باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 184 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بازگشت فرانسه به نظامي گري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مجيد - ديوسالار

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1387 - شماره 235، تیر

 
 

سياستمداران كهنه كار نيمه قرن 20 فرانسه، در سال 1966، به دليل اينكه ناتو تحت حاكميت امريكا قرار داشت از بخش نظامي اين سازمان خارج شدند، تا اين موضوع امروز به واسطه تغيير شرايط وساختار نظام بين الملل متفاوت از گذشته شده و رئيس جمهور فرانسه (نيكولا ساركوزي ) نشانه هايي را از خود در جهت تصميم اعزام نيروي بيشتر به افغانستان به نمايش گذاشته، كه حكايت از تمايل فرانسه به بازگشت به سازمان ناتو پس از 42 سال جدايي در كنار تلاش براي سازماندهي سيستم دفاع مشترك اروپايي مي باشد.

ساركوزي تصميم نهايي براي ورود فرانسه به بخش نظامي ناتو رامنوط به پيشرفت هاي محسوس و عملي در خصوص سيستم دفاع اروپانمود. از سويي مي توان به اين موضوع نيز اشاره نمود كه موضوع اعزام نيروهاي امنيتي و نظامي به افغانستان از جانب فرانسه در واقع برجسته سازي همراهي فرانسه با سياست هاي امريكا و ناتو مي باشد.

 

ديدگاه فرانسه در خصوص ناتو

فرانسه و انگلستان به توافقاتي دست يافته اند كه بر اساس آن روابط مابين اتحاديه اروپا و ناتو را به طور چشم گيري بهبود خواهد بخشيد; زيراتا اين اواخر اين دو سازمان با يكديگر روابط ضعيفي داشتند. اين درحالي است كه موانعي در جهت همكاري ناتو و اتحاديه اروپا مشاهده مي شود، با اين وصف كه علاوه بر فرانسه و انگلستان، تركيه با ايجادجنجال و سر و صدا در مقابل اتحاديه اروپا مانع از همكاري ناتو واتحاديه اروپا شده است.

در گذشته فرانسه براي مدت زمان طولاني از اتحاديه اروپا در مقابل ناتو در خصوص همكاري دفاعي حمايت كرده بود، اما ساركوزي باعث تغيير اين روند شده است. وي به ديپلمات هاي خود دستور همكاري باناتو را داده و همچنين خواستار بازگشت فرانسه به ساختار نظامي ناتوشده است. در حال حاضر انگلستان بايد بتواند به اين ابتكار و اقدام ساركوزي از طريق توافق با فرانسه جهت استحكام و تقويت سياست دفاعي اتحاديه اروپا و ناتو پاسخ دهد و تركيه هم بتواند نقش برجسته تري را در امنيت و سياست دفاعي اروپا ايفا نمايد. در مجموع اين اقدامات باعث تقويت بيشتر و بهتر و روابط ناتو و اتحاديه اروپاخواهد شد.

ساركوزي به محض انتخاب شدن به رياست جمهوري فرانسه، تمايل خود را مبني بر بازگشت افسران فرانسوي به فرماندهي نظامي ناتو اعلام نمود و اظهار داشت: فرانسه بايد به ادامه تهديد دانستن ناتو پايان داده وروابط خود را با همپيمانانش تجديد نمايد. در راستاي اين اهداف،ساركوزي ممنوعيت طولاني مدت در سياست خارجي فرانسه نسبت به ناتو را ملغي نموده و امكان بهبود نسبي را در همكاري بين ناتو و اتحاديه اروپا به وجود آورده است. ژاك شيراك در طول دوره رياست جمهوري اش، روابط ميان سياست دفاعي و امنيتي اروپا و ناتو را هماننديك بازي با حاصل جمع صفر، كه بر اساس آن برد يكي مساوي با باخت ديگر و بر عكس بود، تلقي مي نمود.

همكاري سياست دفاعي و امنيتي اروپا و ناتو با استثنائات كمتري درسال هاي اخير محدود بوده است ; در حالي كه ناتو و سياست دفاعي وامنيتي اروپا، مذاكراتي در خصوص برخي مباحث مانند بوسني، داشتند،اما در خصوص برخي مباحث مهم ديگر، از قبيل مأموريت هاي ويژه دركوزوو جايز ندانستند كه در مورد آن به بحث بپردازند. ساركوزي در حال حاضر با اعلام اين پيشنهاد بر اين است كه با نزديكي دو سازمان امنيتي اصلي اروپا، نزاع خانمان برانداز بين آنها را پايان بخشد; اما براي جلب اعتماد ساركوزي، تعدادي شروط مطرح است كه فرانسه و بريتانيانيازمندند تا ديدگاه هاي مخالف خود را در خصوص سياست دفاعي وامنيتي اروپا با يكديگر وفق داده و مصالحه نمايند. از سويي، تركيه وايالات متحده امريكا، نيازمند خواهند بود كه عكس العملي را درخصوص به مخاطره افتادن منافعشان از خود نشان دهند. اين خلاصه رئوسي است كه جهت توافق آينده ميان همه طرفين بايد مورد توجه قرارگيرد. برخي از مشكلات واقعا نيازمند چيره شدن بر آن مي باشند و بيش از آنكه واقعي باشند فلسفي هستند.

اقدام رئيس جمهور فرانسه از چند جهت حايز اهميت است، چون باتوجه به سابقه سياست دفاعي و امنيتي اروپا، نه امريكا و نه هر دولت اروپايي، به طور فعالانه اي در صدد تخريب يا زير سؤال بردن ناتو يااتحاديه اروپا نمي باشند و امريكا نسبت به گذشته، انتقاد اوليه واساسي اش را به سياست دفاعي و امنيتي اروپا كاهش داده است.

 

همكاري در تسليحات يا همكاري در جنگ؟

ناتو و اتحاديه اروپا همكاري خيلي ضعيفي با يكديگر دارند، چون اعضاي دو سازمان (21 عضو از 27 عضو اتحاديه اروپا كه عضو ناتو نيزهستند)، همكاري و گفت و گوهاي اندكي با هم دارند و بدتر از آن اينكه آنها براي پشتوانه دفاعي و جلب توجه ديگران با يكديگر رقابت مي كنند. براي نمونه در سال 2005، آنها در مورد اينكه چه كسي ازمأموريت اتحاديه افريقا در سودان حمايت به عمل آورد، به توافق نرسيدند، تا اينكه طي سال هاي اخير هر سازماني به طور جداگانه عمليات خود را در آنجا انجام مي داد.

گاهي اوقات رقابت بين ناتو و اتحاديه اروپا باعث هدايت كشورهاي عضو در جهت تخريب بيشتر يكديگر مي شد، كه اين مسئله باعث خريدتجهيزات بيشتري گرديد. اين در حالي است كه فرانسه طرح هاي ناتو راجهت دستيابي به يك ناوگان هواپيمايي و حمل و نقل C-17 را كاهش داده است. اين رقابت اثر بدي براي همه در برداشت. كشورهاي عضوناتو و اتحاديه اروپا بودجه دفاعي اندكي را اختصاص دادند. هر دوسازمان و اعضاي آنها ليست طويلي از خريد تجهيزات جديد كه درعمليات هاي نظامي كاربرد دارد را ارائه دادند (كه توانايي اهداف ناميده مي شود)، اما اتحاديه اروپا و ناتو توافق كامل خود را در خصوص ليست هاي ارائه شده اعلام نكردند.

در اين راستا شاهد هستيم كه رئيس جمهور فرانسه تا حدودي اداره كشور را به باد انتقاد گرفته و ريشه هاي اين مشكلات را بسيار عميق مي داند و به رقابت بروكراتيك در وراي اين مشكلات اشاره مي كند.همچنين تركيه (كه عضو ناتو بوده و در اتحاديه اروپا عضويت ندارد) وقبرس (كه در اتحاديه اروپا عضو است و در ناتو عضويت ندارد) از اعضاي ديگر در سازمان هاي مربوطه به منظور ايجاد اين قضيه از يكديگراستفاده مي كنند و از سوي ديگر ايالات متحده امريكا براي مدت زمان طولاني از تلاش جهت بهبود يك سياست دفاعي و امنيتي اروپاجلوگيري به عمل مي آورد، اگر چه بعدها تمايل مثبت خود را به آن نشان داد.

به منظور برقراري ارتباط بين ناتو و اتحاديه اروپا لازم است متحدين بسياري از موضوعات را ـ كه در بالا ذكر شد ـ مورد توجه قرار دهند، يااينكه توامٹ برخي كارها را با يكديگر انجام داده و يا از آن خودداري نمايند. اولا: انگلستان و فرانسه بايد بيشتر از اين، ابتكار عمل ساركوزي را درك نمايند، در غير اين صورت اميد به ارتباط بهتر اتحاديه اروپا و ناتواز بين خواهد رفت. انگلستان و فرانسه مركز ثقل دفاع اروپايي را تشكيل مي دهند. آنها تأمين كنندگان اصلي قوا و بزرگ ترين توليد كننده وخريدار تجهيزات نظامي هستند. اين دو كشور استراتژي و اهداف واحدي دارند و هر كدام مي توانند نيروهاي خود را جهت رسيدن به اهداف خود در هر جا گسيل نمايند. در جلسه بين شيراك و بلر در سال 1998 در اس تي مالو، سياست دفاعي و امنيتي اروپا ترسيم شد. اگر درآن زمان توافقي بين دو كشور صورت نمي گرفت، تحولات بسيار اندكي در اروپا در زمينه مسائل دفاعي در حال حاضر صورت مي گرفت.

از سويي فرانسه نيازمند آن است كه با امريكا نيز به توافق دست يابد وامريكا نيز نيازمند موافقت با مأموريت هاي ناتو است كه افسران فرانسوي جهت هماهنگي مجدد در درون ساختار فرماندهي ناتو در آن حضور داشته باشند. از طرفي ممكن است كه دو كشور درباره نقش اتحاديه اروپا در تصميم گيري هاي ناتو به توافق نرسند. چون واشنگتن در صدد است تا همپيمانانش را در چارچوب يك گروه 26 عضوي ازكشورهاي منفرد حفظ و حمايت نمايد تا اينكه بتواند در تبادل نظر بين اتحاديه اروپا و ناتو از آن بهره برداري كند. با شروع همكاري واقعي بين ناتو و اتحاديه اروپا، لازم است تا تركيه مخالفتش را با توجه به اطلاعات حساس مشتركي كه در ناتو در اختيار دارد، با قبرس و مالت (كه دو كشورعضو اتحاديه اروپا بوده و در ناتو عضويت ندارند) پايان دهد.

تركيه نيز از تماس رسمي با دو كشور اخير دوري نموده و از طرح هاي مشترك بين اتحاديه اروپا و ناتو براي اوضاع بحراني بالقوه در كوزووجلوگيري نموده است. تركيه در صورت ارائه امكان دستيابي بيشتر به طرح هاي دفاعي از سوي اتحاديه اروپا، ممكن است دچار وسوسه شود واين اقدام ممكن است باعث ايجاد اختلاف بين تعدادي از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا، به ويژه قبرس شود.

 

فرانسه: اولويت اروپا؟

در سال 1966، ژنرال دوگل افسران فرانسوي را بر اثر مشاجره واختلاف از ساختار فرماندهي متحد ناتو خارج ساخت. فرانسه در دوران رياست جمهوري ژاك شيراك در دو جبهه به مبارزه مي پرداخت: اول آنكه جهت اتخاذ ابتكار دفاع اروپا در درون يك نهاد نظامي تمام عيارتلاش مي نمود، سپس آن كه ديپلمات هاي فرانسوي در ناتو جهت حفظهمپيمانان خود از زمان جنگ سرد رايزني مي كردند. اين سياست به گونه اي طراحي شده بود كه اتحاديه اروپا را به عنوان جانشيني براي ناتوتبديل نمايد و همچنين نقش امريكا در اروپا را كاهش دهد. اما اين اقدام ممكن بود به لحاظ نظامي باعث ايجاد حس بسيار بدي شود. اين در حالي است كه تقاضاي جهاني براي نيروهاي حافظ صلح در طي 10سال گذشته افزايش يافته و مجادله بين ناتو و اتحاديه اروپا كماكان لاينحل باقي مانده است. اكنون كشورهاي اروپايي بدون هيچ گونه برنامه ريزي، قواي خود را در افريقا، آسياي مركزي و ساير جاها گسيل مي دادند.

ساركوزي تمايلي به علاقه شيراك در جهت رقابت با امريكا ندارد. او وتيم وي از ناامني مرزهاي اطراف اروپا آگاه هستند. با اين وجود فرانسه خواستار بازگشت و مشاركت كامل در ناتو است، در حالي كه اين عمل براي روابط اتحاديه اروپا و ناتو مفيد و قابل اهميت نبوده و همچنين اولويت اصلي براي همه نخبگان فرانسوي نمي باشد. مردم با ايده ساركوزي مبني بر بازگشت به ستاد فرماندهي ناتو موافق اند. اين درحالي است كه سياست خارجي فرانسه اولويت اصلي اش را به اتحاديه اروپا اختصاص مي دهد و مهم تر اينكه وظيفه برگرداندن نظاميان اروپايي و برقراري يك نيروي متحد و قوي تر نيز جزء اولويت هاي سياست خارجي فرانسه مي باشد.

بنابراين، ساركوزي در راستاي ايده بازگشت كامل به ناتو نياز به هزينه هاي بيشتري دارد، كه برآيند آن تقويت سياست دفاعي و امنيتي اروپا مي باشد. اين موضوع به عنوان لب مطلب طرح هايي است كه ساركوزي براي اولين بار در اوت 2007 در كنفرانسي در سفارت فرانسه ازآن پرده برداشت و متعاقبٹ در مصاحبه با نيويورك تايمز در 21 سپتامبر2007، آن را تشريح نمود و اما اينكه فرانسه چه چيزي را براي دفاع اروپامد نظر دارد، هنوز به طور كامل واضح نيست. ساركوزي قبل از امكان بازگشت شناور به فرماندهي يكپارچه ناتو، دستور داد كه سياست امنيت ملي فرانسه به طور كامل مورد تجديد نظر و بررسي قرار گيرد، اين سياست هنوز هم ادامه دارد. در برداشت اول يا به طور كلي در يك برداشت از نظر متفكران فرانسوي، اين اقدام ساركوزي، دستور كاري درراستاي جاه طلبي در جهت سياست دفاعي و امنيتي اروپا مي باشد.

وزير خارجه فرانسه آقاي مورين (Morin) در يك سخنراني در سپتامبر2007، اظهار داشت: اتحاديه اروپا بايد مشاغل و فنوني كه نظاميان كشورهاي عضو به آن نياز دارند، آموزش دهد و يك ماهواره نظامي دريايي را خريداري نمايد. همچنين كشورهاي عضو اتحاديه اروپا بايدبودجه دفاعي اروپايي مشتركي را به وجود آورند.

اين سخنراني بحث هاي زيادي را به دنبال داشت. با اين توصيف كه انگلستان ديدگاه انتقادي خود را نسبت به آن اعلام كرد. همچنين مورين مي خواست كه مركز عمليات هاي اوليه اتحاديه اروپا را تغيير دهدكه بتواند مسئوليت آمادگي و فرماندهي عمليات هاي اتحاديه اروپا را به صورت يك پايگاه تمام عيار دائمي بر عهده گيرد.

تأكيد فرانسه بر تقويت سياست دفاعي و امنيتي اروپا، مي توانست ازمسير آشتي با ناتو (ورود فرانسه به ناتو) خارج شود. پاريس رفتار معقولي را نسبت به ناتو دارد و اين موضوع باعث تشويق كشورهاي عضو درخصوص ديدگاه فرانسه مبني بر تقويت دفاع اروپايي مي شود، اماواقعيت چيز ديگري است، انگلستان از بازگشت و مشاركت كامل فرانسه به ناتو استقبال خواهد نمود، اما چندان مشتاق عقيده و ديدگاه اكثرفرانسويان در خصوص سياست خارجي و امنيتي اروپا در اولويت دادن به ناتو نمي باشد.

 

چه كسي چه چيزي را فرماندهي مي كند؟

ديپلمات هاي انگليسي معتقدند: فرانسه در زمان رياست جمهوري ژاك شيراك، رفتار دوستانه و همكاري جويانه اي در جلسات ناتو نداشته است. اين ديپلمات ها در عين حال مي گويند: ايده برخي از فرانسويان درخصوص سياست خارجي و امنيتي اروپا، باعث قوت قلب برخي اعضاشده است، به خصوص آنهايي كه هدفشان تحت فشار قرار دادن كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به منظور افزايش بودجه دفاعي اشان مي باشد. اما مقامات انگليسي در خصوص طرح فرانسه مبني بر آنكه اتحاديه اروپا بايد يك مركز دائمي جهت طراحي و عمليات هاي فرماندهي ايجاد نمايد، مخالفند.

انگلستان اولين بار در اجلاس معروف پرالاين بلژيك در سال 2003 باچنگ و دندان در مقابل اين ايده، مشاجره و نزاع نمود. اكنون دولت انگلستان بحث هاي زيادي مطرح مي كند و بر اين عقيده است كه ناتومراكز فرماندهي متعددي دارد كه براي اتحاديه اروپا قابل دسترسي مي باشد و تعدادي از كشورهاي عضو، از قبيل آلمان، فرانسه و انگلستان مراكز فرماندهي اي براي خودشان دارند كه اين مراكز براي اداره عمليات هاي نظامي اتحاديه اروپا مناسب مي باشد و ايجاد يك مركزفرماندهي و طرح ريزي دائمي براي اتحاديه اروپا هزينه هاي زيادي رادر پي خواهد داشت. دولت ساركوزي در حال حاضر بر اين نظر است كه طراحان بيشتري را براي مركز عملياتي اضافه نمايد و دولت فرانسه خواستار آن است كه اين مركز آغاز به توليد طرح هايي براي مأموريت هاي نظامي احتمالي براي اتحاديه اروپا نمايد. منافع جديدفرانسه در طرح هاي عملياتي اتحاديه اروپا در ديدگاه دولت انگلستان همچنان در يك وضعيت متضاد قرار دارد.

فرانسه هميشه خواستار همكاري نزديك اتحاديه اروپا و ناتو است وبازگشت كامل فرانسه به ناتو و دورنماي روابط بهتر ناتو و اتحاديه اروپابستگي به مصالحه فرانسه با انگلستان در مورد مراكز عملياتي اتحاديه اروپا است و اين موضوع مي تواند بهترين فرصت براي انگلستان باشد.

البته انگلستان و فرانسه لازم است تا راه حلي را بيابند كه به فرانسوي ها اجازه بدهد كه در مورد سياست خارجي و امنيتي اروپاپيشرفت حاصل نمايند و همچنين بايد خواسته هاي انگلستان را مبني بر همكاري صميمانه تر اتحاديه اروپا و ناتو مطمع نظر قرار دهد. اين موضوع چندان آسان نخواهد بود; زيرا دو كشور در دو مسير متفاوت گام بر مي دارند.

 

مصالحه فرانسه و انگلستان؟

كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و ناتو مجبور به استفاده از يك گروه كوچكي از طراحان با دو تخصص نظامي و غير نظامي و يك فرماندهي نظامي بزرگ هستند، اما آنچه كه براي اين دو وضعيت مورد نيازمي باشد، يك قدرت نظامي و غير نظامي مستحكم است.

برخي از كشورهاي عضو ناتو، از جمله انگلستان بحث هاي زيادي نمودند، مبني بر اينكه اين توافق بايد اجازه دهد كه عمليات هايشان ازسوي مجامع غير نظامي، از قبيل اتحاديه اروپا طرح ريزي شود و درعين حال اين امكان وجود داشته باشد كه با سازمان ملل يا با هرسازمان غير دولتي نيز فرآيند همكاري وجود داشته باشد، كه اين موضوع باعث ايجاد حس كاملي مبني بر اينكه هر عمليات نظامي جداگانه اي كه ناتو انجام داده، عناصر مهم ملت سازي را در پي داشته است.

طراحان جنگي ناتو اخيرا اجازه نمي دهند كه سازمان هاي غير نظامي طرح هاي عملياتي خود را ارائه نمايند. اگر چه اغلب تصور مي شود كه آن طرح ها باعث به كارگيري غير نظاميان در كنار نيروهاي نظامي ناتوخواهد شد. فقدان طرح هاي مشترك بين نظاميان و غير نظاميان،شانس موفقيت ناتو را كاهش داده و اين موضوع باعث به مخاطره انداختن امنيت كار غير نظامي ها در كنار نيروهاي ناتو در مناطق جنگي خواهد شد. فرانسه به دلايل تعصب آميز با ايده طرح نظامي ـ غيرنظامي مشترك در ناتو مخالفت كرده است. دولت شيراك مي ترسيد كه بااجازه دادن به ناتو با هماهنگ شدن با نظاميان جايگاه اتحاديه اروپا رابه عنوان يك تأمين كننده نظامي و غير نظامي به تدريج تضعيف نمايد.

همچنين طراحان ناتو و اتحاديه اروپا لازم است تا در صحنه هاي عمليات، همكاري بيشتري با يكديگر نمايند، همانگونه كه در مسائل مربوط به افغانستان، كوزوو و بوسني در كنار يكديگر بودند. وضعيت وموقعيت مشترك طراحان ناتو و اتحاديه اروپا باعث خواهد شد تاهمكاري آسان تري از همگرايي قابل توجهي از نگرش هاي دو سازمان ترويج يافته و اطلاعات مشترك بين آنها رد و بدل گردد.

در يك دنياي واقعي، اتحاديه اروپا و ناتو نه تنها نمي توانند با هم متحد شوند، بلكه نخواهند توانست ستاد طراحي عمليات مشتركي راايجاد نمايند. اين دو سازمان ذاتٹ متكي به نيروهاي ائتلافي نظامي مي باشند.

اينكه پنج عضو و متحد ناتو، از قبيل كانادا، ايسلند، نروژ، تركيه وامريكا در اتحاديه اروپا عضويت ندارند، معنا دار مي باشد. اين موضوع (عدم عضويت 5 كشور فوق در اتحاديه اروپا) مانع آن نخواهد شد كه نيروهاي خود را در عمليات هاي اتحاديه اروپا مداخله و شركت ندهند.

ايالات متحده امريكا متعهد شده است كه نيروهاي پليس جهت مأموريت هاي اتحاديه اروپا در كوزوو و طرح تركيه جهت اعزام نيروهاي حافظ صلح به افريقا را هدايت نمايد. بنابراين اين موضوع باعث به وجودآمدن اين احساس خواهد شد كه اتحاديه اروپا و ناتو داراي يك مركزفرماندهي به جاي دو مركز مي باشند.

 

نقش امريكا

ايالات متحده نه تنها بزرگ ترين عضو ناتو مي باشد، بلكه مناصب فرماندهي برجسته اي را در اين سازمان در اختيار دارد. امريكا نيازمنداست تا با فرانسه كه در قضيه ساختار فرماندهي ناتو درگير شده است،توافق نمايد و در اين راستا بايد امتيازاتي را به افسران فرانسوي اختصاص دهد. به نظر مي رسد كه اين موضوع باعث ايجاد مشكلاتي براي آنها خواهد شد، مضافٹ بر اينكه امريكا بايد از تعدادي از 900 پست به نفع متحدان اروپايي خود كنار بكشد.

فرانسه يك بار در سال 1995 در الحاق مجدد به ساختار فرماندهي ناتو نا موفق بود و اين موضوع باعث قطع رابطه فرانسه با ناتو به طوركامل شد و دليل آن اين بود كه واشنگتن نمي خواست فرانسه نقش برجسته اي را در ساختارهاي فرماندهي ناتو داشته باشد. با اين وجود درحال حاضر مقامات امريكايي نشانه هايي از يك معامله با فرانسه راعملي و معقول مي دانند، كه با يك تغيير در اولويت هاي امريكا در سال 1995، آن را متحمل خواهد ساخت. در حال حاضر براي واشنگتن،مأموريت در افغانستان، مهم ترين وظيفه در برنامه ناتو مي باشد.

اصولي كه در تركيب فرماندهان دليمي ناتو مي باشد، باعث كاهش اهميت ناتو گرديده است. پاريس در آوريل 2008 موافقت نمود كه تعدادكمي نيرو به افغانستان بفرستد. فرانسه بازيگر مهمي در افغانستان بوده است. آن كشور بيش از چهار هزار نيرو به افغانستان و محيط پيرامون آن اعزام نمود. فرانسه به انگلستان كه 7700 نيرو فرستاده بود، نيروي كمتري را اعزام نمود و اين پيمان نيازمند به كارگيري سربازان تازه نفس در مقابل نيروهاي جديد طالبان در جنوب افغانستان مي باشد. با توجه به چنين اوضاعي، ساركوزي تصميم گرفت كه حدود700 الي 800 نيرو درافغانستان به كار گيرد. نگرش آمريكا نسبت به اين اقدام فرانسه مبني برجدي بودن تصميم آن كشور در خصوص ناتو مثبت مي باشد و تصميم رئيس جمهور فرانسه بايد باعث هموار شدن بازگشت فرانسه به ساختارفرماندهي ناتو گردد.

قبل از بازگشت فرانسه به فرماندهي نظامي ناتو لازم است كه فرانسه وامريكا جايگاه اتحاديه اروپا را در درون ناتو مورد توجه قرار دهند.ساركوزي مي خواهد كه اتحاديه اروپا نقش خود را در اين پيمان به عنوان يكي از سران سازمان ايفا نمايد، اما واشنگتن، كانادا، ايسلند، نروژ وتركيه در صورتي كه نتوانند با كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به طور مجزامذاكره نمايند، در بهره مندي از ناتو ترديد خواهند داشت.

اين ايده كه يك گروه از همپيمانان بايد به عنوان يك مانع اصلي درناتو رفتار نمايند، قبلا با روسيه امتحان شده بود و مورد قبول واقع نشد.

در اين راستا شوراي مشترك دايمي از جانب همپيمانان روسيه اجلاسي را در سال 1997 برگزار نمودند كه به ناتو اجازه مي داد كه بامسكو گفت گو نمايد. اين ترتيب براي روسيه بسيار دردناك بود; زيرا قبلاهرگز در مورد آن مشورت نشده بود و روسيه از تصميمات از قبل اتخاذشده، آگاه نبود. شوراي مشترك دايمي، ناتواني خود را اثبات و در سال 2002 ناتو با آن نزاع نمود و ناتو از روسيه دعوت كرد تا در مذاكرات به عنوان يك طرف مساوي شركت نموده و در تصميمات مداخله نمايد،اين همان تصميمي بود كه قبلا ناتو اتخاذ كرده بود.

با اين وجود، اگر يكپارچگي سياست دفاعي و خارجي اروپا تداوم يابد،ناتو را مجبور به حل مجدد موضوع مربوط به اتحاديه اروپا خواهد كرد.

تصميمات بايد بر اساس كاربرد آن اتخاذ گردد; زيرا اتحاديه اروپا درمورد مسائل امنيتي اصلي، از قبيل عراق و روسيه اختلاف نظر دارند.بنابراين تصميمات داخلي اتحاديه اروپا مسائل مربوط به ناتو را به تأخيرخواهد انداخت. اين اقدام، امريكايي ها را با شكست مواجه خواهد كرد وآنها را از اتخاذ تصميم در مورد ناتو مأيوس خواهد نمود.

 

تركيه و قبرس نبايد فراموش شوند

با شروع همكاري كامل در مورد مسائل دفاعي بين ناتو و اتحاديه اروپا،تركيه مجبور خواهد بود كه مخالفتش را در مورد ارتباط نزديك بين دوسازمان كاهش دهد. فرانسه و تركيه به لحاظ تاريخي هماهنگي نادرستي با يكديگر داشتند و فرانسه در مورد روابط نزديك ناتو و اتحاديه اروپا به واسطه جايگاهي كه در اتحاديه اروپا دارد، مخالفت مي ورزد.

استدلال تركيه جهت مخالفت با اتحاديه اروپا در خصوص ارتباطنزديك نظامي، يك موضوع فني است (بدين معنا كه دو كشور غير عضوناتو كه عضو اتحاديه اروپا هستند، قبرس و مالت در مورد حفظ اطلاعات طبقه بندي شده با ناتو موافق نيستند). تركيه مخالفت طولاني مدتي رابا قبرس، به دليل اشغال بخش شمالي آن در سال 1974 دارد. مادامي كه سرسختي تركيه در ناتو با لجاجت فرانسه در اتحاديه اروپا متعادل شود،آنكارا دلايل كمي براي تغيير مواضعش خواهد داشت. اين در حالي است كه تصميم فرانسه مبني بر توقف ممنوعيت روابط اتحاديه اروپا و ناتو،آنكارا را به انزوا كشانده و بر آن كشور فشار بيشتري را وارد نموده تا درمورد مخالفتش تجديد نظر نمايد.

از سويي تركيه خواستار آن است كه در آژانس دفاعي اروپا وارد شود;زيرا تركيه از گفت و گوي بيشتر در مورد آژانس دفاعي اروپا استقبال خواهد نمود. همچنين تركيه ممكن است پيشنهاد مشورتي در موردسياست دفاعي و امنيتي اروپا را با ديده ترديد در نظر بگيرد; زيرا تركيه اغلب اوقات بيان نموده كه خواستار گفت و گوي بيشتر در زمينه سياست دفاعي و امنيتي اروپا است. اما رضايت دادن به گفت و گوها احتمالاسال هاي متمادي به طول خواهد انجاميد و اتحاديه اروپا و ناتو لازم است كه روابط خود را بهبود بخشند. بنابراين اتحاديه اروپا بايد در جهت كسب رضايت و پيشنهاد همكاري در سايت دفاعي و امنيتي اروپا باآنكارا حركت نمايد و انگلستان بايد به منظور پيشگيري از نگراني هاي تركيه به عنوان كشور پيشنهاد دهنده اقدام نمايد. انگلستان به شدت ازدر خواست تركيه براي عضويت در اتحاديه اروپا حمايت به عمل آورده ونسبت به كشورهاي عضو اتحاديه اروپا اعتبار بيشتري براي آنكارا درنظر مي گيرد. فرانسه و آلمان از طرح مذكور حمايت خواهند كرد و آنكارارا مبني بر اينكه اتحاديه اروپا در خصوص پيشنهادش مصمم خواهدبود، متقاعد خواهند كرد.

اما پاريس در خصوص اين موضوع ممكن است نظر قبرس و يونان راجويا شود. اين دو كشور اخير به طور مكرر از روابط نزديك تر تركيه وسياست دفاعي و امنيتي اروپا مخالفت مي كنند، همان طور كه فرانسه درگذشته اين كار را مي كرد.

اما در حال حاضر فرانسه نياز به مطمئن ساختن و متقاعد نمودن آتن ونيكوزيا مبني بر اينكه تقويت امنيت اروپا مستلزم روابط نزديك تر باتركيه است، دارد و آن را به عنوان يك تكليف مطرح مي نمايد.

دولت جديد قبرس كه در مارس 2008 روي كار آمد، قول داد كه فرايندي را جهت راه حل تقسيم جزيره از سرگيرد. بنابراين اگر در جهت اتحاد قبرس و تركيه و روابط يونان و تركيه پيشرفتي حاصل شود، عملاموانع ديگر را مي تواند بر طرف نمايد و نقش تركيه بزرگ تر در سياست خارجي و دفاعي اروپا برجسته تر شود.

 

نتيجه گيري

ساركوزي در نظر دارد با استفاده از فرصت درگير بودن نيروهاي نظامي آمريكايي در افغانستان و به بهانه كمك هاي همه جانبه، حضور بيشترخود را در ناتو افزايش دهد تا از اين راه بتواند همان استفاده ابزاري امريكا از ناتو را ببرد.

فرانسه كه منادي ايجاد سامانه دفاع مشترك اروپايي است به احتمال قوي به خوبي مي داند كه امريكا و انگليس نخواهند گذاشت تا چنين سامانه دفاعي اي به طور مستقل تشكيل شود و به صورت رقيبي براي ناتو در آيد. از اين رو تنها به نقش دادن اروپا در درون ناتو يا دادن نقش تكميلي به آن، رضايت خواهند داد.

برآيند تصميم رئيس جمهور فرانسه در اجلاس بخارست را مي توان اينگونه ارزيابي نمود كه فرانسه تصميم گرفته است تا دست به دست شركاي اروپايي خود بدهد تا چهره جديدي از اروپاي دفاعي ايجاد كند ودر اين صورت است كه جايگاه اروپا در سيستم دفاع اروپايي تحكيم خواهد شد. بازگشت فرانسه به بخش نظامي ناتو، محكي براي راست آزمايي وعده اي امريكايي ها ـ كه ناتو را در دست دارند و نيز به نمايش گذاشتن توان اروپا در جهت تقويت سيستم مشترك دفاعي اين قاره ـخواهد بود.

دو سازمان ناتو و اتحاديه اروپا نيازمند نيل به يك توافق مشترك حياتي در زمينه فناوري مي باشند و از جانب ديگر، اروپا نياز بيشتري به توان نظامي جهت بهره مندي در راستاي اعتبار و نفوذ جهاني دارد.

ديپلماسي و تعهد بايد به عنوان اولويت اروپا در نظر گرفته شود، امازماني كه اولويت رعايت نشود، گو اينكه آنها گاها به طور الزامي آن را مدنظر قرار مي دهند و اتحاديه اروپا بايد با توجه به چنين وضعيتي، طرح ديگري را در اولويت خود قرار دهد، زيرا در غير اين صورت ديپلماسي اروپا چندان جدي به نظر نخواهد رسيد. البته ساركوزي متوجه اين موضوع شده و بر آن است تا به جاي مبارزه با ناتو در قالب اتحاديه اروپا،با اين سازمان همكاري نموده و در اين فرايند نظاميان اروپايي را تقويت نمايد.

 

    92 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سیاست خارجی فرانسه (5)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   فرانسه (112)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:31/04/1387

تاريخ شمسی نشر:00/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب