قطعنامه پيشنهادي آمريكا براي تحريم زيمبابوه در شوراي امنيت از سوي روسيه و چين وتو شد. سه كشور آفريقاي جنوبي - ويتنام و ليبي كه از اعضاء غيردائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد هستند نيز به اين قطعنامه راي منفي دادند و اندونزي ديگر كشور عضو غيردائم نيز با راي ممتنع از حمايت قطعنامه خودداري كرد. آمريكا باني قطعنامه و كشورهاي فرانسه - انگليس - بلژيك - ايتاليا - كرواسي و كاستاريكا و كشور آفريقايي بوركينافاسو به اين قطعنامه راي مثبت دادند.
پس از اعلام پيروزي رابرت موگابه در دور دوم انتخابات كه روز يكشنبه 29 ژوئن و بدون حضور مورگان سوانگيراي، رهبر حزب مخالف جنبش تغييرات دموكراتيك انجام شد، كشورهاي غربي ضمن رد نتيجه انتخابات اعلام كردند كه تحريمهاي بيشتري را عليه رابرت موگابه و اعضاء اصلي حكومت او اعمال خواهند كرد. عليرغم انصراف سوانگيراي از شركت در دور دوم انتخابات و پناهنده شدن به سفارت هلند در هراره كميسيون ملي انتخابات اين انصراف را غيرقانوني اعلام و نام سوانگيراي را به عنوان كانديداي دوم در برگههاي آراء درج كرد، ولي همچنانكه پيشبيني ميشد، موگابه با اكثريت چشمگيري به پيروزي رسيد و تنها به فاصله يك ساعت از اعلام رسمي نتايج انتخابات، مراسم سوگند را برگزار كرد تا اراده خود را بر كشورهاي غربي كه نوعاً از رهبر حزب مخالف حمايت ميكردند تحميل كند.
براساس پيشنويس قطعنامه پيشنهادي آمريكا، موگابه و 13 نفر از اعضاء اصلي دولت و حزب حاكم (زانو پي. اف) از سفر به كشورهاي خارج منع شده و داراييهاي اين افراد نيز مسدود ميشد. ضمن اينكه در صورت تصويب اين قطعنامه شوراي امنيت نماينده ويژهاي را براي اين كشور تعيين ميكرد.
بحران زيمبابوه كه از زمان اصلاحات ارضي موگابه در سال 2001 آغاز شده است در روز 29 مارس سال جاري كه انتخابات مجلس و رياستجمهوري اين كشور برگزار شد به اوج خود رسيد. در اين انتخابات حزب حاكم با شكست در مقابل حزب مخالف، اكثريت را در پارلمان اين كشور از دست داد. اين در حالي بود كه حزب حاكم حدود دو سوم نمايندگان را در مجلس قبلي به خود اختصاص داده بود. موگابه همچنين در انتخابات رياست جمهوري نيز آراء كمتري را در مقايسه با رقيب اصلي خود يعني مورگان سوانگيراي به دست آورد. ولي به دليل عدم احراز بيش از 50 درصد آراء توسط دو رقيب؛ انتخابات به دور دوم كشيده شد. در فاصله دور اول و دور دوم انتخابات، شايعاتي مبني بر هشدار ارتش در خصوص عدم پذيرش پيروزي سوانگيراي پخش شد، ضمن اينكه موگابه نيز رسماً اعلام كرد به هيچ وجه به حاكميت سوانگيراي و حزب جنبش تغييرات دموكراتيك تن در نداده و در صورت لزوم با آنان خواهد جنگيد. بزعم موگابه حكومت سوانگيراي بر زيمبابوه به معناي بازگشت مجدد اين كشور تحت حاكميت انگليس بوده و اين امري است كه <زانو پي. اف> به آن تن در نخواهد داد.
اين براي اولين بار طي سالهاي اخير است كه دو كشور عضو دائم شوراي امنيت در مقابل قطعنامه پيشنهادي غرب عليه يك كشور جهان سوم به استفاده از حق وتو متوسل ميشوند. روسيه و چين با راي منفي به اين قطعنامه به فاصله چند روز از اجلاس سران هشت كشور صنعتي در ژاپن كه انتخابات زيمبابوه را مردود اعلام كرده بود؛ شرايط جديدي را در عرصه روابط بينالملل رقم زدند. كارشناسان مسائل بينالمللي ناكامي اردوگاه غرب در تصويب اين قطعنامه را ضربهاي عمده براي آمريكا و انگليس در شرايطي كه اين دو كشور گرفتار مشكلات ناشي از اشغال عراق و افغانستان هستند، ارزيابي ميكنند. سفير بريتانيا در نيويورك پس از شكست قطعنامه اعلام كرد <سازمان ملل در انجام وظايف خود شكست خورده است. > زيمبابوه قبلاً از مستعمرات انگليس بود كه پس از مبارزات طولاني نهايتاً در سال 1980 به استقلال رسيد. اصلاحات ارضي موگابه كه با مخالفت انگليس تبديل به يك بحران بينالمللي شد، از موارد توافق مبارزان زيمبابوه و دولت بريتانيا قبل از اعطاء استقلال به اين كشور بود، ولي دولت انگليس به تعهدات خود عمل نكرده و با اصلاحات ارضي موگابه در مورد اراضي حاصلخيز اين كشور كه هنوز در تملك اقليت سفيدپوست انگليسيتبار زيمبابوه قرار دارد، مخالفت كرده و غرب را عليه موگابه و دولتش بسيج كرد.
زلماي خليلزاد سفير آمريكا در سازمان ملل نيز ضمن واكنشي تند، از كشورهايي كه به قطعنامه راي منفي داده بودند انتقاد كرده و اعلام كرد <روسيه و چين در كنار موگابه و عليه ملت اين كشور ايستادند. > خليلزاد روسيه را به رويگرداني از بيانيه هشت كشور صنعتي در مورد زيمبابوه متهم كرده و گفت: مدودوف اين بيانيه را امضاء كرده بود. واكنش خشمگينانه آمريكا فقط به اين دو كشور عضو دائم شوراي امنيت منحصر نشد. وي همچنين با حمله به تابوامبكي، رئيسجمهور آفريقاي جنوبي او را به همدستي با موگابه و راي منفي اين كشور را اقدامي در حفاظت از موگابه تفسير كرد.
فارغ از اختلاف نظرها در خصوص اعتبار انتخابات زيمبابوه، تحولات اين كشور و تأثيرات آن بر فضاي بينالمللي را ميتوان در چند نكته ذيل خلاصه كرد:
1) با اينكه ابقاء موگابه در راس قدرت به مدت بيش از دو دهه مغايرتي با قانون اساسي و قوانين انتخاباتي اين كشور ندارد و طبيعتاً هيچكس حق ندارد در مسائل داخلي يك كشور مستقل دخالت كند و اين به عهده مردم زيمبابوه است كه رهبر خود را انتخاب كنند، ولي در عين حال نبايد از نظر دور داشت كه حكومت مادامالعمر بر يك كشور، امروز در هيچ كجاي جهان پذيرفته نيست. شايد براي موگابه بهتر اين بود كه رهبري را به نسل جديد زانو پي. اف واگذار كرده و خود در اوج محبوبيت از قدرت كنارهگيري ميكرد تا همچنان به عنوان يك انقلابي آزاديبخش در دلهاي مردم خود جاي داشته باشد. به خصوص اينكه مردم اين كشور قرباني اصلي تحريمها و فشارهاي اقتصادي هستند و شايد دليل رويكرد نسبي مردم به سوانگيراي عليرغم وابستگي او به غرب نيز در همين نكته نهفته باشد. چند سال قبل زيمبابوه از اقتصادي شكوفا كه ثمره اراضي حاصلخيز و معادن ارزشمند اين كشور است، برخوردار بود در حالي كه امروز بيش از 80 درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند و ارزش پول اين كشور حتي به اندازه ارزش كاغذ آن نيز نيست.
2) ترديدي نيست كه اقدام خصمانه انگليس عليه اين كشور، ريشه در تاريخ روابط ظالمانه اين كشور با مستعمره سابق خود دارد. تاريخي كه بايد به طور دقيق مورد مطالعه قرار گرفته و خسارتهاي استعمار به مردم اين كشور داده شود. انگليس در قرارداد <لانكستر هاوس> متعهد شده بود كه با بازگرداندن اراضي اين كشور به صاحبان بومي موافقت كرده و حتي هزينههاي مترتب بر آن را نيز بپردازد، ولي پس از بيست سال و سر رسيد تعهدات و زمان اصلاحات ارضي، انگليس نه تنها به تعهدات خود عمل نكرد، بلكه با اصلاحات ارضي دولت نيز به مقابله برخاست و از يك مسأله داخلي، بحراني بينالمللي ساخت. اشتباه موگابه در برخورد با بحران، اين بود كه اقدام قانوني دولت خود را اولاً با توسل به زور انجام داد و ثانياً آن را به مسائل سياسي داخلي پيوند زد. وگرنه پر واضح بود كه هيچكس نميتواند منطق حاكميت 5 درصد سفيدپوست بر 85 درصد از اراضي حاصلخيز را پس از گذشت دو دهه از استقلال يك كشور بپذيرد. متأسفانه موضوع زيمبابوه به خصومتي شخصي بين تونيبلر و رابرت موگابه تبديل شده بود. خصومتي كه قرباني اصلي آن مردم زيمبابوه بودند. از سوي ديگر حمايت غرب و در راس آن انگليس از مورگان سوانگيراي، بهانهاي براي دولت به منظور سركوب مخالفان شد. پناهنده شدن سوانگيراي به سفارت يك دولت غربي به هر دليل، ولو براي حفظ جان نيز توجيهي به خصوص نزد مردم آفريقا كه استعمار گزيده هستند، ندارد.
3) در سطح بينالمللي، بيترديد ناكامي اردوگاه غرب در تصويب قطعنامه تحريم بيشتر عليه اين كشور را بايد شكست بزرگي براي آمريكا و انگليس در سالهاي پس از فروپاشي شوروي ارزيابي كرد. همانطور كه گفته شد، اين اولين بار است كه دو كشور عضو دائم شوراي امنيت، متحداً در مقابل زيادهخواهي غرب ايستاده و براي شكست تلاشهاي آنان در مقابل يك كشور جهان سوم، از حق وتو استفاده ميكنند. اقدامي كه دستكم در دو دهه اخير در بحرانها بزرگي مانند عراق - افغانستان و پيش از آن در بالكان، سابقه نداشته است. ديمتري مدودف چند روز قبل از وتو، بر بيانيه هشت كشور صنعتي كه در زمينه اقدامات بيشتر براي تنبيه اشخاص مسئول خشونت در زيمبابوه توافق كرده بودند، مهر تأييد زده بود، ولي در راي گيري شوراي امنيت عليه قطعنامه راي داد. ويتالي چوركين سفير روسيه، مفاد قطعنامه پيشنهادي را فراتر از شرح وظايف سازمان ملل اعلام كرد. سفير چين نيز با اتخاذ موضعي مشابه، اعلام كرد كه بايد به مردم زيمبابوه اجازه داده شود تا خود، مشكلاتشان را حل و فصل كنند. رايگيري شوراي امنيت در مورد زيمبابوه را بايد تحولي در روابط بينالملل ارزيابي كرد. واكنش خشمگينانه سفير آمريكا نيز مؤيد اين نكته است. اقدامي كه احتمالاً از سوي مقامات بالاتر كشورهاي غربي و به خصوص آمريكا، دنبال خواهد شد.