باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 172 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چالش های ایرانی – روسی(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نگاهی به روابط ایران و روسیه در عصر احمدی نژاد


روسیه انتظار داشت که ایران از طریق درک این موضوع که چگونه وابستگی به مسکو آن را از تحمیل تحریم های شورای امنیت حفظ می کند، هر چه بیشتر تابع آرزوها و اوامر مسکو گردد.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از میدل ایست ژورنال، بهار 2008

   ● نويسنده: مارک . ان . - کاتز

مترجم: كيانوش - كياكجوري

 
 

روسیه و ایران در یک خصومت مشترک علیه ایالات متحده آمریکا سهیم هستند. با این وجود، اختلافات مهمی میان مسکو و تهران به ویژه در مورد مسئله هسته ای وجود دارد. به نظر می رسد با دیدار پوتین از تهران در اکتبر 2007 و ارسال اورانیوم غنی شده برای شروع به کار نیروگاه هسته ای بوشهر روابط میان آن دو رو به بهبودی رفته و تقویت شده است. با این وجود، اختلافات عمده ای میان دو کشور وجود دارد که تا اندازه ای همکاری آنها را محدود می سازد.

در اکتبر 2007، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به تهران سفر و با رهبر عالیقدر انقلاب آیت الله علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران دیدار کرد. ملاقات آنها در پی توافقات قبلی اواسط دسامبر 2007 صورت گرفت اما روسیه در ارسال 82 تن اورانیوم غنی شده برای شروع کار نیروگاه اتمی بوشهر تاخیر کرد. ارسال این مواد در پایان ژانویه 2008 تکمیل شد. همچنین گزارش هایی از افزایش فروش تسلیحات روسیه به ایران و تلاش مسکو و تهران برای شکل دادن به یک کارتل گاز مانند اوپک مطرح است.

از یک منظر، افزایش همکاری میان پوتین و احمدی نژاد تعجب آور نیست. هر دو به ایالات متحده به عنوان دشمنان اصلی می نگرند. از این رو، به نظر می رسد که این امر تنها نشانه واقعی است که مسکو و تهران علیه آن با هم کار می کنند. از سوی دیگر، افزایش همکاری میان ایران و روسیه بعد از دیدار اکتبر 2007 پوتین از تهران تعجب آور است. مسکو و تهران نوعاً قبل و بعد از انقلاب اسلامی در سال 1979 روابط خوبی با یکدیگر نداشتند. علی رغم انزجار هر دو نسبت به ایالات متحده، اختلاف بر سر چند مسئله در روابط روسیه و ایران بعد از انتخاب احمدی نژاد در سال 2005 به عنوان رییس جمهور ادامه یافته است.

آیا دیدار اکتبر 2007 پوتین از تهران روابط ایران و روسیه را به دوره ای جدید سوق داده است؟ آیا اختلافات قبلی آنان حل خواهد شد یا این که از منافع مشترک خود در مخالفت با سیاست خارجی آمریکا پیروی می کنند؟ آیا اختلافات روسیه و ایران منجر به محدود کردن همکاری تهران و مسکو می شود؟ من با تاکید بر این پرسش ها به مسئله اختلافات میان پوتین و احمدی نژاد قبل از دیدار 2007 پوتین از تهران می پردازم و سپس راه های بهبود روابط روسیه و تهران از آن زمان به بعد را بررسی خواهم کرد.

اختلافات عمده روسیه و ایران که در دوره احمدی نژاد و پوتین رخ داده است بر سر اقدام شورای امنیت سازمان ملل در خصوص مسئله هسته ای ایران، تکمیل راکتور هسته ای بوشهر، این که چگونه ایران می تواند اورانیوم غنی شده از نوع تجاری را بدست آورد، نوع استفاده از ایستگاه رادار روسیه در آذربایجان، گاز طبیعی، نفت و تعیین حدود دریای خزر است.

 

«اقدامات شورای امنیت سازمان ملل»

هر چند از زمان انقلاب اسلامی، ایران به برخی فعالیت های هسته ای مبادرت نمود، اما روسیه (همراه با چین) به عنوان پناهگاه و سپر تهران در قبال اقدامات شدیدی که آمریکا قصد داشت از طریق شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران انجام دهد، عمل کردند.

تا سال 2006، مسکو این کار را از طریق تلاش برای نگه داشتن «پرونده هسته ای» ایران در حوزه آژانس بین المللی انرژی اتمی (که برآورد می کند آیا امضا کنندگان پیمان منع گسترش سلاح های هسته از آن پیروی می کنند اما نمی تواند هیچ تحریمی را به کشورهایی که آن را امضا نکرده اند تحمیل کند) و همچنین از طریق عدم اجازه به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع ندهد (چرا که می توانست تحریمها را اعمال کند) انجام داد. با این وجود، در چهارم فوریه 2006، روسیه (همراه با سایر اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی) به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت رای داد.

متعاقب آن، پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان (شش عضو) بسته ای از مشوق ها برای تعلیق همه فعالیت های مربوط به فرآوری و غنی سازی اورانیوم را به ایران پیشنهاد دادند و خواستار همکاری بیشتر ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی شدند. با این وجود، تهران پاسخ روشنی به این پیشنهاد نداد. شورای امنیت (با حمایت روسیه) متعاقب آن قطعنامه 1696 (31 جولای 2006)، قطعنامه 1737(23 دسامبر 2006)، و قطعنامه 1747 (24 مارس 2007) را به تصویب رساند که از ایران می خواست تا همه فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری اورانیوم خود را متوقف سازد، و همچنین با اقدامات تاییده شده از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری نماید.

قطعنامه های 1737 و 1747 همچنین خواستار تحریم سازمان ها و افراد درگیر در برنامه های هسته ای و موشک های بالستیک ایران شد. قطعنامه 1747 بیان می دارد که شورای امنیت سازمان ملل پیش بینی کرده است که در ازای متابعت کامل ایران از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، با ایران در ایجاد برنامه انرژی اتمی غیر نظامی همکاری کند.

مسکو نشان داده است که دست کم به سبب سه عامل راغب شد تا این اقدامات را انجام دهد:

1- افزایش نگرانی در این خصوص که ایران در واقع در تلاش برای دستیابی به سلاح های هسته ای بود.

2- تمایل روسیه به این که از سوی دولت های غربی به عنوان حامی رژیم عدم اشاعه سلاح های هسته ای و نه حامی تلاش های ایران برای سرپیچی از آن تلقی شود.

3- روسیه انتظار داشت که ایران از طریق درک این موضوع که چگونه وابستگی به مسکو آن را از تحمیل تحریم های شورای امنیت حفظ می کند، هر چه بیشتر تابع آرزوها و اوامر مسکو گردد.

با این وجود مسکو در آخرین مرحله ناامید شد. در دیدار با احمدی نژاد در نشست ژوئن سازمان همکاری های شانگهای، پوتین اعلام کرد که ظاهراً همتای ایرانی وی به بسته پیشنهادی از سوی شش کشور برای حل مسئله هسته ای تمایل نشان داده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری روسیه، پوتین گفت که ایران آماده مذاکره است و به زودی طرح های خود را با احترام به جدول زمانبندی، تدوین خواهد کرد. تنها یک هفته بعد، هنگامی که وزارت امور خارجه شش کشور در پاریس گردهم آمدند این ناامیدی آشکار شد. سرگئی لاوروف وزیر امورخارجه روسیه اعلام کرد که عدم تمایل ایران برای مذاکره در خصوص پیشنهادهای ارائه شده از سوی شش کشور مغایر با آن چیزی است که محمود احمدی نژاد طی نشست خود با ولادیمیر پوتین در کنفرانس شانگهای گفت. اگر پوتین فکر کرد که دیپلماسی شخصی وی بر احمدی نژاد غلبه می کند، او به صراحت اشتباه کرده است.

متعاقب آن، هنگامی که سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در خصوص مسئله هسته ای ایران تصویب شد، خبرگزاری روسیه بر این نکته تاکید کرد که چگونه مسکو برای تعدیل آنها کار کرده بود. در مقابل، خبرگزاری های ایرانی، به تندی علیه مسکو به خاطر رای به این قطعنامه اعتراض کردند. (همانند رای قبلی برای ارسال پرونده اتمی ایران از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل).

 

 «راکتور اتمی بوشهر»

در توافقنامه 1995 گور – چرنومردین (که از سوی معاون رییس جمهور آمریکا و نخست وزیر روسیه برای امضای آن منصوب شدند) مسکو به واشنگتن تعهد داد که کار ساخت راکتور هسته ای بوشهر را به آهستگی انجام دهد؛ چرا که واشنگتن نگران بود تکمیل این نیروگاه، ایران را قادر سازد تا مواد شکافت پذیر خود را در ساخت سلاح های هسته ای به کار گیرد. با این وجود، طی سال های بعد، روابط روسیه و آمریکا رو به تیرگی نهاد. کمتر از یک سال بعد از آن که پوتین رییس جمهور روسیه شد وی به طور یکجانبه توافقنامه گور- چرنومردین را در اکتبر 2000 لغو کرد.

مسکو سپس کار خود را برای ساخت این راکتور از سر گرفت. با این وجود، علی رغم ناراحتی تهران، روس ها به طور مرتب تاریخ تکمیل این طرح را به تعویق انداختند. در سپتامبر 2006، مسکو و تهران توافقنامه محکمی را مبنی بر اینکه نیروگاه بوشهر تا سال 2007 راه اندازی شود و دو ماه بعد به شبکه نیروگاه ایران متصل شود را منعقد کردند. افزون بر این، روسیه متعهد به ارسال اورانیوم غنی شده گردید که طی آن در ماه مارس 2007 اورانیوم غنی شده به این راکتور حمل و بدون تاخیر، شش ماه بعد عملیاتی شود.

با این وجود، در فوریه سال 2007، اختلافاتی میان تهران و مسکو بر سر مسئله پرداخت ایجاد شد. ظاهراً با حرکتی که نوعی اعتراض به آمریکا تلقی می شد، احمدی نژاد دستور داد که ایران به یورو، و نه به دلار این پرداخت ها را انجام خواهد داد.

در قرارداد با روسیه تصریح شده بود که پرداخت به دلار باشد. مسکو راغب نبود که بدون عقد قرارداد دیگر، پرداخت با پول رایج دیگری را بپذیرد. در حالی که به نظر می رسد این مساله ساده قابل حل باشد، اما اختلافات افزایش یافت. مسکو، تهران را متهم به تاخیر در پرداخت می کرد در حالی که تهران می گفت بیش از آنچه که متعهد بود، پرداخت نموده است. به عنوان یک نتیجه از این اختلاف، روسیه ساخت راکتور را به تاخیر انداخت و سوخت را ارسال نکرد. این ادعای روسیه که ایران در تکمیل نیروگاه بوشهر «منافع از دست رفته» داشت از سوی وزیر امور خارجه ایران رد شد و وی از روسیه خواست تا به تعهداتش عمل کند. رییس سازمان انرژی اتمی ایران نیز از روسیه خواست تا به تعهداتش در قبال راکتور بوشهر عمل نماید.

به عنوان یک نتیجه از این اختلاف، اتم استرویی اکسپورت (شرکت روسی که پروژه بوشهر را مدیریت می کند) تاریخ تکمیل این راکتور را تا پاییز 2008 به تعویق انداخت. مقامات مختلف ایرانی و مفسران هشدار دادند که اگر روسیه این کار را هرچه زودتر تکمیل نکند، تهران ممکن است به کشور دیگری جهت تکمیل این پروژه متمایل شود یا این که با آنها برای ساخت راکتورهای هسته ای دیگر در آینده، قرار داد منعقد کند.

 

«غنی سازی اورانیوم برای ایران»

تهران برای مدت طولانی است که می گوید حق غنی سازی اورانیوم برای برنامه انرژی اتمی صلح آمیز خود دارد. آمریکا و سایر کشورها با این موضوع مخالفند زیرا آنها نگران این مسئله هستند که ایران اورانیوم خود را فراتر از نوع تجاری، برای سلاح های هسته ای غنی کند؛ روسیه برای حل نگرانی غرب پیشنهاد غنی سازی اورانیوم برای ایران در سطح تجاری در روسیه را مطرح کرد اما ایران بر غنی سازی اورانیوم خود تاکید کرد.

در اواخر 2005، پوتین تلاش کرد پیشنهاد روسیه را برای تهران از طریق ارائه این طرح که این غنی سازی بوسیله سرمایه گذاری مشترک ایران و روسیه در خاک روسیه صورت گیرد، خوشایند و مطبوع سازد. در حالی که تهران تمایل خود را برای این سرمایه گذاری مشترک اعلام کرد، اما تاکید نمود که خواستار غنی سازی بخشی از اورانیوم در داخل خاک ایران است. با این وجود، این موضوع برای آمریکا، سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) و خود روسیه قابل قبول نبود و طرح پوتین عملی نشد.

در ماه می 2006، پوتین با طرح سرمایه گذاری مشترک بین المللی برای غنی سازی اورانیوم که در روسیه واقع باشد، پیشنهاد اولیه خود را تعدیل کرد. روسیه گفت سایر کشورها می توانند از آن استفاده کنند اما ایران اولین منتفع آن خواهد بود. در حالی که ایران تمایل خود را برای غنی سازی اورانیوم توسط سرمایه گذاری مشترک بین المللی ابراز کرد اما تاکید نمود که محل تاسیس آن در ایران باشد و دوباره ایران، ابتکار پوتین برای حل مسئله غنی سازی را نپذیرفت.

سپس در اکتبر 2006، ایران طرح غیر مترقبه ای را نه برای روسیه بلکه برای فرانسه پیشنهاد داد که بر اساس آن فرانسه غنی سازی اورانیوم را در ایران از طریق ایجاد یک سرمایه گذاری مشترک که شامل شرکت های ایرانی و شرکت های فرانسوی یورودیف و آروا شود، کنترل نماید.

وزیر امور خارجه فرانسه این پیشنهاد را رد کرد. مسکو از این حرکت ایران خوشحال نشد. پیشنهاد ایران به این دلیل مطرح شد که ایران می دانست نخستین اعتراض غرب برای سرمایه گذاری مشترک جهت غنی سازی اورانیوم ایران این است که این تأسیسات نباید در ایران واقع شود اما در عین حال روسیه را کمتر از فرانسه دلگرم کننده و اطمینان بخش به آمریکا و غرب می نگریست. اگر فرانسه پیشنهاد ایران را می پذیرفت و آمریکا نیز از آن استقبال می کرد طرح پوتین برای حل مسئله غنی سازی به طور کامل کنار گذاشته می شد.

 

ادامه دارد ...

 

    120 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سیاست خارجی ایران (148)
●   سياست خارجي روسيه (37)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   روسیه (198)
●   ایران (708)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:27/04/1387

تاريخ شمسی نشر:27/04/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب