در نيمههاي قرن هيجدهم و در عصر روشنگري با مطرحشدن بحثهايي درباره حقوق طبيعي انسانها و بهدنبال آن در پي انقلابات و تحولاتي كه در جوامع غربي رخ داد، مساله حقوق زنان نيز مطرح گرديد. ازاينزمان جنبشها و نهضتهاي مختلف براي حمايت از حقوق زنان، اغلب به دست خود آنها شكل گرفت و اين فرايند تا قرن حاضر ادامه يافته است.
هرچند در عصر حاضر، در بيشتر كشورها، زنان به پارهاي حقوق اوليه دست يافتهاند، اما همچنان در برخي كشورهاي توسعهنيافته و يا كمترتوسعهيافته، زنان حتي به اين حقوق اوليه نيز دست نيافتهاند.
با مطرحشدن بحث جامعه اطلاعاتي و گسترش سريع تكنولوژيهاي نوين ارتباطي در سراسر جهان، تلاشهايي در اين زمينه صورت گرفته است. در پيشنويس اعلاميه اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي (موسوم به بيانيه اصول) آمده است: عدم وجود تعادل در رابطه قدرت، در كنار ديگر عناصر اجتماعي و فرهنگي، منشا نابرابريهاي زنان با مردان در زمينههاي دسترسي به اطلاعات و امكانات، مشاركت اجتماعي، سياسي، اقتصادي، و وضعيت حقوقي آنان است. اين موانع بايد از ميان برداشته شوند و كاربردهاي رو به افزايش تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات جديد، مورد بهرهمندي زنان قرار گيرند، تا بهاينطريق آزادي و همچنين مشاركت كامل آنان در توسعه سياسي، اجتماعي و اقتصادي تسهيل گردد و شرايط زندگي آنها بهبود يابد.
در جامعه اطلاعاتي امكان سوءاستفاده از هويت زن ميتواند بيشازپيش رخ دهد. بند 9 اعلاميه اجلاس سران جامعه اطلاعاتي، ابعاد اخلاقي جامعه اطلاعاتي را چنين برشمرده است: استوارساختن فضاي سيبرنتيك رايانهاي، احترام به ارزشهاي اخلاقي شناختهشده همگاني و جهاني، حقيقت، عدالت، همبستگي، تسامح، منزلت انساني، تقسيم مسئوليتها، شفافيت عملكردها، كوشش تمام دستاندركاران جامعه اطلاعاتي براي پيشبرد خير و صلاح عمومي، و جلوگيري از كاربرد نامطلوب تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات.
در مقاله حاضر با اين باور كه حقوق زنان در جامعه اطلاعاتي بايد بهطورجدي مورد توجه قرار گيرد، موقعيت حقوقي زنان در جامعه اطلاعاتي، بهويژه در نمود اصلي آن، يعني اينترنت، و جايگاه زنان در استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات بهطورمختصر بررسي خواهد شد.
اولين تلاشها براي احقاق حقوق زنان
در نيمههاي قرن هيجدهم اعتراض به ظلم حاكم بر جوامع فئودال آن دوره و امتيازاتي كه بهطورموروثي در بين پادشاهان، اشراف و اعضاي كليسا، نسلدرنسل منتقل ميشد، از سوي برخي انديشمندان روشنفكر آغاز گرديد. اين منتقدان كه سردمداران عصر روشنگري بودند، حقوق انساني و طبيعي را در برابر حقوق مقدس پادشاهان قرار دادند. روشنفكران اين عصر، حقوقي را براي انسانها مسلم و طبيعي دانستند كه پيشازآن توسط قدرتمندان جوامعشان محدود شده بودند.
مبناي آموزه حقوق طبيعي، باور به وجود قانون اخلاقي طبيعي است كه بر خيرهاي بشري بنيادي و قابل تحقق عيني استوار است. بهرهمندي انسانها از اين خيرهاي بنيادي، هنگامي تضمين ميشود كه همگي آنها از اين حقوق طبيعي بنيادي برخوردار باشند. روشنفكران مذكور حقوق طبيعي را مقدم بر نظامهاي بالفعل اجتماعي و سياسي ميانگاشتند. بهاينترتيب حقوق طبيعي بهعنوان حقوقي مطرح شد كه افراد، مستقل از جامعه و سياست، از آنها برخوردارند. ازآنپس حقوق طبيعي فارغازاينكه قانونگذار يا مجلس خاصي آنها را به رسميت شناخته باشد يا نه، داراي اعتبار غايي شمرده شدند.[i]
اما در ميان اين فريادهاي روشنگرانه، باز هم حقوق زنان ناديده انگاشته ميشد؛ چنانكه برخي روشنفكران و نويسندگان قرن هيجدهم بهرغم تاكيد بر آزادي، برابري، حقوق فردي و...، صراحتا اين حقوق را مختص مردان ميپنداشتند و معتقد بودند زنان نبايد در حوزههاي عمومي دخالت داشته باشند. بهعنوان يك نمونه بارز، ژان ژاك روسو، از فيلسوفان سرآمد اين عصر، نسبت به بيعدالتيهاي اجتماعي اعتراض ميكرد، اما خود يكي از موارد عمده اين بيعدالتيها را كه مربوط به زنان بود، ناديده ميگرفت. روسو معتقد بود احساسات زنان قويتر از آن است كه به توانايي خردورزي مردان برسند. او تاكيد داشت زن طبيعتا ضعيف است و در مقابل، از اهرمي برخوردار است كه بهزعم او كماهميت هم نيست، و آن، قدرت تاثيرگذاري زن بر قلب مرد است. درواقع ازآنجاكه انسان بهواسطه تمايز از حيوانات بهخاطر برخورداري از قوه خردمندي حائز حقوق طبيعي تلقي ميشد و روشنفكران آن دوره در خردورزي زن ترديد داشتند، زن را واجد اين حقوق نميدانستند.[ii] روسو در كتاب اميل (1762) مينويسد: «زنان و مردان براي يكديگر ساخته شدهاند، اما وابستگي متقابلشان برابر نيست. ما مردان بدون آنها بيشتر بقا خواهيم يافت تا آنان بدون ما. آنان وابستهاند به احساسات ما، به بهايي كه به شايستگيهايشان ميدهيم، به ارزشي كه به جذابيتهايشان و به پاكدامنيشان مينهيم. در نتيجه آموزش زنان بايد تمام و كمال در ارتباط با مردان طراحي شود و براي رضايت مردان، براياينكه براي مردان مفيد باشند، براياينكه عشق و احترام مردان را بهدست آورند، بسان كودكان پرورششان دهند، بسان فرزندان بالغ مراقب آنها باشند، هم راهنما و هم تسليبخش مردان باشند و زندگي را براي مردان شيرين و دلپذير سازند.»[iii]
البته در ميان اين روشنفكران كساني نيز بودند كه از حقوق برابر زن و مرد صحبت ميكردند و ناتوانيهاي زنان را ناشي از قانون طبيعت نميدانستند بلكه معتقد بودند اين ويژگيها اكتسابي و نتيجه شرايط زيستي آنها هستند و با تغيير شرايط، كاستيهاي زنان نيز ريشهكن خواهند شد. آنان تاكيد ميكردند زنان بايد تواناييهاي ذهنيشان را توسعه بخشند، چراكه تنها از راه روشنگري و كسب دانش است كه زنان ميتوانند صاحب فضايل برتر شوند. ولتر بيعدالتي نسبت به زنان را تقبيح ميكرد، ديدرو عقيده داشت عمدهترين عامل فرودستي زنان، جامعه است و ماركي دوكندرسه تاكيد ميكرد زنان بايد از حقوق اجتماعي و سياسي برابر برخوردار شوند.[iv]
با مطرحشدن اين نظريات از سوي روشنگران اين عصر و بهويژه بر اثر وقوع جريانات تاريخي همچون انقلاب فرانسه، اولين قدمها براي احقاق حقوق زنان برداشته شد. دراينزمان، زنان خود نيز وارد عرصه مبارزه براي احقاق حقوقشان شده بودند كه از سرآمدان آنها ميتوان به مادام رولان (Roland)، المپ دوگوژ (Olympe de Gouge) و مري ولستون كرافت (M. Wollstoncraft) اشاره كرد. المپ دوگوژ در سال 1791.م اعلاميه حقوق زنان را در پاسخ به اعلاميه حقوق بشر و شهروند منتشر كرد و در آن تخصيص حقوق برابر براي زنان در حوزه قانون، دولت و آموزش را خواستار شد. همچنين مري ولستون كرافت در سال 1792 بيانيه معروف سيصدصفحهاي خود را تحت عنوان استيفاي حقوق زنان به رشته تحرير درآورد.
در پي چنين تلاشهايي كه از گوشه و كنار دنياي تحت سلطه مردان به پا ميخواست و آنان را به تكاپو واميداشت تا نسبت به حقوق نيمه ديگر جامعه به تفكر بنشينند، نخستين گامها به سوي فمينيسم برداشته شد. ازاينزمان با شكلگيري نهضتهاي فمينيستي مساله حقوق زن مطرح گرديد، اما هركدام از جريانات سياسي و اجتماعي كه از زمان شكلگيري اين نهضت بهوجود آمدند، نگاهي مختص خود به مساله فمينيسم داشتند و هريك فمينيسم را از زاويهاي خاص و بنابر ايدئولوژي مورد قبول خود مطرح ميكردند. با شكلگيري جهان صنعتي، جوامع صنعتي حقوق زن را در قالب نظريات فمينيستي گوناگون و يا خارج از اين ايسمها با مطرحكردن در اعلاميههاي مهم اين دوران همچون اعلاميه جهاني حقوق بشر و بهويژه اعلاميه رفع تبعيض عليه زنان، پيگيري كردند. بااينوجود، هنوز حقوق زنان بهطوركامل به اجرا درنيامده است و بهويژه در كشورهاي كمترتوسعهيافته، اجحاف در مورد حقوق زنان به چشم ميخورد. ازاينرو با ورود به جامعه اطلاعاتي و قرارگرفتن در عصري كه آن را عصر اطلاعات ميدانيم، تلاش براي احقاق حقوق زنان همچنان ادامه دارد و توجه به آن كماكان ضروري است.
حقوق زنان در آستانه ورود به جامعه اطلاعاتي
با مطرحشدن بحث جامعه اطلاعاتي، توجه به قوانين بايسته براي حاكمشدن بر چارچوب اين جامعه به منظور پيشبرد اهداف آن و كمك به انسانها براي زندگي بهتر در اين جامعه، بسيار ضروري است. در جامعه اطلاعاتي بهنظر ميرسد قبلازهرچيز افراد بايد از حقوق برابر در دسترسي به اطلاعات برخوردار باشند. درواقع، دسترسي به اطلاعات كه پيشفرض جامعه اطلاعاتي است، بايد به گونهاي طراحي شود كه همه انسانها بتوانند فارغ از محدوديتهاي جنسي يا نژادي به آن دسترسي يابند. توسعه و استفاده از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) و بهويژه اينترنت، كه نماد اصلي جامعه اطلاعاتي است، باعث بهوجودآمدن تغييرات عظيمي در شيوه كار و زندگي مردم كشورهاي پيشرفته شده است. اين دسترسي بايد بهگونهاي باشد كه كشورهاي كمترتوسعهيافته نيز به اندازه كشورهاي توسعهيافته از آن بهرهمند گردند و ازسويديگر در همه جوامع زنان در دسترسي به اين فناوريها، از موقعيت يكسان با مردان برخوردار باشند. درواقع هدف غايي جامعه اطلاعاتي، دسترسي همه شهروندان به اطلاعات است اما اين نگراني وجود دارد كه برخي اقشار مردم، از جمله زنان، نسبت به ديگران از موقعيت كمتري براي استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات برخوردار شوند. بنابراين اگرچه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و بهويژه اينترنت نويدبخش نيرويي آزاديبخش و دموكراتيك است اما اين فناوري نيز از لحاظ جنسيتي بيطرف عمل نميكند. البته گروهي از مفسران معتقدند از طريق فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، زنان فرصت خواهند يافت در يك مقياس جهاني به معرفي تواناييهاي خود بپردازند و از راههاي جديد در فرايند توسعه اجتماعي شركت جويند. درواقع جامعه اطلاعاتي بايد بكوشد شكاف ديجيتال و از جمله شكاف ديجيتال جنسيتي را تاحدممكن كاهش دهد. بحث شكاف ديجيتال و بهطبعآن شكاف ديجيتال جنسيتي، مبحثي است كه پژوهشگران را در سراسر جهان به چالش افكنده است. دسترسي به فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، در همه جهان به يك اندازه وجود ندارد. «روزبهروز نگراني بيشتري درخصوص تاثيرات احتمالي فناوري اطلاعات بر كشورها يا مناطق داراي شكاف ديجيتال (شكاف بين دارندگان و نادارندگان اطلاعات) بهوجود ميآيد. اغلب زنان كشورهاي درحالتوسعه در عميقترين بخش اين شكاف قرار دارند و در شرايط يكسان فقر، تعداد زناني كه از تحولات عصر اطلاعات حذف شدهاند، بيش از مردان است.»[v]
در متن شكاف ديجيتال، شكاف جنسيتي بهطورفزايندهاي مورد توجه است؛ بهاينمعنيكه اگر دسترسي و استفاده از فناوريهاي اطلاعات، پيوند مستقيمي با توسعه اقتصادي و اجتماعي دارد، پس بايد اطمينان حاصل شود كه زنان در كشورهاي درحالتوسعه اهميت فناوري مذكور را درك كرده و آن را مورد استفاده قرار دهند، وگرنه عدم دسترسي زنان به فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، بهعنوان عامل مهمي در جهت افزايش انزوا و بهحاشيهراندهشدن آنها از جريانات اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشورهاي خودشان و جهان عمل خواهد كرد.[vi]
مساله ديگري كه در مورد استفاده زنان از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات مطرح ميگردد، اين است كه چه چيز باعث ميشود استفاده زنان از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ــ در اينجا بهطورخاص اينترنت ــ محدود گردد و زنان براي رسيدن به موقعيت و حقوقي برابر با مردان در جامعه اطلاعاتي چه اقداماتي انجام دادهاند؟
اگرچه تحقيقات تعداد زناني را كه از اينترنت استفاده ميكنند، درحالافزايش نشان ميدهند، اما همچنان مشكلات و موانع جدي در اين راه وجود دارند كه در اينجا بهطور خلاصه به برخي از اين موانع اشاره ميكنيم:
1ــ هزينه: زنان بهطوركلي نسبت به مردان از درآمد كمتري برخوردارند. حقوق يك ساعت كار زنان در انگليس برابر با هشتادودودرصد دستمزد يك ساعت مردان است و ازاينرو طبعا پرداخت هزينه استفاده از اينترنت براي آنها دشوارتر خواهد بود.
2ــ زمان: زنان به دليل عهدهداري وظايفي چون خانهداري و نگهداري از بچه در كنار وظايف كاري بيرون از خانه، نسبت به مردان از وقت كمتري براي استفاده از اينترنت برخوردارند.
3ــ اعتمادبهنفس: تحقيقات نشان دادهاند كه زنان در مواجهه با تكنولوژيهاي نوين از اعتمادبهنفس كمتري نسبت به مردان برخوردارند و اين خود باعث ترس آنان در برقراري ارتباط توسط اينترنت ميشود.
4ــ فضاي جنسيتي: مشكل ديگري كه زنان در جامعه اطلاعاتي با آن روبرو ميشوند، مساله سوءاستفاده از هويت آنان است. اگرچه گروهي تحت عنوان فمينيستهاي سايبر (cyber feminist) تلاش دارند فضاي سايبر (cyber space) را به يك محيط غيرجنسيتي تبديل كنند، اما همپاي بهرهبرداري تجاري جامعه صنعتي از زنان، جامعه اطلاعاتي نيز به اين سمت كشيده شده است؛ تاآنجاكه گروهي از زنان فمينيست سايبر لغت Grrl را به جاي Girl برگزيدهاند، چراكه جستجوي لغت Girl در اينترنت اغلب سايتهاي پورنو را ارائه ميدهد.[vii]
فمينيستهاي سايبر
مفهوم فمينيسم سايبر اولينبار در سال 1992 توسط يك نظريهپرداز اجتماعي انگليسي به نام سادي پلنت و يك گروه هنري استراليايي بهنام و. ان. سي ماتريكس ــ بهطور جداگانه ــ مورد استفاده قرار گرفت. اين لغت از تلفيق دو لغت فمينيسم و cyberspaceبه معناي فضاي مجازي كه افراد از طريق اينترنت در آن ارتباط برقرار ميكنند، بهوجود آمده است. هرچند اصطلاح سايبرفمينيسم را پلنت و گروه هنري ماتريكس همزمان مطرح كردند، اما آن دو اين تركيب را به يك معنا به كار نبردند. پلنت سايبرفمينيسم را ارتباط بين زنان و تكنولوژي ميداند. براي وي سايبرفمينيسم يك پاسخ نظري به اين حقيقت است كه زنان هر روز بيشازپيش نوآوريهاي خود را در راستاي فنون الكترونيك و تكنولوژيهاي مجازي قرار ميدهند. او در آخرين كتاب خود به نام «صفر و يك» اين پاسخ نظري را بهطوركامل شرح ميدهد. فرض اصلي وي بر اين است كه مفهوم زن با ديجيتالشدن جامعه پيش رفته است. پلنت يك مدل آرماني را طرحريزي ميكند و بر حقانيت آن اصرار ميورزد. وي از مفهوم زن و جامعه ديجيتال الهام ميگيرد تا آنها را چنان بههم آميزد كه رهايي از ديگري براي هيچكدام مقدور نباشد.
اما رويكرد گروه ماتريكس كه مادر هنري سايبرفمينيسم تلقي ميشود، بهگونهاي ديگر است. هرچند آنها با نظر پلنت مبنيبراينكه جامعه ديجيتال به يك جامعه زنگرايانه تبديل شده است، موافقند، ولي كوشش حقيقي آنان بيشتر بر آن است كه ديوانگي را به تكنولوژي سرايت دهند و آنچنان آشوبي بهوجود آورند كه افسانه رايج «تكنولوژي بازيچهاي براي مردان است»، بياعتبار گردد.
در اينجا بايد از دنا هاراوي نيز نام برد كه در دهه 1980.م مانيفيست اصلي Cyborg (cybernetic organism) را كه سنبلي براي آينده فراتر از جنسيت بود، نوشت و بسياري بر اين باورند كه نقطه شروع حقيقي براي فمينيسم سايبر و تفكر راجع به آن از همينجا آغاز شده است. البته خود هاراوي هيچگاه از مفهوم فمينيسم سايبر استفاده نكرد و يا براي خود حقي در اين زمينه قائل نشد.
از اين مقدمه كوتاه آشكار ميگردد كه چگونه مفهوم فمينيسم سايبر به طرق گوناگون مطرح ميشود و نميتوان تعريفي واحد و مشخص براي آن ارائه كرد.
شهر كسل آلمان در سپتامبر 1997 به مدت هشت روز پذيراي اولين كنفرانس فمينيستهاي سايبر بود كه در سطح بينالملل برگزار گرديد و در آن قرار شد تعريفي از فمينيست سايبر ارائه گردد. اما در عوض تعداد صد آنتيتز نوشته و ارائه شد كه بهروشني نشان ميداد فمينيسم سايبر چه نيست. براي مثال گفته شد كه فمينيسم سايبر يك ايسم نيست؛ فمينيسم سايبر يك ايدئولوژي نيست؛ فمينيسم سايبر به معناي يك زن تنها نيست؛... طبعا پس از خواندن اين همه آنتيتز، باز هم خواننده حق دارد از اينكه نتوانسته است به مفهومي صريح درخصوص مساله مورد بحث دست يابد، احساس نارضايتي كند.
اگر از طريق جستجوگرهاي معروف و معمول در اينترنت به دنبال لغت فمينيسم سايبر بگرديم، در حدود پانصد سايت كه شامل اعلاميهها، متنها، زندگينامهها و پروژههاي هنري هستند، يافت ميشود. در اين فضا بسياري از زنان ــ و برخي از مردان ــ كه اغلب نيز يكديگر را نميشناسند، زير يك چتر گرد هم آمدهاند و جالبآنكه هركدام تعريفي از فمينيسم سايبر ارائه دادهاند كه نشاندهنده برداشت و يا استفاده خاص آنها از اين مفهوم است: 1ــ فمينيسم سايبر، فمينيسمي است كه بر رسانههاي ديجيتال تاكيد دارد 2ــ نسخه جديد فمينيسم است كه به موضوعات جديد سياسي كه توسط فرهنگ جهاني و جامعه رسانهاي بهوجود آمدهاند، اختصاص دارد 3ــ محصولي جديد و همزمان با آن يك استراتژي جديد در بازاريابي است.... ليكن فراتر از همه اين تعاريف يك معناي اصلي وجود دارد و آن مفهوم زن و ساختار ارتباط بين زن و تكنولوژي است. بهعبارتديگر، فمينيسم سايبر از اينترنت براي آن دسته از فعاليتهاي فمينيستي استفاده ميكند كه زنان را قادر ميسازند درهمانحال كه براي ايجاد تغيير در جامعه تلاش ميكنند، از تكنولوژي نيز بهرهمند گردند.
ميتوان گفت اصطلاح فمينيسم سايبر به استفاده زنان از تكنولوژي اينترنت براي مقاصدي غير از خريد در اينترنت و سايتگردي اشاره دارد. فمينيسم سايبر بر پايه فمينيسمهاي مختلف بنا شده و محصول يك تغيير جهت در درك مقولههايي چون سياست، جنسيت، كار و... است. فمينيستهاي سايبر معتقدند تكنولوژي نوين ميتواند شرايط اجتماعي را تغيير دهد و امكانات جديدي همچون تغيير در مقولههاي جنسيت را فراهم آورد و درواقع مفهوم جنسيتي را كه بر مبناي جسمانيت استوار است، كنار گذاشته و هويت جنسي جديد و يا حتي هويتي بدون جنسيت را در فضاي مجازي بنا نهد. زناني كه خود را فمينيست سايبر مينامند، نسبت به تكنولوژيهاي جديد واكنش نشان ميدهند، چراكه نيازمند استفاده از آن هستند و ميخواهند در اين تكنولوژيها جايي را براي زنان بهدست آورند. فمينيستهاي سايبر معتقدند بايد يك نقد اساسي و زيربنايي از رسانهها و تكنولوژي جديد انجام گيرد و تفسيري از مدلهاي آزادي، كثرتگرايي و ساختار دموكراتيك فضاي مجازي ارائه شود.
رويكرد اسناد بينالمللي به حقوق زنان در جامعه اطلاعاتي
علاوه بر طرفداران فمينيسم سايبر و نيز NGOها و گروههاي مستقلي كه براي احقاق حقوق زنان در جامعه اطلاعاتي تلاش ميكنند، دولتها نيز در آستانه ورود به جامعه اطلاعاتي، حقوق زنان را مدنظر داشتهاند.
همانطوركه در مقدمه نيز اشاره شد، در دو سند بهتصويبرسيده در آستانه ورود به جامعه اطلاعاتي، يعني در بيانيه اصول و نقشه عمل[viii] تلاش شده است به اين مباحث پرداخته شود. درواقع، در مواجهه با مسائل مربوط به حقوق در جامعه اطلاعاتي، اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي (WSIS) را ميتوان آغازي براي قانونمندشدن جامعه اطلاعاتي دانست. درواقع مصوبات اين اجلاس و نيز فعاليتهايي كه كميتهها، NGOها و گروههاي زنان و مدافعان مساوات جنسي در اين اجلاس سامان دادند، ميتوانند در رفع تبعيضاتي كه ممكن است جامعه اطلاعاتي براي زنان بهوجود آورد، مفيد واقع شوند.
در ماده 12 بيانيه اصول آمده است: «توسعه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات فرصتهاي بزرگي در اختيار زنان ميگذارد، آنها كه بايد بخش جداييناپذير و بازيگران اصلي در جامعه اطلاعاتي باشند»؛ و در ادامه آمده است: «متعهديم ضامن اين باشيم كه جامعه اطلاعاتي به زنان قوت ببخشد و مشاركت كامل آنها را بهطوربرابر در همه عرصههاي اجتماعي و فرايندهاي تصميمگيري ممكن سازد. براي رسيدن به اين هدف بايد چشمانداز برابري جنسي را به جريان حاكم تبديل كنيم و از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات براي اين هدف بهره گيريم.»[ix]
در نقشه عمل نيز در قسمت رهنمودهاي عملي آمده است: «دولتها، با همكاري طرفهاي ذينفع، تشويق ميشوند سياستهاي همواركننده فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي را تنظيم كنند؛ سياستهايي كه كارآفريني، ابداع و سرمايهگذاري را با عنايت ويژه به ارتقاي مشاركت زنان، پرورش دهند.» همچنين آمده است: بايد به «تقويت برنامههاي متمركز بر مواد درسي حساس به مساله جنسيت، چه در آموزشوپرورش رسمي و چه در آموزشوپرورش غيررسمي براي همگان، و تقويت سواد رسانهاي و ارتباطاتي زنان با عنايت به لزوم توانمندكردن زنان و دختران در درك و ايجاد محتواي فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي» توجه شود.
در كنار اين اعلاميهها، كميتههايي با رويكرد فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات در اجلاس سران شركت داشتند. يكي از اين كميتهها كه در كنار اجلاس WSIS شكل گرفت، كميته جنسيتي WSIS و يا WSIS Gender Caucus بود كه تلاش نمود در اين اجلاس مساله زنان در جامعه اطلاعاتي را مطرح نمايد. در بيانيه كميته مذكور آمده است كه اين كميته از WSIS حمايت خواهد كرد و متعهد ميشود در راستاي اهداف WSIS فعاليت نمايد و تضميني باشد براي شركت زنان در جريان پيشرفت WSIS.
اين كميته پنج اولويت را براي فعاليتهاي خود مشخص كرده است: 1ــ ظرفيتسازي و آموزش در جهت حمايت از مشاركت گسترده متخصصان زن ICT در سياستگذاري و طراحي كليه بخشهاي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) و حمايت از دسترسي وسيع زنان و كنترل منابع لازم براي پيشرفت آنها 2ــ تسهيل مشاركت زنان در بخشهاي ICT از طريق برنامههاي تشويقكننده و حمايتكننده در راستاي كارآفريني و استخدام زنان 3ــ اصلاح فرايند تصميمگيري در بخشهاي ICT بهگونهايكه تضمينكننده نظارت صحيح و پاسخگويي گسترده به همه شركتكنندگان در WSIS باشد و نيز توسعهبخشيدن به مشاركت و معرفي زنان و طرفداران مساوات جنسي در همه مراحل سياستگذاري 4ــ تضمين مشاركت ICT در جهت اهداف صلح، برابري و توسعه از طريق برنامههايي كه استفادههاي ابتكاري از ICT را در راستاي حل اختلافات و اجراي صلح گسترش دهند و نقش زنان را در برنامههاي سوادآموزي و رفع خشونت عليه زنان مولد و پربار سازند 5ــ حمايت از بازشناسي حق همگاني دسترسي به اطلاعات در چارچوب حقوق بشر بينالملل و مشاركت كميته حقوق بشر زنان بهعنوان شريكي كليدي در امر توسعه اين حقوق و فعاليتها.
نتيجه
مساله حقوق زنان كه طي چندين قرن بهطورپياپي دنبال شده، با ورود به جامعه اطلاعاتي رنگ تازهاي به خود گرفته است. با توجه به هدف غايي جامعه اطلاعاتي مبني بر لزوم دسترسي همگان به فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، مساله حقوق زنان و حق دسترسي آنان ــ بهعنوان بخشي از اين جامعه ــ به فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، از مباحث مهم مطرح در جامعه اطلاعاتي است. ازسويديگر اين فناوريها و بهويژه اينترنت در كنار كاربردهاي مفيد و آزاديبخش، خطراتي نيز به دنبال دارند كه بيتوجهي به آنها ميتواند عواقب سوئي داشته باشد و حقوق اقشار مختلف جامعه و از جمله زنان را زايل كند. بنابراين همانگونهكه توجه به دسترسي برابر زنان به فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات بايد مورد توجه دولتها قرار گيرد، مساله هويت زن و سوءاستفاده جنسيتي كه ميتواند از طريق اين فناوريها رخ دهد، نبايد از نظرها پنهان بماند. اين مساله، مبحثي است كه جاي بحث و بررسي بسيار دارد و اميد است در تحقيقات انديشمندان و محققان كشور ما نيز لحاظ گردد.
پينوشتها
[i]ــ اندرو فاگان، مفهوم حقوق بشر، ترجمه: امير غلامي، آدرس اينترنتي:
http://www.secularismforiran.corn/HumanRights1.htm
[ii]ــ حميرا مشيرزاده، از جنبش تا نظريه اجتماعي، تاريخ دو قرن فمينيسم، تهران، انتشارات شيرازه، چاپ دوم، 1383، ص11
[iii]ــ سوزان ليس واتكينز، ماريزا روئدا و مارتا رودرينگز، فمينيسم، ترجمه: زيبا جلالي ناييني، تهران، انتشارات شيرازه، چاپ دوم، 1381، ص13
[iv]ــ حميرا مشيرزاده، همان، ص13
[v]ــ نانسي هافكين و نانسي تاگارت، تحليلي بر جنسيت و فنآوري اطلاعات در كشورهاي در حال توسعه، ترجمه: حسين شبانعلي فمي و اميرحسين عليبيگي، دانشگاه الزهرا، 1383، ص16
[vi]ــ همان، ص14
[vii]- Van Zoonen, Liesbet; Gendering The Internet; European journal of communication; 17; 1
[viii]ــ مصوب اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي، ژنو، 2003
[ix]ــ بيانيه اصول، ماده 12