باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 120 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جهانى سازى اقتصادى؛ اهداف و برنامه ها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - ایران - به نقل از مركز پژوهش هاى استراتژيك سوريه

مترجم: اسد - شكورپور

 
 

اگر به پديده جهانى سازى با عمق بيشترى نگاه كنيم پى خواهيم برد كه اين پديده مسئله جديدى نيست و طى دوره هاى تاريخى به طرق مختلف تلاش هايى براى تحقق ادغام ها و يا افزايش داد و ستدهاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى ميان ملت هاى مختلف انجام شده است. در نتيجه تحول در روابط تجارى بين المللى، نيروهاى توليدكننده و تحول در نظام سرمايه دارى بحث درباره جهانى سازى در دوران هاى جديد بيشتر شده است. موج اول جهانى سازى مابين سال هاى ۱۸۷۰ الى ۱۹۱۴ رخ داد كه اين موج با كاهش هزينه هاى حمل و نقل توأم بود زيرا حمل و نقل با استفاده از كشتى هاى بادبانى به حمل و نقل با كشتى هاى تجارى و راه آهن تغيير يافت و اين امر با كاهش تعرفه هاى گمركى همراه بود. مسئله اى كه باعث تقويت فعاليت هاى واردات و صادرات شد. در آن زمان كشورهاى استعمارگر نيازمند وارد كردن مواد اوليه از كشورهاى تحت استعمار با هزينه اندك و صدور كالاهاى صنعتى به آن كشورها با قيمت بالا بودند. موج اول جهانى سازى با وقوع جنگ جهانى اول در سال ۱۹۴۰ متوقف شد. موج دوم جهانى سازى از سال

 (۱۹۴۵ - ۱۹۸۰) بود كه مقدمات آن با نشست صاحبان شركت هاى بزرگ به سرپرستى شوراى روابط خارجى امريكا فراهم شد كه هدف از آن توسعه و گسترش فعاليت هاى اقتصادى امريكا در سراسر جهان بود. پس از آن كنفرانس «برايتون ودز» برگزار شد كه بحث هاى انجام شده در آن طى سال ۱۹۴۴ زمينه را براى تأسيس بانك جهانى و صندوق جهانى پول فراهم كرد. در آن زمان نظريه هاى توسعه اقتصادى براى كشورهايى كه به تازگى از نظام استعمارى انگليس و فرانسه خارج شده بودند مطرح شد. شيوه تجارت اقتصادى كشورهاى در حال توسعه به همان شيوه سنتى تجارت با كشورهاى صنعتى بازگشت يعنى تبادل مواد اوليه با كالاهاى صنعتى. موج دوم جهانى سازى با نظريه اى همراه شد كه بيشتر به دخالت در امور اقتصادى كشورها استوار بود. موج سوم جهانى سازى از اوايل دهه ۸۰ قرن گذشته شروع شد و تاكنون ادامه دارد. كشورهاى صنعتى در دهه ۷۰ قرن گذشته شاهد پديده اى موسوم به ركود تورمى بودند و نظريه كينزيه يا همان دخالت اقتصادى از يافتن راه حل مناسب براى معضل فوق ناتوان ماند. اين مسئله باعث شد تا زمينه براى ظهور ليبراليسم جديد فراهم شود كه خواهان عدم دخالت دولت در امور اقتصادى، آزادى بازارها و تجارت بود. صاحب نظران بحث جهانى سازى معتقدند كه جهانى سازى يكى از مراحل بالاى توسعه سرمايه دارى است و اين پديده از خلال سه مكانيزم اساسى متجلى مى شود. اول: وقوع انقلاب در بخش اطلاعات و ارتباطات دوم: حركت اموال فراتر از محدوده مرزها و سوم: توسعه شركت هاى چندمليتى.

جهانى سازى پديده جديدى محسوب نمى شود بلكه آن ثمره تحولات قرن هاى طولانى و چارچوب جديد نظام جهانى به شمار مى رود كه بر نظريه ليبراليسم جديد اقتصادى استوار است و قصد دارد نظام اقتصادى جهانى را راه اندازى كند كه مؤسسه هاى جهانى و بين المللى از جمله بانك جهانى، صندوق بين المللى پول و سازمان تجارت جهانى در آن فعاليت مى كنند. جهانى سازى يك طرح ايدئولوژيك ليبرالى جديد است كه براساس سرمايه دارى استوار است و باعث پيشرفت يك بخش و عقب ماندگى بخش ديگر در سطح يك كشور و يا كل جهان مى شود. اين پديده براساس تشكيل فضاى اقتصادى جهانى براساس اعتماد دوجانبه استوار نيست بلكه برخلاف تبليغات رقابت تجارى و مالى شديد است كه در نهايت شكاف ميان شمال و جنوب را بيشتر مى كند. اما جنبه فرهنگى جهانى سازى از جوانب سياسى و اقتصادى بدتر است. جهانى سازى فرهنگى قصد دارد تا فرهنگ امريكايى را گسترش و با استفاده از وسايل ارتباطى و تكنولوژى هاى پيشرفته ساير فرهنگ ها را به حاشيه ببرد و در واقع آن فرهنگ مصرف گرايى است كه اين مسئله باعث گسترش فرهنگ يكجانبه گرايى، خودبرتربينى و گرايش مادى گرايى غريزى مى شود كه فارغ از هرگونه محتواى انسانى است. گفته مى شود جهانى سازى اقتصادى براى آزادسازى بيشتر اقتصادهاى ملى از دخالت هاى دولتى تلاش مى كند و اقتصاد به بازار سرمايه دارى تبديل مى شود كه برنامه هاى خويش را از سوى صندوق جهانى پول و بانك جهانى دريافت مى كند و تجارت بين المللى كالاهاست و خدمات سرعت مى گيرد و نقش شركت هاى چندمليتى به عنوان عامل اصلى توليد و تجارت بروز مى كند. همچنين جهانى سازى مظهر جديد تقسيم كار در جهان محسوب مى شود و سعى مى كند تا درجه اعتماد ميان كشورهاى در حال توسعه و پيشرفته را بيشتر كند. اما در عمل ملاحظه مى شود كه جهانى سازى باعث رشد نابرابر اقتصادى، تكيه شديد بر ثروت و ازدياد تفاوت در توزيع درآمدها شده است. كشورهاى در حال توسعه با صدمات اقتصادى بزرگى مواجه شده اند و دولت ها سياست هايى را اتخاذ كرده اند كه از سرمايه داران جانبدارى مى كند. زيرا جهانى سازى اقتضا مى كند كه ماليات هاى سرمايه داران كاهش يابد و به آنها مزايا و معافيت هايى اعطا شود تا آنها به سرمايه گذارى جذب شوند. تاريخ استعمار نشان مى دهد كه حمله به بازارها دائماً با اشغالگرى و جنگ همراه بوده و مقاومت هاى ملى در مقابل آنها انجام شده است اما استعمارگرى جديد كه با جهانى سازى همراه است از پيشرفته ترين مراحل استعمار قديم محسوب مى شود.

 

    122 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اقتصاد (136)
●   جهانی شدن (364)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:09/05/1387

تاريخ شمسی نشر:20/04/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب