جهان امروز كه با واژه «پسامدرن» - كه بسیار هم مورد سوءاستفاده واقع شده - توصیف گردیده، جهانی «پساصنعتی» نیز هست. فضایی كه در آن، ظاهرا دین و مفاهیم دینی، خود را بگونه ای شگفت انگیز تحت تاثیر علم و تکنولوژی می بینند. ولی آیا واقعا اینگونه است؟
واقعیت اینست که ما در جهانی زندگی میکنیم، به نیایش می پردازیم و می گرییم كه دارای نظام های مخابراتی پیشرفته و تكنولوژی مدرن است، جهانی دیجیتالی و گیج كننده كه در حال تغییر دادن همه چیز است. معنویت و دین، به سادگی زندگی دیجیتالی و تكنولوژی مدرن را می پذیرد و دین یك همزیستی شگفت آور با «فرهنگ مجازی» را به نمایش می گذارد. شاید، دلیل این امر آن است كه - به دور از تضعیف حساسیت های دینی - با استفاده از تكنولوژی های پیشرفته ارتباطی، تبلیغ معارف دینی بسیار آسان گشته و فضایی جدید فراهم آمده است: یك فضای سیبرنتیكی برای پنداشت دینی. زیرا اگر دین، احساس ما را در خصوص واقعیت تغییر می دهد و موجب می شود كه احساس از پیش تنظیم شده ما در خصوص امر واقعی (real) و امر ممكن (Possible) - به واسطه اینكه در معرض چیزی فرا واقعی قرار گرفته ایم - تغییر کند؛ انقلاب ارتباطاتی نیز توانسته است در مورد «واقعیت مجازی» با ضربه زدن (click) به موس، قدرت «دیدن» پایگاه های اطلاعات رسانی (sites) در فضای سیبرنتیكی را به ما ببخشد و بر مفاهیم دینی بیفزاید. ما دگرگونی در احساس خویش را - در مورد آنچه كه واقعی است - آغاز كرده ایم. اما آیا این، همان چیزی نیست كه هر شخصیت دینی - از انبیای یهودی تا مبلغان تلویزیونی انجیل - رویای تحقق آن را در سر داشته اند؟
آیا ظهور این امر پایان تسلط واقعیت مادی و گشودن دیدگان ما - به گونه ای دیگر - به گستره ای فراتر از واقعیت، كه محدوده های تحمیل شده بر ما به واسطه «حضور» و فعلیت» را از بین می برد، نیست؟
آیا این همان چیزی نیست كه از هنگامی كه موسی(ع) تبر خویش را به دست گرفت و به سوی گوساله طلایی رفت (چون سامری سعی داشت تعالی خداوند را با موضوعی فیزیكی بیالاید) قصد انجامش را داشته است؟
اما چگونه ممكن است كه تا نهایی ترین حد، به خدا عشق بورزیم در حالی كه همچنان به تكنولوژی مدرن نیز عشق می ورزیم و از مضامین غیرواقعی، مجازی و خیالی تكنولوژی هم لذت می بریم؟
چه نوع ارتباط باطنی فیمابین خدادوستی و تكنولوژی دوستی، فرشتگان و تكنولوژی های كامپیوتری، دین و شركت های اینترنتی روی داده است؟
ارواح مجازی اگر فیلسوفان و مشاوران سرمایه گذاری بودند؛ ما همگی مفلس می شدیم. آنها از قرن ۱۹ به این سو، با اطمینان و قاطعیت ما را متقاعد ساختند كه خدا پایان یافته است یا به زودی چنین خواهد شد. آنان گفتند: دست كم این است كه الوهیت و خداجویی دیگر احساس نمی شود و به سختی می توان انتظار داشت كه احساس خداجویی و گرایش به معنویت به اندازه یك هفته دوام بیاورد.
اما امروز ما در سپیده دم قرن ۲۱ هستیم و دین، همچنان زنده و شاداب باقی است و بر خلاف گفته نیچه که: «خدا مرده است» نه تنها خدا نمرده است، بلکه ایمان و اقرار به خدا به رشد خویش ادامه می دهد، و امروز نه تنها در جهان سوم و كشورهای توسعه نیافته - در آنجا که روزهایی هست كه تنها چیزی كه شما می اندیشید، فرو افتادن بر زانوان است و دعا جهت مداخله اراده خداوند در گره گشایی از مشکلاتتان - بلكه همچنین در ایالات متحده جایی كه مطابق آخرین نظرسنجی ها، ثروتمندترین مردم (بر طبق برخی مطالعات حدود ۹۵ درصد) ادعا می كنند كه معتقد به خدایند و ایمان و اعتقاد دینی در همه جنبه های زندگی آنها شكوفا است.
از اعضای وصله پوش آكادمی دین در آمریکا گرفته تا مردم عادی و كشیش ها، امروزه شمار حیرت انگیزی از مردم ادعا می كنند كه به فرشتگان معتقدند و آمار بینندگان برنامه های مذهبی تلویزیونی همچون «لمس شده بوسیله یك فرشته» Touched by an Angle بسیار بالاست .
بیشتر مردم به خدا اعتقاد دارند و طبق نظر سنجیها بیشتر مردم همچنین اعتقاد دارند كه به آسمان خواهند رفت. شاید فروش کتاب «استفن كینگ» در خصوص حوادث خارق العاده و ماوراالطبیعه که چندین بار او را میلیونر ساخت جالب توجه باشد. هركس كه ذائقه ای برای این گونه امور داشته باشد، می تواند پی در پی داستان های قابل توجهی درباره همه نوع حوادث نامتعارف و مداخله در زندگی های مردمان، از زبان كسانی بشنود كه مهمان میزگردهای هر روزه تلویزیونی هستند. از هر كتاب فروشی زنجیره ای مثل «بوردرز» یا «بارنز و نوبل» كه بازدید كنید، تقریباً به همان اندازه كه در مورد آخرین و جدیدترین نسخه ویندوز مایكروسافت، كتاب پیدا می كنید، به كتاب هایی در مورد مسایل معنوی و مذهبی نیز برمی خورید. حاصل پژوهش جدیدی كه در موضوع «فرشتگان» از پایگاه اطلاعاتی آمازون به عمل آمد، ۲۴۱۶ عنوان بود و شما می توانید تنها با یك تقه بر موس كامپیوترتان، هر یك از این كتاب ها را بی درنگ خریداری كنید. با این تقه بر موس، سیگنالی از این سو به آن سوی فضای مجازی، برای یك فروشگاه مجازی كتاب می فرستد كه «حاوی» میلیون ها كتاب است! سرعت ارسال پیام نیز به اندازه سرعت نور یا سرعت خارج شدن روح از جسم است. بدین سان، ما با یك وضعیت حیرت انگیز یا بهتر بگوییم غیرممكن روبه رو می شویم: شكوفایی همزمان علم و دین. ما در جهانی زندگی می كنیم كه پیچیده ترین دستاوردهای علمی و تكنولوژی مدرن، نه تنها با دین سنتی، بلكه همچنین با خشك ترین عقاید دینی و یا با معنویت عصر جدید و عقیده به همه انواع پدیده های باور نكردنی نیز همزیستی دارند. اما این موج به این اندازه محدود نمی شود. هر چند بیشتر مردم به خداوند معتقدند و عده زیادی از آنها عقایدی سنتی دارند اما ظهور و انتشار این همه مشربها و فرق غیر سنتی و غریب دیگر كه رخ داده، نیز پدیده جالبی است.
بر طبق نظر فیلسوفان اثبات گرای قرن ۱۹، هیچ كدام از این امور، سنتی یا حاشیه ای (جریانهای دینی اصلی یا ناشناخته) نمی بایستی تا به امروز ادامه حیات می دادند. رشد و گسترش سریع علم و تكنولوژی قرار بود كه فرجام دین كهنسال را اعلام نماید. اما چرا با پیشرفت سریع تحقیقات علمی، هم ادیان سنتی و جدید گوناگون شکوفایند.
همه این ها همچون تداوم یك امر در مقابل مدرنیته است. هنگامی كه به دین می رسیم، می بینیم كه دو جریان رقیب مدرنیته - یعنی روشنگری و رمانتیسیسم - هر دو بر خطایند.
فلسفه روشنگری با سرخوردگان و دلسردان توده، دچار سرخوردگی و دلسردی شد. بیاد آورید مردان روشنگر سرسختی را كه مطمئن بودند تصورات دینی به مانند قارچ هایی هستند كه در نور عقلانیت علمی، فاسد خواهند شد و از بین خواهند رفت. اما رمانتیك ها كه نمایانگر روی دیگر سكه روشنگری بودند نیز كمتر بر خطا نبودند. رمانتیك ها، هراسان و سوگوار «فرار خدایان» در حمله تكنولوژی مدرن بودند. همان نكته ای كه مجدداً در قرن بیستم، مارتین هایدگر - فیلسوف آلمانی - مطرح كرد. اما هایدگر و رمانتیك ها هر دو در فكر «تكنولوژی های دودآلود» چركین بودند نه در فكر جهان مدرن پساصنعتی «تمیز» كه به روشنی الكترون است و به تلاشی بیش از تقه بر یك موش واره نیاز ندارد.
رقابت كهن تكنولوژی و دین، در معادن خاك آلود و كارخانه های كثیف انقلاب صنعتی شكل گرفته نه در جهان فضای مجازی پساصنعتی. اما آنچه امروز سلامتی ما را جداً با تهدید مواجه می كند، بیماری ریوی نیست بلكه بیماری سندرم حاد درد مچ یا ضعف بینایی است که به واسطه نشستن در مقابل كامپیوتر - در سراسر روز - ایجاد می گردد
امروزه، هنگامی كه ما بر امواج الكترونیكی ای سوار می شویم كه از سیم های غیرقابل مشاهده جهان وسیع مجازی نشات می گیرند، به مانند ارواح پاك اوج می گیریم، به سهولت سفر می نماییم و با سرعتی خیره كننده تمام فاصله های حیرت آور را می پیماییم. ما تصور قدیمی در خصوص «ماده» را با عنوان اینكه ماده چیزی است متراكم، گنگ، سخت و پرسروصدا كه فضا را اشغال می كند و بیكار و منتظر نشسته تا جنباننده ای حركتش دهد (ارسطو)، یا چیزی كه آنقدر به شكلی احمقانه و بی معنی حركت می كند تا چیز دیگری متوقفش نماید (نیوتن) - و در هر مورد فاقد هوش و حواس برای انجام عملی قائم به خویش است - احمقانه و بی ارزش جلوه می دهیم. امروزه ما می آموزیم كه چگونه از شر ماده خلاص شویم.
ما دیگر نیازی به فروشگاه های خرده فروشی فیزیكی كه به فروش اجناس خود می پردازند، نداریم. همچنین محتاج آن نیستیم كه در جست وجوی ماشینی با قیمت بهتر، خود را با زحمت فراوان از اینجا به انجا كشیم، و نیز لزومی ندارد كه تند و تند به كتابخانه برویم، از پلكان های آنجا بالا و پایین رویم و قفسه های متعدد و گرد گرفته آنجا را جهت یافتن كتابی زیرورو نماییم. خیر، هنگامی كه ما می توانیم در عرض چند ثانیه سوار بر امواج اینترنت شویم و تنها با یك تقه كتابی را سفارش دهیم، یا حتی متن مورد نظر خویش را از یك پایگاه داده های الكترونیكی بارگذاری نماییم، دیگر آن كارها را نخواهیم كرد.
فرهنگ لغات طبقه بندی شده انگلیسی آكسفورد، اكنون آن لاین است، در حالی كه هر چیزی كه دانش پژوهان در خصوص آبای كلیسا نیازمند دانستنش هستند، تنها با یك تقه بر كامپیوترشان به بانک اطلاعاتی مسیحی Patrologia Latina وPatrologia Greeca دسترسی می یابند. حتی دایره المعارف بریتانیكا نیز در قالب جریان الكترون های فشرده شده و در فضای مجازی اینترنتی قرار گرفته است.
این دایره المعارف اینترنتی با قفسه های بلوطی رنگ حیرت انگیزی جایگزین شده كه همه ۹۰ جلد كاغذی آنرا در بر میگیرد. هنگامیکه شما در یك نوشتار اینترنتی با یك متن hypertext مواجه می شوید، فی الواقع دعوت شده اید به اینكه پهنه فضای مجازی اینترنتی خود را بگسترانید، صفحه ای كه در حال خواندنش هستید را ترك كنید، خویشتن را از محدوده اتاقی كه در آن نشسته اید فراتر برید، در طول دریاها سفر نمایید، وارد یك كتابخانه قدیمی شوید و یا برخی سایت ها را كشف كنید كه تنها به اندازه یك نقطه و یا یك تقه بر موش واره از شما دور هستند. ما می توانیم بدون اینكه حتی یك سانتی متر بدن های سنگین و پرچربی خویش را حركت دهیم، از این سو به آن سوی فضا سفر نماییم، به درون لیست كركره ای برویم، نسخ خطی قدیمی لاتین را از كتابخانه های دوردست فرا بخوانیم، یا صدای مردمی را بشنویم كه با سیستم واژه پرداز خودمان درباره شان می نویسیم و یا چهره شان را هم ببینیم.
ما تلفن های همراه خود را به دست می گیریم، به جایی می رویم كه سیگنال ها به راحتی از دیوارهای ضخیم عبور می كنند و ما را بلادرنگ با سرتاسر قاره ها و اقیانوس های پهناور پیوند می دهند و اینها همه در حالی است كه ما در حال گشت وگذار در مراكز خرید هستیم و یا سعی می كنیم با دست دیگرمان فرمان اتومبیل را بگیریم (تعجبی ندارد كه میزان تصادف هم بالا می رود).
این تكنولوژی های ماهواره ای از فضا به احساس ما جریان یافته اند: آنها احساسی از كار و زندگی را در خصوص یك سیاره چرخان برانگیخته اند كه به دور خورشید می چرخد. آنها احساس ذاتی ماقبل كوپرنیكی ما - در خصوص اینكه زمین ثابت و مسطح است را برمی آشوبند. ما بدون زحمت لیسیدن یك تمبر، برای مردم سرتاسر جهان كه در مكان ها و زمان های مختلفی واقع شده اند، نامه الكترونیكی(Email) می فرستیم. ما آرام آرام از فربهی واقعیت های مادی می كاهیم و این كار را به واسطه امواج الكترون ها كه با شتاب به این سو و آن سو می روند، انجام می دهیم.
ما انقباض بدن هایمان را از زمین زیر پایمان و فضای احاطه كننده ای كه ما را در بر گرفته است، درهم شكسته ایم و به آنها اجازه داده ایم كه با سرعتی الكترونیكی در سراسر فضا به پرواز درآیند. اگر هایدگر دوست داشت مصرعی را از «فردریش هولدرلین» - شاعر رمانتیك آلمانی - نقل كند: «انسان، شاعرانه بر زمین سكنی گزیده»؛ ما امروزه به جریان بزرگتری از سفر مجازی اینترنتی در اطراف زمین دست یافته ایم. ما روشی را برای تقلید از فرشتگانی كه برای آزادی پولس مقدس و پطروس رسول از زندان مداخله كردند (اعمال رسولان، باب ۵ عبارت ۱۹، باب ۱۲ عبارت ۷)، پیشگویی می كنیم و بدن های خویش را در قالب رشته های نازكی كه از جسم جامد دیوارها عبور می كنند، عرضه می نماییم. به مانند مشاهده رستاخیز عیسی كه حواریون را وحشت زده كرد. نتیجه آنست که مجادله كهن میان ذهن و ماده به سرعت كهنه می شود. عصری كه در شرف تكمیل پروژه ژنوم انسانی است، چگونه می تواند همچنین شاهد نظریه تكامل به عنوان یك درس اجباری در برنامه های زیست شناسی دبیرستان ها باشد،
همگی این مطالعات بدین منظور است كه جایی را برای آموزش آفرینش باوری و نیز داستان چگونگی نشات گرفتن ما از دو انسان كه در پرتو فریب ابلیس ترغیب شدند میوه ممنوعه را بخورند، باز كند؟
امروزه روشنفكران شگفت زده شده اند كه مردم چگونه این عقاید و مفاهیم را در مغزهایشان فرو می كنند؟ چرا خدا نمرده است - با آنکه تصور می رفت كه چنین شود - چرا خدا به سرنوشت هیئت و نجوم بطلمیوسی دچار نشد؟
بخشی از پاسخ شاید این باشد كه تكنولوژی های ارتباطی پیشرفته، عملاً به تضعیف (ماده باوری كهن) پرداخته و به میزان زیادی از ثبات و پایداری جدی، فشرده و سنگین جهان مادی کاسته اند.