باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 143 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
موج معنويت گرايي غرب را هدايت كنيم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


محمد والدمن، اهل اتريش است. در سال 1361ش. به اسلام؛ مكتب شيعه اثني عشري گرويده است. در همان سال به شوق فراگيري علوم و معارف اسلامي به ايران آمده و وارد حوزه علميه قم شده است تا سال 1366 به صورت پيوسته در حوزه علميه حضور داشت و تنها در تعطيلات تابستاني سفرهايي نيز به اتريش داشت و از اوضاع آن كشور با خبر بود.

پس از سفر تبليغي به كشورش، به ايران برگشت و احساس كرد كه نياز كشورهاي غربي در زمينه معارف اسلام بسيار شديدتر و عميق تر از نياز آنها به فقه و اصول است. سال 1369 وارد مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(قدس سره) شد. با افزايش امكان ارتباطات از طريق اينترنت به اين نتيجه رسيد كه تحصيلات خود را در ايران ادامه دهد و با اتريش در ارتباط باشد.

در سال 1380 موفق با اخذ كارشناسي ارشد الهيات و معارف اسلامي شد و در حال حاضر مشغول تحصيل در دوره دكتري در دانشكده تربيت مدرس قم در رشته قرآن و حديث مي باشد.

وي در سالهاي اخير چند مقاله ارايه نموده است كه عمدتاً به زبان آلماني تأليف شده و در مركز شيعيان اتريش انتشار يافته است. در كنار تهيه مقالات، براي تأمين نيازهاي شيعيان اتريشي، به ترجمه تفسيري از فارسي به آلماني نيز مشغول است. «خيمه»در گفتگوي پيش رو با محمد والدمن به چگونگي سير تشرف وي به اسلام و وضعيت شيعيان اتريش پرداخته است كه در ادامه مي آيد.

 
   ● نام گفت و گو شونده: محمد - والدمن

منبع: روزنامه - قدس

 
 

* چگونه مسلمان شديد و از چه سالي براي تحصيلات علوم حوزوي به قم آمديد؟

** در سنين نوجواني، يعني دهه هفتاد ميلادي، خبر خاصي از اسلام نبود و تنها چيزهايي كه از اسلام مي دانستيم اين بود كه مسلمان بايد يك بار در عمرش حتماً به حج برود، نبايد شراب بخورد؛ نبايد گوشت خوك بخورد و بيشتر از اين هم اطلاعي نداشتيم و همين مسايل را هم از تركيه اي ها و يا اتريشي هايي كه رفت و آمد داشتند، شنيده بوديم و مي دانستيم.

تا اينكه، خواهر من با يك مرد ايراني مسلمان ازدواج كرد و از دين مسيحيت خارج شد و به دين شوهرش درآمد. اين براي من سؤال شده بود كه چرا خواهرم از دين آبا و اجدادي اش خارج شده و دين جديدي را اختيار نموده، ديني كه خانواده ما اصلاً آن را نمي شناخت.

گاهي هم كه آنها جلوي ما نماز مي خواندند، پدر و مادر من فكر مي كردند كه اينها آن سنگي را كه بر روي آن سجده مي كنند، مورد پرستش قرار مي دهند.

ما مي ديديم كه قوانين و قواعد دين اسلام، خيلي شبيه دين مسيحيت است؛ مي ديديم كه مسلمانان پس از گذشت 1400 سال، هنوز به دينشان به طور سنتي عمل مي كنند، ولي از دين مسيحيت چيزي به غير از يك پيكره بي جان باقي نمانده- كه عمل، در آن جايي ندارد- همه اينها باعث شد كه روز به روز كنجكاوي من بيشتر شود؛ تحقيقات بيشتري را در مورد اسلام و مسيحيت انجام دهم و در نهايت، در سن 20 سالگي، بعد از اتمام تحصيلات و سربازي، مسلمان شدم و يكي دو هفته بعد از اسلام آوردن نيز، وارد ايران و وارد حوزه علميه شدم. يعني دقيقاً سال 1361 هجري شمسي.

 

* مهمترين انگيزه شما از گرايش به اسلام چه بود؟

** مهمترين انگيزه من، احساس نياز به مذهب و معنويت بود. خوب، آن زمان خيلي با دين اسلام آشنا نبودم. ولي هرچه بزرگتر مي شدم، احساس نياز بيشتري به دين و معنويت پيدا مي كردم. در آن جهان مادي كه ما زندگي مي كرديم، معلوم نبود خدايي هست يا نه؛ براي من، هميشه اين سؤال وجود داشت، ولي جواب خوبي براي آن پيدا نكرده بودم. هرچه در مسيحيت جستجو مي كردم، اشباع نمي شدم، تا وقتي كه با دين اسلام آشنا شدم و آن را عميق و پرمغز يافتم. ديدم در تمام شؤون زندگي دستورالعمل دارد؛ حق و حقيقت در آن موج مي زند؛ اما در اينجا بايد بگويم مهمترين و عميق ترين تأثيري كه در اين زمينه بود، همان عزاداري امام حسين(ع) بود و اينكه امام حسين و اهل بيتش جانشان را در راه حفظ اسلام فدا كردند تا اينكه اسلام باقي بماند و زنده نگه داشته شود تا به دست ما برسد.

 

* سفر به ايران، چه تأثيري در انتخاب راه جديدي كه برگزيديد گذاشت؟

** اول اينكه ديدم مسلمانان به دين خود عمل مي كنند و شاهد آن هم، انقلاب اسلامي بود كه مسلمان شدن من همراه با اين واقعه بزرگ بود و دوم، جدا نبودن دين از سياست و اينكه رهبر اين انقلاب و نهضت بزرگ سياسي، يك شخصيت ديني مثل امام خميني(ره) بود؛ شخصيتي كه ضمن حفظ موقعيت ديني و مذهبي خودش، رهبر يك انقلاب و يك نهضت سياسي بود؛ مردم نيز از او پيروي مي كردند و حتي جان خود را در اين راه، ايثار مي نمودند و اين- ايثار- چيزي بود كه ما در فضاي غرب و مادي اصلاً نمي شناختيم.

اولين باري كه در ايران شاهد عزاداري مردم بودم، براي من جالب بود و تأثير عميقي بر روي من گذاشت؛ زيرا مي ديدم مسلمانان نه فقط در عزاداري بلكه در نهضت و هدف نيز، راه حسين(ع) را زنده نگه داشته و به او تمسك نموده اند.

و قبل از آن هم فيلمي از جبهه ديده بودم كه دامادمان آورده بود و بسيار هم براي ما جالب بود كه، جوانان و بسيجيان اين گونه در راه آرمان خود و در راه دين خود، با تمسك به امام و مقتداي خود، بي آلايش و پاك باخته مي جنگند و از مرز و بوم خود دفاع مي كنند.

 

* موجي كه اكنون در دنياي غرب ايجاد شده، گرايش به معنويت و فرار از ماديت است؛ آيا اين موج به اتريش هم رسيده است؟

** غرب، بعد از آثار خشونت باري كه بعد از جنگ جهاني دوم نصيب آن شد و كشورهايي مثل اتريش و آلمان تا حدود 70 درصد ويران شدند، دچار يك روحيه عمومي ضد خشونت و محبت طلب شد؛ آنان در ابتدا مي خواستند اين نياز به محبت را از طريق مسايل جنسي اشباع نمايند و جامعه غرب در دهه 60 به اين سمت و سو، سوق پيدا كرد؛ اما در اواخر دهه 90 مردم به آثار مخرب اين روش، بيشتر پي بردند و در پي راه ديگري براي به دست آوردن گمشده خود رفتند.

الآن مي بينيم كه مردم با استقبال از «بوديسم»اين راه را برگزيدند و با اعتقاد محكمي به مسايل خرافي بوديسم، به سوي آن سوق پيدا كرده اند؛ براي مثال در بوديسم، مسأله اي كه از آن، به موج انرژي مثبت و مسايلي كه از آن به موج انرژي منفي تعبير مي شود، وجود دارد. آنها مي گويند هر گاه انسان شاد است موج انرژي مثبت او را فرا گرفته و هر گاه اندوهناك است، موج انرژي منفي او را فرا گرفته است؛ ولي هيچ گاه به اين نكته نمي پردازند كه، اين موج انرژي مثبت يا منفي از كجا مي آيد و چه ارتباطي با جهان معنويت يا جهان بعد از مرگ دارد؟ خوب، البته دست اندركاران دولتهاي غربي نيز، از اين بابت خوشحالند كه مردم هنوز به سوي اسلام، گرايش پيدا نكرده اند و از اين واقعه نيز تا مي توانند، جلوگيري مي نمايند؛ تا جايي كه بتوانند اسلام را بد جلوه مي دهند و مردم را از آن دور مي كنند؛ بوديسم را دين محبت و عاطفه نشان مي دهند و آن را دين كاملي معرفي مي كنند. متأسفانه مردم اتريش هم كه از اين قاعده مستثنا نيستند و اين نياز را در خود احساس نموده اند و به اين عقايد گرايش پيدا كرده اند. مسلمانان با ارايه چهره درست اسلام مي توانند اين موج را به سمت صحيح هدايت كنند.

 

* وضعيت مسلمانان در اتريش چگونه است؟

** در بين جمعيت 8 ميليون نفري اتريش تنها 400 هزار مسلمان وجود دارد كه در اين بين فقط 40 نفر شيعه اند.

متأسفانه در غرب تبليغات عليه شيعه بسيار است و به همين دليل شيعيان اتريش در انزوا و با كمترين امكانات براي برگزاري مراسم مذهبي رو به رو هستند. تمام رسانه هاي غربي به اتفاق و با هماهنگي عليه اسلام، تبليغات سوء دارند و از مسلمانان، يك چهره منفي در نظر مردم ساخته اند؛ تا جايي كه، وقتي من مي خواستم به ايران بيايم، پدر و مادرم به من توصيه مي كردند كه، مواظب مردم باش كه، وقتي شعار مرگ بر آمريكا مي دهند، تو را دستگير نكنند!

مردم در اتريش معمولاً از ما شيعيان دوري مي كنند و سعي دارند كه با ما روبرو نشوند؛ بعضي ما را تروريسم مي خوانند و مي گويند شما همه خشونت طلبيد! طبيعتاً ما اگر بخواهيم با اين ذهنيت مقابله كنيم، بسيار سخت و دشوار است و به نيرو و امكانات زيادي نياز دارد، كه متأسفانه ما فاقد اين امكانات و نيرو هستيم. به عقيده من يكي از راههايي كه مي توان در جهت رفع اين شبهه از آن بهره جست زنده نگه داشتن قيام حسيني است. زيرا محتواي قيام امام حسين(ع) بر پايه احياي ارزشهاي انساني نهاده شده است. در همين راستا، شيعيان اتريش جلساتي را تشكيل مي دهند و در روز تاسوعا و عاشورا به عزاداري مي پردازند. البته بيشتر اين عزاداري، به روشِ صحبت پيرامون ذكر وقايع عاشورا و اهداف قيام حضرت اباعبدا...(ع) برگزار مي شود و اخيراً هم، كمي «مرثيه خواني»رونق يافته است؛ البته بسيار مختصر است. براي كودكان نيز برنامه هايي داريم تا بتوانيم آنها را از كودكي، با اهداف حضرت سيد الشهداء(ع) آشنا سازيم.

ما بايد فرهنگ «حسيني»را با فرهنگ مسلمانان كشورهاي مختلف تلفيق كنيم و فرهنگ صحيح عزاداري را به آن كشورها صادر نماييم.

 

    119 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن غرب (167)
●   معنويت (84)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :2

تاريخ ارسال:02/05/1387

تاريخ شمسی نشر:20/04/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب