باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 17 مهر 1387 كاربران برخط 75 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
حرفه ای شدن و اخلاقی عمل کردن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
باید و نباید های اخلاق حرفه ای


چندی است صحبت از اخلاق حرفه ای در دیار ما آغاز شده است و عده ای از آن به عنوان دانشی نوین که ریشه در علوم غربی دارد، یاد می کنند. به تازگی نیز دپارتمان اخلاق حرفه ای در دانشکده الهیات دانشگاه تهران تاسیس شده است و در سال تحصیلی 87-88 اولین داشجویان خود را در مقطع کارشناسی ارشد جذب می کند. دکتر احد فرامرز قراملکی، رییس گروه اخلاق حرفه ای و معاون پژوهشی این دانشگاه، بی تردید از پیشروان طرح مباحث نظری در این باره است که تاکنون چندین جلد کتاب پیرامون اخلاق حرفه ای به رشته تحریر در آورده است. او در عرصه عمل نیز با برپایی صدها کارگاه تخصصی ِ عملی به حل بسیاری از معضلات اخلاقی سازمان های دولتی و خصوصی کمک رسانده و شاگردان زیادی را هم تربیت کرده است. برپایی «همایش ملی اخلاق حرفه ای در ایران باستان و اسلام» بهانه ی خوبی بود تا پای صحبت های او بنشینیم و گفت و گویی با او پیرامون چیستی و چرایی اخلاق حرفه ای ترتیب دهیم.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نام گفت و گو شونده: احد - فرامرز قراملكي

خبرنگار: سعید - بابایی

 
 

● بهتر است گفت و گو را با چیستی اخلاق حرفه اي آغاز كنيم...

 

◊ بنام خدا. واژه اخلاق در معناي آداب، رسوم و هنجارهاي گروهي وابسته به كار مي رود. من تعريف آن را رفتارهاي پايدار ارتباطي با من و ديگران تعريف مي كنم كه مبتني بر رعايت حقوق افراد است. اخلاق در نظر من رفتارهاي پايداري است كه به دو قسم اند: رفتارهاي درون شخصي و برون شخصي كه مبتني بر رعايت حقوق طبيعي افراداند. حرفه هم تعريف خاصي دارد. حرفه قطعا از كار، شغل و اشتغال متمايز است. زماني فردي به امري اشتغال دارد. گاهي به دليلي كه در آن امر اشتغال دائمي دارد مي گوييم آن امر شغل اوست. اما اگر شغل ضابطه مند و مبتني بر دانش و مهارت باشد در يك شرايطي به حرفه تبديل مي شود.

بنابراين حرفه همان شغل نيست، بلكه شغلي است که صاحب آن دارای يك سري مولفه ها دیدن آموزش، دانش، مهارت و توانايي خاص می باشد كه معمولا هويت صنفي هم به خود مي گيرد.

حال به اخلاق حرفه اي مي پردازم. واژه اخلاق حرفه اي از باب مضاف و مضاف اليه است. يعني اخلاق حرفه ها.  من معتقدم هر حرفه اي اخلاقي دارد. ما امروز در جهان بيش از 53 حرفه عمده داريم كه هركدام اخلاق حرفه اي خاص خود را دارند. پس دانش اخلاق حرفه اي دانشي است كه به يك حرفه اضافه شده و تعيّن آن از آن حرفه مي آيد.

 

● با تعريفي كه از حرفه و شغل به دست داديد، در جامعه ما وجه غالب با كدام است؟

 

◊ به اين سوال بايستي با يك بررسي تجربي و علمي پاسخ داد. ما يك مقام هست داريم و يك مقام بايد. مقام بايد كه تكليف آن روشن است. ما بايد در هر حوزه اي حرفه اي باشيم. بنابراين ايده آل، حرفه اي بودن است. اما اينكه در مقام هست ما چقدر حرفه اي عمل مي كنيم، محتاج بررسي تجربي است. يعني اينكه من بدانم دانشگاههاي ما در امر تدريس و پژوهش حرفه اي عمل مي كنند يا نه صرفاً يك نوع شغلي را ايفا مي كنند. داوري در اين زمينه محتاج بررسي تطبيقي است.

مثالي براي روشن شدن مفهوم مي زنم. خيلي ها در باب مقوله اي به نام آب ميوه و مشتقات آب ميوه اشتغال دارند. خيلي هم شغلشان اين است. اما شما وقتي با "علي بابا" در اين شغل روبرو مي شويد، او قصه شير پسته و ويتامينه را از شغل به حرفه تبديل كرده است. يعني به اين شخص كه مي رسيد با يك حرفه اي مواجه مي شويد كه دانش خاص و ضابطه خاصي دارد. آن هنگام مي بينيد كه در يك شعاع قابل توجه بسياري از شاغلين اين شغل، خود به خود تحت سيطره صنفي "علي بابا" قرار مي گيرند. چون او حرفه اي عمل مي كند و اين ها مي خواهند از بِرند او به نحوي برخوردار شوند. لذا تبعيت حداقلي از او را بايد نشان دهند. اين مثال ملموسي است كه مي شود اين مثال را درباره همه مشاغل به كار برد كه فرق بين شغل و حرفه تا كجاست.

 

● چه كنيم تا به حرفه برسيم؟

 

◊ من معتقدم يكي از مولفه هاي حرفه، اخلاقي بودن در آن شغل است كه البته امري تدريجي است.

 

● درهمايش ملي اخلاق حرفه اي در ايران باستان و اسلام به وجود اخلاق حرفه اي و مولفه هاي آن در ايران باستان اشاره كرديد. منظور شما دقیقا چه بود؟

 

◊ اول به انگيزه برپايي اين همايش اشاره مي كنم. ما در بعضي تعاملات اجتماعي، رخنه ها و حتي معضلات و بحران هاي اخلاقي مي بينيم و افسوس مي خوريم كه اي كاش در تعاملات اجتماعي كمتر اين معضلات را داشتيم. فرض مي كنيم شما همراه بيمار خود به بيمارستان دولتي رفته ايد. طبيعتا تعامل نيروهاي بيمارستان با شما در آن لحظه مهم است و شما از برخي تعاملات اخلاقي رنجور مي شويد. ما در تعاملات اجتماعي خيلي مواضع را مي نگريم و نوعي معضله و بحران اخلاقي مي بينيم. از آن طرف مي بينيم كه ما در ايران باستان ميراث بزرگ اخلاق حرفه اي داشتيم یعنی اخلاق حرفه اي در آن دوران به صورت جدي مطرح بوده است. ايرانيان باستان سفيران اخلاقي جهان گذشته بودند. اين ادعا نه شعار بلكه با مدارك به دست آمده از آن دوران ثابت شده است. اساس اسلام هم كه اخلاق بوده است. تمدن اسلامي هم كه توسط اسلام ايجاد شد بر تعاملات اخلاقي و نظارت بر اخلاق شهروندي استوار بود. ما در اين همايش مي خواستيم به اين سوال جواب دهيم كه چرا با وجود اين ميراث گرانقدر اخلاقي، در حرفه فقير شده ايم. همكاران ما در يك كار مشترك گروهي پاسخ هاي خوبي براي اين مساله در حوزه هاي مختلف يافتند.

ما در اين همايش خيلي چيزها آموختيم. اولاً مقداري از ميراث فراموش شده ايران كشف شد. كشف شد كه كه در ايران باستان نظام جامع جبران خدمت وجود داشته است. درست چيزي كه امروز در مديريت منابع انساني دنبال آن هستيم تا از نظام حقوق و مزايا و پاداش فراتر برويم و به يك نظام جامع جبران خدمت برسيم. در اين همايش همچنين دانستيم كه ايرانيان بعد از خرابي هاي ايجاد شده حمله مغول، نوسازي كشور را در اخلاق صنفي ناظر بر بازار متمركز كردند. يكي از مقالات اين همايش اين واقعيت را دامن زد كه ايرانيان در قرون 8 تا 12 تمام همتشان اين بود كه اهالي كسب و كار را به مديريت صنفي برگردانند نه دولتي. مديريت صنفي هم از طريق اهرم هاي اخلاقي بر اين مشاغل نظارت می كند. يك رهاورد خوب اين همايش براي اولين بار در كشور اين بود كه اخلاق قانون گذاري مطرح شد. اينكه هم قانون گذاران بايد متخلق به اخلاق باشند و هم فرآيند قانون گذاري بايد مميزي اخلاقی شود. يكي از مقالات اين موضوع را بر اساس متون ديني و تجارب تمدن اسلامي به خوبي موشكافي كرد. گاهي به مناسبت موضوع وارد بحث هاي ريز و جزيي شديم. مثل بحث استقلال قاضي كه از موارد بسيار مهم اخلاق حرفه اي است كه مورد بررسي تطبيقي نظام قضايي اسلام و نظام قضايي آمريكا قرار گرفت.

 

● شما به اخلاق حرفه اي در ايران باستان اشاره كرديد. در آن زمان اخلاق حرفه اي تحت چه عناويني احصاء مي شد؟ آنها چه مي كردند كه شما امروز نتيجه گرفته ايد اخلاق حرفه اي را رعايت مي كردند؟

 

◊ مطالعه در اخلاق حرفه اي در ايران باستان مطالعه اي سخت است. از اين جهت كه با خود اين مفهوم نمي توان چيزي به دست آورد. ولي از آن دوران يك سري الواح و گل نوشته در تخت جمشيد و ساير نقاط كشور باقي مانده كه قرائت شده اند. از اين طريق ما متوجه شده ايم كه ايرانيان باستان بايگاني وسيعي داشته اند. ما وقتي اين بايگاني هاي بدست آمده را مطالعه مي كنيم، متوجه مي شويم كه آنها در كار و شغل هايشان داراي ضوابطي بوده اند كه بخش زيادي از آنها ضوابط اخلاقي اند. بنابراين ما با تحليل خودمان اين بخش هاي اخلاقي را جدا مي كنيم.

به عنوان مثال بايگاني جبران خدمت و پرداخت حقوق به دست ما رسيده است. با مطالعه آنها در مي يابيم كه حقوق خدمتكار با غير خدمتكار فرق دارد. حقوق زن با مرد فرق دارد يا نه. يك خانم در دوران حاملگي از مرخصي استفاده مي كرد و حقوق هم مي گرفت. اسناد اين ادعا خوشبختانه باقي مانده است. اين نشان از وجود ضوابط اخلاقي در آن دوران است و بر عادلانه بودن حقوق تاكيد مي كردند. يا فرض كنيد منشورهايي كه از كورش يا داريوش بزرگ باقي مانده بود براي ما بيانگر نوعي اخلاق ديپلماسي و اخلاق در روابط بين المللي است. مثلاً اينكه سرزمين قومي كه توسط ما فتح شده بايد چه برخوردي با آنها كرد. اين موارد در اسناد تاريخي ايران باستان باقي مانده است. بنابراين اگر شما بخواهيد كه ببينيد كجا مفهوم اخلاق دشمني آمده است، چيزي در نمي يابيد. اما وقتي اسناد مربوط به جنگ ها و اسارت را مطالعه مي كنيد، در مي يابيد كه نزد ايرانيان اخلاق دشمني پيشرفته اي وجود داشته است كه دشمن بودن مجوز نمي شد هر تعاملي با آنها داشته باشيم. مطالعات تطبيقي مخصوصاً خيلي رهگشاست. يعني مي توانيم بر اساس اسناد موجود، اخلاق دشمني يونانيان را با ايرانيان مقايسه كنيم يا اخلاق مديران را.

 

● در مورد آموزه هاي دين اسلام هم سوالي دارم. به چه صورت اخلاق حرفه اي به طور كلي از آموزه هاي اسلام استنباط مي شود؟

 

◊ چون اسلام ابعاد فقهي، كلامي و اخلاقي داشته است، طبيعتاً نسبت به تعاملات مردم ساكت نبوده است. حضرت علي(ع) در بازار كوفه مي ايستاد و مي گفت الفقه، ثم المتاجر. يعني اي مردم اول ياد بگيريد، سپس كسب و كار كنيد. ما اسم اين كار را امروز گذاشته ايم سازمانهاي كسب و كار و سازمانهاي فراگير. يعني خمير مايه اصلي اين سخنان را در آموزه هاي اسلامي مي شود يافت. فقهاي ما در قواعد فقهي بحثي درباره معاملات مبتني بر غرور و فريبكاري دارند. فرقي نمي كند كه شما در سطح سنتي و يا مجازي معامله كنيد يا چه در سطح داخلي و يا چه در سطح جهاني كسب و كار كنيد. معامله بر اساس فريبكاري غيراخلاقي است. اين اصول اوليه در اسلام تعليم داده شده و حرام بودن آن اعلام شده است. يا مثلا در اسلام اين بحث وجود دارد كه اگر من بدانم چيزي را كه مي فروشم(مبيع) هم امر حلالي باشد ولي نمي دانم خريدار آن را در راه حرام استفاده مي كند اين امر اخلاقي است يا نه؟

آن زمان مثال مي زدند كه انگوري كه مي فروشند به مشروب تبديل مي شود. امروزه مي توان بحث تسهيلات بانكي براي قاچاق را مثال زد. اين هم معامله اي با جهت گيري نامشروع است. یا فرض كنيم من مواد اوليه اي را كه مي سازم به افرادي بدهم كه آنها را بر خلاف مصالح مردم استفاده مي كنند. مي بينيم كه اساس بحث هاي اخلاق حرفه اي در آموزه هاي ديني آمده است. منتها در اينجا با منابع ديني چند گونه مي توان برخورد كرد. يكي اينكه با ذهن خالي از دنيا و معضلات امروز به سراغ منابع برويم. اين منابع در این صورت به سخن نمي آيند و چيزي به دست شما نمي دهند. ديگر اينكه شما با نظريه هاي امروزي سراغ متون ديني برويد كه در اين صورت هم متون ديني خود را با نظريه ها همرنگ خواهند كرد و شما دچار تفسير به راي خواهيد شد. حالت سوم اين است كه مسائل امروزي را، نه نظريه هاي امروزي كسب و كار را، در مباحثي چون بورس اوراق بهادار، بانكداري و غيره به منابع عرضه كرده و از منابع پاسخ بگيريم. به نظر من مواجهه سوم، مواجهه درستي است.

 

● شما گستره وسيعي براي اخلاق حرفه اي فرض كرديد. چگونه بايد در همه نهادها و سازمان ها اخلاق حرفه اي را جا انداخت كه همه به آن توجه كنند؟

 

◊ اخلاق حرفه اي دامنه اي به شعاع همه حِرف و مشاغل دارد. يعني از هتل داري تا قانون گذاري. تفاوت قانون گذاري، بانكداري، تدريس و مديريت فرهنگي هم يك حرفه است. منتها اينكه ما چه كنيم، سوال مهم جامعه شناختي است. آيا از بالا به پايين بياييم، از پايين به بالا برويم، موازي عمل كنيم، چگونه عمل كنيم؟

اعتقاد من اين است كه سازمانهاي ما به طور طبيعي با معضلات اخلاقي درگير مي شوند و خواه ناخواه به سراغ پاسخ هايشان مي آيند. اينجاست كه محافل پژوهشي بايد خودشان را آماده كنند. به ديگر سخن؛ شما معاملاتي داريد به نام معاملات اندروني. تا چندي پيش با اين مفهوم درگير نبوديم دو سال پيش آئين نامه اي درباره ممنوعيت اينگونه معاملات تدوين شد. حالا بايد اين امر را از لحاظ اخلاقي و فقهي تعديل كنند. سازمانها بايد خود به خود سراغ اخلاق حرفه اي بيايند. من معتقدم اخلاق حرفه اي تولد سزاريني در كشور نمي يابد. بلكه بايد تولد طبيعي داشته باشد. تولد طبيعي هم اين است كه بنگاهها از بي اخلاق بودن رنجور مي شوند، پس ناچار مي شوند به اخلاق روي بياورند. مخصوصاً در عرصه رقابت شما امروز احساس مي كنيد كه در خيلي صنعت ها به خصوص در بهداشت و درمان بخش خصوصي اخلاقي تر عمل مي كند. هر چند كه خدمات آنها گران اند.

مردم اگر پول داشته باشند ترجيح مي دهند يك عمل ساده 90 هزار توماني آپانديس را در بيمارستان بخش خصوصي با 300 هزار تومان عمل كنند. توجيه اين است كه من در بيمارستان خصوصي احترام، سهولت، سرعت و كيفيت مي بينم. همه موارد ذكر شده آيتم هاي اخلاق حرفه ای است. به نظرم مي رسد سازمانهايي كه اخلاقي عمل نمي كنند به زودي از اين مسئله رنجور شده و به متخصصان اخلاق حرفه اي مراجعه مي كنند كه به داد ما برسيد.

 

● اخلاق حرفه اي يك امر دروني است. حال ضمانت اجراي آن چه مي شود؟

 

◊ اخلاق ضمانت اجرا دارد. ضمانت اجراي آن چند گونه است. يكي اينكه سازمان هايي كه مي خواهند اخلاق حرفه اي را رعايت كنند بخش يا شورايي راهبردي دارند به نام شواري اخلاق. آنها بر اخلاقي بودن سازمان با ضمانت اجراي بالا نظارت مي كنند. مثلا سيمان داراب شواري اخلاق دارد كه مدير عامل آن رئيس شورا است. اين شورا بر تعاملات اخلاقي اين شركت با بيرون آن نظارت مي كند. اين يك ضمانت درون سازماني است. ضمانت بعدي حمايت حقوق كيفري از اخلاق است. مثلا امانت داري مديران يك امر اخلاقي است. قانون مجازات اسلامي از اين موضوع حمايت كيفري كرده است و مي گويد مديري كه امانت دار نباشد تا سه ماه حبس مي بيند. البته حمايت كيفري و قانوني در كشور ما هنوز كافي نيست. ضمانت بعدي داوري هاي عمومي مردم است كه خيلي مهم است. ممكن است مردم به اخلاق كمتر عمل كنند ولي اخلاق را مي پرستند. در ايران دقت كنيد كه افراد براي انتخاب آرايشگرشان به كجا مراجعه مي كنند؟ آرايشگاه ارزان يا آرايشگر محترم؟ مي خواهم بگويم كه ما هزينه هاي اخلاق را مي پردازيم و اين خودش يك ضمانت اجرايي مي شود. يعني در عرصه رقابت، شركت ها مي بينند كه اخلاقي نبودن، آنها را از رقابت عقب مي اندازد. ضمانت اجرايي ديگري در جهان صنعتي وجود دارد. در اين كشورها كانون هاي اخلاق حرفه اي وجود دارد كه شكل NGO دارند. آنها سازمانهاي اخلاقي را تشويق و سازمانهاي غيراخلاقي را تنبيه مي كنند. مثل نمادهايي چون كانون وكلا.

يكي از وظايف كانون وكلا نظارت بر كار وكلا است. چنانچه وكيلي غيراخلاقي عمل كند، اعتبار او را لغو مي كنند. همين قضيه در مورد نظام پزشكي هم صادق است. در همايش ما اتفاق خوبي كه افتاد اين بود كه يك سري از مديران شركت كننده طرح NGO حمايت از اخلاق حرفه اي را ريختند كه در پي ايجاد اين NGO هم هستيم.

 

● شما گستره اخلاق حرفه اي را وسيع فرض كرديد. حال در مورد تفكر، فلسفه، انديشه و امور انتزاعي هم مي توان از اخلاق حرفه اي سخن گفت؟

 

◊ بله! در قرن 19 كتاب مهمي به نام اخلاق باور نوشته شد. بحث اين كتاب اين بود كه انسان در باور داشتن هم مي تواند اخلاقي عمل كند يا نكند. مثلاً خوش باوري و ساده لوح بودن مسئوليت اخلاقي دارد. نزد ارسطو هم اينگونه است. ارسطو تفكر را به لحاظ اخلاقي سه دسته مي كند. اعتدال كه اخلاقي است و افراط و تفريط كه غير اخلاقي اند. بنابراين حوزه تفكر هم از گستره اخلاق جدا نمي شود. ولي آن را اخلاق كاربردي مي ناميم. اخلاق حرفه اي بخشي از اخلاق كاربردي است. مثلا اخلاق تفكر ما، اخلاق تعامل من با خودم، اخلاق خانواده، همه و همه شاخه هاي اخلاق كاربردي اند كه حرفه اي نيستند. فلسفيدن خود يك تفكر است. حال مي تواند اخلاقي باشد يا نباشد. يك بحث ديگر كه مهم است گستره پژوهش است. پژوهش يك حرفه است. پس ما مفهومي به نام اخلاق پژوهش هم خواهيم داشت. چه پژوهش هاي فلسفي باشد چه جامعه شناختي. پژوهش كننده از آنجا كه كاري حرفه اي مي كند بايد ضوابطي اخلاقي را هم رعايت كند.

 

● غرب در زمينه اخلاق حرفه اي در كجا ايستاده و چگونه عمل مي كنند؟

 

◊ بيش از دو قرن است كه آنها به اخلاق حرفه اي روي آورده اند. تدوين سند اخلاقي شركت ها به رقابت اخلاقي و كانون هاي اخلاقي بستگی دارد. در دانشگاه هاي آنجا دوره هاي PHD وجود دارد که حيرت آور است. دوره دكتراي اخلاق حرفه اي مهندس ژنتيك وجود دارد. يعني قصه خيلي جدي تر از اين حرفهاست. مجلات تخصصي اخلاق حرفه اي در غرب خيلي زياد است. در آنجا مجله اي با عنوان اخلاق كسب و كار در اسلام وجود دارد. پژوهش هاي زيادي صورت مي گيرد. حال اينكه نمره بدهيم آنها چقدر حرفه اي عمل مي كنند بحثي ديگر است. ولي در حرفه و در جهان صنعتي دروغ گفتن خطاي بسيار نابخشودني است. اين امر نشان از ميزان زياد رخنه اخلاق حرفه اي در جهان غرب است.

 

● پس ما در اين زمينه عقب مانده ايم. اين فقر ما معلول چه عواملي است؟ چرا اين قضيه جدي و نظام مند پي گرفته نمي شود؟ يعني ما احساس نمي كرديم كه به اخلاق حرفه اي نيازمنديم؟

 

◊ اولاً علم در تعامل با جامعه رشد مي كند. اين يك اصل است. وقتي در جامعه با مسائل حقوقي زيادي روبرو هستيد شركت ها نياز به پژوهش حقوقي دارند و لاجرم دانش حقوق توسعه يافته و گرايش هاي مختلفي پيدا مي كند. در زمان جنگ، ارتوپدي و جراحي ما بسيار پيشرفت کرد. زيرا تعاملي كه در اتاق عمل با رشته جراحي وجود داشت آن رشته را بالنده کرد. بنابراين بايد بگوييم در اخلاق حرفه اي بدنه ي اجرايي جامعه و مديران احساس نياز به پژوهش نكردند. زيرا يا مسائل اخلاقي را نمي ديدند و يا اين مسائل را خود درماني مي كردند. وقتي كه شركت ها يا سازمانها به وجود مشاور اخلاقي احساس نياز نكنند، فشاري به حوزه و دانشگاه نمي آيد و اين مساله مغفول مي افتد. حال اینکه چرا سازمان هاي ما اعم از خصوصي و دولتي دغدغه اخلاقي نداشتند؛ من كتابي در اين زمينه نوشتم با عنوان: "موانع رشد اخلاقي سازمانها" كه بيش از 30 عامل را معرفي كردم. مثلا رقابتي نبودن بازار، در بازار رقابتي بايد مشتري را به طرفدار تبديل كرد كه اين امر فقط با وجود اخلاق حرفه اي تحقق مي يابد. ديگري حمايت هاي دولت از بازارهاي داخلي است. ديگري نگرش مديران ماست. آنها به فناوري مديريت منابع انساني بها دادند اما اخلاق را عنصر راهبردي در سازمان نديدند.

 

● شما در بحث اخلاق حرفه اي براي اولين بار مفهوم پيش بيني ناپذيري را از عرصه ي شيمي و فيزيك براي عرصه علوم انساني و اخلاق حرفه اي مطرح كرديد. منظورتان از این کار چه بود؟ پيش بيني ناپذيري چه جايگاهي در اخلاق حرفه اي دارد؟

 

◊ ما بر روي مفهومي با عنوان پيش بيني پذيري اخلاقي تحقيق مي كنيم. اين مفهوم به اين معناست كه ما هنگامي كه با افراد تعامل داريم اين افراد بايد بتوانند ما را از حيث حقوق خودشان پيش بيني كنند. منظور اين نيست كه من هيچ چيز محرمانه نداشته باشم و همه چيزم را به همه بگويم؛ نه، اينگونه نيست. به عنوان مثال من به عنوان يك مسافر از سازمان هواپيمايي انتظار دارم كه پيش بيني پذير باشد. به این معنی که يا تاخير نكند يا من از تاخيرش خبردار بشوم يا خسارتي كه از تاخير او به من تحميل مي شود، پرداخته شود. مثلا من از تبريز به تهران و سپس به شيراز مي روم. پرواز تبريز من اگر تاخير كند من مشكل هتل خواهم داشت. مشكل از دست دادن پرواز شيراز را هم دارم. آيا من مي توانم پيش بيني كنم هواپيمايي با من چه خواهد كرد؟ اگر بله، پيش بيني پذير است اگر نه پيش بيني پذير نيست.

يكي از معضلات اخلاقي در سازمانهاي ايراني اين است كه اين سازمانها نه براي مشتريان و نه براي كاركنانشان پيش بيني پذير نيستند و اين زنجيره پيش بيني ناپذيري تسلسلي را ايجاد كرده است. يعني پست هم پيش بيني ناپذير است. پست اگر پيش بيني ناپذير باشد، سازماني كه از پست استفاده مي كند هم پيش بيني ناپذير مي شود. در نتيجه سيمان هم پيش بيني ناپذير مي شود، انبوه ساز هم پيش بيني ناپذير مي شود. يادتان باشد سازمان هايي كه پيش بيني ناپذير باشند، مشتريان و كارمندان آن پيش بيني ناپذيراند. چون در بلاتكليفي اند. از اين رو براي نجات خود و منافعش دست به هركاري مي زند از جمله راه هاي غيراخلاقي. بنابراين سازمان هاي پييش بيني ناپذير زمينه مساعدي براي فساد سازماني ايجاد مي كنند، مثل رانت خواري و رشوه.

از اين رو من معتقدم اگر مي خواهيم با مفاسد اخلاقي خوب رفتار كنيم و عوامل آن را بيابيم، عامل اصلي آن پيش بيني ناپذيري است.

 

● سوال آخر من در مورد اوصاف اخلاقي نامشروط است. اوصاف نامشروط اخلاقي در اخلاق حرفه اي به چه صورت عمل مي كنند؟

 

◊ در اخلاق بحثي وجود دارد كه خيلي ها آن را اشتباه مي كنند به نام مشروط بودن و نامشروط بودن اخلاق. اين مفهوم با بحث نسبي بودن و حسن و قبح امر اخلاقي يكي نيست. قصه اين است؛ وقتي ما مي گوييم احترام وظيفه ما است آيا احترام گذاشتن به آقاي X مشروط به خصوصيتي از آقاي X است يا نه؟ آقاي X به ما هو انسان محترم است. به اين معنا ما اخلاق را نامشروط مي دانيم. به همين دليل در بحث امانتداري روايتي از امام حسن(ع) است كه اگر قاتل پدرم شمشيري را كه با آن پدرم را شهيد كرده به من امانت بدهد، من در آن امانت خيانت نمي كنم. اين يعني امانتداري نامشروط است. اما در زمينه اخلاق حرفه اي نقش اوصاف نامشروط برجسته است. اينكه كارمندان بايد به ارباب رجوع و مشتري احترام كنند. بعضي ها مي گويند طرف بايد ابتدا قابل احترام باشد تا من به او احترام كنم. ولي اين گونه نيست. احترام نامشروط است. مشروط به اين نيست كه ارباب رجوع قابل احترام باشد يا نه. امانتداري در حرفه نامشروط است. رازداري و ارزشهاي اخلاقي در حرفه مشروط به قيودي نيستند.

در پايان بايد بگويم نشان دادن فاصله ميان وضع موجود و وضعيت مطلوب اخلاق حرفه اي درجامعه ما بحث بسيار بزرگي است كه هر چه به آن دامن بزنيم كم است. متخصصان جامعه شناسي اخلاق در اين زمينه حرفهاي زيادي براي گفتن دارند.

 

● از وقتی که در اختیار ما گذاردید، سپاسگذارم. / پایان.

 

    287 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اخلاق حرفه ای (5)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :1

تاريخ ارسال:30/04/1387

تاريخ شمسی نشر:30/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب