* باروى كار آمدن نيكولا ساركوزى روابط فرانسه و امريكا كه به دليل جنگ عراق دچار ركود شد بار ديگر احيا گرديد. چه تحليلى از كارنامه يكساله رياست جمهورى ساركوزى بويژه تفكراتش در زمينه روابط دو سوى آتلانتيك داريد
روابط دو سوى آتلانتيك همواره حائز اهميت فراوان بوده است اما از اواخر سال ۲۰۰۲ و در آستانه جنگ عراق (۲۰۰۳) مشكلات و موانعى در اين مناسبات به وجود آمد. با اين حال، در آن برهه همكارى هايى وجود داشت. اين در شرايطى بود كه روابط سياسى و نظامى بسيار سرد شده بود. ساركوزى درصدد برآمده كه با ايجاد زمينه هاى همكارى بيشتر فضاى متفاوتى به وجود آورد و روابط را تقويت كند. به گونه اى كه او از عمليات ها و عملكرد امريكا در افغانستان حمايت كرده و ايده تقويت همكارى هاى دفاعى دوسوى آتلانتيك را در سر مى پروراند. او همچنين فرانسه را در مسير بازگشت به ساختار نظامى ناتو قرار داده است.
ساركوزى فراتر از اين رفته و مى كوشد تا روابط با اسرائيل را كه مهمترين متحد امريكا در خاورميانه است، تحكيم بخشد و روابطى مطمئن با آن برقرار كند. اين اقدام در راستاى تقويت روابط ترانس آتلانتيك صورت گرفته است.
* به نظر مى رسد كه ساركوزى بااين تصميم خود يعنى تحكيم روابط با رژيم صهيونيستى، درصدد احياى جايگاه و نفوذ خود در خاورميانه است. فكر مى كنيد اين طرح ها و ديدگاه هاى وى در عرصه خاورميانه به بار مى نشيند
رويكرد جديد فرانسه در قبال خاورميانه نبايد بر مبناى اعمال نفوذ باشد زيرا پيش از اين چنين چيزى را تجربه كرده ايم. از اين پس روابط با خاورميانه را بايد براساس جايگاه و موقعيت هاى برابر تنظيم و تقويت كرد. به عبارت ديگر بايد ديپلماسى خود در خاورميانه را مورد بازبينى قرار دهيم تا بتوانيم همكارى هايى متوازن به وجود آوريم. در آينده نزديك نيز نياز به تقويت روابط با تمام جهان اسلام بويژه كشورهاى خارج از جهان عرب مانند ايران و تركيه داريم. ديپلماسى فرانسه نبايد بر برقرارى روابط ويژه با اسرائيل متمركز شود.
ساركوزى در ابتدا مى خواست نشان دهد كه او رئيس جمهورى جديد با ديدگاه ها و نگرش هاى جديد و فردى متفاوت از ژاك شيراك است. بنابراين تقويت رابطه با اسرائيل را در دستور كار خود قرار داد اما بعد از مدتى دريافت كه روابط با خاورميانه بدون اصل توازن راه به جايى نمى برد. به همين جهت او به شبه جزيره عربستان رفت. وى سپس به لبنان رفت و انتظار داريم كه رابطه با ايران نيز بهبود يابد.
* سياست خارجى فرانسه در حوزه خاورميانه از چه ظرفيتى برخوردار است و فرصت ها و چالش هاى پيش روى پاريس در اين منطقه را چه مى دانيد
امروز تصورات و برداشت ها از نقش فرانسه در خاورميانه مثبت نيست چرا كه ساركوزى تلاش كرد تا ميان ديدگاه هاى شيعيان و سنى ها درباره اوضاع منطقه تفاوت قائل شود. وى در قبال نفوذ ايران در خاورميانه موضعگيرى كرده و مخالف سرسخت الحاق تركيه به اتحاديه اروپاست.
به اعتقاد من نظر او درباره تركيه صحيح نيست زيرا تركيه قرار نيست كه به اين زودى مثلاً همين فردا به اتحاديه اروپا وارد شود بلكه اين پروسه اى طولانى است كه ۱۵ تا ۲۰ سال به طول مى انجامد. بنابراين من دليلى نمى بينم كه به اين شيوه حضور تركيه را رد كنيم.
همانطور كه مى دانيد بشار اسد رئيس جمهور سوريه براى شركت در يك مراسم به فرانسه دعوت شده است. اين يكى از اقدام هاى ساركوزى براى ايجاد يك سياست متوازن خاورميانه اى است اما اين كافى نيست. از سوى ديگر، سياستى كه وى در قبال شبه جزيره عربستان در پيش گرفته، اساسش سالها پيش از آمدن او گذاشته شده است. مذاكرات درباره قراردادهايى كه در عربستان به امضا رساند، سال ها پيش يعنى حدود ۱۰ تا ۲۰ سال پيش انجام گرفته بود. به عبارت ديگر، شرايط براى او كاملاً مهيا بود و او سفرش را در چنين وضعيتى انجام داد. اكنون مسئله اين است كه اين روابط چگونه تكميل مى شود. احساس من اين است كه فرانسه نياز دارد يك سياست خارجى جامع در قبال خاورميانه اتخاذ كند. تا به امروز ما به اين مرحله نرسيده ايم. دولت كنونى فرانسه در حال بررسى انتخاب ها و گزينه هاست. ما به يك سياست خارجى فراگير و جامع درباره خاورميانه نياز داريم.
* آيا در اين سياست خارجى جديد عراق هم جزو محورهاى اصلى خواهد بود. اين سؤال را از اين جهت مطرح كردم كه شيراك در قضيه عراق، سياستى متفاوت از ساركوزى پيش گرفته بود و تحسين محافل جهانى را برانگيخت. شما به عنوان يك فرانسوى چه راهكارهايى براى حل اوضاع عراق داريد و آمريكا چگونه بايد عراق را ترك كند
در اين باره بايد سه مسئله را مدنظر داشت نخست آنكه، رئيس جمهور امريكا نيز بايد سياست جامعى درباره عراق تبيين كند. ترديدى نيست كه بايد يك جدول زمانى براى خروج نيروهاى امريكايى از عراق تدوين شود. براى يك كشور مستقل مانند عراق غيرقابل قبول است كه به چنين شيوه اى تحت نفوذ امريكا بماند. حل مشكلات اقتصادى و بويژه حل مسئله نفت و درآمدهاى نفتى نيز نكته دوم است. نفت مى تواند باعث حفظ وحدت و يكپارچگى عراق شود. يك راه حل منطقى و درست آن است كه دولت مركزى انحصار عقد قراردادهاى نفتى را داشته باشد و سپس درآمدهاى حاصله را به طور منصفانه توزيع كند. تنها دولتى مى تواند دست به چنين اقدامى بزند كه به اندازه كافى قدرتمند شده باشد و از حمايت بخش اعظمى از مردمش برخوردار باشد. نكته سوم آنكه، بدون يك گفت وگوى صادقانه و پايدار با سوريه، ايران و تركيه هيچ گونه موفقيت، شكوفايى و ثبات در عراق به وجود نخواهد آمد. اين سه كشور بايد درباره آينده عراق يقين حاصل كنند. اگر خواهان راه حلى پايدار هستيم بايد تماس هاى مداومى ميان امريكا، سوريه و ايران صورت گيرد. از سوى ديگر، بايد كنفرانس بين المللى درباره آينده عراق و اقتصاد آن بويژه نفت برگزار شود. بنابراين رئيس جمهور آينده امريكا بايد داراى ديدگاه هاى باز و مايل به گفت وگو باشد و بايد بداند كه راه حل نظامى مشكل عراق را رفع نخواهد كرد و حتى آن را وخيم تر مى كند.
* رياست شش ماهه فرانسه بر اتحاديه اروپا از امروز آغاز شد. به نظر مى رسد كه پاريس به عنوان عضو مؤسس اين اتحاديه برنامه هاى بلندپروازانه اى براى بروكسل دارد. اين طرح ها را چگونه ارزيابى مى كنيد
رياست اتحاديه اروپا دو حيطه وسيع را دربرمى گيرد. نخست حيطه امنيت نرم بوده كه آسان ترين است. امنيت نرم شامل فعاليت هاى گسترده در حوزه هاى زيست محيطى و جغرافياى مهاجرت (مهاجرت از شمال آفريقا به اتحاديه اروپا) است. ساركوزى قصد دارد اين مسئله را در طرح مشاركتى اتحاديه مديترانه بگنجاند اما مسئله اصلى، بحث منافع برخى كشورهاى حوزه درياى مديترانه در اين ساختار جديد است. تاكنون سيگنال هاى چندان مطلوبى در اين باره مشاهده نشده است. همچنين برخى از اعضاى اتحاديه اروپا به طرح ساركوزى پايبند نبوده اند. بنابراين، من به موفقيت ابتكار اتحاديه مديترانه اميدى ندارم.
افزون بر اين، ساركوزى مايل است قابليت هاى دفاعى ـ امنيتى اتحاديه را تقويت كند. دسته اى از اعضاى اتحاديه كه عضو ناتو هم هستند به اين طرح اقبال نشان داده اند اما برخى ديگر از همين اعضا معتقدند كه اتكا به قابليت و منافع ناتو كافى است زيرا موضوعات طرح شده در برنامه هاى دفاعى ساركوزى براى اتحاديه اروپا همان است كه در ناتو نيز وجود دارد. بنابراين، نيازى به هزينه هاى دفاعى بيشتر نيست. با اين حال، به نظر من، اگر اين طرح هوشمندانه تدوين شود شايد فرصت هاى تازه اى براى اتحاديه اروپا ايجاد كند.