روابط ديپلماتيک) به عنوان مثال در خصوص رويه «تقدم ديپلماتيک»، نحوه استقرار مقامات در گردهمايي هاي بين المللي تابع قواعدي است و از نوع رابطه طرف هاي مذاکره يا ميزان برتري يا برابري آنها نسبت به يکديگر حکايت دارد. بدين صورت که نمايندگان يا روساي کشورهاي همسايه که از نظر جغرافيايي به کشور ميزبان نزديک تر هستند، بر نمايندگان کشورهاي دور دست تقدم پيدا مي کنند. همچنين نمايندگان دولت هاي بزرگ، کشورهاي داراي قدمت تاريخي و نيز روساي کشورهايي که سمت دائمي دارند (پادشاه يا ملکه) يا آن دسته از کشورها که زودتر به سازمان ملل متحد پيوسته اند، نسبت به ديگران در تقدم ديپلماتيک قرار مي گيرند. در مورد دولت هايي با موقعيت يکسان، فاکتورهايي نظير تاريخ انتصاب نماينده، سن وي، تاريخ آغاز خدمت رئيس يا نماينده کشور و... ملاک عمل قرار مي گيرد. ضمناً، در مذاکرات مربوط به صلح، وضعيت استقرار نمايندگان بايد به نحوي باشد که هيچ يک از طرفين در موقعيتي برتر از سايرين قرار نگيرند (مثلاً مذاکره دور ميزگرد). رفتارهاي نمادين شخصيت هاي سياسي نيز حساسيت ها و تعبير و تفسيرهاي خاص خود را داشته و هر کدام گوياي مسائلي پنهان است که در جاي خود به نمونه هايي از آن نيز خواهيم پرداخت.

 

گفتار مدبرانه و ادبيات فاخر ديپلماتيک

در تبيين سياست ها، اهداف و برنامه هاي دولت ها، گفتار سياستمداران، نحوه بيان مطالب و مواضع آنها پيرامون موضوعات مختلف داخلي و بين المللي از حساسيت بالايي برخوردار بوده و مهم ترين بعد ديپلماسي کاربردي به شمار مي رود. موضع گيري ها و اظهارنظرهاي دولتمردان از طريق سخنراني ها و نطق هاي مناسبتي، ملاقات هاي دوجانبه يا چندجانبه بين المللي، تعامل با رسانه ها و شرکت در کنفرانس هاي مطبوعاتي و... سهم بسزايي در تصويرسازي و فهم ساير کنشگران سياسي از منويات و ذهنيات سران آن کشورها داشته و بازخورد اين برداشت ها بدون ترديد بر منافع ملي آنها تاثيرگذار خواهد بود. در دنيايي که غالباً چهره هدف ها و انگيزه هاي اقدامات سياسي در پس نقاب هدف گونه ها و انگيزه مانندهاي مردم پسند و اخلاق محور مخفي شده اند و پنهان کاري يا کاموفلاژ چهره غالب نظام بين الملل بوده و بازيگران بين المللي به قول و فعل يکديگر عمدتاً با ديده ترديد مي نگرند و مفسران سياسي و نهادهاي مطالعاتي و سياستگذار کشورها در اطراف و اکناف جهان از تحليل موشکافانه کوچک ترين قول يا اظهار نظري فروگذار نمي کنند، در چنين شرايطي، مقامات دولتي و ديپلمات ها در همه حال بايد جانب حزم و احتياط را نگاه داشته و با محاسبه دقيق بار حقوقي کلمات و عبارات سخن بگويند و هميشه با تأني و طمانينه به پرسش ها و نقدها پاسخ دهند به طوري که از فحواي کلام آنها نتوان تعبير سوئي کرد که منافع کشور را به مخاطره انداخته و بر روند اجراي سياست خارجي تاثير منفي گذارد چرا که قول سياستمدار چنانچه در محيط رسمي که با تشريفات همراه است اظهار شود، به نوعي تعهدآور بوده و از لحاظ حقوقي قابل استناد است. لذاست که در گزينش شخصيت هاي سياسي و نمايندگان دولت ها که مسووليت تعامل با رسانه ها را دارند (نظير سخنگوي کاخ رياست جمهوري، وزارت امور خارجه يا دفاع و ساير نهادهاي حساس) بايد دقت بيشتري صورت گيرد. ضمن اينکه مسائلي اينچنيني در مورد کشورهايي نظير ايران که از موقعيتي استراتژيک برخوردار بوده و ماهيتاً بين المللي هستند، مصداق بيشتري مي يابد. نکته ديگر آنکه در مواقع بحراني و بروز تنش هاي ديپلماتيک و حتي در موضع گيري در برابر مخالفان نيز نبايد از چارچوب نزاکت و ادب عدول کرد زيرا هرگونه بداخلاقي و اظهارنظر موهن در مجادلات سياسي شايسته مقامات بلندپايه سياسي نبوده و ابراز خشم و عصبانيت در محافل رسانه يي عموماً تعبير به ضعف مي شود. علاوه بر اين، شخصيت هاي سياسي در عرصه هاي بين المللي، در قامت نمادي از فرهنگ و تمدن ملت خود شناخته مي شوند لذا از اين جهت نيز رسالت سنگيني به عهده دارند و بايد هميشه مراقب رفتار و گفتار خود باشند. بنابراين، آنچه برازنده يک دولتمرد مدبر و با کفايت است، درک صحيح از منزلت و جايگاه حقوقي خويش و استفاده از ادبيات فاخر در اظهار نظر هاي سياسي و مراودات ديپلماتيک است مقوله يي که طي چند سال اخير در سطح مديران عاليرتبه کشورمان به آن توجه کافي و وافي نشده و جاي خالي آن، گاه در رفتار و گفتار برخي مسوولان به خوبي حس مي شود. استفاده از ادبيات کوچه وبازاري از تريبون هاي رسمي نه تنها در محافل داخلي صورت خوشي ندارد که در مجامع جهاني نيز لطمات جبران ناپذيري به وجهه بين المللي کشور وارد مي آورد، ضعفي که متأسفانه ظرف دو سه سال اخير عمدتاً در تعامل با رسانه ها به وفور به چشم مي خورد. به عنوان مثال سخنگوي سابق وزارت امور خارجه در کنفرانس مطبوعاتي مورخه 24/12/84 خود در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي درخصوص اظهارات جک استراو وزير امور خارجه وقت بريتانيا عليه ايران مي گويد؛ «من متن سخنراني را که براي استراو تهيه شده بود چند بار خواندم و هيچ ارتباط منطقي و پيوستگي در اجزاي آن نديدم. يک مشت «خزعبلات» تهيه شده بود و متأسفم که يک ديپلمات برجسته قبل از اينکه آن را بخواند مطرح کرد. » وي اضافه مي کند؛ «ظاهراً مغز آقايان هنگ کرده و به دري وري گفتن افتاده اند، » او در اين جلسه در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر ضرورت احضار سفير انگليس در همين رابطه مي گويد؛ «يک موقع بحث هاي منطقي مطرح است و سفير را احضار مي کنند و مي گويند که حرف حساب شان چيست ولي وقتي حرف ها «دري وري» است، احضار سفير خيلي ضرورت ندارد، » وي همچنين در کنفرانس مطبوعاتي ديگري درباره مواضع ضد و نقيض و کذب سردمداران کاخ سفيد اذعان مي دارد؛ «به نظر من امريکايي ها سياست «جرزني و دبه درآوردن را اصل کار خودشان قرار داده اند، » به نظر مي رسد اظهاراتي از اين دست که چندي است رفته رفته تبديل به يک رويه و سنت شده و بالاخص، کم اهتمامي برخي دولتمردان دولت نهم به آن، مشهودتر و برجسته تر مي کند، از اين واقعيت تلخ نشات مي گيرد که متاسفانه برخي مسوولان بلندپايه به واقع، شأن و مرتبت حقوقي- اجتماعي خود را باور نداشته يا نمي شناسند يا اينکه جداي از خلقيات شخصي و ويژگي هاي شخصيتي، از ضرورت رعايت حد و مرزها در محافل رسمي و عمومي غافلند. در جاي ديگر، سخنگوي محترم دولت در تاريخ 24/7/86 طي سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه شاهد و در پاسخ به اعتراض به چندپيشگي و تعدد مشاغل خود، خطاب به جمع مي گويد؛ «اگر روزي همه اينها غ مشاغلف را بگيرند، من اينجا مي آيم تدريس مي کنم. اگر دانشگاه شاهد رئيس خواست، رياست دانشگاه را به عهده مي گيرم. » و ادامه مي دهد؛ «رئيس دانشگاه مي شويم غبا خندهف، آب حوض مي کشيم، » بديهي است به کار بردن چنين تعابيري هرچند من باب مطايبه، زيبنده شخصيتي چون عضو کابينه و سخنگوي دولت نيست به علاوه، هرگز نبايد در فهم رعايت تواضع و فروتني و ويژگي مثبت مردمي بودن با ضرورت حفظ پرستيژيک منصب عالي دولتي دچار اشتباه شد و در عدول از مرزبندي ميان اين دو مغلطه کرد. آنچه نگران کننده و دردآور است اين است که انتقاد صريح به چنين مسائلي از سوي رسانه هاي منتقد و شخصيت هاي باتجربه چندي است به طاق نسيان افتاده که جا دارد بيشتر بدان پرداخته شود.

 

    64 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ديپلماسي (42)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:16/04/1387

تاريخ شمسی نشر:08/04/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب