سيره امام رضا(ع) در نقالى و ديگر آيين هاى نمايشى
نقالى: علامه دهخدا در باره واژه نقال مى گويد: «اضافه گو، قصه خوان، كسى كه قصه و حكايت بيان مى كند، كسى كه در قهوه خانه ها و مجامعى از اين قبيل داستان هاى حماسى و سرگذشت پهلوانان و عياران را به آهنگى خاص نقل مى كند» (دهخدا، جلد ،۱۴ ص ۲۲۶۵۳).
نقالى از جمله نمايش هاى مستقل است كه پس از اسلام شكل گسترده و نمايشى پيدا كرد. ريشه نقالى به قوالى پيش از اسلام باز مى گردد. مهم ترين تفاوت اين دو گونه نمايشى مربوط به اجراى آنهاست، قوالى با ساز همراه بود، ولى نقالى بدون ساز و با تكيه بر بازيگرى، شرح و بيان نقالى اجرا مى شد، نقل ها از لحاظ مضمون به چهار دسته اصلى دسته بندى مى شوند:
* نقالى هاى تاريخى، اسطوره اى و حماسى،
* نقل هاى پهلوانى،
* نقل هاى غنايى،
* نقل هاى دينى و مذهبى.
بخش قابل توجهى از نقل هاى مورد استفاده در نواحى ايران از مضمون دينى و مذهبى برخوردارند. اين گروه ازنقل ها به اشكال مختلفى مسائل اعتقادى را مورد توجه قرار داده و به باز پرورش آنها مى پردازند.
بعضى از نقل هاى مذهبى به طور مستقيم برخى از احاديث قرآنى يا روايت دينى و مذهبى را به عنوان جوهر اصلى خود برگزيده اند. نقل سرگذشت حضرت يوسف(ع)، نقل حضرت على(ع)، نقل موساى پيامبر، نقل در آتش شدن حضرت ابراهيم(ع) و نقل حضرت امام رضا(ع) مهمترين اينگونه نقل هاست كه در نوروز خوانى نيز مورد استفاده قرار مى گرفت. براى نمونه در نقل هاى مربوط به امام رضا(ع) داستان سفر ايشان از مدينه به طوس مورد توجه قرار مى گرفت. مهمترين ويژگى اين نقل افزودن شاخ و برگ هاى عاميانه به اصل داستان و آوردن معجزات و كرامات امام رضا(ع) نزد صياد براى آزاد كردن آهويى است كه بره شيرخواره اش در انتظار اوست.
در اين نقل معجزه امام رضا(ع) به عنوان درونمايه اصلى داستان مورد توجه قرار گرفته است. اين مجلس نقل بيشتر در خراسان اجرا مى شد. نكته جالب توجه در مورد نقل ضامن آهو فرم اجرايى آن است. خراسان از استان هايى است كه علاوه بر شيعيان، اهل سنت نيز در آن سكونت دارند و به همين دليل دو روايت متفاوت از داستان ضامن آهو وجود دارد، قهرمان اين نقل در مناطق اهل سنت پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) است.
دو ويژگى اساسى در نقل ضامن آهو به روايت شيعيان وجود دارد: اول سخن گفتن آهو كه اين ويژگى يعنى سخنگويى حيوانات تا حدودى تحت تأثير مكاتب ادبى و قصه پردازى هندى است و دوم يعنى معجزه حضرت رضا(ع) بيشتر از جوهر و درونمايه اسلامى و شيعه سرچشمه مى گيرد.
نقالى دينى شكل هاى مختلفى از آيين هاى نمايشى را در بر مى گيرد كه بيان زندگى و فضايل امام رضا(ع) در برخى از اين آيين ها به عنوان موضوع اصلى مورد توجه است. اين آيين ها عبارتند از:
* مناقب خوانى- سروده هاى شعر در مدح و منقبت امامان معصوم از سوى گروهى كه مناقب خوان ناميده مى شوند، براى مردم كوچه و بازار خوانده مى شود.
«مناقب خوان ها شبيه مداحان عمل مى كردند با اين تفاوت كه كار آنها محدود به اوصاف امامان و ائمه شيعه امام على(ع) بوده و در اين زمينه به نقل حديث و روايت و داستان هاى حماسى و مذهبى مى پرداختند.» (نصرى شرفى، ،۱۳۸۳ جلد ،۳ ص۹۲) به همين دليل اين قبيل اشعار را مبدأ اصلى حماسه نامه هاى مذهبى مى دانند.
در منقبت خوانى هاى استان خراسان در باره كرامت امام رضا(ع) اشعارى خوانده مى شد. اين اشعار اگرچه عارى از داستان هاى حماسى بودند ولى از لحاظ آموزشى و اخلاقى نكات مهمى را در بر داشتند. اين اشعار كه با حمد خداوند و نعت پيامبر اسلام و حضرت على(ع) شروع مى شدند به بيان فضايل اخلاقى امام رضا(ع) بدون بيان داستانى از زندگى ايشان مى پرداخت.
* پرده خوانى- در اين مراسم نقال داستان خود را از روى تصويرى كه روى پرده كشيده شده است، شرح مى دهيد. موضوع تصاوير پرده خوانى دو بخش است: بخش اول داستان هاى كهن ايران و حماسه هاى ملى. بخش دوم حماسه هاى مذهبى و داستان هايى از زندگى امامان معصوم و مصائب شهادت امام حسين(ع) و يارانش. در بين پرده خوانى هاى مذهبى مى توان به پرده سفر امام رضا(ع) و شرح معجزات از جمله شفا دادن كور، ضمانتآهو و داستان نجات زائر غريب اشاره كرد ( نصرى شرفى، ،۱۳۸۳ ص ۹۴).
* چاووش خوانى- زمانى كه شخصى قصد زيارت اماكن مقدس را بويژه مرقد امام رضا(ع) مى كرد عده اى او را مشايعت كرده و با خواندن اشعارى در مدح و توصيف زيارتگاه آن امام معصوم باعث دلگرم شدن مسافر در برآورده شدن حاجات در اين سفر مى شدند.
سيماى امام رضا(ع) در تعزيه خوانى
«تعزيه» در لغت به معناى سوگوارى و عزادارى و به پا داشتن يادبود عزيزان از دست رفته است و در اصطلاح به نوعى نمايش مذهبى با آداب و رسوم و سنت هاى خاص اطلاق مى شود كه خلاف معنى آن غم انگيز بودن، شرط حتمى آن نيست و ممكن است گاهى خنده آور و شادى بخش نيز باشد. البته بيشتر اين نوع نمايش ها به منظور يادآورى مظلوميت شهيدان دين و مذهب (امامان معصوم) برپا مى شود (محجوب، ،۱۳۴۶ ص ۱).
اگرچه برگزارى مجالس تعزيه را مربوط به اواخر دوران صفوى مى دانند، ولى نبايد اين نكته را فراموش كرد كه تعزيه شكل تكامل يافته مراسم و سوگوارى هاى مذهبى است كه از قرون اوليه اسلامى در ايران رواج يافتند كه خود اين مراسم نيز ريشه در آيين هاى قبل از اسلام داشتند. از زمان عضدالدوله ديلمى در قرن چهارم هجرى به راه انداختن دسته هاى عزادارى رواج يافت. برپايى دسته هاى سوگوارى در سوگ سياوش و قبل از اسلام آغاز شده بود. اين دسته ها شعرهايى را در ذكر مصائب شهداى كربلا مى خواندند. اين اشعار كه گاه به صورت سؤال و جواب خوانده مى شد، بعدها در شكل گيرى گفت وگوى نمايش هاى دينى نقش عمده اى داشتند (شهيدى، ،۱۳۸۰ بخش شكل گيرى تعزيه).
اين مراسم و تظاهرات مذهبى با رسميت يافتن مذهب شيعه در دوره صفوى شكل و هيبت منظم و سازمان يافته اى پيدا كرد و بتدريج با نوشته شدن حماسه هاى مذهبى و كتاب هايى در مدح و منقبت خاندان پيامبر(ص) و نيز ظهور پديده ها و عناصر فرهنگى، سياسى، اجتماعى و مراسم ديگر چون روضه خوانى، واقعه گويى، نقالى، مناقب خوانى، حمله خوانى و در اواخر دوره صفويه به شكل و صورت كنونى درآمد. البته تعزيه و تعزيه خوانى در تمام مناطق ايران در يك زمان و به يك شكل رواج نيافت و از نظر كيفيت و شيوه اجرا يكسان نبود كه با توجه به خارج از بحث بودن اين موضوع، از كنار آن مى گذريم.
تعزيه هاى به دست آمده با محوريت شخصيت امام رضا(ع) به دو بخش تقسيم مى شوند: ۱- تعزيه هاى مربوط به شهادت امام ۲- تعزيه هايى مربوط به زيارت كنندگان مقبره امام. از هر كدام از اين بخش ها دو نسخه اصلى وجود دارد، يك نسخه با نام مجلس شهادت امام رضا(ع) و نسخه ديگر با نام مجلس زوار غريب. اين تعزيه ها با توجه به مناسبت هاى مرتبط با زندگى امام رضا(ع) اجرا مى شدند، براى نمونه در جشن ها مجلس زوار غريب و در مراسم سوگوارى مربوط به امامان شيعه، مجلس شهادت اجرا مى شد. با همه تفاوت ها تمامى تعزيه هاى مربوط به امام رضا(ع) يك ويژگى مشترك دارند و آن اشاره به كرامات و معجزات امام رضا(ع) است.
بررسى ساخت مايه هاى نمايشى تعزيه شهادت امام رضا(ع)
اين مجلس كه مهمترين تعزيه درباره شهادت امام رضا(ع) است، در واقع روايتى است از غريبى امام و جفاهاى وارد شده به ايشان.
داستان تعزيه
خط اصلى داستان اين مجلس، سفر امام به ايران و شهادت اوست. اما در اين بين، داستان هاى فرعى به جذابيت و كشمكش داستان اصلى كمك مى كنند. همان طور كه قبلاً اشاره شد، داستان معجزات امام رضا(ع) از ويژگى هاى مشترك تمامى مجالس تعزيه مربوط به ايشان است. اين قصه ها كه در تعزيه شهادت امام چون شاخ و برگ از داستان اصلى منشعب شده اند، عبارتند از: شفا دادن كور، ديدار با مرد سلمانى و ملاقات او در هنگام مرگ، خشك شدن باغ با نفرين امام و ضمانت آهو و شرمسارى صياد، مكر پيرزن براى ضربه زدن به شخصيت امام و رسوا شدن او با مرگ پسرش.
اين داستان ها با وجود ارتباط با يكديگر، ساختمان و قصه اى مستقل دارند و هر يك داراى آغاز، ميانه و پايان هستند. در مجلس شهادت امام رضا(ع) داستان هاى فرعى در بستر داستان اصلى قرار گرفته اند. به طورى كه هيچ گاه پراكندگى در خط داستانى احساس نمى شود. اين تكنيك داستان پردازى به زيبايى توانسته بدون انقطاع ذهنى مخاطب از داستان اصلى، توجه او را به خرده داستان هاى نمايش نيز جلب كند.
بن انديشه (تم) نمايش
دو بن انديشه در مجلس شهادت امام رضا قابل تشخيص است: فضايل اخلاقى امام و غربت.
هر كدام از اين بن انديشه ها در جاى خود بخوبى پيام نمايش را منتقل مى كنند. در مورد بن انديشه يا تم اول مى توان گفت كه در اصل هدف آن نشان دادن فضايل و كرامات معصومى است از تبار رسول الله كه در هر لحظه از زندگى خود منشأ خير و خوبى است. شفا مى دهد، مى بخشد، هدايت مى كند و همراهى مى كند. امام در سفرى است كه ناخواسته پاى در آن نهاده ولى در كنار ذكر مرثيه ها، همواره به فكر گشودن گره از كار مردمان است. اين موضوع از جنبه هاى تعليمى تعزيه ها و نقل هاى مذهبى است، زيرا اين نمايش ها همواره سعى در آموزش سيره نبوى دارند، هدف آنها تعليم اخلاق نيكو و صفات پسنديده به مخاطب است و فقط به دنبال بازگويى داستانى از زندگى امامان نيستند. براى نمونه اين بخشى از تعزيه به تماشاگر مى آموزد كه در هر شرايطى بايد به فكر حل مشكلات انسان ها بود.
بن انديشه يا تم دوم كه جنبه حزن نمايش را نيز برعهده دارد، همواره بر غريبى آل على(ع) تأكيد دارد.
اگر هدف نمايش دينى را علاوه بر آموزش، ذكر مصائب و ظلم هاى ناروا بر اولياى خدا بدانيم، مجلس شهادت امام رضا(ع) بخوبى از عهده آن برآمده است. البته اين يادآورى با اندوه درونى مخاطب كه ناشى از مشكلات روزگار است، جمع شده و او را به اوج جذبه عاطفى و تزكيه مى رساند و گاه براى برقرارى اين ارتباط معنوى در برخى از گفت وگو به داستان كربلا نيز اشاره مى كند.
شخصيت هاى تعزيه - اگرچه شخصيت هاى گوناگونى در مجالس تعزيه حضور دارند، ولى جنبه نمايشى تعزيه از چالش ميان دو گروه شخصيتى يعنى اوليا و اشقيا به وجود مى آيد، اوليا به عنوان نماينده خير و اشقيا به عنوان مظاهر شر و پليدى در رويارويى با يكديگر مخاطب را به شناختى دوباره از خويش دعوت مى كنند.
شخصيت هاى مجلس شهادت امام رضا(ع) را مى توان به چند گروه دسته بندى كرد: اوليا، شامل امام رضا، امام محمدتقى، اباصلت، اشقيا شامل مأمون، وزير، شخصيت هاى غيرانسانى شامل جبرئيل، عزرائيل، آهو و مردم عادى شامل مرد، كور، سلمانى، باغبان، صياد، پيرزن، پسر پيرزن.
امام رضا(ع) به عنوان محور نمايش در همه وقايع حضور دارد و دست به كرامات و اعمال فوق بشرى مى زند، در طول زمان و مكان، حركتى آسمانى دارد، به راحتى از محلى به محل ديگر مى رود. اين نكته كه از ويژگى هاى اوليا در مجالس تعزيه است باعث مى شود مخاطب احساس نزديكى بيشترى با امام داشته باشد. او در مى يابد كه امام در همه زمان ها و مكان ها توانايى حضور و دستگيرى از درماندگان را دارد و همين امر باعث آرامش بيشتر تماشاگر و توسل او به اوليا مى شود.
از لحاظ عمل نمايشى شخصيت هاى اين مجلس از دو جنبه قابل بررسى هستند: اول در ظاهر امر اشقيا بر اوليا چيرگى دارند، اختيار عمل به دست آنهاست، آنها سرانجام پيروز مى شوند و كاميابى ازآن گروه ظالم است. در نظر اول ونگاه بيرونى اوليا همواره زير سلطه اشقيا هستند. امام رضا(ع) بايد با وجود ميل باطنى خود مدينه را به سمت طوس ترك كند و توان جدال با مأمون را ندارد.
دوم در باطن و نگاه درونى كه با انديشه دينى مخاطب پيوند دارد، شكست امام نوعى پيروزى است. اشقيا سرشتى پست دارند و برترى آنها بر اوليا زاييده عوامل بيرونى است. امام رضا(ع) مى تواند با معجزه از طوس خارج شود ولى او راضى به رضاى خداست. سرنوشت امام از پيش تعيين شده و اين قاعده به راحتى از سوى تماشاگر پذيرفته مى شود. شايد مهمترين تفاوت تراژدى با تعزيه در همين جاست، قهرمان تراژدى با خطاى تراژيك و بى اطلاعى از حوادث آينده دچار سقوط و مرگ مى شود، ولى در تعزيه اوليا با آگاهى از خطر به سوى آن مى روند، زيرا اين خطر را جزيى از تقدير خود مى دانند. تقديرى كه از سوى پروردگارشان رقم خورده و رضايت به اين حكم بالاترين درجه ديندارى است.
امام رضا:
من رضايم به رضايى كه رضاى تو در اوست
به رضاى تو شد آماده غريب الغربا
از طرفى فضاى عينى مأمون در سنجش با فضاى امام بسته و محدود است. فضاى او زمينى است به همين دليل زمانى كه امام براى عمل به وعده خود از طوس به دماوند مى رود تا در هنگام مرگ در كنار مرد سلمانى باشد، مأمون از اين سفر ماورايى اظهار تعجب كرده و آن را انكار مى كند.
مأمون:
شوم فداى تو اى مهتر صغير و كبير
كجا تو رفتى و باز آمدى به روى سرير
كه بود آنكه به لبيك او شدى غايب
كنون بينمت آقا به مسندى صاحب
امام رضا:
غريبى مرده بود اندر دماوند
غريب و بى كس و بى يار و فرزند
زآهى داغ كهنه كرد تازه
برفتم بهر تشييع جنازه
مأمون:
شما را كذب و بهتان پيشه باشد
مدام از راستى انديشه باشد
كجا طوس و كجا شهر دماوند
از اينگونه سخن ها تا كى و چند
ارتباط ميان شخصيت هاى تعزيه را مى توان از جنبه تقابل و روبرويى نيز مورد بررسى قرار داد. اين روابط به سه بخش دسته بندى مى شود: شخصيت مثبت با شخصيت مثبت، شخصيت منفى با شخصيت منفى و شخصيت مثبت با منفى.
ارتباط ميان شخصيت هاى مثبت در واقع ارتباطى روحانى است. خطابشان به يكديگر عشق آميز است.
ارتباط ميان شخصيت هاى منفى ارتباطى جسمى و مادى و برپايه رقابت و آزمندى است و خطابشان به يكديگر توهين آميز است.
ارتباط ميان شخصيت هاى مثبت و منفى نابرابر و متضاد است. اگرچه امام به سوى مرگ مى رود و قدرت در دست مأمون است، ولى در گفتار مأمون توان رويارويى با امام نيست، زيرا او از مقام امام آگاه است، همانطور كه در همه تعزيه ها اشقيا از مقام اوليا آگاهند.
تحول شخصيت هاى تعزيه
همان طور كه گفته شد اولياو اشقيا شخصيت هاى ثابت و تغييرناپذيرى دارند كه از ابتدا تا انتهاى نمايش در خط رفتارى خود حركت مى كنند و هيچ گاه برخلاف انتظار مخاطب دست به عملى پيش بينى نشده، نمى زنند، به عبارتى، دچار تحول نمى شوند. ولى شخصيت هاى عادى تعزيه با توجه به انتخاب خود و جبهه اى كه در آن قرار مى گيرند ممكن است خوب يا بد باشند. در مجلس شهادت امام رضا(ع)، صياد و پيرزن، از اين دسته هستند، آنها ابتدا در مقابل امام و سپس در كنار او قرار مى گيرند. اين دسته از شخصيت ها به دليل دارا بودن ويژگى هاى رئاليستى و اجتماعى و طبيعى، نزديك ترين اشخاص تعزيه به مخاطب هستند، آنها مانند همه انسان ها تغييرپذيرند و با اين تغيير تماشاگر را در بازشناخت مسائل درونى و روحى يارى مى كنند.
زبان تعزيه - زبان تعزيه ها را مى توان از سه جنبه مورد بررسى قرار داد:
۱- ويژگى هاى زبان
در تعزيه شهادت امام رضا(ع) تمام شخصيت ها شبيه يكديگر سخن مى گويند به عبارتى امام، مرد كور، صياد، مأمون و ... همه از زبان و گفتار ساده ادبى و نيمه ادبى استفاده مى كنند. تفاوت زبانى ميان افراد بيشتر در آهنگ و موسيقى كلام است. براى نمونه امام رضا(ع) اشعار را با آواز و آهنگ مى خواند و مأمون با پرخاش و گاهى دكلمه وار و اندكى آهنگدار سخن مى گويد. زبان اين تعزيه ساده و روشن است. سادگى نه به معناى به كار نبردن تعبيرات ادبى بلكه به معناى ساده بودن شيوه سخن و بيان.
۲- قالب هاى گفتار
با بررسى مجلس شهادت امام رضا(ع) متوجه مى شويم كه برخى از شيوه هاى گفتارى در اين تعزيه وجود ندارد. براى نمونه رجزخوانى، مبارزخوانى، مناظره، همخوانى يا همسرايى كه در تعزيه هاى مربوطه به واقعه عاشورا از شيوه هاى گفتار محسوب مى شود در اين نمايش جايى ندارد. البته اين موضع به دليل نوع داستان است. اين مجلس بيشتر به مرثيه سرايى و ذكر فضايل مى پردازد و عارى از جنبه هاى حماسى است كه اين نكته از مهمترين تفاوت هاى آن با تعزيه هاى مربوطه به وقايع كربلا به لحاظ محتوا و گفتار است.
مرثيه و مفاخره در خدمت زبان نمايش است و به بيان مصائب امام كمك مى كند.
(مرثيه)
امام رضا:
اى خدا آگهى از حال غريب الغربا
به زوال آمده اقبال غريب الغربا
قرعه در به درى آمده بر نام رضا
هر منجم كه زند فال غريب الغربا
اباصلت:
اى خدا شاه حجازى در خراسان مى رود
ديده گريان، سينه سوزان، قلب پرخون مى رود
مى رود سوى خراسان بر وليعهدى كنون
من ندانم پس چرا او ديده گريان مى رود
(مفاخره)
امام رضا: من مصدر صفات خداوند اكبرم
هستم غريب وبى كس و بى يار و ياورم
در رتبه، پادشاهم و در منزلت امام
داراى دين سلاله موسى ابن جعفرم
۳- قالب شعرى
قالب شعرى تعزيه شهادت امام رضا(ع) مثنوى، رباعى و قصيده است، زيرا اين قالب هاى شعرى به بهترين شكل مى تواند در خدمت داستان باشد. در اين تعزيه بحر طويل كاربردى ندارد، زيرا با توجه به حماسى نبودن داستان و نداشتن شيوه هاى گفتارى چون رجزخوانى و حمله خوانى، قالب هاى شعرى چون مسمط يا بحر طويل نمى تواند كاربرد زيادى در اين نسخه داشته باشد و شاعر با علم به اين مطلب به زيبايى از شعر سرايى در قالب مثنوى بهره برده است.
نمايش هاى دينى پس از ورود اسلام بر پايه داستان هاى زندگى خاندان پيامبر شكل گرفتند. در اين نمايش ها همواره دو عامل به عنوان ركن اصلى مورد توجه قرار گرفت، اول: بيان ويژگى شخصيتى اولياى دين اسلام و دوم وقايعى كه اين شخصيت ها را در برمى گيرد.
در بيان ويژگى شخصيتى امامان شيعه همواره سعى مى شد تا آموزه هاى اخلاقى و اجتماعى در درجه اول اهميت قرار گيرد و در مورد وقايع مى توان گفت همواره شخصيت هاى مثبت سر تسليم در برابر تقدير الهى فرود مى آورند.
شايد علاقه مردم ايران به شخصيت هاى مذهبى به عنوان نخستين عامل رشد اين نمايش ها عنوان شود كه در بين اين اشخاص امام رضا(ع) به دليل حضور در ايران از جايگاه والايى برخوردارند و تعزيه به عنوان برجسته ترين نمايش دينى ايران در مجالس متفاوت به بيان داستان زندگى و ويژگى هاى شخصيتى امام رضا(ع) پرداخت. محور اصلى نقالى ها و تعزيه هاى مربوط به امام بيان معجزات، كرامات و فضايل ايشان در قالب داستان سفر از مدينه به طوس است.
اين مجالس اگر چه با اصول و فنون نمايشنامه نويسى غربى نگاشته نشدند، ولى با تكيه بر ويژگى هاى نمايش هاى ايرانى از ساختمايه هاى اصلى يك نمايش برخوردار بودند كه اين موضوع مى تواند دليلى براى خلق آثار نمايشى مكتوب بر پايه مجالس نمايش مذهبى باشد. تمامى عوامل نمايش مجلس شهادت امام رضا(ع) از قبيل داستان، شخصيت، زبان، مكان، لباس، موسيقى و... همگى در قالب يك دسته تكنيك هاى اجرايى به سمت يك هدف گام برمى دارند و آن رسيدن تماشاگر به آرامش و آموزشى است كه از ديدگاه مذهبى نشأت گرفته است. مخاطب اين مجلس به شناختى دوباره از يك واقعه مى رسد و در اين مسير جذبه هاى نمايشى به همراه وابستگى عاطفى به شخصيت امام رضا، او را همراهى مى كند.
فهرست منابع و مآخذ
۱- شهيدى، عنايت الله (۱۳۸۰)، پژوهشى در تعزيه خوانى در ايران، دفتر پژوهش هاى فرهنگى، تهران.
۲- نصرى شرفى، جهانگيرى (۱۳۸۳)، نمايش و موسيقى در ايران، انتشارات مهرباران، تهران، جلد ۲ و ۳.
۳- دهخدا، على اكبر (۱۳۴۳)، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، جلد ۱۴.
۴- فراز، ابوالقاسم (۱۳۷۹)، مناقب علوى در آينه شعر فارسى، انتشارات پژوهشگاه علوم، تهران.
۵- محجوب، محمد (۱۳۴۶)، نمايش كهن نقالى، جشن هنر، شيراز.
۶- چلكووسكى، پيتر (۱۳۶۷)، تعزيه هنر بومى پيشرو ايران، ترجمه داود حاتمى، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران.
۷- اسماعيلى، حسين (۱۳۷۵)، درآمدى بر نمونه شناسى تعزيه، ماهنامه سينما تئاتر، سال سوم، شماره ۱۱ ارديبهشت.
۸- شهريارى، خسرو (۱۳۶۵)، كتاب نمايش (فرهنگ واژه ها، اصطلاحات و سبك هاى نمايشى)، انتشارات اميركبير، تهران.