باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 201 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سازمان‌هاي غيردولتي در نگاه تطبيقي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


سازمان‌هاي غيردولتي، سازمان‌ها و نهادهايي هستند كه در راستاي اهداف صحيح به فعاليتهاي علمي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي در جوامع مي‌پردازند.بر اين اساس، گسترش سازمان‌هاي غير‌دولتي در كنار اقتصاد، بازار آزاد، خصوصي‌سازي، دموكراسي و اطلاع رساني از جمله ابزارهاي غيردولتي هستند كه جايگاهي مهم نزد مردم دارند و از سوي ديگر مي‌توانند به برخي نيازها و دغدغه‌هاي جوامع كه دولت‌ها توانايي يا انگيزه پرداختن به آنها را ندارند، پاسخ گويند، و علاوه بر اين واسطه ميان خواست و اراده عمومي جامعه و حاكميت باشند. در كشور ما، مانند بسياري از كشورهاي ديگر وجود تشكل‌ها، انجمن‌ها و گروه‌هايي كه با ماهيتي غير انتفاعي فعاليت مي‌كنند، سابقه‌اي دراز دارد.

وجود صندوقهاي قرض‌الحسنه، بنيادهاي خيريه، هيأت‌هاي مذهبي، موقوفات خاص و عام از مصاديق بارز اين تشكل‌ها هستند. نويسنده در اين مقاله سعي بر آن دارد كه سازمان‌هاي غيردولتي را مورد ارزيابي قرار داده، انديشه اسلامي را در اين زمينه ارزيابي نمايد و راهكارهايي را هر چند مختصر در اين زمينه پيشنهاد نمايد كه با به كارگيري آنها امنيت سياسي و اقتصادي كشور به طريق اولي حفظ مي‌گردد.

 
   ● نويسنده: مريم - صادقي

منبع: فصل نامه - ندای صادق

 
 

تعريف سازمان‌هاي غيردولتي[2]

سازمان غير‌دولتي به گروهي مستقل، غيردولتي، غير انتفاعي و داوطلبانه از مردم گفته مي‌شود كه با اهداف مشخص و آشكار پيرامون يك نياز اجتماعي مشترك گرد آمده‌اند.

 

ويژگي‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي

1ـ سازمان‌هاي غيردولتي غير سياسي هستند. و از آن جا كه بطور مستقيم به فعاليت‌هاي سياسي نمي‌پردازند، مي‌توانند آزادانه‌تر به فعاليت خود ادامه دهند.

2ـ به علت عدم وابستگي به دولت، جزر و مدهاي ناشي از تغيير دولت‌ها و مسؤوليت‌ها، برنامه‌هاي آنها را تحت‌الشعاع قرار نمي‌دهد و مي‌توانند براي خود، سياست‌ها و برنامه‌هاي دراز مدت تدوين كنند.

3ـ به علت محدوديت بودجه و امكانات مي‌توانند افراد كم‌تر و كارآمدتر را جذب كنند.

4ـ غير انتفاعي و داوطلبانه عضو مي‌پذيرند.

5ـ كم‌تر ملاحظه كاري‌ دارند (مثلا در عملكرد داخلي در برابر قوه قضائيه، رهبران نظام، مراجع مذهبي و نخبگان، در عملكرد بين‌المللي مثلاً در برابر سازمان‌ملل و اتحاديه اروپايي).

6ـ به علت كوچك بودن، امكان تكثيرپذيري بيشتري دارند، مثلاً با پنج نفر مي‌توان يك سازمان غيردولتي تأسيس كرد و پس از جذب تعداد بيشتري از افراد، از دل اين تشكيلات چند سازمان غيردولتي ديگر تأسيس نمود.

7ـ اين سازمان‌ها به علت خود جوش بودن مي‌توانند افراد هم سليقه را گردهم جمع كنند. بنابراين انسجام تشكيلاتي در اين مجموعه‌ها بيش‌تر و توان عملكرد آنها بالاتر از مجموعه‌هاي دولتي است.

8 ـ در صورتي كه شبكه ارتباطي ميان اين سازمان‌ها تشكيل شود، به مثابه يك گروه عظيم و گاه قدرتمند‌تر از احزاب سياسي در معادلات فرهنگي، اجتماعي و سياسي وارد مي‌شوند.

 

اهداف سازمانهاي غيردولتي

1ـ در تبيين و تبليغ مفاهيم ديني و ايجاد جريان‌هاي علمي و فرهنگي مي‌توانند فعال باشند.

2ـ با انتخاب موضوعات جزئي و با محدود كردن موضوع فعاليت خود، مي‌توانند سطح كارشناسي خود را در همان موضوع، سرعت بخشند و به نهادهاي حكومتي و سياست‌گذاران، طراحان و مجريان سطوح مختلف، مشاوره كارشناسي دهند.

3ـ با ايجاد جريان‌هاي فرهنگي و اجتماعي و تكثير آن، مي‌توانند زمينه‌هاي لازم را براي تحقق اهداف و برنامه‌هاي نظام اسلامي فراهم و مطالبات عمومي را هدايت كنند و آن گاه كه نهادهاي دولتي در اجراي وظيفه خود، سهل‌انگاري يا بر خلاف اهداف نظام اسلامي رفتار مي‌كنند، با آگاه‌سازي مخاطبان و ارائه تحليل روزآمد، فشار مطالبات اقشار گوناگون را متوجه نهادهاي دولتي سازند.

4ـ مي‌تـوانند بازوي نظارتي نظام اسلامي باشند و به ويژه بـر عملكرد نهادهاي دولتي نظارت كنند.

5ـ اين نهادها از بهترين حلقه‌هاي اتصال ميان مردم و مسؤولان هستند و به نظر مي‌رسد كه تكيه به گروه‌هايي كه بدون انگيزه‌هاي قدرت‌طلبانه، نقش حلقه اتصال را ايفا كنند، از اتكا بر احزاب سياسي كه در كنار نظام اسلامي، كانون‌هاي قدرت سياسي تأسيس مي‌كنند، كارآمدتر باشد.

6ـ سازمانهاي غيردولتي مي‌توانند در حفظ هويت بومي و ملي و ايجاد جريان‌هاي منطقه‌اي و بين المللي با محوريت دين فعاليت كنند.

7ـ گزارش‌هاي لازم را به نهادهاي بين‌المللي ارائه مي‌دهند. نهادهاي وابسته به سازمان‌ ملل، افزون بر آنكه هر چند سال يك بار گزارشي از آخرين اصلاحات در حوزه‌هاي مختلف، از جمله درباره زنان، از دولت‌ها دريافت مي‌كنند، از سازمان‌هاي غيردولتي هم مي‌خواهند كه گزارشي مستقل از روند پيشرفت وضعيت زنان ارائه كنند. با مقايسه اين گزارش‌ها با يكديگر، صحت و سقم اظهارات دولت‌ها روشن مي‌شود. همچنين گزارش‌ سازمان‌هاي غير‌دولتي مي‌تواند حاوي اطلاعاتي باشد كه زمينه اقدام سازمان ملل، عليه آن دولت را فراهم آورد. اعمال فشار بازرسان سازمان ملل درباره حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق اقليت‌ها بيشتر مبتني بر گزارش غير‌دولتي‌ها است (رضايي قلعه تكي، 1383، ش 5، ص 15).

8 ـ در اجراي پروژه‌هاي دولتي مؤثر واقع مي‌شوند، در كشورهايي چون ايران كه نهادهاي دولتي در پي‌گيري منويات خود ملاحظاتي مانند رهبران نظام، روحانيت، مرجعيت و شوراي نگهبان دارند مي‌توان برخي برنامه‌هاي مورد نظر را به كمك گروه‌هاي غيردولتي اجرا كرد. مثلاً نهادهاي دولتي در پي‌گيري علني موضوع الحاق ايران به «كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان» با توجه به مخالفت صريح مراجع تقليد ملاحظاتي داشتند و از برخي سازمان‌هاي غيردولتي به منظور فعاليت در اين زمينه حمايت مي‌كردند (مركز مطالعات و تحقيقات زنان، 1383، ش 6، ص 4).

 

موضوع فعاليت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي

فعاليت سازمان‌هاي غيردولتي رابطه مستقيم با نيازهاي عمومي جامعه دارد. اين سازمان‌ها مخصوص زنان نيست، بلكه يكي از دغدغه‌هاي آنها حل مشكلات زنان و حمايت از آنها مي‌باشد.

موضوع فعاليت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي به چهار دسته تقسيم مي‌شود:

1ـ فعاليت‌هاي فرهنگي؛ 2ـ فعاليت‌هاي اجتماعي؛ 3ـ فعاليت‌هاي خيريه‌اي؛ 4ـ فعاليت‌هاي تخصصي صنفي.

آمارها نشان مي‌دهد كه از سال 1376 ـ 1379 سازمان‌هاي غيردولتي زنان با موضوع فعاليت فرهنگي، اجتماعي 8/3 برابر، با موضوع فعاليت خيريه‌اي 4/3 برابر، و با موضوع تخصصي و صنفي 3 برابر رشد را نشان مي‌دهد (كمالي، 1383، ص 4 ـ 5).

اين در حالي است كه رشد سازمان‌هاي غيردولتي در زمينه فرهنگي و اجتماعي در سال 1380 دو برابر رشد اين سازمان‌ها در زمينه خيريه‌اي بوده است و 140 سازمان غيردولتي ايجاد شده و در سال 1381 نيز 90 سازمان در زمينه فرهنگي اجتماعي و 23 سازمان در فعاليت‌هاي خيريه‌اي مشاركت داشته‌اند. در حالي كه در كشورهاي توسعه يافته عمده سازمان‌‌هاي غيردولتي در زمينه‌هاي خيريه‌اي و مددكاري اجتماعي فعاليت دارند. در جامعه ما با وجود مشكلات فراوان اقتصادي، سازمان‌هاي غيردولتي با زمينه فعاليت فرهنگي و اجتماعي در حال گسترش هستند و عمده‌ترين موضوعات حقوق بشر، حقوق كودكان، حقوق زنان و جوانان و محيط زيست است كه سياست‌ها و اهداف و برنامه‌هاي سازمانهاي غيردولتي در اين زمينه‌ها از مجموع سياست، اهداف و برنامه‌هاي سازمان ملل و يونسكو فراتر نمي‌رود.

چه عواملي (يا نهادي) سازمان‌هاي غيردولتي را حمايت مي‌كند؟

از ويژگيهاي بارز يك سازمان غيردولتي مستقل، غير انتفاعي و خودجوش بودن است. در كشور ما نيز دغدغه جدي از سوي برخي دستگاه‌هاي عمدتاً وابسته به دولت در تأسيس و گسترش سازمان‌هاي غيردولتي وجود دارد؛ البته مي‌توان نوعي جهت‌گيري خاص را در موضوعات و همچنين گروه‌هايي كه از اين حمايت‌ها برخوردار مي‌شوند، ملاحظه كرد.

دو عامل باعث تقويت و ايجاد سازمان‌هاي غيردولتي شده است:

1ـ وضع اقتصاد در ايران؛ 2ـ ملاحظات سياسي

 

1ـ وضع اقتصاد در ايران؛ به دليل تصدي‌گري دولت در بخش اقتصاد و اتكاي حيات اقتصادي كشور به نفت، زمينه‌هاي برخورداري افراد و گروه‌هايي خاص از امتيازات ويژه اقتصادي و رانت‌هاي دولتي وجود دارد. اگر چه دغدغه‌اي عمومي در بدنه حاكميت به وجود آمده است كه به تدريج از تصدي‌گري دولت در اقتصاد كاسته شود و بخش خصوصي رونق بگيرد، اما اين سياست عملاً باعث تشديد رانت‌خواري و سوء استفاده‌هاي مالي شده است، در كنار برخي دستگاه‌هاي دولتي، بعضي شركت‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي با امتيازات انحصاري ايجاد شده‌اند كه ضررهاي اقتصادي را به بودجه عمومي تحميل و سود آن را به حساب‌هاي خصوصي واريز مي‌كنند. يكي از قالب‌هايي كه براي اين امر مورد استفاده قرار مي‌گيرد قالب سازمان‌هاي غيردولتي است. الزام برخي نهادهاي دولتي به عقد قرارداد با سازمان‌هاي غيردولتي در كنار استقبال جوانان جوياي اشتغال از تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي با اهداف انتفاعي و اقتصادي اين گمانه را تقويت مي‌كند كه برخي سازمان‌هاي غيردولتي نه تنها دولتي هستند، بلكه انتفاعي و سودآور نيز هستند.

 

2ـ ملاحظات سياسي؛ در برخي كشورها به دليل برخي ملاحظات سياسي و وجود دستگاه‌هاي نظارتي و افكار عمومي امكان اظهار‌نظرهاي تند و افراطي و همچنين فعاليت‌هاي راديكال و برانداز مستلزم هزينه‌هاي بالايي است كه پرداختن به آنها را براي صاحبان چنين انديشه‌هايي عملاً غيرممكن مي‌سازد.

سازمان‌هاي غيردولتي با برچسب مردمي بودن بالاترين پتانسيل را براي اين گونه اظهار نظرها و انجام اين قبيل فعاليت‌ها دارا هستند. اين سازمان‌ها از يك سو از نظارت و تعهد كمتري برخوردار هستند و از سوي ديگر علي‌القاعده بايد بيانگر دغدغه‌هاي عموم جامعه در خصوص مسائل عام اجتماعي باشند؛ به اين ترتيب سازمان‌هاي غيردولتي در عمل نقش احزاب سياسي تندرو و گاه برانداز را بازي مي‌كنند (مطيع، 1360، ص 10).

موضوع حمايت دولت از سازمان‌هاي غيردولتي، در ماده 158 برنامه سوم توسعه جاي داده شد و از ساليان گذشته، بودجه‌هايي براي حمايت از اين سازمان‌ها اختصاص داده مي‌شود. اين كمك‌ها در قالب كمك هزينه تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي، هزينه برگزاري سمينار، توزيع سخت افزار و كمك به طرح‌هاي تحقيقي انجام مي‌شود. همچنين دوره‌هاي آموزشي را با موضوع توانمند‌سازي سازمان‌هاي غيردولتي، برگزار مي‌كنند. هم اكنون بيش از سي و هفت هزار سازمان غيردولتي در ايران ثبت شده است.

دو هزار مورد از سازمان ملي جوانان، هزار و هفتصد مورد از مركز آموزش عالي و صدها مورد نيز از مركز امور مشاركت زنان مجوز گرفته‌اند. و بسياري از سازمان‌هاي غير‌دولتي نيز مجوز ندارند. تعداد سازمان‌هاي غير‌دولتي به اندازه‌اي است كه برخي دهه گذشته را دوران تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي و آينده را مرحله تحكيم و نهادينه‌سازي اين سازمان‌ها دانسته‌اند (رزاقي، 1383، ص 10).

رئيس مركز امور مشاركت زنان، رشد سازمان‌هاي غيردولتي زنان را در سالهاي گذشته 318% اعلام كرده است (معماريان، 1382، ش 14 ـ 15، ص 20).

 

زمينه‌هاي شكل‌گيري سازمان‌هاي غيردولتي زنان در ايران

برخي انجمن‌هاي علني يا نيمه سري زنان پس از انقلاب مشروطيت، از جمله انجمن مخدرات وطن، انجمن خواتين و كانون بانوان را سرآغاز تشكيل سازمان‌هاي غيردولتي با مختصات مدرن مي‌دانند. اين انجمن‌ها در زمان سلطنت پهلوي دوم در قالب سازمان‌هاي طرفدار رژيم سلطنتي يا گروه‌هاي چپ به فعاليت خود ادامه دادند و پس از انقلاب نيز چندين سازمان غيردولتي شكل گرفت كه چندان فعاليتي در موضوع زنان نداشت. تشكيل گروه‌هاي زنانه ايراني در خارج از كشور مربوط به دهه شصت مي‌شود؛ در آن زمان مخالفان مقيم خارج همراه با تحليل‌گران غربي، به اين نتيجه رسيدند كه مبارزه با نظام اسلامي تنها از راه‌هاي فرهنگي و دراز مدت امكان‌پذير است. بدين ترتيب موجي از گرايش‌هاي زنانه كه تجربه مأيوس‌كننده مبارزه سياسي با نظام اسلام را چه در قالب گروه‌هاي چپ و چه در گروه‌هاي سلطنت طلب، در پرونده خود داشتند، به سمت مطالعات زنان رفتند. هم اكنون ده‌ها زن ايراني در رشته مطالعات زنان با درجه دكترا و فوق دكترا در دانشگاه‌ها مشغول تدريس‌اند و يا از نظريه‌پردازان فمينيسم اسلامي، همكاران نهادهاي بين‌المللي در موضوع حقوق زنان يا نويسندگان فعال به حساب مي‌آيند (پايدار، 1382، ص 18-23).

«در داخل كشور اين حركت با اندكي تأخير و توسط نيروهاي سكولار آغاز شد. فرصت چند ساله دوري از قدرت پس از انتخابات مجلس چهارم به گروهي از سياستمداران يا مسؤولان دولتي چپ‌گرا فرصت داد تا با استفاده از بورس‌هاي تحصيلي دولتي به دانشگاه‌هاي خارج بروند و ادامه تحصيل بدهند و يا اينكه در نهادهاي تحقيقاتي مشغول به كار شوند… در همان سالها گروه‌هاي مختلفي از زنان سكولار نيز با تشكيل گروه‌هاي مطالعاتي و جلساتي منظم درون خانه‌ها، مسائل زنان را از ديد تئوري فمينيستي تحليل مي‌كردند. اين گروه‌هاي مطالعاتي، متون فمينيستي ترجمه شده يا به زبان‌هاي اصلي را مي‌خواندند و در جلسات خود پيرامون آنها بحث مي‌كردند. بخشي از اين گروه‌ها بعدها توانستند با راه انداختن مؤسسات انتشاراتي، قسمتي از مباحث تئوريك فمينيستي را در قالب كتاب منتشر كنند و پس از باز شدن نسبي فضاي اجتماعي‌ـ سياسي، گروه پر تعداد‌تري از آنها كار در سازمان‌هاي غيردولتي را آغاز كردند يا در سازمان‌هاي كودكان و محيط زيست كه از قبل در آنها فعاليت مي‌كردند، كار درباره مسائل جنسيتي را پر رنگ‌تر كردند. اين گروه پشتوانه تئوريك محكم‌تري نسبت به زنان اصلاح‌طلب داشت و چون از دوران ركود و نداشتن فعاليت اجتماعي براي خواندن و فراگيري تئوريك استفاده كرده بودند، به نظر مي‌رسيد مي‌توانند عمل اجتماعي حساب شده‌تر و مؤثرتري نسبت به ديگران داشته باشند. در عمل، در بسياري از مقاطع و رويدادها، اين گروه توانستند نقش رهبري يا كليدي را بازي كنند» (معماريان، 1382، ش 14ـ 15، ص 24).

گروه‌هاي مذهبي تجدد‌گرا كه هم اكنون با عنوان فمينيست‌هاي اسلامي شناخته مي‌شوند، با اندكي تأخير و البته به شكل محدودتر به فعاليت پرداختند و سعي كردند با تركيب ديدگاه‌هاي جديد تعدادي از روحانيان، تفسيري نو از متون وحياني ارائه دهند و با انتقاد از قوانين داخلي، به ترويج مفاد معاهدات بين‌المللي بپردازند.

 

حمايت‌هاي خارجي از سازمان‌هاي غيردولتي داخلي

برخي از سازمان‌هاي غيردولتي، اين امكان را دارند كه با حمايت‌هاي مالي و اعتباري سازمان ‌ملل و بنيادهاي بين‌المللي به عنوان نماينده زن ايراني در كنفرانس‌هاي منطقه‌اي و جهاني شركت كنند. سمينارها و نشست‌ها را با اين حمايت‌ها برگزار كنند و مهم‌تر از آن با عهده‌دار شدن برخي فعاليت‌ها (از سوي نهادهاي بين‌المللي) اعتبار و موفقيت به دست آورند.

چندي پيش، شش نفر از نمايندگان سازمانهاي غيردولتي داراي گرايش فمينيستي با حمايت همين نهادها، در اجلاس تايلند شركت كردند و به انتقاد از قوانين جمهوري اسلامي پرداختند. مشاور يونسكو در امور سازمان‌هاي غيردولتي در اين باره مي‌گويند «يونسكو بيش از اينكه اهرم مادي داشته باشد كه البته دارد، به سازمان‌هاي غيردولتي اعتبار مي‌دهد. مثلاً از سازمان‌هاي غيردولتي در همايش دعوت مي‌كند و مي‌گويد «شما اين كارها را انجام دهيد و از درگير كردن كار با سازمان‌هاي غيردولتي گام بزرگ و مؤثري در راستاي اهداف خود برمي‌دارد» (مركز مطالعات و تحقيقات زنان، 1383، ش 6، ص 39).

 

تاريخچه سازمانهاي غيردولتي ‌در اقوام و ملل ديني و غيرديني

اديان آسماني و پيامبران الهي به ويژه پيامبر اسلام (ص)به انجام دادن كارهاي نيك و احسان و انفاق و دستگيري از مساكين و مستعضفان سفارش بسيار كرده‌اند. دين مقدس اسلام بعد از امور اعتقادي و ايماني و اعمال عبادي به انفاق و احسان و تعـاون و صدقات و امور خيريه اهميت خاصي داده است و نيكـوترين نشانه بر صدق ايمان را صدقه جاريه دانسته است.

اسلام از طريق وقف، نذر، هبه، قرض‌الحسنه، وصيت و واگذاري، منابع به نفع مستضعفان و عموم افراد جامعه با نفوذ معنوي خود خواسته است در تعميم و تعديل ثروت جامعه گامهايي مؤثر بر دارد و براي مبارزه با تجمل‌پرستيها و اسراف و تبذير و انحصار‌طلبي به بالا بردن نيروي ايمان و انسان دوستي اهميت دهد. در سيستم قانونگذاري اسلام، قرض‌الحسنه نيز اولين گزينش خدا باوري است و رضاي خدا به مردم خدمت كردن است. نويسنده در اين مقاله سعي دارد جنبه‌هاي وقف و قرض‌الحسنه را كه نمونه سازمانهاي غيردولتي اسلامي است، بررسي نمايد.

وقف كردن از كارهاي پسنديده و نيكويي است كه از ديرباز و حتي پيش از ظهور اسلام در جوامع بشري و عرف عقلاً متداول بوده و نمونه‌هاي بسياري از آن را در كتب تاريخي، جامعه‌شناسي و … مي‌توان مطالعه كرد. آنچه از مطالعه اين مسأله اجتماعي در زمانهاي دور و نزديك به دست مي‌آيد، اين است كه اين سيره حسنه همه جا به خاطر انگيزه ديني نبوده؛ بلكه در مواردي انگيزه‌هاي ديگري را هم مي‌توان ديد كه مردم را به سوي وقف كردن بر‌ مي‌انگيخته است.

سنت وقف ويژه كشورهاي اسلامي و شرقي نيست؛ در كشورهاي غربي و حتي در نقاط دور افتاده جزاير استراليا و آفريقا و در ميان سرخ‌پوستان آمريكاي جنوبي اين سنت وجود داشته است؛ اين اقوام براي معابد، پرستشگاه‌ها، كليساها، صومعه‌ها و ديرهايشان موقوفه‌هايي اختصاص مي‌داده‌اند، به ويژه در عهد باستان در يونان، چين، هند، ژاپن، روم، بابل و فلسطين قبل از اسلام نيز موقوفاتي وجود داشته است (سازمان اوقاف و امور خيريه، 1372، ج 2، ص 41). فقهاي بزرگ ما نيز در آثار خود درباره وقف كردن پيشنيان سخن گفته‌اند. مثلاً صاحب جواهر مي‌گويد: زرتشتيان بر آتشكده‌هاي خود وقف مي‌كنند (نجفي، 1981م، ‌ج 28، ص 31). و جاي ديگر مي‌گويد: اگر يهود و نصاري بر كليسا وقف كنند يا براي تورات و انجيل، جايز است؛ بي‌آنكه فقيهي در آن اختلاف داشته باشد (نجفي، 1981م، ‌ج 28، ص 36).

ملل قديم اقوام آريايي، خاصه نژاد ايراني كه از زمانهاي بسيار قديم به پيروي از آيين و كيش خود به كارهاي نيك و آباداني و دستگيري از درماندگان و بينوايان توجه بسيار داشتند، به يقين داراي موقوفات و نذور بسياري براي نگهداري معابد و آتشكده‌هاي خود بوده‌اند كه پاره‌اي از آنها در بعضي از شهرستانهاي ايران مثل يزد و كرمان در نزد زرتشتيان باقي و داير است. از روي قراين مي‌توان حدس زد كه آتشكده معروف آذرگشسب در بلخ موقوفات و نذور بسيار داشته است (شهابي، بي‌تا، ج 1، ص 2). مردم مصر در قديم با فكر وقف اجمالاً آشنا بودند. املاكي بر خدايان، معبدها و مقبره‌ها اختصاص مي‌يافت تا درآمد آنها به مصرف تعميرات، نوسازي، اقامه مراسم و خرج كاهنان (رهبران ديني) و خادمان برسد و اين گام به قصد تقرب به خدايان برداشته مي‌شد (همو، ص 39). روميان با نظام مؤسسات كنيسه و مؤسسات خيريه آشنا بودند؛ اين مؤسسات به اداره فقيران و ناتوانان مي‌پرداخت. و اموالي به اين مؤسسات اختصاص مي‌يافت تا به مصرف فقرا و ناتوانان برسد (همو، ص 39).

 

سازمانهاي غيردولتي بعد از اسلام

از آغاز پيدايش دين مقدس اسلام كارهاي خير جمعي و از آن جمله قرض‌الحسنه و وقف جايگاهي رفيع داشت، همه پيشوايان بزرگوار ما در اين راه خير پيشگام بوده‌اند و در درياي بيكران علوم فقهي گوهرناب وقف مقامي رفيع دارد. از زمانـي كه استنباط علمـي عميق اسلامي از منابـع چهارگانه كتاب، سنـت، عقل و اجماع شروع و علم ‌فقه به وجود آمده، بابي به وقف اختصاص يافته است.

نخستين صدقه موقوفه در اسلام زمينهاي مخيريق است. مخيريق آنها را با وصيت در اختيار پيامبر (ص)گذاشت و پيامبر (ص)آنها را وقف كرد (واقد، 405ه‍، ج 1، ص 262). مخيريق مردي يهودي بود كه در جنگ احد مسلمان شد و در جنگ نيز شركت كرد. وي در آن جنگ به شهادت رسيد. بنابراين املاك وي از همان زمان به پيامبر (ص)تعلق گرفت. اين زمينها از هفت قطعه باغ تشكيل شده بود كه تا سال هفتم هجرت كارگران پيامبر (ص)باغها را اداره مي‌كردند. اما در همان سال آن حضرت باغها را وقف كردند و سنت حسنه اسلامي وقف را تشريع نمودند.

اميرالمؤمنين (س)در مدت چندين سالي كه از كارهاي سياسي كنار گذاشته شده بودند، قهراً در اجتماعات حضور كمتري داشتند و لذا در اين مدت به امور كشاورزي، درختكاري، حفر قنوات و چشمه‌ها در اطراف مدينه مشغول شدند و بدين وسيله املاك و باغها و مزارع فراواني درست كردند. حضرت باغها را در راه خدا به صورت زكات و صدقه واجب يا مستحب انفاق مي‌كردند و در آخر عمر همه باغها و مزارع را وقف فرمودند؛ اين باغها براي حجاج خانه خدا، فقرا و خويشاوندان وقف شدند (مجلسي، 1403ه‍، ج41، ص 43).

از جمله موقوفات حضرت علي (س)صد چشمه آب بود كه حضرتش در ينبع حفر كرده و براي حاجيان خانه خدا وقف فرمودند. ابن‌شهر‌آشوب موقوفه‌هاي ديگري نيز از آن حضرت ذكر كرده‌ است (مازندراني، بي‌تا، ج 2، ص 123).

قيام و شهادت سرور آزادگان حسين‌بن‌علي (س)علاوه بر آثار شگفت‌انگيزي كه در فرهنگ قيام و شهادت به جاي گذاشت، در وقف و ايقاف نيز ابعادي گسترده و تازه به وجود آورد و وقف به چشمه جوشان و پر نور شهادت و ولايت پيوند خورد.

شيفتگان ارزشهاي والاي انساني و عاشقان راه خاندان عصمت و طهارت براي زنده نگهداشتن حماسه خونين كربلا كه عده‌اي از دشمنان و بد خواهان در طول تاريخ قصد داشتند آن را به فراموشي بسپارند، در پديده وقف موفق شدند اين حماسه جاويد را تا قيامت همچنان تازه نگه‌ دارند و با برپايي مجالس عزاداري، آمادگي خويش را براي حضور در صحنه‌هاي مبارزه با ستم‌كاران تاريخ حفظ كنند. از اين زمان به بعد جلوه‌هاي متنوع وقف در همه زمينه‌ها به وجود آمد و از زمان خلافت عباسيان تشكيلاتي به نام «ديوان وقف» پديدار شد. در زمان سلطان سنجر تصدي امور وقف به علما و دانشمندان اسلامي واگذار شد و او در تحقق نظر واقفان خيرانديش تأكيد بسيار كرد. پس از حمله مغول و آرامش نسبي اوضاع مسأله وقف بار ديگر احيا شد و وزير دانشمند خواجه رشيد الدين فضل الله اماكن عام المنفعه‌اي از قبيل مسجد، مدرسه، رصد‌خانه و كتابخانه وقف كرد كه هم اكنون وقف‌نامه آن تحت عنوان «وقفنامه ربع رشيدي» موجود است.

در زمان صفوي وقف، گسترش بسياري يافت و حتي براي تصدي و نظم اوقاف تشكيلاتي شبيه به «وزارتخانه» به وجود آورد كه به وسيله مستوفيان و صدور متوليان دقيقاً مورد رسيدگي و مميزي قرار مي‌گرفت.

در زمان افشاريان و قاجاريان وقف به صورت نيمه آشفته‌اي در آمد و بدان توجه نشد. بعد از قاجاريه بر اثر اقدامات روحانيت آگاه و مردم، بيشتر موقوفات احيا شده و با تأسيس «وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستطرفه» وقف صورتي مدون و قانوني به خود گرفت بعدها در سال 1313 شمسي قانون اوقاف و يك سال بعد نظامنامه آن تنظيم شد. اما در زمان قدرت ظاهري رضاخان و پسرش بتدريج وقف از صورت صحيح خارج گرديد و آنها بسياري از موقوفات را به نام املاك شخصي خود به ثبت رساندند و آنها را بر خلاف اصول فقهي به بهانه اصلاحات ارضي به فروش رساندند. در زمان انقلاب شكوهمند اسلامي كه به رهبري حضرت امام خميني (قدس‌ سره) به وقوع پيوست، وقف دوباره احيا شد (سازمان حج و اوقاف، 1372، ‌ص14). درباره وقف آيات قرآني فراواني نازل گرديده است:

1ـ «مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند مانند دانه‌اي است كه از آن هفت خوشه برويد كه در هـر خوشه صد دانه باشد. خداونـد براي هر كس كه بخواهـد، باز هم بر اين مقدار بيفزايد»[3] (بقره، 261).

2ـ «هرگز به خير و خوبي كامل نمي‌رسيد، مگر آنكه آنچه را دوست داريد، در راه خدا انفاق كنيد»[4] (آل عمران،92).

3ـ «نيكوكاري بدان نيست كه روي به جانب مشرق و مغرب كنيد. دارايي خود را در راه دوستي خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان و سؤال‌كنندگان بدهيد و هم در آزاد كردن بندگان صرف كنيد[5] (بقره، 177).

4ـ «آنچه از كارهاي خير پيشاپيش براي خود مي‌فرستيد، نزد خدا بهتر از آن را مي‌يابيد و با اجري عظيم‌تر»[6] (مزمل،20).

در روايات نيز به امور خير بسيار سفارش شده است:

1ـ از حضرت علي(س) روايت شده است «صدقه و حبس دو ذخيره هستند پس آنها را براي روزگار خود حفظ كنيد»[7] (نوري طبرسي، 1411ه‍، ج 2، ص 511).

2ـ از امام صادق(س) روايت است كه فرمود: انسان بعد از مرگش ثوابي نمي‌برد مگر از سه خصلت: اول صدقه‌اي كه در زمان حياتش جاري كرده باشد و بعد از مرگش همچنان در جريان باشد[8]؛ دوم سنت نيكويي كه بنا نهاده و پس از مرگش طبق آن عمل شود؛ سوم فرزند نيكويي كه برايش دعا كند (حرعاملي، بي‌تا، ج 13، ص 292؛ صدوق، 1403 ه‍، ج 1، ص 151، حديث 184؛ طوسي، 1406 ه‍، ج 9، ص 232).

سازمانهاي غيردولتي حتي قبل از اسلام هم بوده است اما تحت اين عنوان نبوده از سازمانهاي غيردولتي بارز، علاوه بر وقف مي‌توان قرض‌الحسنه را نام برد.

 

انواع مالكيت

مالكيت بر دو نوع است: 1ـ مالكيت خصوصي؛ 2ـ مالكيت دولتي.

 

1ـ مالكيت خصوصي

عبارت است از وقف براي شخص يا اشخاص معين از قبيل اولاد و ذريه واقف. اين نوع وقف اختصاص به افراد محصور دارد و بايد براي موقوف‌عليه ملكيت داشته باشد؛ يعني از بهره آن استفاده ببرد از قبيل وقف بر اولاد، علما و فقرا طبق آيه «ليس البر ان … و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب» (بقره، 177). و همچنين آيه زير به صراحت در زمينه خدمات غيردولتي بيان گرديده است كه به لحاظ مديريت به شخص واگذار مي‌شوند. «ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات…» (احزاب، 35) اين آيه ضمن آنكه خصوصيات مؤمنان (چه مرد، چه زن) را بيان مي‌كند، اسباب نزول آيه را نيز چنين بيان مي‌دارد كه چون رسول خدا(ص) از جنگ خيبر برگشت و در آن جنگ گنجينه‌هاي آل ابي الحقيق نصيب مسلمانان شد، و حضرت فرمود كه بر طبق دستور خداي متعال بين همه مسلمانان تقسيم گردد (طباطبايي‌،1363، ج 32، ص184).

 

2ـ مالكيت دولتي

عبارت است از وقف بر جهتي عمومي و مصلحتي همگاني نظير وقف كردن مسجـد، پل، حمايت از زنان بي‌سرپرست و كاروانسرا. در اين نوع وقـف، مقصـود نفع تمام مردم است نه گروه خاص يا نوع معين و مشخص (الموسوي الخميني، 1390ه‍،‍ ج 2، ص 123).

اگر كسي مالي را در راه خدا وقف نمود، اين وقف منصرف است به هر چيزي كه باعث نزديكي به خدا شود. مقصود از سبيل الله طريق و راهي است كه از آن به ثواب و پاداش حق تعالي مي‌توان نايل شد و از آن طرف رضا و خشنودي حضرت حق تعالي را تحصيل نمود (ذهني، 1370، ج 9، ص 404). امور خيريه از همان آغاز صدور اسلام به عنوان عمل خير و سنت نيكو و پسنديده در شمار صدقه جاريه باقيات الصالحات به حساب مي‌آمد و پاداش و اجر فراوان اخروي و شهرت و نام نيك و جاودانگي ياد و خاطره واقف را به همراه داشت. قرض‌الحسنه، عملي بسيار پسنديده بود و به شدت مورد توجه عموم پيروان اسلام قرار گرفت هر يك از پيروان اسلام كه بر سرنوشت علمي فرهنگي، و معنوي جامعه اسلامي علاقه داشت، به اندازه استعداد و به قدر امكان خويش به اين كار كه از باقيات صالحات و سنتهاي حسنه بود، اقدام مي‌كرد، به اين عمل نيز افتخار مي‌نمود و به خاطر رضاي الهي در راه حفظ آثار علما و رساندن آن به نسلهاي آينده و كمك به پيشرفت جامعه اسلامي از هيچ تلاشي مضايقه نمي‌كرد. نويسنده بر آن است كه قرض‌الحسنه را بعنوان مصداق بارز سازمانهاي غيردولتي در انديشه اسلامي ارزيابي نمايد.

همان طور كه مي‌دانيم در قرض‌‌الحسنه، شخص بالفعل مقدار مال خود را داوطلبانه در اختيار ديگري قرار مي‌دهد و فقط قصد خدمت دارد. در انديشه ديني اين عمل بايد با قصد قربت صورت پذيرد كه در اين حال، خدمات اين سازمان غيردولتي جنبه عبادي نيز پيدا مي‌كند و قصد قربت يكي از شروط آن مي‌گردد. اين سيستم قانونگذاري هم به تأمين بودجه و هم اعتبار و هم قصد قربت نياز دارد. اگر بنگريم، در مي‌يابيم كه اسلام باز در اين مسأله جلوتر از ديگران است.

 

بررسي قرض‌الحسنه در آيات و روايات

قرض‌الحسنه در لغت: قرض[9] در لغت به معناي وام، وام دادن (حسيني دشتي، 1379، ج 8، ص 291) و جمع آن قروض است (جر، 1363، ج2، ص 179). قرض در اصطلاح عبارت است از اينكه مال را به ضمان ملك ديگري نمايند به اينكه به عهده او باشد كه خود آن مال يا مثل يا قيمت آن را بپردازد. به تمليك كننده «مقرض» يا وام دهنده، به قبول كننده ملك «مقترض» يا وام‌ گيرنده و به وام خواه «مستقرض» گفته مي‌شود (الموسوي الخميني، 1365، ج 2، ص 635). همچنين به معني وام دادن بشري به بشر ديگر است (حسيني دشتي، 1379، ج 8، ص 293).

1ـ‌ «كيست كه خدا را وام (قرض‌الحسنه) دهد و خدا بر او به چندين برابر بيفزايد. خداست كه مي‌گيرد و مي‌دهد و همه به‌سوي او باز مي‌گرديد»[10] (بقره،245). 2ـ اگر براي خداوند قرضي نيكو بدهيد، خداوند آن را براي شما چندين برابر مي‌گرداند[11] (تغابن، 17).

3ـ براي خداوند قرضي نيكو بدهيد[12] (مزمل،20).

4ـ همانا زنان و مردان كه صدقه مي‌دهند به خدا قرض نيكو دهند[13] (حديد، 18).

 

بررسي قرض‌الحسنه در روايات

از پيامبـر اكرم(ص) روايـت است كه فرمـود «هر كسي بـه برادر مسلمان خـود قرض دهد، در مقابل هر درهمي كه به او قرض داده به وزن كوه احد از كوه‌هاي رضوي و طور سينا براي او حسنه است و اگر در مطالبه‌اش با او مدارا كند، به خاطر اين مدارا مانند برق جهنده فروزان بدون حساب و عذاب از روي صراط مي‌گذرد. و هر كسي برادر مسلمانش نزد او شكايتي برد و به او قرض ندهد خداوند عز و جل در روزي كه نيكوكاران را جزا مي‌‌دهد بهشت را بر او حرام مي‌كند» (حر عاملي، بي‌تا، ج 13، ص 78).

در كتاب «امالي» روايتي نقل شده از رسول خدا(ص) كه فرمود «كسي كه برادر مسلمان نيازمندش براي گرفتن وام از او درخواست كند و او با وجود توانايي به او وام ندهد، خداوند بوي بهشت را كه از راه‌هاي دور به مشام مي‌‌رسد، بر او حرام مي‌كند» (بحراني، 1363، ج 20، ص 107). عبدالرحمن بن ابي بكر روايت كرده كه رسول خدا(ص) فرمود «روز قيامت مؤمني به صحراي محشر وارد مي‌شود كه صاحب وام او را دستگير كرده و مي‌گويد من از اين مرد طلبكارم. پس خداوند مي‌فرمايد: من سزاوارتر از كسي هستم كه دين بنده‌ام را پرداخت نمايد» ‌(الشهدي، بي‌تا، ج 6، ص 244). امام صادق(س) فرمود هيچ مسلماني نيست كه قرض دهد مسلماني را به جهت رضاي خدا، مگر آنكه براي او اجرش مانند صدقه حساب شود تا آن گاه كه قرض قرض به او برگردد (بحراني، 1363، ج 20، ص 106).

 

قرض‌الحسنه از نظر فقها

در قرض اجر بزرگ و ثواب بسيار است و آن بهتر از صدقه دادن است (طباطبايي، 1374، ج 9، ص 470؛ محقق كركي، بي‌تا، ج 5، ص 9).

قرض دادن، بهتر است از صدقه دادن به مثل آن (ابن الاثير، بي تا، ج 2، ص 32).

قرض دادن به مؤمن از مستحبات مؤكد است، مخصوصاً قرض دادن به صاحبان نياز به خاطر خصوصيتي كه دارد. همچنين روايتي هست از رسول اكرم(ص) كه فرمود «كسي كه نياز و حاجت برادر مسلمانش را برآورده كند، خداوند نياز او را در دنيا برآورده مي‌كند تا روز قيامت» (طباطبايي، 1374، ج 8، ص 480؛ حسيني سيستاني، 1377، ج2، ص 282).

علامه حلي فرموده است در قرض دادن ثواب بسياري است كه ناشي مي‌شود از امداد كردن اصل احتياج از روي رغبت و ثواب؛ بايد اكتفا كرد به رد عوض نه زياده از آن (محقق حلي، 1377، ج 2، ص 65).

قرض دادن مستحب است و دليل مستحب بودن دين و قرض گرفتن، عموم ادله و عموم آيات و اخبار است (حلي، 1362، ج 9، ص 56).

در «تحرير الوسيله» با اشاره به قول پيامبر(ص) مي‌خوانيم «قرض دادن به مؤمن مخصوصاً براي صاحبان نياز از مستحبات مؤكد مي‌باشد، زيرا خصوصيتي در آن است كه نياز او برآورده و گرفتاريش برطرف مي‌شود».

علامه حلي در «تبصره المتعلمين» قرض دادن را مستحب دانسته، ثواب آن را دو برابر صدقه مي‌داند. همچنين امام صادق(س) در خصوص ثواب صدقه مي‌فرمايد بر در بهشت نوشته شده است كه ثواب صدقه ده برابر و ثواب وام دادن هجده برابر است. آن امام در معني قول خداي عز و جل «لاخير في كثير من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بين الناس» فرمود: معروف وام دادن است و نيز فرمود: مؤمني نيست كه به قصد كسب خشنودي خداي عزوجل به مؤمني وام بدهد. مگر آنكه اجر آن وام به حساب صدقه براي او محسوب مي‌شود تا وقتي كه مالش به او بازگردد. آن امام(س) فرمود: وام مؤمن غنيمت و تعجيل خير است. زيرا اگر وام گيرنده گشايش و امكان مالي بيابد، آن را باز پس مي‌دهد و اگر بميـرد از بابت زكات وام‌دهنده به حساب مي‌آيد. فقها قرض دادن را در زمـره عبادات آورده و حتي برتر از صدقه شمرده‌اند (همو، ج 2، ص 3).

 

قرض‌الحسنه در حقوق مدني ايران

در «حقوق مدني» دكتر كاتوزيان آمده قرض وسيله‌اي براي تعاون اجتماعي است، زيرا موجب مي‌شود كسي كه نياز به مالي دارد، آن را از ديگران بگيرد و در فرصت مناسب مثل آنچه را به وام گرفته است، پس بدهد. صاحب مال و نيازمند به اين دادوستد، رغبتي بيشتر از صدقه و عطيه دارند. صاحب مال مي‌داند كه به مثل آنچه وام داده مي‌رسد و نيازمند نيز رفع حاجت مي‌كند. بي‌آنكه در گرو ترحم و لطف ديگري باشد و منتي بر دوش كشد. به همين دليل است كه در اسلام قرض دادن را در زمره عبادات آورده و حتي برتر از صدقه شمرده‌اند (نجفي، 1981م، ج 25، ص 285) و با حرام كردن ربا آن را از آلايشهاي مادي و سود‌جويي دور ساخته‌اند (امامي، 1368، ج 1، ص 485).

 

نتيجه‌گيري

در ارتباط سازمانهاي غيردولتي داخلي و همكاري آنها با سازمان‌ملل بايد نكات زير را مدنظر داشت:

1ـ با سازمانهاي غيردولتي راه نفوذ بيگانه نبايد فراهم شود؛ زيرا از مهمترين اهداف و مقاصد حكومت اسلامي ايجاد استقلال و حفظ اين استقلال در تمامي زمينه‌هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، نظامي مي‌باشد كه با ايجاد امكانات در هر يك از اين زمينه‌ها هر گونه سلطه كفار بر جامعه اسلامي را قطع خواهد كرد فقهاي بزرگ اسلام با استفاده از اين قاعده مي‌فرمايند: هر معامله و هر رابطه‌اي كه موجب ‌شود غير مسلمان بر مسلمان تسلط يابد، باطل و حرام است. لذا حكومت اسلامي بايد بكوشد تا با فراهم آوردن قواي نظامي و تجهيزات كامل دفاعي چنان دشمن را به هراس اندازد كه آنها هرگز جرأت تجاوز به حريم اسلام و مسلمين را به خود راه ندهند و با گسترش علم و فرهنگ اسلامي راه نفوذ تمامي فرهنگهاي غيراسلامي را ببندد و با ايجاد عدالت اجتماعي و استقلال اقتصادي از سلطه اقتصادي بيگانگان جلوگيري نمايد. مردم مسلمان و حكومت اسلامي بايد از هر رابطه‌اي كه به استقلال و عزت و سيادت آنها لطمه و صدمه مي‌زند، دوري نمايند (الموسوي الخميني، 1390ه‍، ج 1، ص 486).

2ـ فعاليت سازمانهاي غيردولتي نبايد مخالفتي با عزت و افتخار مسلمين داشته باشد. طبق روايت شريف اعتلاء كه مي‌فرمايد «الاسلام يعلو و لايعلي عليه و الكفار بمنزله الموتي لايحجبون و لايورثون» اسلام بر ساير مكاتب و ملل برتري دارد و هيچ چيز بر آن برتري ندارد و كافران به منزله مرده‌ها هستند. نه حاجب هستند و نه ارث مي‌برند (صدوق، بي‌تا‍، ج 4، ص 33).

3ـ موجب سلطه كافران نشود؛ طبق آيه صريح قرآن كه مي‌فرمايد: «لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلاً» (نساء، 141).

4ـ موجب توسعه فرهنگ خيرخواهي و از بين بردن فرهنگ از خودبيگانگي شود.

5ـ سازمانهاي غيردولتي فعلشان مجرمانه نيست بلكه براي اهداف خاصي فعاليت مي‌كنند و كارشان گره‌گشايي است و در پي رفع نيازهاي جامعه هستند.

6ـ در فعاليت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي اصل نيت است كه بايد خالص باشد «الاعمال بالنيات».

7ـ سازمانهاي غيردولتي با انديشه ديني و ملي كار مي‌كنند و نبايد زمينه را براي فرهنگ بيگانه فراهم كنند.

8 ـ بسيج كردن سازمانهاي غيردولتي در مواقع بحراني جامعه از قبيل زلزله و آتش‌سوزي از نكات مثبت اين سازمانها است.

9ـ لزوم نظارت بر عملكرد سازمانهاي غيردولتي در راستاي اهداف نظام اسلامي.

10ـ تشويق سازمانهاي غيردولتي براي ترويج فرهنگ اسلامي در حوزه بين‌الملل.

 

منابع و مآخذ

1) القرآن الكريم

2) ابن الاثير، مبارك بن محمد، النهايه في غريب الحديث و الاثر‌، تحقيق: طاهر احمد الزاوي و محمود محمد الطناحي، بيروت، المكتبه العلميه، بي‌تا

3) امامي، سيد حسن، حقوق مدني، تهران، كتابفروشي اسلاميه، چاپ هشتم، 1368

4) بحراني، يوسف بن احمد، الحدائق الناضره في احكام العتره الطاهره، قم، جماعه المدرسين، مؤسسه النشر الاسلامي، 1363

5) پايدار، پروين، «زنان و سازمان‌هاي غيردولتي تجربه سازمان‌هاي غيردولتي زنان»، روزنامه ياس نو، تهران، 1382

6) جر، خليل، المعجم العربي الحديث‌، ترجمه: حميد طبيبيان، تهران، اميركبير، 1363

7) حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق: عبدالرحيم رباني شيرازي، بيروت، دارالاحياء الثراث العربي، بي‌تا

8) حسيني دشتي، مصطفي، معارف و معاريف، تهران، دائره المعارف جامع اسلامي، مؤسسه فرهنگي آرايه، 1379

9) حسيني سيستاني، علي، منهاج الصالحين، بيروت، دار‌المورخ العربي، 1377ه‍

10) حلي، جعفربن حسن، الشرايع الاسلام، تهران، مكتبه العلميه الاسلاميه، 1377

11) حلي، ابومنصور حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تذكرة الفقها، تهران، المكتبه المرتضويه لاحياء الآثار الجعفريه، چاپ سنگي، بي‌تا

12) همو، مجمع الفائده البرهان في شرح ارشاد الاذهان، شارح: احمد بن محمد مقدس اردبيلي، قم، جماعة المدرسين، مؤسسه النشر الاسلامي، 1362

13) ذهني تهراني، سيد محمد جواد، المباحث الفقهيه في شرح الروضه البهيه، تهران، بي‌نا، چاپ دوم،1370

14) رزاقي، سهراب، «ظرفيت سازي و دوران گذار سازمان‌هاي غيردولتي»، تهران، روزنامه وقايع اتفاقيه، خرداد1383

15) رضايي قلعه تكي، زهرا، «بررسي عملكرد سازمانهاي غيردولتي زنان در ايران»، فصلنامه ريحانه، تهران، مركز امور مشاركت زنان، 1383

16) شهابي، علي اكبر، تاريخچه وقف در اسلام، قم، چاپ مهر، بي‌تا

17) صدوق، ابوجعفر محمدبن علي بن حسين، الخصال، تحقيق: سيد حسن موسوي خراساني، بيروت، دارصعب و دار التعارف، بي‌تا

18) همو، من لايحضره الفقيه، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1403هـ

19) طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: سيد محمد باقر موسوي همداني تهران، كانون انتشارات محمدي، چاپ سوم، 1363

20) طباطبايي، علي بن محمد علي، رياض المسائل في بيان احكام الشرع بالدلائل، قم، دار الهادي، چاپ دوم، 1374

21) طوسي، ابوجعفر محمد بن الحسن، تهذيب الاحكام، بيروت، دار الاضواء، 1406ه‍

22) علاء الدين، متقي بن حسام الدين الشهدي، كنز العمال، چاپ سنگي، بي‌تا

23) كمالي، فاطمه، «صعود ناگهاني»، تهران، روزنامه شرق، 1383

24) مازندراني، ابوجعفر رشيد الدين محمدبن علي بن شهرآشوب، مناقب آل ابي طالب، قم، كتابفروشي مصطفوي، چاپ اول، بي‌تا

25) مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ سوم،‌1403هـ

26) محقق كركي، علي بن حسين، جامع المقاصد في شرح القواعد، بي‌جا ، بي‌نا، بي‌تا

27) مطيع، ناهيد، «موقعيت سازمانهاي غيردولتي زنان در ايران»، تهران، روزنامه جمهوري، ارديبهشت 1360

28) معماريان، اميد، «كنشگران داوطلب»، مركز مطالعات و آموزش سازمان‌هاي جامعه مدني ايران، 1382

29) موسوي الخميني، سيد روح ا...، تحريرالوسيله، قم، دار الكتب العلميه، چاپ دوم، 1390 ه‍

30) همو، تحرير الوسيله، قم، مكتب الاعتماد الكاظمي، چاپ پنجم، 1365

31) همو، وسيله النجاه، قم، مكتب الاعتماد الكاظمي، چاپ چهارم، 1362

32) نجفي، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام، تحقيق: علي آخوندي، بيروت‌، دار الاحياء الثراث العربي، چاپ هفتم، 1981م

33) نوري طبرسي، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، چاپ سوم، 1411 ه‍

34) واقد، محمد بن عمربن واقد، المغازي للواقدي، تحقيق: مارسدن جونس، نشر دانش اسلامي، 1405هـ

35) «حضور زنان از طريق سازمانهاي غيردولتي»، قم، فصلنامه حوراء، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1383

36) «ميراث جاويدان»، فصلنامه فرهنگي تحقيقي اجتماعي تاريخي، تهران، سازمان اوقاف و امور خيريه

37) وقف و ماهيت آن در اسلام، تهران، انتشارات اداره كل حج و اوقاف، 1372

 

پی نوشت:

[1] كار ارزيابي مقاله در10/7/84 آغاز و در تاريخ 1/9/84 به اتمام رسيد.

[2]در شماره قبل، مقاله‌اي با عنوان «سازمانهاي غيردولتي و كمكهاي مالي» ارائه گرديد كه محور آن نوع ارتباط اين سازمانها با مراكز بين‌المللي و نيز شيوه دريافت كمكهاي مالي از سوي اينان بود. از طرفي جايگاه اين ارتباط از منظر انديشه ديني با توجه به اصل استقلال ديني و ملي و از سويي كاربرد قواعدي چون «نفي سبيل» روشن گرديد. در اين مقاله محقق ديگري، ابتدا به اهداف و فعاليتهاي اين سازمانها و سپس به بررسي جايگاه ماهوي آن از منظر ديني و غير‌ديني پرداخته است و به صورت اخص مصاديقي از اين گونه نهادها را در فقه و حقوق اسلامي مورد ارزيابي قرار داده است و به مواردي چون وقف، قرض الحسنه، خيريه‌هاي مردمي پرداخته و به تفاوتهاي ماهوي ميان جايگاه اين سازمانها در انديشه ديني و برون ديني پرداخته است.

[3] «مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله كمثل حبة انبتت سبع سنابل في كل سنبلة مائة حبة و الله يضاعف لمن يشاء».

[4] «لن تنالوا البرحتي تنفقوا مماتحبون».

[5] «ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب…» تا اينكه مي‌گويد: و «آتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب».

[6] «و ماتقدموا لانفسكم من خير تجدوه عندالله هو خيراً و اعظم اجراً».

[7] قال علي(u): الصدقه و الحبس ذخيرتان فدعوهما ليومهما.

[8] « … عن ابي عبدالله عليه السلام قال: ليس يتبع الرجل بعد موته من الاجر الاّ ثلاث خصال. صدقه اجراها في حياته فهي تجري بعد موته و سنه هدي سنها فهي يعمل بها بعد موته أو ولد صالح يدعو اله».

[9] القرض الحسن.

[10] من ذا الذي يقرض الله قرضا ًحسنا ًفيضاعفه‌ له اضعافاً كثيره و الله يقبض و يبصط و اليه ترجعون.

[11] ان تقرضو الله قرضاً حسناً يضاعفه لكم.

[12] و اقرضوا الله قرضاً حسناً.

[13] ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضاً حسناً.

 

    37 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سازمان هاي غير دولتي (3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :