چهاردهمین نشست علمی، با موضوع «جریان روشنفکری دینی، فرصتها و تهدیدها»، از سوی دفتر جنبش نرمافزاری در اصفهان برگزار گردید.
در این گردهمایی که با حضور طلاب و محققان اصفهان در دفتر تبلیغات اسلامی این شهر برگزار گردید. حجت الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا، استاد محمدجواد صاحبی و دکتر مسعود پور فرد نیز در این همایش به بیان ابعاد مختلف جریان روشنفکری دینی، فرصتها و تهدیدها پرداختند.
در آغاز دبیر گردهم آیی دکتر پورفرد، با بیان مقدماتی در خصوص موضوع همایش پرداخت. در ادامه نخستین سخنران جلسه، استاد محمد جواد صاحبی، در خصوص معنای لغوی و اصطلاحی واژه روشنفکری توضیحاتی را ارائه داد. وی با بیان تاریخچه ورود واژه منورالفکر اززمان مشروطیت، درباره نحوه ورود معادل این کلمه از فرانسه وروسیه و تبدیل این کلمه به روشنفکر در فرهنگ ادبیاتی ایران سخن گفت. وی در ادامه افزود: واژهها دربستر زمان تغییر میکنند؛ طبعا" مفاهیم مربوط به این واژهها نیز با عنایت به شرایط و ویژگیهای محیطی و سیاسی جایگاه خود را مییابند.
صاحبی بابیان مفهومی روشن از روشنفکری گفت: روشنفکر فرزند زمان خود بوده و سنت شکن، تحول خواه، منتقد، مصلح و عقل گراست. اگر محور فعالیت چنین فردی دین باشد، او را میتوان روشنفکر دینی نام نهاد. دین برای روشنفکر دینی ابزار نبوده، بلکه هدف و محور است. از نگاه روشنفکر دینی هرگونه اصلاحی در جامعه باید از دیدگاه دین بررسی شود. روشنفکر دینی به دنبال غبار زدایی از ساحت مقدس دین بوده، احیاء آموزههای دین راستین را دنبال میکند.
در ادامه نیز دکتر پورفرد به مسئله شاخصهای روشنفکری دینی پرداخت و با نگاهی جامعه شناسانه به موضوع، سه سطح تحلیلی را در جامعهشناسی مورد اشاره قرار داد و افزود: در سطح اول موضوع رفتارشناسی فردی، در سطح دوم بررسی نیروهای اجتماعی در جامعه و سطح سوم در حوزه ساختارشناسی موضوع مورد بحث قرار میگیرد.
وی با اشاره به اینکه موضوع بحث شاخصها، همان سطح دوم تحلیل است که در آن روشنفکر دینی یکی از گروههای اجتماعی محسوب میشود، گفت: روشنفکر دینی از نظر من، باید علاوه بر توسعه مفهوم عقل،اصالت محور بوده، درتحقق دین نیز توسعهنگرباشد در حوزه عقل نیز تنها به عقلانیت ابزاری اعتماد نداشته باشد، بلکه این عقلانیت را یکی از شقوق عقل بداند و در حوزه فهم دین هم اصالت محور باشد؛ یعنی هم پایایی دارد و هم پویایی.
به این ترتیب روشنفکر دینی، سنتگر است؛ نه سنتی. وی شهید بهشتی و استاد مطهری را از مصادیق بارز این تعریف دانست.
ایشان در ادامه به بیان شاخصهای روشنفکری پرداخت و با معرفی چهار شخص در این خصوص گفت: شاخص نخست فرهنگ علمی و اندیشه است. شاخص دوم سیاست و دانش سیاسی، شاخص سوم اخلاق و شاخص چهارم اقتصاد است. پور فرد در ادامه به توضیح شاخصهای یاد شده پرداخت و ادامه داد: یکی از شاخصهای روشنفکر دینی در محور نخست این است که وی به عقلانیت، اعم از عقلانیت ابزاری و اهتمام عقل داشته باشد و میراث فرهنگی را نیز پوشش دهد.
شاخص دوم این است که روشنفکر نمیتواند دینی باشد؛ اما به نظام دانایی اسلام پایبند باشد، چون نظام دانایی عامل وحدت بخشی به مفاهیم است. در این نظام، هم بحث فهم دین مطرح است و هم تحقق دین. باید عصر و زمان خود را دینی کند؛ نه دین را عصری و زمانی. ویژگی سوم در حوزه فرهنگ و اندیشه، آزاد اندیشی است، چنان که مقام معظم رهبری نیز به این مسئله اشاره دارند: فرهنگ و علم حاصل آزاد اندیشی است. اگر تعامل، بحث و گفت و گو نباشد، علم چگونه تولید میشود.
در روشنفکری دینی نمیتوان از موضع آزاد اندیشی، فرد نگری کرد، روشنفکر دینی بین فردو جمع، هر دو را مینگرد.
شاخص بعدی این است که روشنفکر دینی باید کاوش گر علمی منصفی هم باشد. از ویژگیهای علمی او این است که دارای قدرت فکری مناسبی است و جرأت علمی و نو آوری دارد؛ یعنی هم دانش محور و هم مسئله محور باشد و در هر دو محورنوآوری داشته باشد. تحول گرا بوده و افق نگاهش ایستا نباشد. روشنفکر دینی بایدنقادفرهنگی و اجتماعی باشد او باید فرزند زمان خود باشد؛ یعنی با مردم و قوم خود به زبان خودشان سخن گوید.
شاخص بعدی در حوزه سیاست است که روشنفکر دینی میتواند، حوزه سیاسی را نقدکند؛ اما این به معنی معارض بودن وی نیست. وی میتواند حامی و مرشد باشد؛اخلاق را با سیاست لحاظ کند و اخلاق پرسشگری و کنجکاوی داشته باشد. شاخص بعدی اهتمام به ارزشها و فضائل اخلاقی است.
در شاخص اقتصادی، مسئله نخست اعتقاد به عدالت اقتصادی است، طرفدار مستضعف و فقیر باشد؛ البته لزوما" نباید از پایگاه طبقه مستضعف باشد، بلکه به دنبال تحقق عدالت اقتصادی باشد .
در ادامه حجت الاسلام و المسلمین پارسانیا در خصوص تهدیدها و فرصتهای روشنفکر دینی سخنانی ایراد کرد و با بحث درباره مفاهیم مربوط به این مسئله گفت: حوزه تهدید تنها بحث آسیب فردی نیست؛ از این رو آسیب روشنفکری یا تهدید فردی موضوع این بحث نیست، بلکه اینجا سخن از تهدید روشنفکری دینی است. دین حوزهای کاملا" عقلی است و فضاهای فراعقلی آن ضد عقل نیست؛ اما آنچه بعنوان تهدید میتواند در حوزه روشنفکری دینی مطرح شود، وضعیتی است که دین در غرب یافته؛ یعنی نوعی معنویت سکولار که اسارت دین در حوزههای نظری، دستاورد غرب است که دین را نه بازخوانی که باز سازی میکند؛ به گونهای که دیگر نمیتوان به آن دین گفت. پس تهدید نخست قرون وسطایی است و عقلانیت در آن دیده نمیشود؛ ایمان گرایی صرف است و ایمان هم در آنجا ایمانی اساطیری است و عالم استدلال در آن مفهومی ندارد. در اینجا دو طرف تهدید وجود دارد: یکی تحجر به یک سری برداشتها پس از حیات رسول گرامی اسلام است و عادات جاهلی مجددا" میل به ظهور دارد و پوشش دینی میگیرد. اگر روشنفکر دینی در تبیین نقل، موجب روشنگری عقل نباشد، به تحجر تبدیل میشود که نوعی تهدید است؛ یعنی در مقابل روشنگری آزادی اجتهاد عقل در کشف حقائق عقلانی که از طریق نقل جاری شده و در مسیر تاریخ و فرهنگ ریزش کرده بایستد.
در حوزه علوم عملی، اخباری گری نمونهای از تقابل با روشنگری است. در حوزه علوم نظری، تفکیک میان عقل و دین یک سوی این تحجر است.
پس یکی از آفات برای روشنفکری دینی عقلانیتی است که به مرجعیت نقل و وحی پشت کند. این نوعی سکولاریزم عریان است که با ماتریالیزم سازگار است؛ البته این مسئله خیلی خطر ساز نیست. اما نوع دوم این است که ستیزی آشکار با دین ندارد وسعی دارد، دین را در چار چوب معرفت عقلی که در قرن هفده و هجده است یا معرفت تجربی محض که در قرن نوزده مطرح بود، قرار دهد و دین را تنها تفسیر علمی تجربی کند. این آفت به لحاظ جریانهای اجتماعی آفتی قوی است. یکی از آفتهای هم کمیت روشنفکران دینی است؛ یعنی اگر تعداد روشنفکران دینی کم باشد، نمیتوانند جریان روشنفکری دینی را ایجاد کنند.
پس آفت جدی روشنفکری دینی این است که روشنفکری با پوششی دینی و کمک گرفتن از ادبیات ترجمه و بار چپ و گرایش لیبرالیستی و حضور جدی تفسیرهای لیبرالیستی دین، وارد فضای فرهنگی جامعه شود.
در زمینه فرصتها، در شرایط موجود میتوان از تجربه تاریخی صدر مشروطه و حرکت علمای آن زمان، به عنوان فرصتی ارزشمند استفاده کرد. فرصت دیگر، فرو پاشی روشنگری و روشنفکری در سطح جهانی است؛ یعنی روشنفکری در معنای مدرن خود از درون دچار فرو پاشی شده است .
فرصت دیگر، خیزش فرهنگی دنیای اسلام به طور کلی است؛ احساس نیاز به هویت دینی و پیدایش آن نیز به صورت یک جریان قوی و قدرتمند، از فرصتهای مناسب برای میدان عمل جریان روشنفکری دینی است.
در پایان این جلسه به سؤالات حاضران در خصوص مسائل مطرح شده پاسخ داده شد.