باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 41 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
پيرامون تكنوكرات هاي ايراني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تكنوكراسي از شعار تا واقعيت عنوان مقاله اي به قلم محمد مهدي بهداروند است. نويسنده در اين مقاله ضمن بيان تاريخچه تكنوكراسي، تحليل خود را پيرامون تكنوكرات هاي ايران بيان نموده است. در زير اين مطلب را مي خوانيد:
 
   ● نويسنده: محمد مهدي - بهداروند

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

در سال 1391 اولين بار هوار اسكات اصطلاح تكنوكرات را به كار برد، ولي با بكارگيري اين اصطلاح از شاگردان وبلن ياد مي كرد كه براي دوري از نوسانات اقتصادي و احتراز از بحران، هوادار وجود مديريت در اقتصاد بودند.

پس به واقع جريان عيني تكنوكراسي را بايد در خلال بحران بزرگ اقتصادي آمريكا (3391-9291) جستجو نمود كه حركتي براي مهار اين بحران بود. بعد از جنگ جهاني اول گروهي تكنوكرات با محور قرار دادن «انرژي توليد» عرصه دولت را در اختيار گرفتند و به سستي بنيان سيستم اقتصادي حاكم كه براساس مكانيسم قيمت ها بود اعتقاد داشتند و آن را حداقل در ناحيه آمريكاي شمالي منسوخ مي دانستند.

و به عنوان تحليل تاريخي پديده تكنوكراسي بايد گفت: تكنوكراسي همان حقيقت تقسيم كار بين علم و دين در تئوري معروف پس از رنسانس كه در خاتمه به نفع علم، دين حذف مي شود و در اين زمينه، براي دستيابي به ريشه تحليلي اين پديده بايد افزود كه تمدن در سه مرحله قابل بررسي است:

عصر اول) عصر كشاورزي كه حدود 01 هزار سال پيش با اختراع كشاورزي آغاز شد،

عصر دوم) عصر صنعتي كه با انقلاب صنعتي آغاز شد و حدود 003 سال به طول انجاميد،

عصر سوم) دوران فعلي كه حيات شگفت انگيزي در جريان است و به گمان برخي متعلق به كساني است كه فكر مي كنند داستان حيات بشر تازه آغاز شده و بايد متحول شود در اين عصر تمدن نوين در حال شكل گيري و تكون است.

عصر دوم، زندگي را در بخش هاي مهمي از جهان دگرگون ساخت و هنوز هم به پيشروي خود ادامه مي دهد، اصل مهم حاكم بر جوامع عصر دوم ايجاد زمينه هاي تخصص و تقسيم كار جديد بود. اين پرسش كه «چه كسي بايد امور را اداره كند» مخصوص عصر دوم است و تا قبل از انقلاب صنعتي دليلي براي مطرح شدن نداشت صنعت جامعه را به هزاران بخش به هم پيوسته تقسيم نمود و لذا لازم بود كه كسي همه چيز را به شكلي متفاوت به يكديگر ربط دهد. اين نياز انواع تخصص ها را پديد آورد. در اين ميان براي نقش ها تعريف جديدي ارائه شد و هر كسي به شغلي گمارده شد و معلوم شد كه چه كسي چه نوع حرفه و تخصصي را بايد دارا باشد و در ازاء آن چه نوع و چه مقدار پاداش بايد دريافت نمايد؟!

بنابراين در سراسر جهان، در جوامع صنعتي سوسياليستي و سرمايه داري الگوئي مشابه پديدار گشت، در كشورهاي سرمايه داري شركت هاي عظيم و در كشورهاي سوسياليستي سازمان هاي توليدي و ماشين غول آساي دولت به انجام اين امر اشتغال داشت در اينجا بود كه تكنيسين ها از طرفي، قدرت خود را در سلسله مراتب نخبگان سازمان يافته و در سطحي بالاتر، نفوذ دادند و سررشته امور را بدست گرفتند و از طرف ديگر در جريان سال هاي اخير نيز صاحبان قدرت هاي كلان سياسي به مناسبت فقدان اطلاعات فني ناگزير به مراجعه به افراد صلاحيت دار فني بودند و آنها را به عنوان مشاور متخصص انتخاب مي نمودند به نظر فريش «Frich» فرماندهان فني يا تكنوكرات ها غير از مديراني هستند كه آمريكائي ها به آنها (Manaya) مي گويند (Manaya) عموما مديران صنعتي هستند كه بدون داشتن مالكيت وسايل توليد به سرمايه ها دسترسي داشته و بر آنها نظارت مي كنند اما عملشان مانند عمل تكنوكرات ها اساسي و تعيين كننده نيست، حكومت تكنوكرات ها در حال حاضر به صورت رژيم علني نيست بلكه به طور پنهاني در زير پوشش تاسيسات ملي يا فوق ملي عمل مي شود.

به عقيده بارنهام (Burnham) هر انقلاب معاصر به ناچار قدرت را در دست صاحبان فن متمركز خواهد نمود. البته اين نفوذ كم كم به رهبري تفكر تكنوكراسي و حكومت بر فرماندهان فني مي انجامد كه لازمه اين كار وجود تأسيسات دموكراتيك در تمام مراحل و درجات است به دليل آنكه اگر انديشه هاي خاصي بخواهد رشد كند بايد محيط متناسب با آن انديشه ها هم مهيا باشد فلذا شرايط به گونه اي فراهم مي شود كه بتواند هوس و فكر را به سمت ماديت تحريك نمايد! دانستن اين نكته در مورد روش تكنوكراتها خالي از لطف نيست كه اينان اگرچه با مجموعه بزرگ اوضاع و احوال سازماني روبرو هستند با وجود اين هرگز خود را به درجه مطالعه و ملاحظه خوشبختي عمومي بالا نمي برند. دليل اين مسئله اين است كه چنين موضوعاتي در نظر تكنوكراتها به منزله آرمانهاي ايده آليستي است. تكنوكرات خود را مرد عمل و مبدع حركت جامعه مي دانند و لذا آرمان گرايي را در مغايرت كامل با چنين عنواني كه از نظر او ملازم واقع بيني است مي بينند! به همين دليل در اغلب موارد پيچيدگي واقعيتهاي جامعه شناختي و سياسي براي آنان بيگانه و مبهم باقي مي ماند!

در ايران نيز صاحبان اين تفكر در جريان پنجمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي با شعارهاي خاصي پا به ميدان نهادند و با راه اندازي يك تشكيلات فرهنگي سياسي با نام كارگزاران نظام اسلامي اعلام موجوديت نمودند.

 

شعارها و واقعيت ها

1- تكنوكراسي و تكنوكرات ها جريان فرهنگي سياسي مطرح در برهه انتخابات مجلس پنجم بودند كه با شعارهاي عزت اسلامي و توسعه و آباداني ايران اعلام حضور نمودند.

تحليل فرهنگي پيرامون اين ديدگاه بيانگر نيات و مقاصد آنان در بازسازي ايران عزيز مي باشد. تكنوكراسي همان حقيقت تقسيم كار بين علم و دين در تئوري معروف پس از رنسانس مي باشد كه در خاتمه به نفع علم حذف دين صورت مي گيرد.

بررسي شعارهاي اين ديدگاه در عرصه تبليغات اجتماعي با اصل و مبناي فكري آنان دوگانگي جدي دارد كه برآنيم آن را به تصوير كشيده و همگان را نسبت به خطر جدي آنان در نظام مقدس اسلامي متوجه سازيم.

تحليل مورد نظر براساس موضع گيري فرهنگي استوار بوده و بدور از غوغاسالاري سعي در تبيين سياست ها و مباني اين مقوله ظاهراً جديدالتأسيس مي باشد. هر چند اين تفكر در ميان عده اي از مسئولين اجرائي جايگاه ويژه اي دارد ولي بايد توجه داشت تمام تلاش و كوشش و جهت گيري مسئولين خدمت به انقلاب اسلامي است و اين تحليل از باب تذكري از ناحيه فرهنگ برنامه ريزي است.

 

2- شكي نيست كه ايران و در حقيقت انقلاب مقدس اسلامي به عنوان ابرقدرتي مقتدر در موازنه قدرت بين المللي مطرح مي باشد و اين نكته را دوست و دشمن در صورت دقت نمودن شهادت خواهند داد و هيچگونه ابهامي در آن وجود ندارد.

انقلاب اسلامي انگيزه هاي مذهبي دنيا را به حركت درآورده و اين پتانسيل آزاد شده، در پشت سر آن قرار گرفته و در واقع قدرت مذهب را در عالم بالا برده و تحرك مذهبي را در جهان ايجاد نموده و موازنه قدرت را به نفع دين تغيير داده است.

بنابراين در شرايط فعلي، سرپرستي بين المللي بدست ايران و سردمداران نظام اسلامي كه به عنوان رهبران اين انقلاب شناخته مي شوند هست و اين قدرت، قدرتي است كه در عالم در رده قدرت ابرقدرت هاست و بلكه تنها ابرقدرت اوست و شاهد براين مطلب اين است كه ابرقدرتهاي موجود قدرت مقابله با او را ندارند و تاكنون با تمام توان سياسي، فرهنگي، اقتصادي خود نتوانسته اند او را از ميدان بدر نمايند و حتي قادر نبوده اند بالندگي او را در دنيا از بين ببرند.

 

3- بنابراين به عنوان يك گمانه قوي اين مسئله وجود دارد كه انقلاب اسلامي به عنوان يك ابرقدرت اساسي در دنيا مطرح است و سرپرستي و رهبري انقلاب هم با نظام انقلاب اسلامي ايران مي باشد. لذا توجه به اين نكته ضروري و قابل تأمل است كه ما دررده مسئوليت به كساني نيازمند هستيم كه به اقتدار اسلام در عالم فكر نمايند. يعني به فكر بر هم زدن موازنه قدرت آنهم در سطح نسبت بين المللي به نفع اسلام باشد. مسلماً افرادي كه تمام هم و غم آنها در احداث سد و آب و نان و... است و بيش ازاين افق فكرشان نمي كشد، و تنها بدرد مديريت كارهاي بسيار خرد آنهم براي كشورهاي ضعيف و بينوا مي خورند.

 

4- با توجه به اين نكات در شرايط كنوني دو راه بيشتر در مقابل ما قرار ندارد:

الف) به اقتدار اسلامي در عالم بينديشيم و اين رهبري و نيرو را كه خداوند متعال به ما عطا كرده قدر دانسته و نگذاريم اين رهبري از بين برود و سعي شود همواره سردمداري انقلاب اسلامي را بدست گرفته و موازنه قدرت را به نفع مذهب برهم بزنيم و اقتدار مذهب را در عالم بالا ببريم كه قطعاً اين حركت امكانات اقتصادي و فرهنگي را به دنبال خود خواهد آورد. به عبارت ديگر اين قدرت سياسي را پشتوانه توسعه مملكت خودمان قرار دهيم تا اقتدار فرهنگي و اقتصادي نظام اسلامي مان را بدست آوريم.

ب) روي گرداندن از تقويت قدرت انقلاب اسلامي و رهبري ولايت مطلقه فقيه و تنها به فكر بازسازي كشور آنهم بر مبناي الگوهاي علمي و سرمايه داري موجود.

پيامدهاي اين روش دركندكردن روند انقلاب اسلامي عبارتند از:

الف- در عرصه بين المللي دائماً موضع گيري هايمان براساس احتراز از درگيري با قوانين بين المللي باشد.

به عبارت ديگر در دنيا مواضع انقلاب را اعلام ننماييم و اين به معناي سازش با قدرتها مي باشد كه در رأس آنها آمريكا است.

ب- پائين آمدن اقتدار سياسي انقلاب در سطح دومين عارضه اين ديدگاه و روش مي باشد. شكي نيست كه جهان حركتهاي اقتصادي، اگر همراه با اقتدار سياسي نباشد، قطعاً به نتيجه اي نخواهند رسيد و حتي بدون داشتن اين پشتوانه، ابرقدرتها و من جمله آمريكا مي تواند با يك محاصره شديد و حتي در شكل محاصره دريائي در ايران قحطي ايجاد كند. علت اينكه غرب اين كار را تا حال مرتكب نشده است و نظير حمله به عراق توسط جنگنده ها به ايران حمله نكرده است نه به دليل اين است كه ما واقعاً در موازنه اقتصادي به عنوان قدرتي مطرح هستيم بلكه بدين دليل است كه اين انقلاب از پشتوانه سياسي قوي برخورد مي باشد و دليل بر اين ادعا اينكه در صورت نداشتن اين پشتوانه سياسي دشمن با قراردادهائي مانندگات به راحتي مي تواند شيطنت كرده و بر ايران خط بطلان بكشد و همه منابع او را صفر به حساب بياورد.

 

5- برنامه ريزي براساس ديدگاه دوم منجر به سازش سياسي و از دست دادن پشتوانه سياسي مي شود كه مساوي با ركود شديد اقتصادي و در نهايت عامل اين مسئله خواهد گرديد كه ايران ذلت بارتر از زمان شاه منحوس مبتلا گردد زيرا اين بار دشمن مهلت نمي دهد و با از دست دادن اقتدار سياسي بهترين موقعيتي است تا بدتر از صدام بر سر ما بياورد. لذا اين اقتدار سياسي بين المللي انقلاب است كه عامل سرافرازي او در جهان است و اين اقتدار، اقتدار تكنيكي و تكنولوژيكي نيست بلكه عمدتاً اقتدار سياسي است كه داراي پشتوانه انساني مي باشد. بنابراين دو موضع گيري در حال حاضر وجوددارد كه هر دوي آنها در بين مسئولين محترم نظام داراي طرفدار و هوادار است كه يكي اعتقاد دارد كه نيازي نيست كه ما با دنيا درگير شويم بلكه بايد به دنبال بازسازي باشيم و حتي بايد زندگي مسالمت آميزي را با دنيا داشته باشيم كه بتوانيم در سايه آن امكاناتي را جمع كنيم، مثلاً در سايه امنيت ملي و بين المللي كشور را بازسازي كنيم، لازمه اين موضع گيري تحقير ملت ايران و از دست دادن شوكت و وجهه انقلابي است. البته اين نكته قابل دقت است كه اين نوعي تخيل است كه اگر اين روند را خوب پي گيري نمائيم، مي توانيم به نحو جدي و اساسي كشور خود رابازسازي نمائيم زيرا امكان بازسازي با اين روند رشد و توسعه صنعت از درصد بالائي برخوردار نيست.

براساس نظريه اول محور، حفظ موازنه قدرت اسلام در عالم مي باشد. لذا مسئله بازسازي ايران نسبت به آن مسئله اي تبعي مي باشد و لذا بايد بازسازي اقتصادي هماهنگ با فرهنگ انقلاب صورت گيرد و نه اينكه بازسازي اصل و روابط بين المللي سياسي فرع آن قرار گيرد.

حاصل اين روند، توسعه قدرت اسلام در جهان و در نتيجه توسعه سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايران به عنوان كانون اين قدرت قرار مي گيرد و اين كاري است كه انقلاب اسلامي تاكنون آنرا انجام داده است.
 

    493 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)
●   تكنوكراسي (3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1383

تاريخ شمسی نشر:24/02/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب