مقاله «رابطه دين و علم مدرن»، توسط «محمدرضا خاكی قراملكی» نوشته شده و در آخرين شماره از دو هفتهنامه «پگاه حوزه» (شماره 235، تيرماه 1387) منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، بیشك ما در عصر حاضر شاهد اساسیترين چالشها ميان علم و دين در عرصه عينيت هستيم، چالشی خانمانسوز كه به حذف دين، كمرنگ كردن و يا مصادره دين به نفع گفتمان انجاميده است.
آنچه در ادامه میآيد خلاصهای از مقاله فوق است: ستيز و درگيری و چالشهای ميان تمدنهای مادی و سكولار با تمدنهای دين و معنوی به اوج خود رسيده و وضوح بيشتری پيدا كرده است. همين امر به يك بحران جهانی و بشری مبدل شده، كه بسياری از انديشمندان و فلاسفه معاصر را به تكاپو واداشته تا بار ديگر مسأله علم و دين را از نو طرح كنند.
تا مدت زمانی چنين ابراز و القا شده بود كه در درگيری علم و دين، دين به نفع علم و گفتمان تجدد كنار رفته يا حداقل در درون آن به حيات خود ادامه میدهد، ديگر بشر در زندگی رفتاری خود نيازی به آن ندارد. علم بشری كليد سعادت اجتماعی تلقی میشد، اما با ظهور بحران و چالشهای اساسی در حوزه تمدن غرب كه شامل بحرانهای انسانی، اخلاقی، زيستمحيطی و ... میشد. اينك سكولارترين افراد را به فكر و تكاپو انداخته است كه بايستی بار ديگر دين را به صحنه تمدنی و اجتماعی زندگی فرا خواند و از آن برای حل و فصل ياری گرفت.
به عبارت ديگر، ضرورت و نيازی كه خاستگاه دو رويكرد جديد به علم و دين در حوزه تمدن غرب مدرن شده، برای دفع خلأ و نيازهايی است كه خود علم نمیتوانست آنرا به عهده بگيرد، لذا حفظ، بقاء و استمرار پروژه ناتمام تجدد، میطلبيد كه از آموزههای دين و اخلاق دينی، برای مهار سركشی و طغيان تمدن بشری كمك گرفت.
بعضی از انديشمندان، همچون «وايتهد» توجه و ضرورت علم و دين را از منظر تمدنی مورد دقت و توجه قرار دادهاند و بعضی آنرا از منظر حل چالشهای زيستمحيطی كه با نظارت اخلاقی و ارزشهای دينی ميسر میشد، مورد تأكيد قرار دادهاند، اگر چه چنين اقبالی به دين و ارزشهای اخلاقی، پس از دوره طولانی، نگاه حذفی و تحقيرآميز به حضور اجتماعی و تمدنی دين امر شايان توجهی است، اما چنين فراخوانی از حضور و ورود اجتماعی و تمدنی در واقع به گونهای نقش رفوگری برای دين قائل است كه اين بار قرار است دين در جايگاه رخنهپوشی چالشها و ضعفهای تمدنی علم بشری ظاهر شود.
ستيز و درگيری و چالشهای ميان تمدنهای مادی و سكولار با تمدنهای دين و معنوی به اوج خود رسيده و وضوح بيشتری پيدا كرده است. همين امر به يك بحران جهانی و بشری مبدل شده، كه بسياری از انديشمندان و فلاسفه معاصر را به تكاپو واداشته تا بار ديگر مسأله علم و دين را از نو طرح كنند
در تحليل نسبت علم مدرن و دين رويكردهای مختلفی را میتوان ذكر كرد. در واقع جريانهای فكری متعددی، بررسی نسبت علم و دين را به عنوان يك مسأله حياتی و تمدنی از نو دنبال كردند، كه در اين كندوكاوها نيز نهادهای علمی خاصی شكل گرفتند و حل نسبت منطقی علم جديد و دين را دنبال میكردند. پس از دورهای رونق پوزيتيويسم علمی فضای نسبت مساعدی بر طرح مباحث دين و الهيات ايجاد شد.
با موضوعيت پيدا كردن خود مسأله علم و دين به عنوان يك پروژه مستقل تحقيقاتی، الگوها و مدل های مختلفی در نسبت ميان آن دو ارائه شد. شايد بتوان جريانهای مؤثری كه نظريههای مختلفی ارائه كردهاند را در سه جريان فكری خلاصه كرد: جريان تفكر فلسفی (فلاسفه مدرن)، جريان تفكر علمی (دانشمندان )، جريان تفكر كلامی (متكلمين مسيحی).
هر سه جريان فوق با توجه به روش، موضوع، غايت و زبانی كه از علم، تصور و اراده كرده بودند، تبيين خاصی از تناسبات حاكم بر روابط انسان و خدا، انسان و طبيعت و خدا و طبيعت را ارائه و استنباط كردهاند. بر همين اساس نيز مواضعی كه در نسبت علم مدرن و دين اخذ كردهاند دارای تفاوتهای اساسی است. در كل میتوان چهار رويكرد اساسی كه در نسبت علم و دين از نيمه دوم بيستم اخذ شده را بيان كرد: رويكرد تعارضانگارانه، رويكرد تمايزانگارانه، رويكرد تعاملگرايانه، رويكرد وحدتگرايانه كه نويسنده به بررسی هر يك از آنها میپردازد.
دو هفتهنامه پگاه حوزه به صاحبامتيازی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم و مديرمسئولی و سردبيری «سيدعباس صالحی» و با همكاری شورای سياستگذاری متشكل از «عبدالرضا ايزدپناه» و «احمد ترابی» منتشر میشود و به بهای 1500 ريال در اختيار علاقهمندان قرار میگيرد.