باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 18 شهريور 1387 كاربران برخط 167 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
امپراتوري و سلاح‏هاي هسته‏اي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


دولت آمريكا به دنبال كاربرد سلاح هسته‏اي در جنگ جهاني دوم، تلاش مي‏نمايد كه همچنان براي تقويت جايگاه سياسي خود، از اين تسليحات مرگبار استفاده كند. نويسنده با اشاره به پنج روش مختلف بهره‏گيري از سلاح‏هاي هسته‏اي و تدوين "دكترين عمليات هسته‏اي" از سوي رهبران كاخ سفيد، يادآور مي‏شود كه تهديد دولت‏هاي ديگر به انجام حمله هسته‏اي، همراه با تربيت نسل جديدي از دانشمندان هسته‏اي، ساخت نسل جديد اين تسليحات كشتار جمعي، ارتقا و بازسازي سلاح‏هاي كنوني و در نهايت خودداري از عمل به معاهده‏هاي مربوط به انهدام تسليحات هسته‏اي، راهبردهايي است كه دولت بوش در سال‏هاي اخير برگزيده است. سرانجام چه زماني مردم دنيا راه زندگي واقعي را انتخاب خواهند كرد؟

 
   ● نويسنده: ژوزف - گرسون

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - شماره 59 - به نقل از www.fpif.org

 
 

در شش دهه گذشته، ايالات متحده از زرادخانه هسته‏اي خود به پنج روش مرتبط با يكديگر استفاده نموده است. در اولين روش، دولت آمريكا به استفاده از اين سلاح‏ها در صحنه نبرد در دو شهر ناكازاكي و هيروشيما دست زد. براساس اجماع عمومي كارشناسان، اولين حمله اتمي تاريخ براي پايان دادن به جنگ عليه ژاپن، ضروري نبود. چرا كه همانند روش دوم، مي‏توان از اين تسليحات در جهت بسط مباني ايده نظم نوين جهاني، با استفاده از ترساندن دشمنان، بهره برد. سومين روش استفاده از اين سلاح‏ها توسط هري ترومن در بحران سال 1946 ميلادي پيرامون حل و فصل تعيين مالكيت منطقه آذربايجان (واقع در شمال ايران) و همچنان بحران موشكي كوبا و يا مسأله برلين پيشنهاد گرديد. براساس طرح وي، از اين سلاح‏هاي مرگبار در جهت تهديد دشمنان ايالات متحده استفاده شد تا نسبت به پذيرش شرايط رهبران كاخ سفيد، تن دهند و همانند جنگ عراق، طرف مقابل از سلاح‏هاي بيولوژيكي و يا شيميايي استفاده نكند. با پيوستن اتحاد جماهير شوروي به باشگاه هسته‏اي، زرادخانه هسته‏اي ايالات متحده، چهارمين نقش خود را به عهده گرفت. هارولد براون وزير دفاع اسبق ايالات متحده، در مورد اين روش معتقد بود كه ما بايد از اين تسليحات كشتار جمعي به عنوان وسيله‏اي مؤثر در جهت گسترش سيطره نظامي و سياسي خويش بهره گيريم. همان‏طور كه نوام چامسكي توضيح مي‏دهد، براون معتقد بود كه تهديدات تلويحي و يا آشكار به استفاده از اين سلاح ها، مي‏تواند در صحنه سياسي، نقشي راه گشا ايفا كند.

آخرين نقش اين زرادخانه‏هاي هسته‏اي را بايد بازدارندگي آنها دانست، وضعيتي كه به دنبال شرايط تقريباً برابر آمريكا و شوروي در سال پاياني جنگ ويتنام از لحاظ تسليحات كشتار جمعي هسته‏اي خود، به وجود آمد؛ چرا كه هر دو طرف به اين نتيجه رسيده بودند كه در صورت آغاز حمله هسته‏اي، به سرعت با حمله‏اي سريع و متقابل روبه‏رو خواهند شد. به بيان ديگر، در صورتي كه يك كشور با حماقت به استفاده از اين سلاح‏ها عليه ايالات متحده دست بزند، به سرعت تا مرز نابودي پيش خواهد رفت. البته رهبران پنتاگون هيچ گاه بازدارندگي را به عنوان سياست هميشگي ايالات متحده نپذيرفته‏اند، چرا كه معتقدند، بازدارندگي بايد تنها به معناي ايجاد هراس در ديگران نسبت به عدم انجام هرگونه اقدام مغاير با منافع ايالات متحده، تعبير گردد. مهم ترين بخش‏هاي اين سياست نيز به مبادله منابع كميابي نظير نفت و آب، آزادي دسترسي به بازارهاي يك كشور و يا جلوگيري از انجام حملات غيراتمي به خاك متحدان و مزدوران دولت آمريكا (نقش دوم) و همچنين بسط سياست‏هاي مربوط به نظم نوين جهاني مورد نظر ايالات متحده، بازمي‏گشت.

اما من معتقدم كه استفاده و يا تهديد به استفاده از اين سلاح‏هاي كشتار جمعي از سوي دولت آمريكا، همواره موفقيت‏آميز نبوده است. هر چند رؤساي جمهور موفق، اكثر مشاوران عالي‏رتبه آنها و بسياري از فرماندهان پنتاگون، معتقد بوده‏اند كه استفاده ايالات متحده از سلاح‏هاي كشتار جمعي، در گذشته موفق بوده است. به علاوه، اين رؤساي جمهور به صورت مداوم از اين سياست‏هاي به اصطلاح موفق بهره برده‏اند. اما بايد دانست كه رهبران آمريكايي در شصت سال گذشته، بارها در دستيابي به اهداف خود ناموفق بوده‏اند. (نگاهي به حوادثي نظير اقدامات تفاهم‏جويانه و متقابل دولت‏هاي شوروي، چين، كانادا، كره شمالي و فرانسه مي‏تواند تا حدود زيادي، اين واقعيت رانشان دهد. )

من معتقدم كه بهره‏گيري از اين جنگ‏افزارها در جهت توسعه سلطه ايالات متحده و يا تهديد به استفاده از آنها، تا حدود زيادي ناكارا و فاقد اثربخشي بوده است، چرا كه افزايش مخاطرات ناشي از احتمال به كارگيري تسليحات هسته‏اي و همچنين توسعه اين زرادخانه‏ها، يكي از نتايج بحران‏آفرين چنين سياست‏هايي بوده است. به علاوه هيچ كشوري حاضر نيست كه براي مدتي طولاني، عدم توازن در قدرت متقابل خود با كشوري ديگر را تحمل نمايد. تلاش دولت‏هاي شوروي (اينك روسيه) و چين و كره شمالي و احتمالاً ايران براي دستيابي به سلاح‏هاي هسته‏اي را بايد در همين راستا ارزيابي كرد.

 

داستان عاشقانه يك سنگدلي

امروزه ما شاهديم كه دولت بوش ديگر بار سلاح‏هاي هسته‏اي خود (و روش‏هاي مختلف بهره‏گيري از آنها) را در كانون سياست‏هاي نظامي و سياست خارجي خويش قرار داده است. مثلاً براساس يك سند منتشر شده در سال 2001 ميلادي، ايالات متحده هفت كشور روسيه، چين، عراق، ايران، سوريه، ليبي و كره شمالي را به عنوان اهداف خود در يك جنگ هسته‏اي، انتخاب نموده است. به علاوه، در سال‏هاي اخير، دولت بوش بودجه‏اي هنگفت را براي ساخت نسل جديد سلاح‏هاي هسته‏اي و بازسازي زرادخانه‏هاي خود، هزينه كرده است. مثلاً بمب جديد "bunker buster قدرتي 70 برابر بمب اتمي منفجر شده در هيروشيما دارد كه عليه دفاتر و ستادهاي فرماندهي زيرزميني و همچنين مراكز مربوط به تسليحات كشتار جمعي واقع در اعماق زمين، مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

همچنين شايان ذكر است كه دولت آمريكا براي اطمينان يافتن از اثربخشي اين سلاح جديد، آن را در مراكز آزمايش نوادا، امتحان نموده است. به علاوه، تلاش در جهت آموزش نسل جديدي از دانشمندان هسته‏اي و ارتقا و بازسازي تسليحات كنوني، از ديگر راهبردهاي دولت بوش به شمار مي‏رود. يكي از مقامات ارشد سازمان امنيت ملي هسته‏اي ايالات متحده نيز اعلام نمود كه توانايي‏هاي كنوني ما در اين بخش، با وضعيت دولت آمريكا در طول جنگ سرد، قابل مقايسه است.

چندي بعد هم رامسفلد خبر از تدوين دكترين عمليات هسته‏اي مشترك داد كه مي‏تواند نگراني‏هاي زيادي را به وجود آورد. چرا كه برخلاف سياست بازدارندگي دوره كلينتون، اينك ما با راهبردهايي غيرمنطقي و انتقام‏جويانه روبه‏رو هستيم. مثلاً در بخش‏هاي مختلف اين دكترين، در جهت مقابله با مثل با تهديدات اتمي روسيه و فرانسه و همچنين سياست به حاشيه راندن آمريكا در آسيا كه از سوي دولت چين دنبال مي‏شود، صحبت از يك سلطه جهاني به ميان آمده است. چين، روسيه، فرانسه و آلمان نيز در اين دكترين، به عنوان تهديدات بالقوه عليه امنيت ملي ايالات متحده معرفي شده‏اند كه در كنار ايران و ونزوئلا (كه امكان استفاده آنها از سلاح نفت و انرژي در جهت آسيب رساندن به منافع ملي ايالات متحده، وجود دارد) 6 كشوري هستند كه اقداماتشان بايد همواره مورد كنترل و نظارت دقيق قرار گيرد.

يكي از نكات حائز توجه اين است كه امكان استفاده از اين سلاح‏ها عليه كشورهايي كه فاقد بمب هسته‏اي باشند، در اين دكترين مورد تأكيد قرار گرفته است. به علاوه، احتمال استفاده خصمانه و يكجانبه‏گرا از اين تسليحات، عليه دشمنان كاخ سفيد نيز وجود دارد.

در اين دكترين تأكيد گرديده كه براساس هيچ يك از قوانين و مقررات بين‏المللي، ساخت و استفاده از سلاح‏هاي هسته‏اي ممنوع نگرديده است. نويسندگان اين دكترين اعتقاد دارند كه در يك جنگ هسته‏اي، امكان پيروزي يكي از دو طرف وجود دارد. در ساير بخش‏هاي آن نيز به فرماندهان حاضر در صحنه نبرد، اجازه داده شده كه اهداف موردنظر براي انجام حمله هسته‏اي را مشخص نمايند. همچنين با اتكا بر اصل آموزش‏هاي مورد نياز، تلاش شده كه حداقل تلفات و خسارات به نيروهاي خودي وارد گردد. از سوي ديگر، در اين دكترين بر ناكام بودن مذاكرات هسته‏اي برگزار شده ميان روسيه و آمريكا تأكيد شده است، چرا كه ايالات متحده تمايلي به كاستن از سلاح‏هاي موجود در زرادخانه هسته‏اي خود به دليل تهديدات مختلف موجود، ندارد.

 

راهي به سوي برچيده شدن تسليحات هسته‏اي

پس از پايان جنگ سرد، در رسانه‏ها و گفت وگوهاي سياسي داخلي ايالات متحده، پيرامون مخاطرات ناشي از "مسلح شدن افقي" مخالفان آمريكا تأكيد زيادي مي‏گرديد. اين مخاطرات شامل تهديدات دولت‏هاي محور شرارت و يا گروه‏هاي تروريستي غيردولتي نظير سازمان القاعده مي‏باشد. يك سناريوي كابوس‏وار فراروي ايالات متحده نيز در صورت سرنگوني دولت (نظامي) مشرف در پاكستان و تصرف زرادخانه هسته‏اي وي به دست اسلام‏گرايان راديكال، به وجود خواهد آمد.

امروزه با وجود همه تلاش‏هاي جهاني در جهت حفظ امنيت سلاح‏هاي هسته‏اي، فرآورده‏هاي نفتي و زباله‏هاي هسته‏اي، ما شاهديم كه همچنان ايالات متحده، دولت‏هاي ديگر را با سلاح‏هاي هسته‏اي خود تهديد مي‏كند و از عدم توازن در قدرت جهاني، سخن به ميان مي‏آورد.

از سال 1995 ميلادي و به دنبال برپايي كنفرانس بررسي خلع سلاح هسته‏اي، ما شاهديم كه دولت‏هايي در سراسر دنيا خواهان اجراي ماده 6 معاهده خلع سلاح هسته‏اي هستند. به علاوه، مقامات دادگاه بين‏المللي عدالت نيز در اظهارات رسمي خود، تهديد يك كشور با تسليحات هسته‏اي را غيرقانوني اعلام نموده‏اند. در ژانويه سال 2007 ميلادي هم، هنري كيسينجر و جورج شولتز وزراي سابق خارجه ايالات متحده، ضمن همراهي با وزير اسبق دفاع ايالات متحده ويليام پري و سناتور سابق سام نون، اعلام نمودند كه استانداردهاي دوگانه دولت آمريكا در برابر تعهدات مربوط به خلع سلاح، بايد سرانجام پايان يابد و زمان آن فرا رسيده كه رهبران كاخ سفيد به اجراي معاهده خلع سلاح هسته‏اي بپردازند.

از آن زمان تاكنون، به دنبال فشارهاي رأي‏دهندگان و فعالان اجتماعي، نامزد برجسته انتخابات آتي رياست جمهوري ايالات متحده يعني باراك اوباما اعلام نموده است كه در صورت برگزيده شدن، گام‏هاي مؤثري را در جهت تكميل مذاكرات مربوط به محدود كردن سلاح‏هاي هسته‏اي، برخواهد داشت.

گام‏هاي تكنيكي و سياسي مورد نياز در راستاي محدود نمودن تسليحات هسته‏اي، سال هاست كه تعيين گرديده است. اول اينكه ايالات متحده بايد در سياست‏هاي مربوط به حملات پيش گيرانه هسته‏اي خود تجديدنظر نمايد. خودداري از اختصاص بودجه‏هاي جديد در جهت ساخت و توسعه سلاح‏هاي هسته‏اي جديد، گام بعدي به شمار مي‏رود. ساير گام‏هاي ضروري نيز شامل خلع سلاح هسته‏اي، توقف توليد هر گونه سلاح هسته‏اي و اتمي و در نهايت، نابود كردن كليه تسليحات موجود مي‏باشد. البته شوراي امنيت سازمان ملل هم بايد گام‏هاي مؤثري را در جهت اجراي معاهدات بين‏المللي موجود بردارد.

به خاطر داشته باشيم كه همانند آدم خواري و برده‏داري، سلاح‏هاي هسته‏اي نيز مي‏تواند روزي كاملاً از بين برود. اما پرسش اصلي اين است كه انسان‏ها چه زماني از انگيزه و تلاش لازم در جهت انتخاب زندگي برخوردار خواهند شد؟

 

    59 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تسليحات اتمي (49)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (728)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:16/04/1387

تاريخ شمسی نشر:16/04/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب