تلويزيون در مقام رسانه چه وظايفي بر عهده دارد؟ نسبت به چه مقولاتي بايد حساسيت به خرج دهد و از كنار چه مسائلي بايد با چشماني بسته عبور كند و آنها را ناديده بگيرد؟ بي شك تعيين اين مواضع بر عهده يك سيستم محسوس يا نامحسوس است. اما هميشه، همه جا و توسط همه كس وجود چنين مجرايي در تمام دنيا تأييد و حتي در بعضي اوقات تأكيد مي شود. توجه كنيم به تلويزيون هاي دولتي در تمام نقاط دنيا. اين شبكه ها بي بر و برگرد و بي كم و كاست تضمين كننده حيات سياسي دولت هاي خويشند. به عبارت بهتر اين شبكه ها همواره تلاش مي كنند تا به نحوي از سياست هاي دولت هاي متبوع خود حمايت به عمل آورده، مصالح و كيان اين سيستم هاي حكومتي را تأييد و تبليغ نمايند. حال در اين ميان مي ماند چندين و چند شبكه خصوصي كه بعضاً در بسياري اوقات در مقام اپوزيسيون حكومت ها وارد عمل شده به تريبوني براي مخالفت با سياست هاي گوناگون آن دولت ها تبديل مي شوند.
تلويزيون در مقام رسانه چه وظايفي بر عهده دارد؟ نسبت به چه مقولاتي بايد حساسيت به خرج دهد و از كنار چه مسائلي بايد با چشماني بسته عبور كند و آنها را ناديده بگيرد؟ بي شك تعيين اين مواضع بر عهده يك سيستم محسوس يا نامحسوس است. اما هميشه، همه جا و توسط همه كس وجود چنين مجرايي در تمام دنيا تأييد و حتي در بعضي اوقات تأكيد مي شود. توجه كنيم به تلويزيون هاي دولتي در تمام نقاط دنيا. اين شبكه ها بي بر و برگرد و بي كم و كاست تضمين كننده حيات سياسي دولت هاي خويشند. به عبارت بهتر اين شبكه ها همواره تلاش مي كنند تا به نحوي از سياست هاي دولت هاي متبوع خود حمايت به عمل آورده، مصالح و كيان اين سيستم هاي حكومتي را تأييد و تبليغ نمايند. حال در اين ميان مي ماند چندين و چند شبكه خصوصي كه بعضاً در بسياري اوقات در مقام اپوزيسيون حكومت ها وارد عمل شده به تريبوني براي مخالفت با سياست هاي گوناگون آن دولت ها تبديل مي شوند. پايين بودن ميزان بودجه چنين شبكه هايي، كم بودن تعداد مخاطبان اين شبكه ها و بسياري ديگر از عوامل محدودكننده، دست به دست هم مي دهند تا اين دولت ها نسبت به آن چه از اين شبكه ها پخش مي شود، حساسيتي به خرج ندهند. از سوي ديگر تلاش مي كنند تا با تقويت و تزريق بودجه هاي هنگفت به شبكه هاي دولتي، شبكه هاي خصوصي را تقريباً بي سروصدا از ميدان رقابت خارج سازند يا هر چه بيشتر از تعداد مخاطبان آنها كم كنند. حال بد نيست كمي نزديك تر بياييم. جايي داخل مرزهاي كشورمان در همين ابرشهري كه تهران نام گرفته است. تلويزيون در كشور ما همواره يك رسانه دولتي بوده است. رسانه اي كه طبق تعاريف ما از اين عبارت، همواره تأييدكننده و تضمين كننده سياست هاي جاري در كشور بوده است و اين رويكرد هنوز نيز ادامه يافته است. اما زماني كه با تصاوير گرافيكي مربوط به يكي از بزرگترين شبكه هاي داخلي يعني شبكه يك مواجه مي شويم، نكته اي جلب توجه مي كند. شعار تبليغاتي اين شبكه با عبارت «شبكه يك، شبكه ملي» بر روي صفحه تلويزيون نقش مي بندد و تعابير مختلفي را در ذهن متبادر مي سازد. بي ترديد زماني كه با اين جمله روبه رو مي شويم، ذهنيت ما نسبت به آن شبكه دولتي اي كه درست به يك ابزار تأييد دولت تبديل شده دگرگون مي شود. «ملت» مجموعه اي از آرا، عقايد، آرمان ها، ديدگاه ها، ايده آل ها، قوميت ها و حتي مذاهب گوناگون است. بالطبع نه تنها دولت ما بلكه هيچ دولتي نمي تواند متضمن رضايت تمامي ملت خود باشد. در اين راستا اين عبارت جامع فراگير، انتظارات بسياري را ايجاد مي كند. انتظارات و توقعاتي كه لاجرم بايد از حدود يك طيف، يك گروه يا حتي يك آرمان فكري، ايدئولوژيك عبور كرده و حوزه هاي بسيار وسيع تري را شامل شود.
شايد تلويزيون كشور ما در زمره يكي از عجيب و غريب ترين رسانه هاي تصويري دنيا باشد. اين امر در تعامل با مخاطبان از قشرها و طبقات گوناگون به روشني آشكار مي شود. گروه هاي مختلف در تلويزيون از يك سياست كلي، دقيق و ضابطه مند تبعيت نمي كنند. از يك سو برنامه هاي خبري و سياسي تأييدكننده يگ گروه فكري است. از طرف ديگر سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي اي كه از شبكه هاي مختلف پخش مي شوند باب سليقه و طبع همين گروه تأييد شده نيست. موسيقي در تلويزيون خود حكايت ديگري دارد و منتقدان و موافقان بسياري را براي خود دست و پا كرده است. تكليف برنامه هاي مستند و سياست پخش آنها نيز چندان روشن نيست و... اما آن چه كه در سال هاي اخير به عنوان حركت و جرياني به شدت مثبت و سازنده در تلويزيون مشاهده مي شود، رويكرد اين رسانه به مسائل سياسي _ اجتماعي است. سال ها قبل، آن چه تحت اين عنوان از تلويزيون پخش مي شد، تأييدي صرف از تحولات اجتماعي، سياست هاي اين حيطه و... بود. به طوري كه تماشاگر تلويزيون دچار ترديدي عميق مي شد. شك و ترديد در اين كه آيا اين سلسله تصاوير، گزارش ها و خبرها و... مربوط به كشور ما است يا خير! اما در اين چند وقت اخير، اتفاقي ديگر افتاده است. ظهور مجرياني چون مرتضي حيدري، شهيدي، درستكار و... دعوت از مسئولان و دست اندركاران امور اجتماعي و توضيح خواستن از آنها، شيوه ديگري است كه آرام آرام نتايج ثمربخش آن را مي توان به تماشا نشست. اين روزها حس گرهاي تلويزيون در مقام يك رسانه ملي به شدت به تكاپو افتاده است. (كه البته خدا كند به خاطر مصالح و مسائل سياسي نباشد و بتوان در آينده نيز به عنوان يك رويكرد به شدت حرفه اي و مثبت رسانه اي تداوم آن را شاهد بود.) اين روزها گويي تلويزيون، شاخك هاي حسي خود را به بند بند وجود اجتماع وارد كرده است و با پرهيز از سياست زد گي آن چه به عنوان يك جريان شهري _ اجتماعي در ميان مردم رد و بدل مي شود را دريافت كرده و به سرعت به روي آنتن مي فرستد. مسئولان مربوطه را دعوت و گاه آنها را تا مرز محاكمه شدن، بازجويي و اعتراف كردن پيش مي برد. نگاهي به شدت مردمي، سازنده و حائز اهميت. توجه كنيم به نگاه تلويزيون به مسائلي چون افزايش جريمه هاي رانندگي با نگاه ويژه به اعتراضات منطقي مردم مبني بر كمبود امكانات شهري نظير خيابان ها، اتوبان ها، پاركينگ ها، افزايش روز افزون ماشين ها و كمبود وسايل حمل ونقل عمومي و... يا معضل ترافيك پس از ماه مبارك رمضان كه هنوز نيز ادامه دارد يا مشكل لاينحل و كهنه شركت واحد و همين طور طرح قانون اخذ ماليات مستقيم بر كالاها و... تمامي اينها بحث هاي داغ مردم كوچه و بازار است. مردمي كه رسانه تلويزيون با يدك كشيدن نام «رسانه ملي» وظيفه دارد نسبت به طرح چنين معضلاتي فارغ از حوزه سياست، آن هم به صورت مستمر اقدام كند. عملكردي كه اين روزها به عينه شاهد آن هستيم و نسبت به ادامه آن نيز بايد اميدوار باشيم. بايد از آن جهت كه مباد با فرض تغيير در ساختار دولت فعلي در آينده، چنين نگاهي به معضلات و مصايب اجتماعي رويه اي ديگر به خود گرفته و رسانه در تقابل با آنها با چشماني تمام بسته روبه رو شود.