حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم (1949) سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) با حضور امريكا و كشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شكل گرفت.
اعضاي ناتو، اگرچه به بحث و بررسي مسائل اقتصادي و سياسي نيز مي پردازند اما رويكرد اصلي ناتو، نظامي است. اين سازمان با اشغال كره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و تركيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود كرد. ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترك در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در كشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه كرد، بلكه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از حوزه ناتو حفظ كرده اند. امروز نيز مشاهده مي شود دنياي غرب به صورت غيررسمي سازمان را در حوزه فرهنگ ايجاد كرده و ناتوي فرهنگي شكل داده است.
رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي هويت ملي جوامع بشري بويژه مقابله با ايمان انسان هايي است كه مصممند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع كنند. اعضاي ناتوي فرهنگي با بهره مندي از 57 سال تجربه نظامي گري، تاسيسات پايه اي هماهنگي را در حوزه رسانه ها شكل داده اند. 4 خبرگزاري مسلط بين المللي، شبكه هاي خبري غالب مانند بي.بي.سي و سي.ان.ان، تاسيسات ماهواره اي كه ارسال امواج صدها شبكه ماهواره اي را بر عهده دارند، صدها روزنامه و هزاران پايگاه خبري و تبليغاتي از جمله اين تاسيسات هستند كه همگي ارزشهاي مشترك غربي را منتشر و تلاش مي كنند ارزشهاي مقاوم در برابر خود را درهم كوبند. اين شرايط آنچنان نابرابر و غيرعادلانه است كه نمي توان آن را بازار پيام اطلاق و چنين تصور كرد كه توليدكننده يا عرضه كننده كالايي در برابر توليد يا عرضه كالايي ديگر، رقابتي سالم را دنبال مي كند. اين عرصه همانند عرصه نظامي و حتي علمي آنچنان نابرابر و يكطرفه است كه هرگاه كشوري بخواهد با اتكا به توانمندي هاي بومي و منطبق با معاهدات بين المللي حتي در جهت تامين نيازهاي خود گام بردارد به بهانه هاي مختلف مي كوشند او را از عرصه رقابت خارج يا اساسا حذف كنند تا خود همچنان بر بازار مسلط باقي بمانند. رهبر دورانديش انقلاب اسلامي با توجه به اين واقعيت در جمع دانشگاهيان استان سمنان دراين باره چنين فرمودند: «باندهاي بين المللي زر و زور كه براي تسلط بر منافع ملتها سازمان نظامي ناتو را تشكيل داده بودند، اكنون براي نابودي هويت ملي جوامع بشري و تحقق بيشتر اهدافشان درپي تشكيل «ناتوي فرهنگي» هستند تا با استفاده از امكانات زنجيره اي، متنوع و بسيار گسترده رسانه اي، سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها و ملتها را به دست بگيرند كه بايد هشيارانه اين مساله را زير نظر داشت». با شناخت اين واقعيت و ابعاد گسترده و پيچيده آن، اين پرسش مطرح مي شود كه در برابر «ناتوي فرهنگي» چه بايد كرد؟ اعضاي ناتو خود تلاش مي كنند به گونه اي همه را مرعوب و يا به بياني مودبانه تر متقاعد كنند كه اساسا همان طور كه در برابر قدرت نظامي و اقتصادي غرب توان مقاومتي نيست، در اين رويارويي نيز ديگران بايد تسليم شوند و راهي جز همراهي با غرب متصور نيست اما درست به همان دليل كه در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد، قدرت نظامي غرب بلامنازع نيست و مي توان با تكيه بر ايمان و بهره گرفتن از توانمندي ها در برابر آن ايستادگي كرد و حتي آن را شكست داد. در حوزه فرهنگ نيز پايداري تنها راه و تنها پاسخ مبتني بر عزت و غيرت است.
اما چگونه و با كدام ابزار؟ حوزه ملي و جهان اسلام دو حوزه مهم براي برنامه ريزي دفاعي و تهاجمي در برابر حركت سازمان يافته غرب است و رسانه مهمترين ابزار به اجرا درآوردن اين برنامه محسوب مي شود. در هر دو حوزه بايد ارزشهاي مشترك را بازشناخت و براي تحكيم و گسترش آنها اقدام كرد. استفاده از همه ظرفيت ها، بهره مندي از فناوري روز و به كارگيري جديدترين تكنيك ها در انتقال پيام از ديگر راهكارهاي ورود به اين عرصه است.
تقويت رسانه هاي ملي، تاسيس رسانه هاي فراملي و ايجاد رسانه ها يا پيمان هاي رسانه اي مشترك اسلامي از ديگر الزامات حضور فعال و خلاقانه در اين ساحت به شمار مي رود.