باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 107 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مردي براي مبارزه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد رضا - اسدزاده

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از كتاب مجموعه اسناد تاريخي وزارت اطلاعات از شهيد اندرزگو، انتشارات وزارت اطلاعات

 
 

ستاره‌اي كه سينه سياه شب ستم را مي‌دريد و خواب اهريمنان را مي‌ربود، مبارز نستوهي بود كه طنين گامش و هيبت نامش، لرزه بر اندام صاحب‌منصبان رژيم پهلوي انداخته بود.

شيخ عباس تهراني، دكتر سيد حسين حسيني، ابوالقاسم واسعي، عبدالكريم سپهري‌نيا، ابوالحسن نحوي، جوادي و ... اينها همه نام‌‌هاي يك نفر بود با چهره‌هايي گوناگون و مشاغلي مختلف از خروس‌بازي تا تاجري و بساز و بفروشي و طبابت و فرش فروشي و بقالي و ... همه در يك راه و يك مسير.

دليرمرد فداكار انقلاب اسلامي ايران، خط سرخ مبارزه را براي احياي احكام اسلام پيمود و زندگي خود را در راه جهاد في سبيل‌الله ايثار كرد و مصداق اتّم‌مهاجر الي‌الله بود.

ادعاي داشتن اطلاعات كامل از كم و كيف فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و مبارزاتي شهيد «سيد علي اندرزگو» از طرف هر كس كه باشد، ادعايي بي‌اساس است.

چرا كه او در نهايت پنهان‌كاري، ‌به فعاليت‌ پرداخت و به فراخور ظرفيت وجودي هر كسي كه همراهش بود، با او فعاليت كرد. او با روش‌هاي ويژه خود سال‌ها دستگاه ساواك پهلوي را با تمام امكانات ناكام و سردر‌گم گذاشت.

او با نداي «دعيتم الي ضيافه‌الله» در هجدهم ماه رمضان 1357 هجري قمري متولد شد و با همان ندا نيز در غروب نوزدهم رمضان 1357 هجري شمسي جام شهادت نوشيد و در اين راه مصداق «في الارض مجهولون و في‌السماء‌معروفون» بود.

«سيدي» كه يك فرد نبود تا بتوان مجموع فعاليت‌هاي او را در يك فرد جمع كرد، بلكه او در طريق جهاد، يك ملت بود و بي‌شك اين نوشتار در سالگرد شهادتش، هرگز نمي‌تواند گوياي تمام زواياي زندگي مبارزاتي آن شهيد والامقام باشد.

 

ظلم ستيزي و عدالت گستري

عصري كه ايران، دستخوش حوادث بسيار بود، از جنبش ملي شدن نفت، تغيير دولت‌ها، حكومت نظامي‌هاي مكرر در تهران، تا اعدام انقلابي هژير به دست سيد حسين امامي و نيز اعدام امامي، تبعيد و بازگشت آيت‌الله كاشاني، تعطيلي بازار تهران و ... نوجوان سيزده‌ساله‌اي كه سري پرشور داشت اما مباني ظلم ستيزي را در محضر علماء راستين و بزرگان دين آموخته بود، روزي در دروازه دولت تهران عليه حكومت شاه فرياد كشيد. آن چنان كه او را با زور به خانه بردند و برادرش به سبب آشنايي با مأموران كلانتري وساطت او را كرد.‌

از اوان كودكي آثار نبوغ در سيماي او هويدا بود و رفتارش حكايت از هوش و ذكاوت سرشار داشت. از همان ابتدا خود را براي مبارزه‌اي همه جانبه به وسعت ايران و انجام رسالتي بزرگ آماده مي‌كرد.

او كه تحصيلات كلاسيك با شرايط آن روز را براي اين منظور كافي نيافته بود، براي فراگيري دروس حوزوي به مسجد محل شتافت و در نزد اساتيدي چون حجج اسلام آقايان بروجردي و ميرزا علي اصغر هرندي به تلمذ پرداخت.

پس از آن بنا به شرايطي كه بعد از اعدام انقلابي حسنعلي منصور براي او فراهم شد،ابتدا مدتي به قم رفت و پس از مدت زماني، راهي نجف اشرف شد و پس از بازگشت از عراق، مجدداً‌ در حوزه علميه قم، به تحصيل پرداخت. در اين مدت از محضر آيت‌الله مشكيني و مكارم شيرازي در درس تفسير و اخلاق بهره‌ها برد و از محضر آقاي دوزدوزاني، قوانين لمعه را فرا گرفت.

«سيد علي اندرزگو» كه با نام «شيخ عباس تهراني» و با عمامه‌اي سفيد در حوزه علميه قم رحل اقامت گزيده بود، به علت فعاليت‌هايي كه داشت مورد شناسايي قرار گرفت. از آن پس از لباس روحانيت خارج شد و به چيذر - محله‌اي نزديكي شميران- آمد و در مدرسه‌اي كه توسط حجت‌الاسلام «سيد علي اصغر هاشمي» تأسيس شده بود، پناه گرفت و در آنجا تحصيل دروس حوزوي را ادامه داد. ولي دست تقدير پس از چند صباحي، مجدداً‌ او را آواره ديار غربت كرد تا پس از رفت و آمدهاي طاقت فرسا براي مبارزه به افغانستان و لبنان و سوريه و ... رفت و بالاخره در كنار حريم رضوي سكني گزيد.

شهيد اندرزگو در مشهد نيز در درس مرحوم «اديب نيشابوري» حاضر شد و بنا به نقل همسرش، در مدت 5 سال از محضر ايشان استفاده‌ها كرد و در حسينيه اصفهاني‌ها در بازار سرشور نيز در درس آقاي موسوي شركت كرد.

ليست كتب خطي و قديمي ايشان كه توسط ساواك ضبط شده است، نشانگر علاقه‌مندي وافر و دقت خاص او در آموختن بود و در كنار مبارزه، تعداد كتاب‌هايي كه خريداري مي‌كرد، يكي از دلايل تعجب بعضي از مرتبطين او بود. به شعر و خصوصاً‌ اشعار مذهبي علاقه‌اي وافر داشت و علاوه بر امر تبليغ و تحصيل، به تدريس نيز همت مي‌گمارد. تنها دغدغه‌ او در تمام دوران زندگي‌اش پياده شدن احكام قرآن و اسلام و عدالت گستري و ظلم ستيزي بود و اين مسأله به خوبي از مجموعه عناوين كتاب‌هاي شخصي او نيز مشهور بوده است.

 

سال‌هاي مبارزه

فعاليت‌هاي سياسي و مبارزاتي «سيد علي اندرزگو» را مي‌توان به چهار گروه اصلي تقسيم كرد. اول فعاليت‌هاي وي با گروه فداييان اسلام، دوم همكاري جدي با هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي، سوم سازماندهي تشكيلاتي با نام حزب الله و ديگر همكاري با سازمان اوليه مجاهدين خلق كه اگر چه در آغاز مورد حمايت مالي و فكري مذهبيون و روحانيت بود اما بعد به دليل انحرافات آشكار از مسير انقلاب اسلامي خارج شد و گروهك منافقين را شكل داد و پس از آن «سيد» يكي از چهره‌هايي بود كه عليه بيانيه تغيير مواضع ايدئولوژي سازمان نقد نوشت.

 

از فداييان تا مؤتلفه

سيد علي، نسبت به فداييان اسلام و شهيد «سيد مجتبي نواب صفوي» ارادتي خاص داشت و در جريان مبارزات آنان قرار گرفته بود. پس از شهادت نواب صفوي او يكي از كساني بود كه با حضور بر سر مزار او، پيمان بست كه راه نواب را ادامه دهد.

بعدها با شكل‌گيري جمعيت‌هاي مؤتلفه اسلامي كه خاستگاه آن، هيأت‌هاي مذهبي و بازاريان مؤمن تهران بود و متوليان آن از مبارزان سال‌هاي دور مبارزه و بعضاً با شهيد نواب صفوي و جمعيت فداييان اسلام سهيم بودند، مسير مبارزاتي او ادامه پيدا كرد. سيد علي نيز كه در بازار تهران در مغازه برادرش به صندوق‌سازي اشتغال داشت، به هيأت‌ شهيد «حاج صادق اسلامي» كه يكي از هيأت‌‌هاي تشكيل دهنده مؤتلفه بود، راه يافت و در پخش اعلاميه امام خميني(ره) به فعاليت پرداخت.

«سيد» در ارتباط تشكيلاتي خود به عنوان رابط شهيدان بخارايي، صفار هرندي و نيك‌نژاد با شهيد صادق اماني وارد عمل شد و در شاخه نظامي هيأت مؤتلفه به فعاليت پرداخت.

 

نقش او در ترور نخست‌وزير

مهمترين اقدام نظامي تشكيلات مؤتلفه اسلامي طراحي اعدام انقلابي حسنعلي منصور- نخست‌وزير وقت و طراح لايحه كاپيتولاسيون- بود. در اين كار كه پس از اخذ فتواي آيت‌الله ميلاني انجام گرفت، مسئوليت‌ها تقسيم شد.

نقش شهيد اندرزگو، به عنوان ناظر و تمام‌كننده، تعيين شد تا اگر گلوله‌هاي شهيد بخارايي به منصور اصابت نكرد، او كار را تمام كند. همسر شهيد درباره نقش او پس از انجام عمليات مي‌گويد: «سيد علي با مهارتي هر چه تمامتر كار را شروع كرد و خودش را جلوي ماشين يكي از پليس‌ها مي‌اندازد و مأموران به خيال اين كه او را زير گرفته‌اند دستپاچه شده و نظم حركت آنها به هم مي‌خورد و اتومبيل منصور گير مي‌كند.»

با دستگيري محمد بخارايي و دوستان همرزمش و به شهادت رساندن آنها توسط رژيم، سيد علي اندرزگو اقدام به فرار مي‌كند و غياباً محكوم به اعدام مي‌شود و از آن پس زندگي مخفي و مهاجرت‌هاي پي درپي او آغاز مي‌شود. زيركي‌ها و مهارت‌هاي نظامي و عملياتي سيدعلي در اين سال‌ها به اندازه‌اي بود كه با وجود دستور مستقيم شاه و اقدام گسترده نيروهاي اطلاعاتي ساواك و شهرباني، هرگز به دام رژيم نيفتاد و حتي در همان دوران نيز به اقدامات سياسي و تشكيلاتي ديگري همت گمارد.

 

از «حزب‌الله» تا «مجاهدين» و «منافقين»

شهيد اندرزگو در اين سال‌ها با نهايت پنهان‌كاري به فعاليت‌هاي تبليغي، مبارزاتي و تشكيلاتي ادامه داد. او كه با نام «شيخ علي تهراني» شناخته مي شد و نيز لباس روحانيت نمي‌پوشيد، با همكاري فردي به نام «محمد مفيدي» به سازماندهي تشكيلات «حزب‌الله» پرداخت و با تأمين اسلحه و طرح‌هاي اطلاعاتي، به اقدامات آشكار و خصوصاً زيرزميني عليه رژيم شاه روي آورد.

يكي از اقدامات نظامي ديگر در اين دوره اعدام انقلابي تيمسار «طاهري» بود كه در پي آن محمد مفيدي دستگير شد و اندرزگو نيز از تهران به قم نقل مكان كرد. پس از آن سيدعلي كه در جلسات مذهبي مسجد هدايت و مكتب توحيد با «احمد رضايي» آشنايي داشت، با تشكيلات اوليه مجاهدين كه مورد تأييد روحانيت بود ارتباط برقرار كرد.

سيدعلي اندرزگو در ابتدا وقتي ديد تشكيلاتي با نام سازمان آزاديبخش ايران كه بعدها به نام مجاهدين خلق ايران شناخته شده شكل گرفته و افراد اوليه از جوانان مذهبي با انديشه‌هاي اسلامي و انقلابي هستند، همكاري خود را با آنان آغاز كرد.

طبق اسناد تاريخي تدوين شده توسط وزارت اطلاعات، سيد علي يكي از كساني بود كه هم در جذب نيرو براي سازمان فعال بود و هم امكانات مالي و تسليحاتي براي آنان فراهم مي‌كرد و هم به حمايت آنان برخاسته بود.

اما از سال 49 و 50 كه آثار انحرافات فكري در سازمان نمود پيدا كرد، يكي از اولين منتقدان جدي اين گروه كسي نبود جز شيخ عباس تهراني- يعني همان سيدعلي اندرزگو- او تفكراتي همچون تكيه بر فقر، زندگي كارگري و تحليل‌هاي طبقاتي و ماركسيستي را به باد انتقاد شديد گرفت و از چهره‌هاي سازمان مي‌خواست كه تأكيد آنها بايد بر پياده شدن احكام دين و قرآن باشد. (گفتني است اين مناظرات در اسناد ساواك بين شهيد اندرزگو و بعضي افراد سازمان موجود است)

با علني شدن مواضع التقاطي و ماركسيستي سازمان در سال 54، شهيد اندرزگو عليه مواضع ايدئولوژيك منافقين نقد نوشت و كمك‌هاي مالي و تسليحاتي خود را براي اين تشكيلات قطع كرد. همين امر موجب شد تا نام او در فهرست حذف فيزيكي و ترور منافقين قرارگرفت.

شامه قوي و تفكري با بنيان‌هاي اصيل ديني در وجود سيدعلي، همواره او را در مسيري قرار مي‌داد كه هر عملش در مسير اسلام و مبارزات اسلامي عليه ظلم و حكومت ستمشاهي باشد. اما از اين به بعد پس از كشته شدن دوستان و سال‌ها فعاليت‌ پنهاني، زندگي در غربت را تحت فشارهاي شديد ساواك آغاز كرد.

 

شهادت با زبان روزه

از زماني كه سابقه‌اي به نام سيدعلي اندرزگو در پرونده‌هاي دستگاه‌هاي امنيتي تشكيل شد، ساواك در هر زمان و مكاني مترصد دستگيري او بود. دستور مستقيم شاه مبني بر مفتوح بودن پرونده ترور منصور و دستگيري سيد علي اندرزگو، آنان را در اين تصميم مصمم‌تر مي‌كرد و در اين سال‌ها نيروهاي امنيتي چندين سال، اين پرونده را تعقيب كردند.

سپس سال 57 در حالي كه انقلاب اسلامي به نقطه‌هاي اوج خود رسيده بود، با دستگيري چند تن از مرتبطين سيد توسط كميته ضدخرابكاري تهران، او مجدداً شناسايي و تلفن يكي از مرتبطين كه «اكبر صالحي» نام داشت، در اختيار ساواك قرار گرفت.

با كنترل اين تلفن بود كه ساواك به آدرس او در مشهد دست يافت و متوجه شد، اين بار سيدعلي با نام مستعار «جوادي» به فعاليت پرداخته است.

تحقيقات گسترده تمام دستگاه‌ها از شهرباني، ژاندارمري، مرزباني، دادرسي ارتش و... بالاخره خبر حضور او را گزارش كردند. شب نوزدهم ماه رمضان او در منزل دوستش «رجبعلي طاهر افشار» بود. نزديكي‌هاي افطار روز نوزدهم عازم منزل حاج اكبر شد اما اين بار مسير او رديابي شده بود و تيم‌هاي عملياتي ساواك در مسير كمين كرده بودند تا شايد بتوانند مردي را دستگير كنند كه به دوستان و همرزمانش بارها گفته بود «من زنده به دست ساواك نخواهم افتاد.» او داخل خيابان وقتي از حضور مأموران مطلع شد، با حركاتي پي‌درپي موجبات تيراندازي مأموران را فراهم كرد.

آنچنان‌كه مأموران مجبور مي‌شوند تعداد زيادي گلوله به سمت او شليك كنند و او را با زبان روزه به شهادت برسانند.

 

    29 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)

افراد مرتبط
●  اندرزگو   سيد علي(3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:25/08/1385

تاريخ شمسی نشر:25/08/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب