براي ملت اوكراين آغاز مبارزه ملي و آزاديبخش تحت رهبري باگدن خملنيتسكيي در سال 1648 سرآغاز حركتهاي بعدي به حساب ميآيد. امسال اوكراين سيصدوشصتمين سالگرد آغاز اين واقعه مشهور را جشن ميگيرد؛ حادثهاي كه آغازگر روند ثمربخش تشكل سازمانهاي دولتي- ملي به حساب ميآيد. در اواسط قرن هفدهم، اوكراين دولت مستقلي نداشت. سرزمينهاي آن اكثرا در تصرف شيخنشين كبير ليتواني، مولداوي، اتريش و ترانسيلوانيا بودند. تقريبا 5 ميليون اوكرايني كه در قلمروي لهستان زندگي ميكردند رشد فزاينده ستم ملي را احساس ميكردند.
استثماري كه از طرف مالكين و نخبگان لهستاني اعمال ميشد، بيرحمانه بود. ستم ملي و اجتماعي، اعمال زور براي كاتوليك كردن جامعه، فشار روي كليساي ارتدوكس، مصادره املاك كليسا و زمين، در حركت اعتراضي اقشار مختلف جامعه، مردم را صرفنظر از اختلاف علائق اقتصادي و اجتماعيشان متحد كرده بود. همه اينها به جنگ، جنبه ملي و آزاديبخش داد؛ جنگي كه نيروهاي محركه آن قزاقها، دهقانان، مالكين و روحانيون ارتدوكس بودند.
انقلاب ملي اوكراين در اواسط قرن هفدهم، در پي ستم اجتماعي افزايش موانع براي توسعه فرهنگ و زبان ملي، فشار روي كليساي ارتدوكس و انفجار شديد خشم ملي، در سال 1648 شكل گرفت. از نظر عمق و گستره و همچنين به لحاظ ظاهري و جنبههاي مبارزاتي، اين جنگ با انقلابهاي قرن هفدهم در اروپا شباهتهاي بسياري داشت و با آنها پيوستگي برقرار ميكرد. جهتگيري غالب روندهايي كه در سال 1648 آغاز شدند، مبارزه براي استقلال اوكراين بود و با استدلال ميتوان تغييرات كيفي به دستآمده را كاملا انقلابي دانست. انقلاب اوكرايني قزاقي بخش مهمي در روند تشكيل روابط اجتماعي جديد در تمدن جديد شد. اين انقلاب موجب تشكيل دولت ملي شد، كه بخشي از آن در قلمروي اوكراين ليوابرژنا (گتمنشينا)، به صورت خودمختار، بخشي از امپراتوري روسيه بود كه تا اوايل دهه 80 قرن هجدهم وجود داشت.
به نظر اكثر محققين، جنگ ملي و آزاديبخش كه به صورت جنبش دهقاني در ماه فوريه سال 1648 با تصرف زپاريژسكاسيچ توسط دسته قزاقهاي شورشي و بعد از انتخاب رهبر ارتش زپاريژسكيي باگدن خملنيتسكيي آغاز شده بود تا ماه سپتامبر سال 1676 ادامه داشت. پس از پيروزيهاي درخشان ارتش اوكرايني در شهرهاي ژاوتي و ادي كارسون در ماه مي سال 1648 قيام قزاقها خيلي زود به قيام تمام ملت تبديل شد. با گذشت زمان از ماه ژوئن تا ماه نوامبر، مبارزه ملي- آزاديبخش و اجتماعي كه از جنبش دهقاني به جنگ دهقاني تبديل شده بود، در پاييز سال 1648 بدون استثنا تمامي سرزمينهاي اوكرايني اصيل، كه بخشي از لهستان و ليتواني بودند را فرا گرفت و جنبه همگاني پيدا كرد.
در توسعه انقلاب و شناخت آن چند دوره حائز اهميت است:
مرحله اول (فوريه سال 1648- ژوئن 1652) با بيشترين وسعت و شدت مبارزه ملي- آزاديبخش و اجتماعي شناخته شده است. روند سريع توسعه سازمانهاي دولتي تشكيل ايده دولت- ملت و تشكليابي نخبگان سياسي از ويژگيهاي اين مرحله است.
مرحله دوم (ژوئن 1652- آگوست 1657) با بدتر شدن وضعيت اقتصادي و سياسي اوكراين قزاقي و جستوجوي شديد متفقين در عرصه بينالملل به منظور سركوبي لهستان شناخته ميشود.
مرحله سوم (سپتامبر 1657- ژوئن 1663) تشديد مبارزه اجتماعي و سياسي كه به جنگ داخلي تبديل شد و باعث انشعاب اوكراين قزاقي به دو بخش (پرو ابرژنا و ليو ابرژنا) و تفكيك زپاريژا به عنوان قدرت سياسي جداگانه شد.
مرحله چهارم (جولاي 1663- ژوئن 1668) با كوشش دولتهاي لهستان و روسيه براي تقسيم كشور اوكراين (كه بالاخره مطابق با قرارداد اندروسيوسكيي چنين شد) تشخيص داده ميشود.
مرحله پنجم (جولاي 1668- سپتامبر 1676) با تشديد دوباره مبارزه سياسي، تشديد دخالت كشورهاي خارجي به مسائل داخلي اوكراين، انحلال تشكلهاي دولتي در پروابرژنا و نابود كردن دهشتناك آن توسط ارتشهاي لهستان، روسيه، تركيه و كريمه مناسبت پيدا ميكند.
بخش خيلي مهم روند انقلابي، رشد و تكامل دولت بود. عليرغم وجود نظريات و ارزيابيهاي مختلف ميتوان نتيجه گرفت كه تشكيل كشور ملي انجام شده بود. طي سال اول انقلاب به طور مشخص مبارزه با دو ايده در تشكيل نوعي از حكومت شكل گرفته بود: جمهوري (مخصوص ارتش زپاريژسكيي) و سلطنتي (مخصوص رهبري. )
اهداف مبارزه عبارت بودند از:
- محو ستم ملي و مذهبي لهستان و جلوگيري از استقرار آن از طرف مسكو و امپراتوري عثماني
- ايجاد دولت ملي و دفاع از استقلال آن
- از بين بردن مدل روابط اجتماعي و اقتصادي بر اساس مالكيت ارضي بزرگ و متوسط فئودالي كه بر پايه بيگاري دهاقين وابسته به فئودالها شكل گرفته بود و استقرار مدل جديد كه اساس آن بر مالكيت ارضي قزاقي و دهقاني و زمينهاي كشاورزي و كار انسان آزاد قرار داشت.
با وجود جنبه سخت مبارزه، مضمون اصلي آن از بين بردن انواع مختلف وابستگي شخصي و مدلهاي موجود استثمار، و به دست آوردن استقلال شخصي و مالكيت ارضي بود.
به لحاظ سياست خارجي، انقلاب اوكرايني موجب تغييرات جدي در توازن قوا و اروپاي شرقي، جنوب شرقي، مركزي و شمالي شد.
اهميت انقلاب در اين بود كه:
- موجب تشكيل دولت ملي شد كه بخشي از آن در مدل دولت ليوابرژنا به صورت خودمختاري بخشي از روسيه تا اوايل سالهاي 80 تا قرن 18 وجود داشت.
- موجب تشكيل ايده ملي دولتي شد كه براي نسلهاي بعدي اوكراينيها ميثاقي در مبارزه براي استقلال شد.
- نقش مهمي در تشكل نخبگان سياسي ايفا كرد و نيروي محركه داخلي براي توسعه خودآگاهي ملي شد.
- باعث تثبيت اسم <اوكراين> براي دولت ايجاد شده و آغاز تغيير نام <ملت روسي> به <ملت اوكرايني> شد. شرايطي ايجاد كرد كه طي مدت طولاني پس از آن قزاقها، مالكين و دهاقين با استفاده از آن، از نتايج موفقيتهاي اجتماعي و اقتصادياي كه در سالهاي انقلاب به دست آورده بودند، استفاده كنند.
ايدهآلهاي انقلاب نيمه قرن هفدهم در ياد ملت اوكراين باقي ماندند و به منبع بيپايان روحيه ملي تبديل شدند.