مجموعه آداب، قواعد و فنون مربوط به ارتباطات، مذاکره و همزيستي ميان مقامات دولتي يا نمايندگان رسمي دولت ها را آيين تشريفات ديپلماتيک مي نامند. امروزه التزام به آيين تشريفات، چه در مناسبات درون ساختاري دولت ها و چه در روابط بين الملل از اهميت خاصي برخوردار بوده و نقش مهمي را در کم و کيف مناسبات ميان ملت ها ايفا مي کند. رفتارهاي نمادين شخصيت هاي سياسي حساسيت ها و تعبيرهاي خاص خود را داشته و هر کدام گوياي مسائلي پنهان است. در بخش نخست به گفتار مدبرانه و ادبيات فاخر ديپلماتيک پرداخته شد.
پايبندي به انواع اتيکت يا پروتکل ها در رفتار و کردار سياسي
پس از شاخصه گفتار و ادبيات فاخر ديپلماتيک، التزام به رويه هاي معمول و رفتار و کردار متعارف در محافل رسمي و اشراف به آيين معاشرت و تشريفات (موسوم به پروتکل يا اتيکت)، جايگاه مهمي را در اجراي صحيح ديپلماسي عملي يا کاربردي داراست. اين آداب، غالباً شامل نوع پوشش و تقيد به لباس هاي رسمي، شناخت سازوکار ملاقات و تعامل با سران و نمايندگان بلند پايه کشورها، مراسم تسليم استوارنامه، شناخت نشان ها و القاب، سلسله مراتب، احترامات و نيز آگاهي از تشريفات مربوط به مهماني ها و پذيرايي هاي ديپلماتيک (نظير مهماني کوکتل يا رسپسيون، بوفه و... ) است.
در مورد نوع پوشش مقامات دولتي و نمايندگان کشورها در ضيافت هاي ديپلماتيک، از ديرباز لباس هاي خاصي چون فراک، يونيفورم، ژاکت و... هر يک متناسب با نوع ميهماني و مناسبت مربوطه، در مجالس بين المللي رسميت داشته اند اما امروزه بيشتر، لباس اسموکينگ (شامل کت و شلوار تيره يا مشکي، پيراهن سفيد، پاپيون، جوراب و کفش مشکي ورني يا براق) رايج ترين انتخاب ديپلمات هاست. البته معمولاً در ضيافت ها، نوع لباس مدعوين در کارت دعوت قيد مي شود ضمن اينکه شخصيت هاي مذهبي و مأموران آن دسته از کشورها که ملزم به استفاده از لباس رسمي خود هستند، از اين قاعده مستثني هستند. در کشور ما سفرا و مسوولان بلندپايه معمولاً از کت و شلوار تيره رنگ، پيراهن سفيد بدون يقه و کفش مشکي به عنوان لباس رسمي استفاده مي کنند اما در اينکه اين مساله به صورت قانون يا دستور العملي لازم الاجرا درآمده باشد، جاي ترديد وجود دارد. همين که در حال حاضر برخي مسوولان برخلاف رويه معمول در مجامع رسمي حضور مي يابند، خود مي تواند دليلي بر اين مدعا باشد. علي ايحال در صورتي که در اين باره، خلاء قانوني حس مي شود، شايسته است نهادهاي ذيربط، نظير تشريفات رياست جمهوري، اداره کل تشريفات وزارت امور خارجه يا حتي اعضاي نهاد قانونگذار کشور که به اهميت اين موضوع واقفند، اين مهم را با جديت بيشتري دنبال کرده و در جهت ضابطه مند کردن آن تدبيري بينديشند تا از اعمال سلايق شخصي و گروهي در اين رابطه حتي المقدور ممانعت به عمل آيد.
عدم توجه به رويه هاي بين المللي در روابط ديپلماتيک نيز مي تواند به نوعي پشت پا زدن به پروتکل ها و خروج از چارچوب هاي ضابطه مند سياسي تلقي شود. رايزني با روساي حکومت ها و نهادهاي بين المللي خارج از روال معمول (نظير اعزام افرادي بيرون از دستگاه ديپلماسي جهت مذاکره با شخصيت ها و سازمان هاي بين المللي)، برقراري ارتباط و نامه نگاري هاي غيرمتعارف و غيرضرور با سران کشورها و سازمان ها از اين نوع اقدامات هستند که کماکان در مناسبات سياسي برخي کشورهاي در حال توسعه از جمله کشورمان به چشم مي خورند و آخرين نمونه آن شکوائيه نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد از اظهارات ضد ايراني خانم هيلاري کلينتون نامزد مغلوب حزب دموکرات در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده است که طي سلسله نطق هاي تبليغاتي خود و علي الظاهر به منظور جلب حمايت لابي صهيونيسم در مصاحبه يي با شبکه اي بي سي اذعان داشته بود؛ در صورت حمله نظامي ايران به اسرائيل، در کسوت رئيس جمهور آينده امريکا، ايران را محو خواهد کرد، طبيعتاً مکاتبه با دبيرکل سازمان ملل در مورد اظهارات شخصيتي حقيقي که به عنوان نامزد رياست جمهوري هيچ گونه تعهد و التزام حقوقي به گفته هاي وي مترتب نيست، بدون در نظر گرفتن حدود و ثغور عرف مکاتبات ديپلماتيک، نمي تواند چيزي جز اقدامي شتابزده، غيرضرور و احساسي تلقي شود.
برنامه ريزي و طراحي مداليته نيل به منافع ملي در اجراي سياست خارجي به واسطه مولفه هاي گفتاري-کرداري و بهره گيري از تدابير و رفتارهاي نمادين دولتمردان
ديپلماسي، ابزار تحقق سياست خارجي است. فن مذاکره و هنر پيشبرد سياست خارجي به وسيله گفت وگو در تخصص دولتمردان کارآزموده و ديپلمات هاي متبحر است. اگرچه هميشه اين ديپلمات ها نيستند که سياست هاي کلي و ايستارهاي حاکم بر روابط دولت متبوع خود با ديگران را تعيين مي کنند و به عبارتي نهادهاي تصميم ساز در دولت ها الزاماً دستي در اجرا ندارند و همين طور بالعکس مجريان سياست خارجي غالباً در مقام سياستگذار نيستند، اما واقع امر اين است که در جريان تعاملات، دست نمايندگان سياسي در سمت دهي و هدايت سياست خارجي و کم و کيف روابط باز است و ابتکار عمل مذاکره کنندگان و هيات هاي ديپلماتيک، مهارت هاي فردي و ويژگي هاي شخصيتي آنها در ارتقا سطح مناسبات بين المللي، رفع تنش هاي احتمالي و ممانعت از بروز بحران هاي سياسي نقش عمده يي ايفا مي کند. بعضي از اين ابتکارات و مهارت ها اجتهادي و برخي ذاتي است. برخورداري از تحصيلات عالي مربوط، تسلط به زبان هاي خارجي، استفاده از فرصت هاي آموزشي و دوره هاي تخصصي- کاربردي و يادگيري اصول و قواعد بنيادين مذاکره از جمله مهارت هاي اکتسابي است. گذراندن سلسله مراتب ديپلماتيک و مدارج علمي در تشکيلات ديپلماسي نيز بسيار ارزشمند است و دولت هايي که با سرمايه گذاري بهينه به اين ضرورت، عنايت بيشتري دارند و از جابه جايي ها و نقل و انتقالات خارج از ضوابط در دستگاه ديپلماسي اجتناب مي کنند، طبعاً در عرصه هاي بين المللي نيز موفق ترند.
پرهيز از رفتارهاي احساسي و هيجاني و دوري از ماجراجويي و پاسخگويي به سوالات حساس و دقيق ، توجه خاص به مقوله امنيت ملي و تماميت ارضي کشور در رفتار و کردار، در همه حال خطوط قرمز دولتمردان و نمايندگان سياسي آگاه و با تدبير است. مضاف بر اين، همان گونه که پيش از اين اشاره شد، خويشتنداري و امتناع از به کارگيري الفاظ نامناسب حتي در پاسخگويي به مخالفان و دشمنان نيز جزيي از ظرافت هاي فن بيان و لازمه گفتار و رفتار خردمندانه است که در محافل داخلي و خارجي، ميزان مقبوليت شخصيت ها را بيشتر کرده و حقانيت ادعاي آنها را در موضع گيري هاي مختلف به اثبات مي رساند. يک انتقاد اساسي که امروزه به دولتمردان دولت نهم وارد است، عدم پايبندي آنها به مسائل اينچنيني است. حتي شخص رياست محترم جمهور بارها در سخنراني ها و مصاحبه هاي خود در پاسخ به زياده خواهي هاي دولت هاي غربي از کلمات و عباراتي استفاده مي کند که زيبنده موقعيت سياسي ايشان نيست. به عنوان نمونه رئيس جمهور در بيست و نهمين سفر استاني خود به اصفهان (دور نخست سفرها) در تاريخ پنجم خردادماه 86 در جمع مردم شهرستان آران و بيدگل اظهار مي دارد؛ «... کشورهاي غربي تلاش مي کنند امروز ايران را به هر طريق ممکن بترسانند. بنده در همين جا اعلام مي کنم که اين تصور شما به اين خاطر است که شما فکر مي کنيد قدرت بزرگي هستيد ولي خبر نداريد که ملت ايران قدرت شما را به حساب نمي آورد و از «هارت و پورت هاي» شما هراسي ندارد،» متأسفانه با سرزدن به وب سايت رياست جمهوري و جست وجوي کلمه فوق (هارت و پورت) در قسمت جست وجوگر پايگاه، به ده ها مورد تکرار اين عبارت در سخنراني ها و نطق هاي ايشان بر مي خوريم که به مناسبت هاي مختلف ايراد شده اند. ترديدي وجود ندارد که به کار بردن چنين الفاظي از سوي بالاترين مقام اجرايي کشور چندان توجيه پذير نيست و به شخصيت و جايگاه حقوقي رئيس جمهور خدشه وارد مي سازد.ايشان نماينده ملت ايران، فرهنگ سياسي و ملي ايرانيان در برابر انظار بين المللي است. اما پيرامون مهارت هاي فردي، پر واضح است که قابليت هاي همه دولتمردان در مديريت چالش هاي سياسي- اجتماعي به يک اندازه نيست. شاخصه هايي نظير بهره هوشي، بر خورداري از ذهن خلاق و پويا و ذوق و قريحه ذاتي، قدرت تحليل منطقي، پاسخگويي خردمندانه و... از عمده ويژگي هايي است که در تأمين منافع ملي، ضريب موفقيت و برتري کنشگر سياسي را در بازي هاي حاصل جمع برابر صفر نسبت به ديگر رقبا به مراتب افزايش مي دهد. استفاده از رفتارهاي نمادين و گفتار خردمندانه در پيشبرد اهداف ملي توسط سياستمداران خبره که به ظرافت هاي خاص ديپلماسي اشراف کامل دارند، در مديريت تنش ها بسيار تاثير گذار است. نقل است که در دهه80 ميلادي وقتي ناسيوناليست هاي افراطي فرانسه اقدام به قتل يک مهاجر سياهپوست در پاريس کرده بودند، فرانسوا ميتران رئيس جمهور سوسياليست وقت فرانسه با حضور در کنار رود سن (ظاهراً محل وقوع قتل) شاخه گلي را به احترام قرباني و به رسم يادبود داخل رودخانه انداخته و با اين اقدام نمادين خود ضمن ممانعت از بروز بحران و غائله يي اجتماعي در جامعه فرانسوي توجه محافل ضدتبعيض نژادي و رسانه هاي جهان را به خود معطوف داشته بود. اين است که وقتي کنش گري قائل به اتيکت ها و آداب اجتماعي است در مواقع مناسب مي تواند با بهره برداري هنرمندانه از رفتارهاي نمادين و تشريفاتي، مشکلات را با چنين شگردهايي از پيش راه بردارد يا مانع از بروز معضلات جدي براي شهروندان جامعه خود شود.
نکته مهم ديگري که در طراحي نقشه راه و ترسيم پلان اجرايي سياست خارجي بسيار حياتي است، به کارگيري مشاوران مجرب و کاردان و استفاده از نظريات آنها به منظور گمانه زني در خصوص موضوعات مطروحه و پرسش هاي احتمالي در کنفرانس هاي مطبوعاتي، سخنراني در مجامع بين المللي و سفرهاي خارجي است که مي توانند با پيش بيني هاي صحيح و بررسي همه جانبه گزينه هاي پيش رو، از موقعيت و حيثيت دولتمردان کشور خود قاطعانه دفاع کنند. به خاطر داريم هنگامي که رياست محترم جمهور سال گذشته در جمع دانشجويان دانشگاه کلمبيا در پاسخ به سوالي در مورد دليل عدم آزادي هموسکسوئل ها در ايران اذعان داشت که ما اصلاً در ايران چنين مقوله يي (گرايش به هموسکسواليته) نداريم، چطور با خنده حضار مواجه شد. حال آنکه ايشان با قدري تأني و با پرهيز از پاسخگويي صريح مي توانستند ضمن مطرح کردن موضوع «نسبي گرايي فرهنگي و حقوق بشر»، حاضران را مجاب سازند که حد و مرز آزادي به معناي به رسميت شناختن حقوق و سلايق ملت ها با فرهنگ هاي مختلف است و لذا وقتي فرهنگ ايراني- اسلامي به هيچ وجه پذيراي چنين موضوعي نيست و جامعه به شدت از آن اکراه دارد، اين رويکرد نه تنها محدود سازنده نيست، که خواست جامعه و عين آزادي و رعايت حقوق بشر و کرامت انساني است. شايد برخورداري رئيس جمهور از مشاوران کاردان و با فراست در آن سفر جنجالي مي توانست سرنوشت آن برنامه و حتي آن سفر را طور ديگري رقم زند.