باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 179 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
راهکارهاي فرهنگي درتوسعه ي پژوهشگري در ايران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


يکي از ابزارها و اهداف توسعه پي ريزي ساختارهاو نهادهاي پژوهشي است، به طوري که بدون توسعه و تحقيق دستيابي به شاخص هاي توسعه امروز سرابي بيش نيست. در جامعه ي امروز ايران، علي رغم اين که درصد کمي از درآمد ناخالص داخلي صرف انجام امور پژوهشي مي‌گردد ولي متاسفانه همين مقدار کم نيز به دليل موانع مختلفي از جمله مسايل مالي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي از وضعيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار نيست. در تحقيق حاضر سعي بر آن است که راهکارهاي فرهنگي در توسعه پژوهشگري و تحقيق در ايران به نمايش گذاشته شود. اين راهکارها عبارتند از:

• بسط روحيه نقد جويي و نقد پذيري

• دوري از تعصبات شخصي، ملي، غرب گرايي و غرب ستيزي

• تمايز نقش و جايگاه ساختارهاي علمي و فني در جامعه

• اثر گذاري فرهنگ علمي بر فرهنگ مردمي

• مبارزه با فئوداليسم سازماني

• مبارزه با روحيه پنهان کاري و پوشيده گويي

• تبديل پژوهش هاي فردي به انجام پژوهش به صورت جمعي و ايجاد اعتماد به يکديگر.

• ارزش نهادن به جايگاه تحقيق و محقق در کشور

• پذيرش علم و فن جديد و ارزش نهادن به خلاقيت و کارآفريني در مقابل سنت تقليد.

• کاهش وابستگي به منابع قدرت در تحقيق

• تقويت شايسته سالاري و تخصص گرايي در تحقيق

• تقويت روحيه و اخلاق جستجوگري و پرسشگري

• کاهش پول محوري در انجام تحقيقات

• انجام پژوهش ها براساس نيازهاي جامعه

• بين المللي کردن دانشگاه ها و موسسات آموزشي و ارتباط با دانش نوين

• انتساب متولي جهت نظارت بر بودجه‌هاي پژوهشي جهت الويت بندي تحقيقات

اميد است مسئولان و دست اندرکاران توسعه و پژوهش در کشور با بررسي اين راهکارهاي فرهنگي، جهت اجرايي کردن هر کدام از آن ها اهتمام ورزند.

 
   ● نويسنده: ژاله - بهشتي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

1 - مقدمه

ترديدي نيست که مطالعه و تحقيق در تاريخ و فرهنگ ملي ما از نخستين و مهمترين وظيفه هاي دانشگاهي در زمينه پژوهشهاي علمي است. در حقيقت اين نکته ضروري مي نمايد که هر ملتي خود را چنانچه بوده و چنانچه هست بشناسد و با عرضه کردن تحقيقات حقيقي و بي تعصب، ديگران را نيز به احوال خود آشنا کند. در ايران امروز، محقق همواره در انجام تحقيقات، خواه پيش از طرح و تصويب، خواه حين اجرا و خواه پس از آن با مصائب، مسائل و مشکلات نسبتاً گوناگون و فراگيري مواجه است. روابط نا سالم و نابرابر بين مجري تحقيق و گروه همکاران به ويژه تيم دانشجو يا تازه فارغ التحصيل، روابط معنا دار واگذاري پروژه هاي تحقيقاتي به افرادي که از سالها پيش براي خود نام و کام گسترده اي گشودند، عدم اطلاع رساني و همکاري سازمانها و دستگاهها در ارائه اطلاعات، عدم انتشار يافته هاي تحقيقاتي پيشين، دورنگي و دوچهرگي در عرصه تحقيقات، وجود تحقيقات گاه فانتزي و غير کاربردي و لذا بايگاني شدن بسياري از يافته هاي تحقيقاتي از اين دست و هراس از طرح مسائل حاد و بحران زاي فرهنگي در جامعه و دهها عنوان مسائل خرد و کلان از جمله مسائلي است که نويسنده را برآن داشته، با ارائه راهکارهاي فرهنگي گامي هر چند کوچک در بهبود وضعيت بخش علم و پژوهش در کشور بردارد.

اميد است مسئولين و دست اندرکاران توسعه و پژوهش در کشور با اجرايي نمودن هر يک از اين راهکارها، نه تنها تحولي در تعداد پژوهشگران ايران در مقايسه با چند دهه قبل ايجادکنند بلکه با ايجاد شرايط لازم انديشه هاي خلاق پرورش دهند، تا توسعه پژوهشگري در ايران، مطابق استانداردهاي جهاني گردد.

 

2 - اهداف مقاله

در اين مقاله اهداف زير مورد بررسي قرار مي گيرد:

 

الف) هدف کلي

بررسي حاضر ناظر بر شناسايي و تحليل مجموعه موانع فرهنگي موجود در فرار راه توسعه علم و پژوهش کشور جهت دستيابي به راهکارهاي کلان در راستاي اصلاح و بهبود ساختارهاي فرهنگي توسعه علم در جامعه ايران امروز مي باشد. به صورتي که، فرهنگ عمومي کشور تحت تاثير منش و خصوصيات فرهنگي علم و اجتماعات علمي و پژوهشي قرار گيرد.

 

ب) اهداف جزئي

• شناخت موانع و مسائل فرهنگي توسعه علم و پژوهش در جامعه علمي ايران امروز که به نوبه خود متاثر از ساختارهاي فرهنگي عمومي کشور است.

• ارائه راهکارهاي پيشنهادي براي رفع موانع فرهنگي موجود در توسعه علم و پژوهش در کشور از نقطه نظر نهادي و ساختاري

• ارائه راهکارهاي پيشنهادي براي رفع مشکلات فرهنگي پژوهشگران کشور

 

3 - مفاهيم بنيادي در بررسي توسعه پژوهشگري

در بررسي حاضر مفاهيم زير مکررا" مورد استفاده قرار گرفته است، لذا لازم است شرح مختصري در مورد هر يک از آنها داده شود:

 

الف) تحقيق: پژوهشگران و مولفان در کتب و منابع مربوط به روشهاي تحقيق، تعاريف مختلفي نموده اند. يک تعريف ساده و در عين حال عملي از تحقيق عبارت است از:" مقابله فکر و انديشه با واقعيت."(1) از اين تعريف، چنين استنباط مي شود که تحقيق دو بخش نظري و عملي دارد. بخش نظري در برگيرنده جنبه هاي فکري تحقيق است و بخش عملي آن جنبه هاي مربوط به کسب واقعيتها و داده ها را شامل مي شود. در پايان، وظيفه محقق مقابله و مقايسه بين اين دو بخش است. يعني محقق انديشه هايش را در مورد موضوع در دست تحقيق، با اطلاعات جمع آوري شده در کنار هم مي گذارد و از طريق مقايسه اين دو بخش، به اين نتيجه مي رسد که آنچه پژوهشگر درباره يک موضوع خاص مي انديشيده با آنچه واقعيتها بيان مي کنند تا چه حد به هم نزديک مي باشند.

 

ب) توسعه: عبارت است از يک رشته کم و بيش خطي از تغييرات، که طي آن از روشهاي ابتدايي به روشهاي پيچيده تر توليد مي رسيم و از سختيهاي روزمره زندگي، به يک زندگي راحت تر، به ياري پيشرفتهاي فن آورانه نائل مي آييم. پطروس غالي در مصاحبه اي با لومند در پاريس در 4 اکتبر 1994 مي گويد: "توسعه را نمي توان تنها به رشد اقتصادي محدود کرد، بلکه شامل بعدي سياسي، انساني و زيست محيطي و همچنين فرهنگي است."(2)

 

ج) شايسته سالاري: انتخاب مديريتهاي علمي و پژوهشي کشور و ارزيابي عملکرد آنان را مبتني بر شايستگي و تخصص را گويند.

 

د) پول محوري: با وابستگي منابع اقتصادي جامعه ايران به بخش دولتي و کارفرمايان و کارگزاران آن، گرايش پول خواهي و درآمدزايي و به نوعي سودخواهي هاي مفرط بر انجام تحقيقات علمي فارغ از هر گونه ارزش گزاريهاي غير علمي سايه افکنده و روحيه پول محوري را تقويت کرده است.

 

4 - طرح و بيان مسائل و راهکارهاي فرهنگي

يکي از ابزارهاي توسعه پي ريزي ساختارها و نهادهاي علمي و پژوهشي است، به طوريکه بدون تحقيق، تلاش براي دستيابي به شاخصهاي توسعه‌اي امروز دنيا سرابي بيش نيست. در جامعه امروز ايران، درصد ناچيزي از درآمد ناخالص داخلي صرف امور پژوهش و تحقيق مي‌گردد، متاسفانه بهره وري از همين مقدار کم نيز به دليل وجود موانعي چون مسائل مالي، تجهيراتي، مديريتي و فرهنگي، از وضعيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار نيست. علم و پژوهش در جامعه ايران علاوه بر اصول، روش و ابزارهاي پژوهشي، داراي الزاماتي است که بدون آن امکان انجام تحقيق عيني و شناخت دقيق پديده‌ها و مسائل وجود نخواهد داشت. يکي از اين الزامات، زمينه سازي ساختار فرهنگي هر جامعه از جمله جامعه ايران مي‌باشد، به نحوي که با اشاعه فرهنگ علمي و پژوهشي در کشور، برنامه ريزان و مديران و پژوهشگران کشور بتوانند اين مهم را تسهيل و بهبود بخشند.

تحقيق حاضر نمايانگر راهکارهاي پيشنهادي جهت رفع موانع فرهنگي است که فراروي محققان و پژوهشگران جامعه ايران قرار دارد. اينک به بررسي پاره‌اي از اين راهکارها مي‌پردازيم.

 

4 - 1 - بسط روحيه نقد جويي و نقد پذيري و زمينه سازي تحقيقات ريشه‌اي و بنيادين

در فرهنگ جامعه علمي امروز ايران، انتقاد نکردن از يکديگر و عدم پذيرش انتقاد ديده مي‌شود. نتيجه وجود اين ويژگي فرهنگي، شکل نگرفتن گروه انتقاد کننده و خالي بودن تحقيقات انتقادي، ريشه‌اي و بنيادين است. "توسعه علمي به اين معني است که ساختار علمي جامعه وارد مرحله محاسبات عقلاني و يافتن روابط ضروري بين اشيا شده تا بتواند از بهار طبيعت و پديده‌هاي مورد نظر به نفع بشر استفاده ببرد.... ما هيچگاه شاهد چينن ساختار خود جوش در جامعه ايران نبوده‌ايم."(3)

عينيت در علم به معناي عام عبارت است از"اجتناب از داوري‌ها در پژوهشهاي علمي و از جمله ارکان آن، حذف سلايق شخصي و دخالت ندادن عواملي چون نژاد، مذهب، مليت، اخلاقيات و موضع سياسي در پژوهش است."(4) گاهي ماهيت موضوع تحقيق به صورتي است که از لحاظ فرهنگي طرح آن ايجاد مشکل مي‌کند. مثلاً در جامعه سنتي، طرح مسائلي چون روابط زناشويي، ميزان درآمد، اعتقادات ديني و .... در قالب رابطه‌اي علمي و پژوهشي دشوار و حتي در مواردي غير ممکن است. به طور کلي در تحقيقاتي که مواد اوليه تحقيق اطلاعات شخصي افراد جامعه مي‌باشد، محدوديتهاي فرهنگي زيادي فرا راه محقق قرار مي‌گيرد. در اين راستا راهکارهاي زير مي‌توانند موثر واقع شوند.

• اصلاح آموزه‌هاي تربيتي و آموزشي در آموزش عمومي و عالي در جهت نقدپذيري، انتقاد گري و تحمل آراي يکديگر از طريق باز آفريني محتوا و روشهاي تدريس

• ايجاد و تضمين فضاي با ثبات و امن سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي پژوهشگران در نقد و پرسشگري پيرامون مسائل حساس سياسي، اجتماعي، ديني و ارزشي در جامعه.

 

4 - 2 - دوري جستن از تعصبات شخصي، تعصبات علمي، تعصبات غرب گرايي و غرب ستيزي

تعصب شخصي ناشي از خانواده گراي و حلقه‌هاي خويشاوندي است که گاه در روند تحقيقاتي کشور، افراد محقق را به گناه خويشاوند نبودن از صحنه حذف مي‌نمايند. تعصب ملي نيز همان است که عده‌اي از محققان چنان به تمجيد فرهنگ و تمدن ايراني مي پردازند که در تبين مسائل و مشکلات موجود و واقعيات تاريخي هرآزاد انديشي را مبهوت مي‌کنند. در رويا رويي با غرب نيز چنين تعصباتي به چشم مي‌خورد خواه در غرب گرايي، خواه در غرب ستيزي. بطور کلي عده‌اي تمام غرب را منحط مي‌شمارند و برخي ديگر غرب را تمام و کمال مورد تاييد قرار مي‌دهند. البته در زمينه تحقيقاتي همواره بايد ميانه روي را پيشه خود سازيم و به مصداق گفته ملک شعراي بهار عمل نماييم يعني بايد"علم غرب را به معده شرق آورد تا آن را هضم کند و با تن خود انضمام دهد."(5) از مسائلي همچون تاکيد مبالغه آميز بر مفاخر، مفاهيمي همچون "ايران داراي فرهنگ غني و بسيار عميق است" و يا "هنر نزد ايرانيان است و بس" دوري نماييم. همچنين راهکارهاي زير مي‌تواند کشور را در توسعه پژوهشگري ياري دهد:

• اعمال روشهاي تربيتي و آموزشي و کار گروهي در آموزش عمومي و عالي

• گسستن حلقه‌هاي تنگ خاص گرايي از حيث روابط نسبي، قومي، زباني و مذهبي در پژوهشهاي ملي و کمک به توسعه انجمنهاي علمي – فرهنگي در رشته‌هاي مختلف علمي و بخشهاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي جهت تقويت رقابت در کسب توفيقات اجتماعي و اقتصادي

• مزايده فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي بر پايه مزيتهاي پژوهشي افراد در يک رقابت سالم و پويا

 

4 - 3 - تمايز نقش و جايگاه ساختارهاي علمي و فني در جامعه(تمايز علم و عالم، دانش و دانشوري)

در جامعه ايران امروز، نقش محقق از ارزش لازم و کافي برخوردار نيست و لذا هر فردي از نهادهاي ديني، سياسي و اخلاقي و فارغ از هر گونه تخصص گرايي و انطباق دانش با عمل، وارد حوزه تحقيقاتي شده و به خود اجازه ابراز نظر، ارزشيابي، طرح مسئله و نظارت و سياستگزاري مي‌دهد.

انحصار حوزه انديشه ورزي به اصحاب دين در طول سده‌هاي متمادي منجر به سيطره معرفت ديني بر معرفت علمي گرديده و عليرغم تفاوت اين دو در ابزارها، مباني، شکلهاي بيان و نظريه پردازي، روشهاي تحقيق و نيز ورود علم نوين از 70 سال پيش تا کنون به درون کشور هنوز بين نقشهاي علما و ساير اصحاب معرفت تمايزي نبوده و مفهوم علم و عالم با دانش و دانشوري يکسان تلقي شده و همه افراد درگير در حوزه انديشه ورزي در حوزه‌هاي متعدد و معرفتي در حوزه‌هاي تداخل پذيري همچون علوم انساني، اجتماعي دخالت مي‌کنند. در اين راستا، تمايزهاي شناختي در انديشه‌ها و افکار تصميم گيران و گاه تصميم سازان بايد به گونه‌اي شود که با ايجاد فاصله بين ايده‌هاي علمي و ايده‌هاي اخلاقي، پيشرفت آنچه که گليسپي" لبه عينيت" ايده‌هاي علمي مي‌خواند، شديدتر شود.(6)

 

4 - 4 - اثر گذاري فرهنگ علمي بر فرهنگ مردمي

زبان روزمره و نا رسايي مفاهيم، تعابير و معادلهاي واژگان و اصطلاحات علمي در نزد عموم مردم منجر به جدايي روزافزون فرهنگ علمي از فرهنگ عمومي شده و به جاي ايجاد زمينه‌هاي اثر گذاري فرهنگ علمي بر فرهنگ عمومي، رابطه آنها به شکاف معنايي و شناختي منجر شده است و در نتيجه درک متقابل بين اين دو فرهنگ و اعضاي آن بوجود نمي‌آيد. در جامعه ايران حتي نتايج تحقيقات نيز نزد عامه مردم جايي باز نکرده است و اعتماد به کار محقق وجود ندارد و از تحقيقات اجتماعي دفاع به عمل نمي‌آيد. صاحبنظري در اين زمينه مي‌گويد: "ترجمه و اقتباس از مطالعات غربي و انتقال آنها و نبودن توانايي انطباق مفاهيم مربوطه با شرايط و موقعيتهاي ايران عامل عمده در محدوديت ارتباط محققان با مردم بوده است."(7)

بنابراين در شرايط مذکور بايد سعي نمود شکاف معني شناختي زبان علمي و زبان عامه مردم را کمتر نمود به گونه‌اي که گاه حتي مختصات زبان علمي بر زبان عامه سايه افکند.

از سوي ديگر ديد ايستا در مورد وضع واژه‌ها هنوز گريبانگير فرهنگستانها و متخصصان ماست. در بسياري موارد معادل يک اصطلاح علمي يک ترکيب نحوي پيشنهاد مي‌شود بدون توجه به اين که ترکيب نحوي معمولاٌ قابليت اين را ندارد که واژه‌اي رشدپذير شود. اين ديد ايستا و بازتابهاي آن بايد در جامعه کنوني ايران حذف شود. درحقيقت واژه را بايد يک موجود زنده پنداشت و آن را با قابليت رشد خلق کرد. رشدپذيري واژه حتي بر تفکر کاربران واژه تاثير مي‌گذارد و خلاقيت آنها را افزايش مي‌دهد. و بدين ترتيب از برخي از کاستي‌ها و دشواريهاي زباني در محيط کار پژوهشي جلوگيري به عمل مي‌آيد.

 

4 - 5 - مبارزه با فئوداليسم سازماني

مشکل ديگري که به مثابه مانع راه تحقيقات در ايران مطرح است وجود ارتباطات شخصي و تاثير زياد آن بر سازمانهاي تحقيقاتي است. اين مشکل که به تعبير يکي از صاحبنظران "فئوداليسم سازماني" نام گرفته، اشاره به وجود " نوعي گرايش به گريز از تمرکز و تمايل به دسته بندي و خود کفايي در رابطه با سازمان کلي جامعه دارد... که اساس آن بر نوعي روابط اجتماعي مبتني بر خويشاوندي و روحيه دوست بازي و آشنا پرستي استوار است و ياد آور نظام اجتماعي خانماني، طايفه‌اي و محله‌اي جامعه سنتي است."(8) تاثير اين عامل گاه به قدري شديد است که باعث مي‌شود شخص و سازمان تشکيل يک پيکره را بدهند. به عنوان مثال گاهي مشاهده مي‌شود موسسات تحقيقاتي با اتکا به شخص يا اشخاصي خاص شکل گرفته اند و با جابجايي و انتقال آنها وضع دگرگون مي‌شود و طرحهاي تصويب شده، جملگي رد مي‌گردند، پروژه‌هاي در حال اجرا به تعليق در مي‌آيد و به طور کلي سازمان، سازمان دهي خود را از دست مي‌دهد. به علاوه بسياري از حرکتهاي انجام شده به نام نقد بيش از آنکه معطوف به محتواي علمي آثار نقد شده باشد، عمدتاً با هدف تحقير و از ميدان به در کردن حريف صورت مي‌گيرد و در بيشترموارد جنبه توهين و هتک حرمت به خود مي‌گيرد. به عنوان مثال، برخي از پژوهشگران صرفاً با انگيزه اتصال به منابع توزيع قدرت و ثروت و برخورداري از امتيازات مادي، حتي حاضر به نمامي و سخن چيني راجع به فعاليتهاي علمي همکاران خود مي‌شوند، بدون اين که در اين ميان موضوع اصلي که همانا محتواي اثر يا آثار توليد شده است مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد. به تعبيري، در اظهار نظرها و نقد تحقيقات ملاحظات شغلي و فردي تعيين کننده تر از ملاحظات علمي است. در چنين شرايطي که فضاي علم تحت تاثير قواعد قرار مي‌گيرد، امکان تحقيق به ندرت پيش مي‌آيد.

در صورتي که در جامعه، علم بر قدرت سايه افکنده و ورود به قلمرو علم و دانش تنها از طريق تخصص انجام پذيرد و ورود به عرصه پژوهش از همان ابتدا از طريق پيش شرطهاي خاص گزينشي انجام نپذيرد، استعدادهاي درخشان وارد حوزه علم و تحقيق شده در نتيجه شاهد پيشرفتهاي عظيمي در عرصه‌هاي شغلي و تحقيقاتي کشور خواهيم بود.

 

4 - 6 - مبارزه با پنهان کاري و پوشيده گويي

بخش عمده‌اي از پژوهشهايي که در ايران انجام مي‌گيرد به دلايل گوناگون که گاه به پژوهشگر و گاه به کارفرماي پژوهش مربوطه ارتباط دارد در معرض اطلاع سايرين اعم از محققان و مردمان عادي قرار نمي‌گيرد. اين مشکل از چند نظر قابل بررسي مي‌باشد:

 

الف)محرمانه بودن اطلاعات: بسياري از داده‌هاي آماري مثل نتايج حاصل از سرشماريها و آمارهاي مربوط به آسيبهاي اجتماعي محرمانه تلقي مي‌شوند و کمتر در اختيار محققان و به ويژه پژوهشگران دانشگاهي قرار مي‌گيرند.

 

ب) وجود موانع اداري و دسترسي به اطلاعات: بسياري از محققان براي دسترسي به اطلاعات مورد نياز خود ملزم به مراجعه به سازمانها و کتابخانه‌هاي خارج از محل کار خود هستند ولي متاسفانه مقررات و ضوابط کتابخانه‌ها و ارائه خدمات به محققان مراجعه کننده از ساير مراکز بسيار دشوار است و در اکثر کتابخانه‌هاي دانشگاهي به سادگي امکان دسترسي به کتاب، اسناد و بانکهاي اطلاعاتي براي افراد غير دانشجو و غير عضو فراهم نيست.(9)

 

ج) ارائه اطلاعات نادرست: اين مسئله ناشي از عدم تمايل سازمان اطلاعات به ارائه مخاطبان خود يا عدم اعتماد سازمان به آمارهاي ارائه شده مي‌باشد. تهيه آمار و اطلاعات نياز به تخصص دارد که متاسفانه در جامعه ما به وفور يافت نمي‌شود. ضعف در جمع آوري اطلاعات باعث شده که آمارها با يکديگر اختلاف داشته و اين امر سبب مي‌شود که محقق به تنهايي به جمع آوري اطلاعات بپردازد. به عنوان مثال اگر تعداد دامهاي کشور همان مقدار باشند که واکسينه شده اند دولت بايد از واردات گوشت بي نياز باشد در حاليکه حقيقت جز اين است.

 

د) فشارهاي سياسي: محقق در کشور بايد از مصونيت سياسي برخوردار باشد و همين امر سبب مي‌شود تا تحقيقات بيشتر جنبه بي طرفانه داشته باشند.

راهکارهاي پيشنهادي زير در مبارزه با مشکلات ذکر شده مي‌توانند موثر واقع شوند:

• آزاد سازي اطلاعات و رسانش آن از طريق ايجاد بانکهاي اطلاعاتي و اتصال تمامي سازمانها به شبکه فراگير محلي - ملي و عدم مداخله علايق و سلايق فردي و شخصي در تبادل اطلاعات.

• ايجاد تسهيلات جهت انتشار يافته‌هاي پژوهشي، نظريه‌ها و ديدگاههاي مختلف از طريق ابزارهاي مطبوعاتي، انتشاراتي و الکترونيکي و شبکه اطلاع رساني

• اصلاح قوانين مربوط به آزادي بيان و نشر عقايد در قالب مطبوعات و انتشارات تضمين مالي و جاني صاحبان انديشه در رشته‌هاي مختلف علمي

 

4 - 7 - تبديل پژوهشهاي فردي به انجام پژوهش به صورت جمعي و ايجاد اعتماد به يکديگر

"خصيصه تفرد در واقع ناشي از فرهنگ قبيله‌اي حاکم بر نظام سياسي - اجتماعي جامعه ايراني است که در آن روابط مکانيکي بوده و افراد در کنار هم قرار گرفته ولي پيوستگي ضروري و ارگانيکي با يکديگر ندارند و هر کس کار خودش را مي‌کند و حيات جمعي براي او ارزش و اهميت نخستين را ندارد."(10) عدم همسويي منافع فرد با جمع و شکاف منفعتي بين آنها و وجود فضاي نا امن در عدم اعتماد افراد به يکديگر و لذا عدم تعلق به فعاليتها و عضويتهاي گروهي در عرصه فعاليتهاي علمي - پژوهشي، قائم به جزء بودن تلاشها و يافته‌هاي علمي و آسيب پذيري بيشتر آن يافته‌ها بر اثر عدم شبيه سازي و انتقال آن به ساير اعضاي يک تيم يا گروه ذينفع يا همسو از جمله مختصات چنين بعدي از فرهنگ علمي - پژوهشي در جامعه ايران امروز است. برخي نيز معتقدند "انگيزه فعاليتهايي موسسات و سازمانهاي دست اندر کار تحقيق معمولاً منافع خاصي است که اغلب با يک اداره يا فردي خاص گره خورده است. هماهنگي و همکاري يا تشويق نمي‌شود و يا اگر مورد نظر قرار گيرد، بيشتر به صورت ايده آلي است که کمتر به آن عمل مي‌شود.کارهاي جمعي در علوم انساني - اجتماعي به ندرت اتفاق مي‌افتد و کمتر به نتيجه مي‌رسند."(11)

بدين ترتيب پيش بيني و باز مهندسي نظام پاداش دهي مبتني بر کار و تلاش گروهي و جمعي، مشارکتهاي گروهي با اعتماد افراد به يکديگر و از بين بردن روحيه ترس،نا امني و بي‌اعتمادي مي‌تواند از راهکارهاي مفيد تخفيف تفرد و عدم اعتماد به يکديگر در راستاي توسعه علم و پژو هشگري در جامعه ايران باشند.(12)

 

4 - 8 - ارزش نهادن به جايگاه تحقيق و محققان در کشور

در فرهنگ عمومي جامعه ايران هنوز پاسخ روشني به سوال هميشگي "علم بهتر است يا ثروت" داده نشده است. ضعف بنيانهاي مالي و معيشتي بسياري از انديشه ورزان، نا امني اجتماعي حيات فردي، شغلي و اقتصادي محققان، تداخل افراد نا محرم در حوزه‌هاي علمي و ملوث کردن چهره واقعي آن، تضادهاي کم و بيش بين صاحبان علم و تحقيق و اصحاب قدرت و سياست و به تعبيري تضادهاي بين محققان آزاد و مستقل با محققان رسمي و دولتي، همه دست به دست هم داده اند تا مقام محقق را بي ارزش و کم اهميت جلوه دهند. باورهايي مانند احترام به علم وعالم در صورت، ظاهر بسيار والا و گرانبها هستند در حالي که تناقض بين شئون اقتصادي و اجتماعي در کشور با جايگاه شايسته اشتغال به تحقيق و علم و انديشه ورزي از يک سو و معيشت و سطح زندگي در جامعه و بازخورد آن در ذهن و انديشه پژوهشگران، محقق را به کاسب کاري در تحقيق و آلايش دامان علم و تحقيق يا حاشيه نشيني سوق مي‌دهد. موضوع ديگري که در همين مورد قابل تامل است به رفتار سازماني مربوط مي‌شود. سازمانهايي که تمايل به انجام فعاليتهايي پژوهشي دارند عمدتاً به دليل مشکلات اداري - مالي خود، نقش محقق را با نقش کارمند اداري يکسان دانسته و انتظار حضور پژوهشگران در محل کار خود را دارند و براساس تعداد ساعات حضور در اداره به جاي ميزان فعاليتهاي تحقيقي انجام شده حق الزحمه‌هاي ايشان را پرداخت مي‌نمايند و اين امر منجر به کاهش فعاليتهاي پژوهشي و تبديل پژوهشگران به کارمندان اداري و تنزل يافتن پژوهشگران مي‌گردد.

در اين راستا ترويج فرهنگ علم ، انديشه ورزي و پژوهشگري در جامعه از طريق نهادهاي آموزش عمومي، عالي و رسانه‌هاي جمعي و همچنين الگو سازي و شخصيت پردازي در علم و پژوهش از طريق فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي مناسب و تمهيد نظام پاداش دهي وارج گزاري بر محققان و دانشمندان مي‌تواند از راهکارهايي ارتقا و بهبود جايگاه محققان در جامعه به شمار آيد.

 

4 - 9 - پذيرش علم و فن جديد و ارزش نهادن به خلاقيت و کار آفريني در مقابل سنت تقليد

ريشه تقليد را مي‌توان در نوعي تن آسايي و فرار از مسئوليت تفکر و قبول تعهدات مربوط به يک تصميم آگاهانه و عاقلانه دانست. يکي از متفکران در خصوص تقليد مي‌نويسد:"هرگاه اجتماعات بشري به افراد خودشان و در خيالات، آزادي نبخشند و ايشان را مجبور کنند که هر چه از آبا و اجداد و اولياي دين مقرر است بر آن اکتفا کنند و عقل خودشان را در امور کارگر نسازند، افراد آنها شبيه اسبهاي آسيا بند که هر روز در دايره معيني گردش مي‌نمايند."(13)

در نتيجه اصلاح نظام ترفيع و پاداش دهي در آموزش عالي و نظام پژوهشي بر پايه ارزشگزاري به تحقيق، نوآوري و خلاقيت و اختراع علمي فارغ از کپي برداري و تقليدها و ترجمه‌هاي صرف و اصلاح ترفيع نظام شغلي وپاداش دهي در نظام اداري و بخشهاي صنعت و کشاورزي و رشته‌هاي مختلف فعاليتهاي علمي و اجرايي مبتني بر ارزش گذاري به نو آوري و ابداع و خلاقيت مي‌تواند از گامهاي موثر درمبارزه با مشکلات ذکر شده و توسعه پژوهشگري محسوب گردند.

 

4 - 10 - کاهش وابستگي به منابع قدرت در تحقيق

در بين طبقات اجتماعي جامعه ايران اعمال قدرت براي ديگران از بالا به جاي اعمال قدرت با ديگران از طريق مشارکت جويي منجر به قبول اين باور شده که صاحبان قدرت تنها صاحبان حق هستند. تجربه حضور در محيطهاي آکادميک و پژوهشي حاکي از وجود روحيه و شخصيت اقتدارنگر در اجتماع علمي کشور است، پژوهشگران در چنين محيطي به دنبال برآورده ساختن اهداف خويش تن به وابستگي مي‌دهند تا از يک سو امکان تغذيه طرحهاي تحقيقاتي خود را فراهم کنند و از ديگر سو از فشارهاي سياسي و فرهنگي محيط، خود را وا رهانند. اراده و عمل بيش از آنکه متوجه شناخت باشد معطوف به قدرت و در نهايت سر سپردگي مي‌شود و علم بيش از آنکه در دست افراد شايسته قرار گيرد، به عنوان پاداش در اختيار افراد خاص قرار مي‌گيرد. راهکارهايي که جهت کاهش وابستگي به منابع قدرت در تحقيق مي‌توان ارائه داد عبارتند از:

• توسعه نهادهاي مدني جهت توزيع و تکثير منابع قدرت و اطلاعات و خروج از انحصارگرايي در استفاده از راهها و فرصتهاي محدود جامعه در راستاي شايسته سالاري

• اصلاح نظام جذب نيروي انساني بر پايه آزمون‌هاي تخصصي، شايسته سالاري و عدالت جويانه و پرهيز از رابطه مداري صرف در اين بخش

 

4 - 11 - تقويت شايسته سالاري و تخصص گرايي در تحقيق

در جامعه امروز ايران به جاي شايسته سالاري مبتني بر تخصص و دانش، رابطه‌هاي سياسي، پيوندهاي خوني، خويشاوندي، پيوندهاي اقتصادي و سلايق و علايق ديگر نقش اصلي را ايفا کرده ودر انتصاب و جابجايي وضع مديران مراکز علمي _ پژوهشي ملاک عمل قرار مي‌گيرد.

در اين جا نحوه برخورد جامعه با تحقيقات اجتماعي از دو جنبه بر عموميت يافتن يافته‌هاي تحقيقاتي اثر منفي مي‌گذارد: نخست آن که در جامعه ما هر کس بدون دارا بودن تخصص خود را مجاز به تحليل و تفسير مي‌داند. دوم بسياري از مردم جامعه، که به فعاليتهاي تحقيقاتي مي‌پردازند به دليل برخي باورهاي نادرست فرهنگي از ارائه اطلاعات به پژوهشگران خود داري مي‌ورزند. در چنين وضعيتي تحقيق از مسير طبيعي خود خارج و منحرف مي‌گردد.

بنابراين بايد اصلاح نظام گزينش عقيدتي و سياسي درنظام اداري – سياسي کشور صورت گيرد و تمهيد امکان حضور و جذب متخصصين در رشته‌هاي مختلف علمي، فارغ از انديشه، نگرش و سوابق خانوادگي و عشيره‌اي يا وابستگي‌هاي سياسي و گروهگرايانه انجام پذيرد. همچنين راهکارهاي ديگر نيز مي‌تواند مفيد واقع شود. نخست، اصلاح نظام تصميم گيري بر پايه يافته‌هاي پژوهشي در سطح ملي و جهاني و تقويت نظام تصميم گيري و مشارکت پژوهشگران و کارشناسان در اين حوزه و دوم، اصلاح نظام گزينش مديران بر پايه شاسته سالاري، تخصص گرايي، تجريه و با عنايت به سوابق علمي و اجرايي آن.

 

4 - 12 - تقويت روحيه و اخلاق جستجو گري و پرسشگري

ضعف روحيه و اخلاق جستجو گري و پرسشگري به عنوان يک منش علمي در فرهنگ جامعه ايران امروز از ديگر مختصات منفي است که مانع گسترش علم و پژوهش در کشور مي‌گردد. به بيان ديگر بدليل خلاء آموزشهاي مبتني بر خلاقيت، انديشه ورزي، جستجو گري و تحقيق، دانش آموختگان جامعه نيز به طرح مسائل واقعي نمي‌پردازند و دلمشغولي آنان پاسخگويي به مسائل و موضوعهاي پر چالشي نيست که در محيط اجتماعي و طبيعي خود با آن مواجه هستند و محققان به مصداق عوام الناس که نميدانم را راحت جان مي‌پندارند، پاک کردن صورت مسئله و يا طرح نکردن آن را بهترين، سهل ترين، کم خطر ترين راه مي‌دانند. راهکارهاي ارتقاي اخلاق پرسشگري و اشاعه نقدپذيري و انتقادگري در امر تحقيق و به شرح ذيل مي باشد:

• اصلاح سياستهاي آموزشي در نظام آموزش عمومي از حافظه مداري به پرسشگري و نقادي، شک گرايي سازمان يافته و معطوف به اهداف خلاقيت و نوآوري.

• اشاعه فرهنگ و آموزه‌هاي انتقادگري، نقدپذيري و توليد گري در آموزش و تحقيق در نظام آموزش عالي، دانشگاهها و مراکز پژوهشي و همچنين واحدهاي پژوهشي سازمانها و دستگاههاي اجرايي کشور از طريق بهره گيري از روشهاي آموزشي و نظارتي.

 

4 - 13 – کاهش پول محوري در انجام تحقيقات

با وابستگي منابع اقتصادي جامعه علمي ايران به بخش دولتي، گرايش پول خواهي و درآمدزايي و به نوعي سودخواهيهاي مفرط بر انجام تحقيقات علمي سايه افکنده و روحيه پول محوري را تقويت کرده است. کارگزاران تحقيقاتي نيز بدون چشمداشت، به واگذاري طرحهاي تحقيقاتي روي نمي‌آورند. چنين رويکردي، آفتهاي ديگري نيز به دنبال دارد ازجمله: سوق دادن جريان تحقيقات به سوي تامين نظر کارفرمايان و تثبيت آنچه آنان خواسته اند. از آنجا که اکثر پژوهشگران در تامين هزينه‌هاي تحقيقاتي خويش با مشکلات مواجه اند، ملزم به تامين منابع مالي مورد نياز خويش از موسسات دولتي و خصوصي هستند. اين نقطه ضعف را در رفتارهاي بخش قابل توجهي از پژوهشگران نسل جديد مي‌توان ملاحظه نمود که صرفنظر از ماهيت تحقيق، نتيجه آن و کاربردي که مي‌تواند داشته باشد، صرفاً براي دريافت حق التحقيق به فعاليتهاي پژوهشي مي‌پردازند.

براي جبران اين مشکلات راهکارهاي زير ارائه مي‌شود:

• بهبود وضع بودجه تحقيقات در کشور و شفاف سازي فعاليتهاي غير پژوهشي از پژوهشهاي علمي و اختصاص اعتبار کافي برحسب شايستگي يا تجربه، تخصص و نيز زمان انجام پروژه‌هاي تحقيقاتي.

• ايجاد صندوقهاي اعتباري ويژه پژوهشگران در نظام آموزش عمومي، عالي و پژوهشي جهت حمايت از پژوهشگران جوان و کارآمد.

• دادن اولويت هزينه‌اي در بودجه سازمانها و دستگاههاي اجرايي به تحقيقات و کاهش تاثير پذيري تحقيقات از کمبود بودجه و عدم تخصيص کامل يا به هنگام اعتبارات پژوهشي.

• بازنگري و اصلاح دستمزدها در بين اجتماعات علمي و پژوهشگران متناسب با شان علمي و اجتماعي آنان در جامعه.

 

4 - 14 - انجام پژوهش براساس نيازهاي جامعه

"يکي از شاخصهاي مهم ترقي و پيشرفت دانشگاهها ميزان فعاليتهاي پژوهشي و تحقيقاتي است."(14) سالانه تعداد زيادي پژوهش در دانشگاهها انجام ميشود که فقط تعداد کمي از آنها به عمل توليد محصول منجر ميشود و بسياري از آنها صرف انتشار در مجلات معتبر خارجي مي شود. طبيعي است کار جديد علمي شايد سالها از ارائه آن بگذرد تا صنعتگران آن را به صورت عملي در صنعت پياده سازند چون براي پياده سازي علوم جديد بايد صحت يا سقم آنها مشخص شود.

در زمان گذشته استاد فقط بايد مقاله نويسي مي‌کرد اما امروز زمان فرق کرده است. "در دوره جديد بايد حس کنيم زايش علمي ‌داريم. کار دانشگاهها علاوه بر مقاله نويسي، بحث تجربي و آزمايش قوه‌ها نيز هست. اساتيد ضمن اين که به توليد مقالات علمي مي‌پردازند، آنها را در دانشگاه خود، به بوته آزمايش و عمل مي‌گذارند. بنابراين توليد علم و تبديل علم به نوآوري بايد همزمان و همراه هم صورت گيرد."(15) در اين راه مسئولان کشور مي‌توانند کمک زيادي کنند براي مثال مي‌توانند منابعي را که با دانشگاهها همکاري علمي ‌دارند از ماليات معاف کنند. ولي متاسفانه در کشور صنايع بدليل انحصاري بودن کمترين اهميت را به پژوهش و تحقيق مي دهند.

از سوي ديگر در زمينه تبديل دانش فني و تحقيقات به عمل در کشور با مسئله بسيار پيچيده‌اي روبرو هستيم. 70 تا 80 درصد تحقيقات موجود خريدار ندارند چون برحسب شرايط و احتياجات صورت نمي‌گيرند. تا زماني که پژوهشها براساس اعلام نياز سازمانها يا ارگانها صورت نگيرد و به نيازهاي جامعه توجهي نشود، پژوهشها به عمل تبديل نمي‌شوند و خريداري ندارند.

به طور کلي پژوهشها را مي توان به دو دسته تقسيم نمود.

 

الف) پژوهشهايي که در داخل سازمانها و ارگانها براساس نياز آن واحد صورت مي‌گيرد. در واقع اين سازمانها براي حل مشکلات خود از نتايج تحقيقات استفاده مي‌کنند.

 

ب) تحقيقاتي که براي پروژه‌هاي کارشناسي ارشد و دکترا انجام مي‌پذيرد. در اين دسته از پژوهشها دانشجو ملزم است براي دريافت مدرک يک يا چند مقاله در مجلات معتبر خارجي چاپ کند که نيازهاي واقعي جامعه را برآورده نمي‌سازد. نيازهاي واقعي جامعه در حقيقت نيازهايي است که در کشورهاي پيشرفته سالها پيش مورد تحقيق قرار گرفته ولي هنوز در کشورهايي چون ايران نياز اساسي محسوب مي گردد. ولي به دليل قديمي بودن نيازها در مجلات معتبر جهاني چاپ نمي‌شود. اگر مقررات موجود در دانشگاهها تغيير يابد و به جاي انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجي، انتشار مقالات در مجلات معتبر داخلي ملاک شود مي‌توان به هماهنگي پژوهشهاي صورت گرفته در دانشگاهها با نيازهاي جامعه دست يافت.

 

4 - 15 - بين المللي کردن دانشگاهها و موسسات آموزشي و ارتباط با دانش نوين

دانشگاه اردوگاه آکادميک است و بايد به دنبال افزايش علوم جديد باشد و هيچگونه محدوديتي نسبت به توليد علم و دستيابي به علوم جديد در دانشگاهها وجود نداشته باشد. بايد دانشگاهها بين المللي شود و دانشجويان و اساتيد مختلف در دانشگاههاي ايران مشغول به کار شوند تا اين روابط بين المللي سبب شود ارتباط با دانش نوين راحتتر شود.

 

4 - 16 - نظارت بر بودجه هاي پژوهشي جهت الويت بندي تحقيقات

بسياري از سازمانهاي دولتي که بودجه‌هاي اختصاصي براي پژوهش مي‌گيرند به سراغ دانشگاهها نمي‌آيند. با آن که قانون آنها را ملزم به ارتباط با دانشگاه و انجام پژوهشهاي تحقيقاتي کرده است ولي آنها بودجه‌هاي پژوهشي را صرف هزينه‌هاي غير پژوهشي يا پژوهشهاي سطحي مي‌کنند و در پايان با ارائه کار و ارقام بودجه‌هاي پژوهشي را مصروف شده اعلام ميکنند. اين آمار و ارقام در صورتي که يک متولي واحد پژوهش در کشور وجود داشته باشد به راحتي پذيرفته نخواهد شد. همانگونه که قبلاً اشاره شد برخي از پروژه‌ها در بستر صنعت شکل ميگيرند و به انجام ميرسد اما پروژه‌هاي دانشگاهي در قالب پايان نامه‌هاي دوره‌هاي تحصيلات تکميلي در افقهاي دورتر به عمل تبديل مي‌شود. اگر در کشور سازماني ايجاد شود که به طبقه بندي مقالات علمي و پژوهشهاي انجام شده بپردازد و براساس اولويت‌ها و نيازهاي جامعه براي تبديل آنها به عمل برنامه ريزي کند از هدر رفتن بسياري از پروژه‌هاي علمي جلوگيري مي‌شود. در حقيقت اگر در کشور متولي براي طرحهاي پژوهشي وجود داشته باشد به کارگيري تفکر و نتايج کارهاي علمي مورد توجه قرار گرفته و نهايت استفاده از نتايج تحقيقات علمي مي‌شود.

 

5 - نتيجه گيري

با توجه به راهکارهاي پيشنهادي فوق الذکر به نظر مي‌رسد بخش آموزش اعم از آموزش عمومي، عالي و همگاني در اصلاح نگرش و بهبود ساختار کارکردهاي فرهنگي در نهاد اجتماعات و موسسات علمي و پژوهشي در يک افق ميان مدت و بلند مدت مي‌تواند زمينه تعين بخشيدن به راهبردهاي کلاني باشد که در اين قسمت به اين دومبحث توجه ويژه‌اي مي‌گردد:

 

الف) نظام آموزش و پرورش در حال حاضر به گونه‌اي است که به تقويت حافظه الويت داده ميشود تا تفکر و تدبر در موضوعات. آنچه که در وهله اول مهم است چگونه فکر کردن ميباشد. با توجه به اين که دستيابي به اين هدف مستلزم تدوين برنامه اجرايي و وقوع تحول در نظام آموزش و پرورش است از کوتاه مدت نمي‌توان انتظار اثربخشي سريع داشت.

 

ب) يکي از ضرورتهاي دستيابي به نيروهاي محققي که بتوانند در زمينه علوم خاص و کاربردي در جامعه موثر باشند شکل گيري متناسب آنها در دوره قبل از دانشگاه است. چنانچه از ابتدا به پرورش اين توانها توجه شود قطعاً از نيروي محقق بيشتري برخوردار خواهيم شد. مهمترين عاملي که بايد در سطح آموزش عالي کشور دچار تحول شود ماهيت غالب آموزش در دانشگاههاست. سمت و سو دادن به تحقيقات به نحوي که به گسترش روحيه علمي و فعاليتهاي متناسب با آن بيانجامد براي شکل گيري جامعه علمي و نهايتاً کمک به ايجاد نهاد علم بسيار موثر است.

دستيابي به پروژه‌هاي تحقيقاتي انجام شده يا در دست انجام هنوز به آساني صورت نمي‌گيرد. تنظيم صحيح عناوين و الويتهاي تحقيقاتي کمک موثري براي دانشجويان و اساتيد خواهد بود تا عنوان مناسب را برگزينند و بدين ترتيب به فرآيند انباشتگي علمي کمک نمايند.

گام بعدي در اين زمينه انتشار نتايج تحقيقات است. حداقل تحقيقات دانشجويي و مدرسان دانشگاه که براساس ضوابطي مناسب تشخيص داده ميشود، تکثير و در اختيار ديگران هم گزارده شود. ازاين طريق فضا سازي لازم براي توسعه تحقيقات در سطح دانشگاه و مراکز آموزشي فراهم ميگردد و به تناسب آن تحقيق و محقق از ارزش بيشتر و جايگاه بهتري برخوردار خواهد شد. چنين امري به شکل گيري انجمنهاي علمي ‌و نهايتاً جامعه علمي مي‌انجامد.

چنين راهکارهايي مستلزم دو راهکار بنيادين ديگر است:

• توجه تصميم گيران کشور به توسعه تحقيقات و يافتن برنامه‌ها با شيوه‌ها و رويه‌هاي توسعه تحقيقات در دانشگاهها

• تامين اعتبار و امکانات لازم براي پيشبرد برنامه‌هاي مزبور

اميد است دست اندر کاران امر پژوهش در ايران گامهايي را جهت اجرايي شدن راهکارهاي ذکر شده بردارند.

 

فهرست منابع

)1) ساده، مهدي؛ "روشهاي تحقيق با تاکيد بر جنبه هاي کاربردي"؛ هما؛ ص 1؛ 1375

(2) محمدي، تيمور؛ "بعد فرهنگي توسعه به سوي يک رهيافت عملي"؛ موسسه زحل؛ پيشگفتار؛ 1376

(3)رضا قلي، علي؛ "جامعه شناسيخودکامگي؛ "نشر ني؛ تهران؛ ص 139؛ 1370

(4) محمدي، بيوک،" نقش احکام ارزشي در تحقيقات فرهنگي"؛ ص 89؛ 1373

(5) بهنام، جمشيد؛ " ايرانيان و انديشه تجدد"؛ نشر فرزانگان؛ تهران؛ ص 106؛ 1375

(6) کتبي، مرتضي؛ "نگرشهاي مزاحم و مناسب تحقيقات اجتماعي"،مجموعه مقالات سمينار جامعه شناسي و توسعه؛ جلد اول؛ نشر سمت، 1373

(7) همان کتاب ص 266

(8) منصوري، رضا، خموم ملي براي توسعه علمي و فرهنگي

(8) همان کتاب ص 573

 (9)Kamarei Zahra," obstacles to do rescarch in the developing nations "; ww.sla.org/division/dpam/ conferences

(10) رضا قلي، علي؛ "جامعه شناسي خودکامگي؛ "نشر ني؛ تهران؛ ص 196؛ 1370

(11) عبدي، عباس؛ "جامعه شناسي تحقيقات اجتماعي در ايران"، مجموعه مقالات سمينار جامعه شناسي و توسعه؛ جلد اول؛ نشر سمت؛ ص 255؛ 1373

(12) "Recommendations: Strengthening system for dissemination of information", www.iranngosorg/reports /sciculexch / women

(13) بهنام، جمشيد؛ " ايرانيان و انديشه تجدد"؛ نشر فرزانگان؛ تهران؛ ص 87؛ 1375

(14) دکتر رهنما. سخنراني معاون پژوهشي دانشگاه: news/http://www.mathhouse.org

(15) محمد باقر منهاج، محتواي پژوهشهاي کشور با نيازهاي جامعه غريبه است. خبرگذاري مهر.

 

    41 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   پژوهش (29)
●   توسعه (96)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (765)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:11/06/1385

تاريخ شمسی نشر:11/06/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب