باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 21 مهر 1387 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اتحاد دلتا، بحران خاورميانه و زمينه سازي براي آرماگدون...
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: اسماعيل - شفيعي سروستاني

منبع: خبرگزاری - شبستان

 
 

علي‌رغم انتظار ساكنان ربع مسكون، دامنة بحران‌هاي سياسي، اجتماعي و نظامي جاري در گوشه‌گوشة جهان هر روز گسترده‌تر مي‌شود. اين وضع، بر حساسيت شرايط تاريخي موجود افزوده است و در اين ميان، جهان اسلام بيش از ديگران خود را مواجه با بحران مي‌بيند.

اين شرايط، قابل مقايسه با مهم‌ترين نقطه عطف‌هاي تاريخي گذشته بر اقوام و ملل نيست چه، در شرايط حاضر؛

1. تاريخ بحران‌زدة غربي، چون محتضري، در جدال با مرگ محتوم، خود را بر در و ديوار مي‌كوبد.

2. طلاية تاريخ آينده، كه به نام دين و نام مقدس موعود آخرالزمان آغاز شده، تمامي ماهيت و صورت‌هاي لرزان تاريخ منسوخ غربي را به چالش فرا مي‌خواند تا آنكه در سير اكمالي تحول فرهنگي بزرگ را سبب شود.

3. اشرار يهود (صهيونيسم جهاني) در آرزوي دراز سيطره و سلطنت جهاني، خود را مهياي رويارويي بزرگ و نهايي مي‌كند و حفظ دقايق و لحظات را نيز براي اين منظور مغتنم مي‌شناسد.

4. غفلت جاري در ميان سران عموم كشورهاي اسلامي، نوعي غفلت از اين شرايط تاريخي را سبب شده و سوداي دست‌يابي به مدرنيته و آرامش مادي، آنان را با نوعي خوش‌خيالي به حفظ وضع موجود وادار نموده است.

5. بحران فراگير، عموم مستضعفان را به صرافت طبع متوجه و متذكر التهاب و اضطراب عصر پاياني ساخته، نوعي بي‌قراري، و انتظار و گوش به زنگ بودن را بر آنان مستولي ساخته است.

در چنين وضعي، «مسيحيت پروتستاني»، بيش از سايرين از ميان ملل و نحل، بر موج شرايط سوار شده و مجال را براي حضور همه جانبه در صحنه مناسب يافته است. چنانكه، همة امكان بالقوه و بالفعل را وقف اشرار يهود ساخته و با به مخاطره افكندن عموم مسلمين و مسيحيان (كاتوليك و ارتدوكس و سايرين) و حتي يهوديان غيرصهيونيست، شرايط كاملاً جنگي را بر جهان و بويژه خاورميانه تحميل كرده است.

ذكر اين نكته لازم است كه جريان «مسيحيت پروتستاني» يا همان مسيحيت صهيونيستي؛

1. با رويكردي بنيادگرايانه خود را منتقد شرايط فرهنگي و اخلاقي عصر مدرن معرفي مي‌كند. چنانكه طي دهه‌هاي هفتاد و هشتاد ميلادي با انتقاد شديد از ناهنجاري‌هاي اخلاقي امريكا ميدان حضوري اجتماعي خود را گسترده ساخت.

2. با رويكردي آخرالزماني به آينده ـ اما فريبكارانه ـ بر طبل زمينه‌سازي ظهور دوم حضرت مسيح(ع) مي‌كوبد و خود را پاسخگوي عصري پسامدرن و موجد تاريخ آينده معرفي مي‌كند.

3. از تمامي امكان و ابزار سياسي و نظامي قوي‌ترين كشور جهان يعني امريكا براي نيل به مقاصدش بهره مي‌برد.

4. تمام‌قد در خدمت اشرار يهود (صهيونيسم جهاني) است.

خوي تند، عجله و لجاجت توصيف‌ناپذير جاري در ميان گردانندگان اين نحلة شبه مذهبي، و شرايط سابق‌الذكر، باعث شده تا آنان با سوءاستفاده از خلأ «قدرت دوم» در جهان سياسي پس از فروپاشي شوروي، همة همّ خود را مصروف، مبارزه و سركوب همه‌جانبة مخالفين و تحكيم پايه‌هاي حكومت جهاني نمايند.

از آنجا كه اين جريان، ميدان عمل خود را خاورميانه با محوريت فلسطين و بيت‌المقدس قرار داده، شرق اسلامي، از قِبل اين جريان، متحمل بيشترين آسيب و خسارت شده است.

عواملي چون:

- فقدان آگاهي درباره استراتژي اين جريان در ميان سران دول اسلامي

- فقدان اتفاق و همدلي ميان ملل اسلامي

- فقدان پيوستگي و ارتباط صميمانه ميان پيروان صديق اديان بزرگ ابراهيمي (اسلام، مسيحيت و يهوديت) باعث بوده تا اين جريان هر روز بيش از پيش ميدان عمل را بر ديگران تنگ و آنها را مواجه با خسارت، قتل و غارت و جنگ ناخواسته كند.

در ميان عموم جنگ‌ها و مناقشات منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي بي‌اطلاعي از «استراتژي خصم» و غفلت از ضرورت طراحي و تدوين «استراتژي مقابله» چهار خسارت عمده را باعث مي‌شود:

1. از دست رفتن مواضع و موقعيت‌ها

2. سوخت شدن فرصت‌ها و تبديل شدن آنها به تهديد.

3. كشته و مجروح شدن انسان‌ها

4. انهدام سرمايه‌ها و امكانات.

در شرايطي كه ذكر آن رفت يعني فقدان سه عنصر «آگاهي، اتفاق و ارتباط»، در ارتباطات و مناسبات مسلمانان هر لحظه بر حجم گستردة خسارات چهارگانه افزوده است. و اين در حالي است كه همواره مسلمين ناگزير به اخذ موضع مناسب در برابر تاكتيك و استراتژي سياسي، اقتصادي و نظامي خصم و تهديدات آن بوده‌اند.

طي دو سه سال اخير، كراراً از «ايدئولوژي آرماگدون» و اهداف و مقاصد «مسيحيت پروتستاني» كه امروزه موجب شكل‌گيري «اتحاد دلتا» يعني اتحاد استراتژيك «امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي» شده سخن به ميان آمده و «نشرية موعود» نيز به استناد بسياري آثار مسيحيان پروتستاني و صهيونيستي، به آنها پرداخته است.

طي ربع قرن اخير ترس از دو موضوع اين جريان و عوامل طراح و هدايتگر پشت پردة آن را وادار به اخذ موضع سريع و گستردن ميدان عمليات سياسي و نظامي در جهان كرده است.

1. ترس قريب و نزديك، از احتمال شكل‌گيري قدرت دوم و رقيب آمريكا در خاورميانه از ميان مسلمانان

2. ترس بعيد، از احتمال ظهور منجي موعود ـ حسب اخبار آخرالزماني ـ مسلمانان از شرق اسلامي و عربي.

 

ترس قريب و نزديك، محصول خلأ قدرت واسپس فروپاشي كمونيسم و شوروي است. اگر چه خلأ قدرت رقيب، سوداي ادارة جهان با محوريت ليبرال سرمايه‌دراي امريكا را در سر سوداوي اشرار يهود كه در حقيقت گرداننده و سياستگزار اصلي‌اند انداخت اما، رشد تدريجي و پيش رونده «بنيادگرايي اسلامي» و قدرت يافتن انقلابيون مسلمان در ايران، احتمال شكل‌گيري «قدرت جايگزين» را متبادر اذهان ساخت. ضمن آنكه احتمال اتحاد و اتفاق اين جريان با ساير دول توانمند شرقي، مثل روسيه و چين، بر اين فرض دامن زد كه «قدرت دوم» در راه است. قدرتي كه «ثروت، بنيادگرايي و مدرنيته» را يكجا جمع نموده و باعث سرعت گرفتن سير انحطاط و پس رفت غرب ـ و به ويژه امريكا ـ از صحنة حيات سياسي و فرهنگي جهان مبتلا به سكولاريزم مي‌شود. همان كه ناگزير به فروپاشي تام و تمام غرب منحط در برابر شرق مي‌انجامد.

در فرض نظريه‌پردازان اتحاد دلتا رويكرد بنيادگرايانه و مذهبي مسلمانان، با انتقاد همه‌جانبه از مدرنيته، مي‌تواند جايگزين پرقدرت ليبرال سرمايه‌داري شود. واقعه‌اي كه ساموئل هانتينگتون از آن با عنوان «جنگ تمدن‌ها» ياد كرد. اين پيش‌بيني كه لرزش‌ها و ترك‌هاي پيش‌رونده‌اش بر ديوارهاي تاريخ و فرهنگ غربي هويداست، باعث بود تا «اتحاد دلتا» احساس كند از كمترين فرصت براي:

1.جبران مافات

2.احياگري بر مبناي سنت سكولاريزم و ليبراليسم

3. جلوگيري از رشد و نضج بنيادگرايي اسلامي

4. و بالاخره وارد كردن ضربه و باز دارندگي برخوردار است.

 

ترس و بيم بعيد و دورتر؛

بيم دوم ناشي از آگاهي سران پشت پردة «اتحاد دلتا» ـ حسب اخبار و پيشگويي‌ها و... ـ از قريب‌الوقوع بودن حادثة شريف ظهور مقدس منجي موعود از ميان سرزمين‌هاي اسلامي و عربي است. همان كه نوسترآداموس در پيشگويي‌هاي خود بارها آن را متذكر شده است. جرياني كه به دليل ريشه داشتن در بنيادگرايي حقيقي و به مدد منجي آسماني، طومار تاريخ آكنده از خودبنيادي، كفر و شرك را در هم مي‌پيچد.

شايان ذكر است كه بيش از دو دهه از ساخت نسخة اولية فيلم «مردي كه آينده را مي‌دانست» يا همان پيشگويي‌هاي نوسترآداموس مي‌گذرد. در اين فيلم به صراحت از ظهور مردي پرقدرت از شرق اسلامي در «عربستان» سخن به ميان آمده و درباره‌اش تصوير‌سازي شده است.

اين آگاهي، «اتحاد دلتا» را به ميدان اخذ «استراتژي بازدارندگي» قبل از وقوع ماجرا كشيد. ميدان عمل براي تحقق اين استراتژي از نظر مسيحيان صهيونيست خاورميانه است. ميداني كه تمامي جغرافياي خاكي پاكستان، ايران، عراق، سوريه، لبنان و حتي كشورهاي عربي و تركيه را در بر مي‌گيرد. راز چنگ انداختن «اتحاد دلتا» به موضوعاتي از قبيل؛ جنگ صليبي، ظهور مسيح موعود و بالاخره ضرورت راه انداختن «جنگ مجهول و مجعول آرماگدون، به اين موضوع برمي‌گردد.

وزير امور خارجه امريكا ـ خانم كاندوليزا رايس ـ بارها از اين استراتژي ـ بازدارندگي ـ ياد كرده است.

بايد اذعان داشت هر دو بيم قريب و بعيد، اتحاد دلتا را نيازمند راه انداختن «جنگ جعلي ارماگدون» كرده است.

از اين جنگ با عنوان «جنگ آخرالزمان» در ادبيات مسيحيان صهيونيست ياد مي‌شود. محل وقوع آن صحراي هارمجدون ـ آرماگدون ـ در جنوب حيفا و نزديك كرانه باختري رود اردن در فلسطين اشغالي است. جنگي فراگير و اتمي كه بنا به طرح ابداع‌كنندگانش، جمع كثيري از مسلمانان، اعراب، مسيحيان كاتوليك و حتي يهوديان كشته مي‌شوند و پس از آن براي يك هزار سال حكومت مسيح بر جهان محقق مي‌شود.

وقوع اين جنگ مجعول كه هم اينك اتحاد دلتا در شيپور «آماده‌باش و حملة» آن مي‌دمد:

- براي هميشه امكان ظهور قدرت دوم و رقيب ـ از ميان مسلمانان و شرق اسلامي ـ را از بين مي‌برد.

- صورت‌بندي و نقشه سياسي خاورميانه را ديگرگون مي‌سازد.

- استقرار حكومت جهاني اشرار يهود ـ مندرج و مستتر در اتحاد دلتا ـ را موجب مي‌شود.

نيل به اين مقاصد تا محقق شدن آرماگدون نيازمند حركت اتحاد دلتا در پوشش «جنگ مقدس و ضرورت زمينه‌سازي براي ظهور» است و البته جز اين، دام‌هاي ديگري نيز براي گشودن جبهه وسيع جنگ ميان «شرق اسلامي و اتحاد دلتا» گسترده شده است و از جمله حمله گسترده به لبنان.

نبايد از ياد برد كه گفت‌وگوي مستمر مبلغان انجيلي صاحب نفوذ از ظهور دوم مسيح و زمينه‌سازي ظهور آن حضرت و تأسيس پايگاه حكومتي‌اش در بيت‌المقدس با خود چند امكان را دارد:

1. برانگيختن جمعيت كثير مسيحيان پروتستان ساكن در انگلستان و امريكا براي حمايت از استراتژي و اقدامات اتحاد دلتا عليه شرق اسلامي.

شايان ذكر است كه جمعيت حداكثري اين دو كشور از نظر مذهبي متمايل به كليساي پروتستان و انجيلي هستند.

2. بدل‌سازي از موضوع «آخرالزمان، منجي موعود و دجال». و ايجاد مصنوعي شرايط وقوع آن براي مشروع جلوه دادن طرح‌ها و برنامه‌ها.

3. محتوم جلوه دادن همة اعمال و حركات خشن و سركوب‌گرايانة اتحاد دلتا عليه مسلمين و جملة مخالفان صهيونيسم در غرب و ساير نقاط جهان. (به اتكاء پيشگويي‌ها و اخبار مجعول).

4. مشروع جلوه دادن حضور نيروهاي دلتا در خاورميانه و حمايت همه‌جانبه از صهيونيست‌ها و حضور دائمي و مسلحانه در منطقه براي استفاده از فرصت‌ها، كنترل شرايط و پيشبرد اهداف مطابق استراتژي سابق‌الذكر.

نبايد از ياد برد كه گشودن جبهة جنگ گسترده ـ به بهانه‌هاي مختلف و از جمله آرماگدون ـ جزء خواسته‌هاي جدي اتحاد دلتاست. چنانكه طي سه دهة اخير، از زمان رياست رونالد ريگان تا جورج بوش بر كاخ سفيد،‌گردانندگان ماجرا دربارة آن گفت‌وگو كرده‌اند و حتي وقوع آن را جزء آرزوهاي خود به شمار آورده‌اند.

اين جنگ تحميلي احتمالي به عبارتي ظهور «استراتژي ويژة اشرار يهود» است كه اتحاد دلتا وظيفة محقق ساختن آن را عهده‌دار شده است.

اتحاد دلتا بر آن است تا پيش از ظهور آمادگي تام و قدرت گرفتن مسلمين در دروازة تاريخ جديد، و قبل از فروپاشي كامل اركان سياسي و اقتصادي غرب، در جنگي هولناك همة امكان مادي و فرهنگي شرق اسلامي را منهدم كند و نه تنها براي هميشه امكان ظهور تمام قد «قدرت دوم» در جهان (بيم قريب) را از بين ببرد بلكه، با حضور كامل و تسلط تمام در خاورميانه، مانع از ظهور و توفيق منجي موعودي شود كه براي هميشه ماجراي استكبارورزي را ختم مي‌نمايد.

به عبارت ديگر برآنند تا تاريخ آينده را مطابق هواجس خود بسازند.

بي‌گمان اين «اتحاد شوم» و نامقدس، در سر خيال خام مي‌پزد. به عبارتي غافل از آن است كه: «سحر با معجزه پهلو نزند» اما، نبايد فراموش كرد كه اين غول وحشي، تا تجربة كامل شكست و سقوط با گام‌هاي خود بسياري از بوستان‌ها و گل‌ها را نابود خواهد كرد.

در چنين موقعيتي توجه به موارد زير ضروري به نظر مي‌رسد:

1. لازم است با بررسي همه‌جانبه و جدي علل و انگيزه شكل‌گيري اين اتحاد نامقدس، خاستگاه ايدئولوژيك و فرهنگي آن مورد مطالعه قرار گيرد و حسب شرايط ويژه، آگاهي لازم به عموم مسلمانان صميمي و منتشر در شرق اسلامي منتقل شود.

2. لازم است با شناسايي جامع استراتژي «اتحاد شوم»، با استفاده از همة اسباب اين استراتژي افشا و بدان حمله شود.افشاي استراتژي، مقدمة خلع سلاح فرهنگي خصم است.

3. با ايجاد زمينه‌هاي همه‌جانبه اما سريع و آگاهانه، ميدان گفت‌وگو با زعما و پيروان صميمي اديان توحيدي با محوريت موضوع موعودگرايي، منجي‌گرايي و آخرالزمان باز و امكان ايجاد «اتحاديه‌اي» عليه جبهة فرهنگي و اعتقادي گروه دلتا فراهم آيد.نبايد از نظر دور داشت كه اين جريان با تبليغات گسترده در اقصا نقاط شرق اسلامي، سعي در ايجاد جبهه‌اي جديد از درون سرزمين‌هاي اسلامي و احتمالاً با عنوان «مسلمانان صهيونيست» دارد.

در اين ميان بازبيني رابطة فرهنگي با مسيحيان كاتوليك ـ به ويژه ساكنان امريكاي لاتين ـ و يهوديان ارتدكس و پيروان ساير كليساهاي غير پروتستان و ايجاد جبهه‌هاي جديد مشاركت و همراهي با آنها حول موضوع موعود اديان ضروري است.

4. ...

در اين ميان رسانه‌هاي فراگير بيش از سايرين مسئوليت دارند چه، طي سه دهة اخير رسانه‌هاي غربي و

به ويژه شبكه‌هاي ماهواره‌اي نقش عمده‌اي در ترويج اين انديشه در غرب و جهان داشته‌اند.

به راستي تا كي مي توان مباحث مهدوي و موعودگرايانه را در گسترة شاعرانه‌ها به بند كشيد و مجال طرح همه‌جانبه موضوع ـ را حسب شرايط ويژة جهان معاصر ـ از آن اخذ كرد؟

تا كجا مي‌توان تبليغات تجاري را فصل الخطاب جملة برنامه‌هاي رسانه‌اي قرار داد و از تأثير برنامه‌هاي جدي كاست؟

تا كي مي‌توان به اتكاء اطلاعات و تحليل‌هاي نخ‌نما در سطوح مختلف سياسي، اقتصادي و... اتخاذ موضع كرد؟

هر يك از مناصب و صندلي‌ها در رده‌هاي مختلف فرصتي جدي را براي خدمت تمام به اسلام و مسلمين و در امان نگه داشتن آنها از آسيب و تهديد فراهم مي‌آورد كه غفلت از آن مواخذة جدي حضرت ختمي‌مرتبت محمد مصطفي(ص) و خاتم اوصيا، حضرت صاحب‌الزمان(ع) را در پي خواهد داشت.

 

 

    36 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آخرالزمان (85)
●   آرماگدون (13)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/09/1385

تاريخ شمسی نشر:02/09/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب